
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ قدیمترها در مدارس، موضوعی با عنوان «علم بهتر است یا ثروت؟» مطرح میشد و دانشآموزان تقریباً بدون تردید علم را انتخاب میکردند. یکی از استدلالهای رایج این بود که اگر علم داشته باشی، میتوانی از طریق آن ثروت به دست بیاوری، اما با ثروت نمیتوان علم خرید.
امروز اما این معادله در بخشهایی از نظام آموزشی کشور شکل دیگری پیدا کرده است. سالهاست بازار خرید و فروش آثار علمی شکل گرفته؛ بازاری که در آن میتوان با پرداخت هزینه، پایاننامه، مقاله، تحقیق و حتی مدارک دانشگاهی تهیه کرد.
این پدیده که در گذشته بیشتر به شکل زیرزمینی و پنهانی فعالیت میکرد، بهتدریج آشکارتر شده است. تبلیغات این مؤسسات تنها محدود به فضای مجازی نیست و در برخی نقاط شهرها نیز میتوان نشانههای فعالیت آنها را مشاهده کرد. در تهران، محدوده میدان انقلاب و خیابانهای اطراف آن سالهاست به یکی از شناختهشدهترین مراکز این بازار تبدیل شده است.
از تحقیق دانشآموزی تا رساله دکتری
بازار خرید آثار علمی تنها به دانشجویان تحصیلات تکمیلی محدود نمیشود. گزارشهای موجود نشان میدهد افرادی برای انجام تحقیقات ساده دانشآموزی نیز به این مراکز مراجعه میکنند؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله فقط «پایاننامهفروشی» نیست، بلکه با پدیده گستردهتری به نام برونسپاری یادگیری و پژوهش مواجهیم.
در این بازار، قیمت خدمات بسته به مقطع تحصیلی، موضوع و نوع اثر علمی متفاوت است و برای طیف گستردهای از موضوعات، خدمات ارائه میشود. در چنین شرایطی، فرآیند تحقیق که باید دانشجو را به سمت مطالعه، تحلیل، مسئلهیابی و تولید دانش سوق دهد، به یک خرید ساده تبدیل میشود.
پیامد چنین روندی نیز روشن است؛ دانشجویی که به جای انجام پژوهش، محصول آماده دریافت میکند، عملاً بخش مهمی از مهارتهایی را که قرار است دانشگاه به او بیاموزد، فرا نمیگیرد.
آمارهایی که زنگ خطر را به صدا درمیآورد
بر اساس آمارهای ارائهشده درباره برخوردهای قضایی با فعالیتهای مرتبط با تقلب علمی، از سال ۱۳۹۷ شکایتهایی علیه سایتها، کانالها، گروهها، اشخاص و مؤسسات فعال در زمینه تهیه و فروش آثار علمی متقلبانه در مراجع قضایی مطرح شده است.
بر اساس این آمار، در مجموع علیه ۴۰ شخص حقوقی، ۴۶ شخص حقیقی، ۵۷ سایت و کانال فعال غیرمجاز و ۱۳۸ خط تلفن ثابت یا سیار شکایت شده است.
پروندههای تشکیلشده نیز موضوعاتی همچون تبلیغ فعالیتهای علمی غیرمجاز، تهیه و فروش پایاننامه و مقاله و جعل مدارک دانشگاهی را دربر گرفته و در مستندات مربوط، از ۱۵۰۰ مقاله، ۵۰۰۰ پایاننامه و رساله و شمار قابل توجهی مدارک تحصیلی جعلی نام برده شده است.
نکته قابل توجه دیگر آن است که طبق همین مستندات، بیش از ۹۰ درصد قراردادهای شناساییشده مؤسسات و مدارک دانشگاهی جعلی مکشوفه، به دانشگاههای غیردولتی مربوط بوده و سهم دانشگاههای دولتی کمتر از ۱۰ درصد اعلام شده است.
چرا دانشجو به خرید پایاننامه میرسد؟
پایاننامهفروشی را نمیتوان تنها با متهم کردن دانشجو به تنبلی توضیح داد. بخشی از کارشناسان و دانشگاهیان، ریشه این مسئله را در ساختار نظام آموزش عالی جستوجو میکنند.
فشار برای فارغالتحصیلی، هزینههای تحصیل، طولانی شدن فرآیند پژوهش، کمبود امکانات آزمایشگاهی، ضعف آموزش روش تحقیق و مقالهنویسی و دسترسی محدود برخی دانشجویان به استادان از جمله عواملی هستند که میتوانند دانشجو را به سمت استفاده از خدمات آماده سوق دهند.
در چنین شرایطی، دانشجویی که برای انجام یک پژوهش ماهها درگیر مشکلات اداری و اجرایی میشود، ممکن است خرید یک تحقیق آماده را راهی برای کوتاه کردن مسیر تحصیل بداند.
از سوی دیگر، نظامی که بخش مهمی از موفقیت تحصیلی را به نمره، مقاله و مدرک گره میزند، اگر به اندازه کافی بر یادگیری واقعی و توانایی حل مسئله تأکید نکند، ناخواسته زمینه رشد بازار تقلب علمی را فراهم میکند.
وقتی مقاله به جای دانش، به امتیاز تبدیل میشود
یکی از مشکلات اساسی، تبدیل شدن مقاله و پایاننامه از ابزار تولید دانش به ابزاری برای عبور از مراحل اداری و تحصیلی است.
دانشجو ممکن است مقالهای را تنها برای دفاع یا فارغالتحصیلی بخواهد، بدون آنکه حتی تسلط کافی بر موضوع آن داشته باشد. در سوی دیگر، اعضای هیأت علمی نیز ممکن است تحت فشارهای ناشی از نظام ارزیابی و ارتقای شغلی قرار داشته باشند؛ فشاری که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند تقاضا برای تولید مقالههای صوری و غیرواقعی را افزایش دهد.
در این میان، گزارشهایی نیز درباره همکاری برخی افراد دانشگاهی با مراکز تهیه آثار علمی منتشر شده است؛ مسئلهای که در صورت وقوع، ابعاد بحران را از تخلف فردی دانشجو فراتر میبرد و ضرورت اصلاح سازوکارهای ارزیابی علمی را پررنگتر میکند.
دانشگاه؛ مدرکپرور یا استعدادپرور؟
یکی از انتقادهای جدی به وضعیت موجود، فاصله گرفتن دانشگاه از مأموریت اصلی خود یعنی تربیت پژوهشگر و حل مسائل جامعه است.
دانشگاهی که دانشجو را صرفاً برای گرفتن نمره، مقاله و مدرک آماده کند، ممکن است در نهایت فارغالتحصیلانی تحویل جامعه دهد که مدرک دارند اما توانایی کافی برای تحقیق، حل مسئله و تبدیل دانش به محصول و کسبوکار را ندارند.
در مقابل، اگر پایاننامهها بر اساس نیازهای واقعی صنعت، جامعه و دستگاههای اجرایی تعریف شوند، پژوهش از یک تکلیف اداری به یک مسئله واقعی تبدیل خواهد شد؛ مسئلهای که دانشجو انگیزه بیشتری برای حل آن خواهد داشت.
مقابله با پایاننامهفروشی؛ از برخورد قضایی تا اصلاح ساختار
در سالهای گذشته اقداماتی برای مقابله با تقلب علمی انجام شده است؛ از پیگیری قضایی فعالیت سایتها و کانالهای غیرمجاز گرفته تا مکاتبه با اپراتورهای تلفن همراه برای جلوگیری از ارسال پیامکهای تبلیغاتی، رایزنی با شهرداری برای جلوگیری از تبلیغات شهری و ابلاغ دستورالعملهایی به دانشگاهها برای برخورد با تخلفات علمی.
همچنین بر معرفی متخلفان به دانشگاهها و مراجع ذیربط و پیگیری پروندههای مرتبط با تهیه و فروش آثار علمی تأکید شده است.
با این حال، برخورد با دفاتر و سایتهای فروش پایاننامه تنها یک بخش از راهحل است. تا زمانی که مدرکگرایی، فشار برای تولید مقاله، ضعف آموزش پژوهش، مشکلات دسترسی به امکانات تحقیقاتی و فاصله دانشگاه و صنعت پابرجا باشد، بازار تقلب علمی میتواند شکلهای تازهای پیدا کند.
پایاننامه باید مسئله حل کند، نه اینکه فروخته شود
خشکاندن ریشه پایاننامهفروشی بیش از آنکه به برخوردهای مقطعی نیاز داشته باشد، محتاج اصلاح نگاه به پژوهش در دانشگاه است.
پایاننامهای که صرفاً برای گرفتن مدرک نوشته شود، طبیعی است که قابلیت تبدیل شدن به یک کالای قابل خرید و فروش را پیدا کند. اما وقتی موضوع پایاننامه از دل یک نیاز واقعی جامعه یا صنعت بیرون بیاید، دانشجو با یک مسئله واقعی مواجه است و استاد نیز نقش راهنما و ناظر علمی را ایفا میکند.
در چنین مدلی، پایاننامه دیگر یک فایل چندصدصفحهای برای عبور از مرحله دفاع نیست؛ بلکه میتواند بخشی از مسیر تولید دانش، حل مسئله و حتی ایجاد محصول و کسبوکار باشد.
بازار پایاننامهفروشی در نهایت تنها مسئله چند دفتر یا چند دانشجوی متخلف نیست؛ آینهای از مشکلات عمیقتر نظام آموزش عالی است. اگر قرار است دانشگاهها موتور تولید علم و نیروی انسانی متخصص باشند، باید شرایطی فراهم شود که دانشجو برای رسیدن به مدرک، راه خرید علم را انتخاب نکند و استاد نیز برای ارزیابی علمی، صرفاً تعداد مقاله و خروجیهای صوری را ملاک قرار ندهد.
زیرا جامعهای که در آن بتوان «تحقیق» را خرید، پیش از آنکه با بحران پایاننامهفروشی مواجه باشد، با بحران ارزش علم و پژوهش روبهروست.