تاریخ : 1405,یکشنبه 12 مهر22:38
کد خبر : 565055 - سرویس خبری : فرهنگی اجتماعی

نابرابری چگونه به کلاس درس می‌رسد؟

زنگ مدرسه برای همه دانش‌آموزان صدای یکسانی ندارد؛ برای برخی آغاز دوستی و یادگیری است و برای برخی دیگر، شروع دوباره مقایسه‌هایی که از خانه تا مدرسه ادامه پیدا می‌کند. تفاوت در پوشاک، لوازم مدرسه، تغذیه و امکانات آموزشی، اگرچه در ظاهر جزئی است، اما می‌تواند تجربه اجتماعی کودکان از مدرسه را تغییر دهد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دانش‌آموز بخش قابل توجهی از روز خود را در مدرسه می‌گذراند و در همین محیط، نخستین تجربه‌های جدی خود از زندگی جمعی را به دست می‌آورد. دوستی، رقابت، همکاری، پذیرفتن تفاوت‌ها و شکل‌گیری تصویر فرد از جایگاه خود در میان همسالان، بخشی از این تجربه است.

به همین دلیل، هر عاملی که احساس تعلق کودک به گروه را تحت تأثیر قرار دهد، می‌تواند فراتر از مسائل آموزشی، پیامدهای اجتماعی داشته باشد.

فشار اقتصادی خانواده یکی از همین عوامل است؛ فشاری که ممکن است از ظاهر یک کیف یا کفش شروع شود، اما در ذهن کودک معنای بزرگ‌تری پیدا کند.

کودکان تفاوت‌ها را می‌بینند

کودک لازم نیست درباره شاخص‌های اقتصادی یا فاصله طبقاتی چیزی بداند تا تفاوت میان خودش و همکلاسی‌اش را متوجه شود.

یک کفش قدیمی، نداشتن پول برای خرید از بوفه، استفاده از لوازم سال گذشته یا غیبت از یک اردوی مدرسه، ممکن است برای بزرگسالان مسئله‌ای عادی باشد؛ اما در فضای مدرسه می‌تواند به موضوعی برای مقایسه تبدیل شود.

این مقایسه زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که با تمسخر یا طرد همراه شود.

وقتی فقر دیده می‌شود

فقر زمانی برای کودک به یک تجربه دردناک تبدیل می‌شود که از یک وضعیت اقتصادی به یک ویژگی اجتماعی تبدیل شود.

دانش‌آموزی که به دلیل لباس یا وسایلش مورد شوخی قرار می‌گیرد، ممکن است به تدریج از مشارکت در فعالیت‌های جمعی فاصله بگیرد. برخی کودکان نیز برای پنهان کردن شرایط اقتصادی خانواده، رفتارهایی مانند دروغ گفتن درباره امکانات خود یا اجتناب از صحبت درباره زندگی شخصی را در پیش می‌گیرند.

در این شرایط، آسیب فقط کمبود یک وسیله نیست؛ مسئله، خدشه‌دار شدن احساس امنیت و تعلق کودک است.

نابرابری در زنگ تفریح هم خودش را نشان می‌دهد

یکی از فضاهایی که تفاوت اقتصادی بیشتر به چشم می‌آید، زنگ تفریح است.

نوع خوراکی، پول توجیبی، وسایل بازی و حتی امکاناتی که دانش‌آموزان درباره آن صحبت می‌کنند، می‌تواند زمینه مقایسه را فراهم کند.

در چنین شرایطی، برنامه‌های تغذیه دانش‌آموزان، فعالیت‌های رایگان فرهنگی و ورزشی و فراهم کردن امکانات مشترک می‌تواند نقش مهمی در کاهش فاصله میان کودکان داشته باشد.

اردو و فعالیت فرهنگی؛ بخش فراموش‌شده عدالت آموزشی

عدالت آموزشی فقط به این معنا نیست که همه دانش‌آموزان کتاب درسی و کلاس داشته باشند.

دانش‌آموزی که به دلیل وضعیت مالی خانواده نمی‌تواند در اردو، کلاس فوق‌برنامه، فعالیت هنری یا برنامه ورزشی شرکت کند، بخشی از تجربه اجتماعی مدرسه را از دست می‌دهد.

این تجربه‌ها اگرچه در کارنامه درسی ثبت نمی‌شوند، اما در شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس، مهارت اجتماعی و خاطرات دوران مدرسه نقش دارند.

به همین دلیل، دسترسی برابر به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی باید بخشی از مفهوم عدالت آموزشی تلقی شود.

فضای مجازی؛ ادامه مقایسه بعد از زنگ مدرسه

رقابت و مقایسه میان کودکان با پایان ساعت مدرسه تمام نمی‌شود.

فضای مجازی ویترینی از سبک زندگی است؛ از سفر و تفریح گرفته تا لباس، تلفن همراه و کلاس‌های آموزشی. کودک ممکن است هر روز با تصاویری مواجه شود که نشان می‌دهد برخی همسالانش امکانات بسیار بیشتری دارند.

تکرار این مقایسه‌ها می‌تواند فاصله میان «آنچه کودک دارد» و «آنچه فکر می‌کند باید داشته باشد» را بیشتر کند.

مدرسه نباید فقر را به برچسب تبدیل کند

در مواجهه با دانش‌آموزان کم‌برخوردار، نوع حمایت اهمیت زیادی دارد.

کمک به تأمین لوازم‌التحریر، پوشاک، تغذیه یا هزینه فعالیت‌های آموزشی ضروری است، اما این حمایت نباید با معرفی کودک در برابر دیگران یا ایجاد احساس شرمندگی همراه شود.

کمک مؤثر، کمکی است که کودک را در جمع همسالانش حفظ کند، نه اینکه تفاوت او را برجسته‌تر کند.

از سوی دیگر، آموزش دانش‌آموزان درباره احترام به تفاوت‌های اجتماعی و اقتصادی نیز باید بخشی از فرهنگ مدرسه باشد.

خانواده‌ها هم زیر فشارند

پشت هر دانش‌آموز کم‌برخوردار، معمولاً خانواده‌ای قرار دارد که با مجموعه‌ای از هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

هزینه مسکن، خوراک، درمان، حمل‌ونقل و آموزش باعث شده خریدهای مربوط به مدرسه برای برخی خانواده‌ها به تصمیمی دشوار تبدیل شود.

در چنین شرایطی، انتظار برای تأمین همه خواسته‌های مصرفی کودک ممکن است فشار بیشتری به خانواده وارد کند. در مقابل، گفت‌وگوی درست والدین با کودک می‌تواند مانع شود که مشکلات مالی به احساس شرمندگی یا بی‌ارزشی تبدیل شود.

خطر بزرگ‌تر؛ عادی شدن فاصله‌ها

شاید یکی از مهم‌ترین پیامدهای نابرابری در مدرسه، عادی شدن آن برای کودکان باشد.

اگر دانش‌آموزان از سال‌های نخست تحصیل یاد بگیرند که برخی کودکان «همیشه دارند» و برخی دیگر «همیشه ندارند»، فاصله اقتصادی به تدریج می‌تواند به فاصله اجتماعی تبدیل شود.

مدرسه اما می‌تواند نقطه مقابل این روند باشد؛ محیطی که در آن کودکان یاد می‌گیرند تفاوت امکانات، دلیلی برای تفاوت ارزش انسان‌ها نیست.

عدالت آموزشی از تجربه روزمره کودک آغاز می‌شود

بحث عدالت آموزشی معمولاً با آمار مدرسه، تعداد معلم، امکانات آموزشی و دسترسی به کتاب سنجیده می‌شود؛ اما بخش مهمی از آن در تجربه روزمره دانش‌آموز شکل می‌گیرد.

اینکه کودک بتواند بدون خجالت در فعالیت مدرسه شرکت کند، در جمع دوستانش احساس امنیت داشته باشد، از امکانات فرهنگی و ورزشی محروم نماند و به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده مورد قضاوت قرار نگیرد، بخشی از همان عدالت است.

اگر مدرسه بتواند چنین فضایی ایجاد کند، حتی در شرایطی که تفاوت اقتصادی خانواده‌ها از بین نرفته است، می‌توان از کاهش بخشی از آثار اجتماعی این تفاوت سخن گفت.

در نهایت، فقر شاید نتواند یک‌شبه از جامعه و مدرسه حذف شود، اما می‌توان اجازه نداد به برچسبی برای کودکان تبدیل شود. مدرسه قرار است فرصت رشد ایجاد کند؛ فرصتی که ارزش کودک را به قیمت کیف، لباس یا میزان درآمد خانواده‌اش گره نزند.