
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جلوگیری از سوانح و حوادث ترافیکی با چند اقدام قابل اجرا ممکن می شود. رعایت سرعت مجاز، حفظ فاصله ایمن، نگهداری منظم خودرو و اصلاح رفتار راننده اصول اصلی این مسیر هستند. باور رایج این است که تصادف، یک پیش آمد است و کار چندانی از دست کسی برنمی آید.
اما کشورهایی مثل سوئد و هلند خلاف این باور را نشان می دهند. وقتی محیط جاده، خودرو و رفتار راننده با هم تغییر کنند، نرخ مرگ تا چند برابر پایین می آید. پس جلوگیری از سوانح ترافیکی شعار نبوده و شامل مجموعه ای از تصمیم ها می شود که نتیجه آن را می توان در آمار دید. در این مقاله، عوامل اصلی تصادف و راه های مقابله با هر یک را بررسی می کنیم.
عوامل تصادف را می توان در سه دسته خلاصه کرد. دسته نخست به خود جاده و محیط اطرافش مربوط است؛ یعنی طراحی معابر، شرایط آب وهوا و وضعیت روشنایی. دسته دوم مربوط به رفتار و وضعیت راننده از جمله سرعت غیرمجاز، خستگی و حواس پرتی است.
دسته سوم نیز شرایط فنی وسیله نقلیه است که در لحظه بحرانی تعیین می کند راننده کنترل وضعیت را در دست می گیرد یا خیر. این تفکیک صرفا یک دسته بندی نظری نیست. وقتی بدانیم سهم هر دسته چقدر است، می توانیم برای هر گروه راه حل مشخصی در نظر بگیریم.
اگر جاده بد طراحی شده باشد، فرق چندانی بین راننده تازه کار و حرفه ای وجود ندارد؛ هر دو ممکن است غافلگیر شوند. شیب های تند، پیچ های ناگهانی و تقاطع هایی که دید ندارند، برای همه خطرناک اند. آسفالت فرسوده و صاف در بارندگی مثل صابون عمل کرده و مسافت ترمز را چند برابر طولانی تر می کند.
چاله کوچک یا برآمدگی های ریز نیز، کنترل فرمان را از دست راننده می گیرند. جلوگیری از سوانح و حوادث ترافیکی در چنین نقاطی، نیازمند اصلاح هندسی مسیر و نصب تجهیزات انعکاسی است.
سهم عامل انسانی در تصادف ها، بیش از نود درصد برآورد می شود. سرعت غیرمجاز، رایج ترین تخلف مرگبار است. هر ده کیلومتر افزایش سرعت، احتمال مرگ در برخورد را دو برابر می کند. رانندگی در خستگی و کمبود خواب، واکنش راننده را به سطح یک فرد بیهوش از کار می اندازد. سبقت غیرمجاز، عبور از چراغ قرمز و فاصله گرفتن نزدیک از خودروی جلویی نیز در فهرست تخلفات پرخطر قرار دارند.
خودرویی که درست نگهداری نشده، در لحظه احتیاج، درست کار نمی کند. لنت فرسوده روی جاده خیس مسافت توقف را طولانی می کند لاستیک کم باد نیز در یک پیچ تند، چسبندگی اش را از دست می دهد. نکته نگران کننده این است که این ضعف ها تا روز حادثه مشخص نیستند. بنابراین سرویس منظم ترمز، لاستیک و چراغ ها بیمه ای برای جان سرنشینان است.

جلوگیری از حوادث ترافیکی بر اساس چهار روش است که با هم کار می کنند. هیچ اقدام تکی کافی نیست. جایی که فقط سرعت را کنترل کرده اند، خطر به مسیرهای بدون دوربین منتقل شده است. جایی که فقط جاده را بازسازی کرده اند، رفتارهای پرخطر در تقاطع های قدیمی ادامه یافته است.
به همین دلیل، رویکرد امروز جهان بر مداخله هم زمان در چند لایه بنا شده است. این لایه ها عبارت اند از محیط فیزیکی، رفتار انسان، وضعیت وسیله نقلیه و سطح نظارت. ترتیب اجرای این لایه ها هم مهم است. زمانی که طراحی معبر اصلاح شود، قانون اجرا می شود و خودروها استاندارد می شوند، نقش آموزش هم پررنگ تر می شود. چون مخاطب دیگر با یک جاده متناقض روبرو نیست.
یک معبر ایمن، مسیری است که از همان ابتدا با فرض خطای انسانی طراحی شده باشد تا اشتباه رانندگان یا عابران به فاجعه ختم نشود. کاهش سرعت طراحی در نقاط پرتردد، جداسازی مسیر موتورسیکلت و اصلاح عرض پیچ ها نشانه هایی از این اصل هستند.
پیش از هر بازسازی، الگوی تردد بررسی می شود تا تجهیزات درست در جای درست نصب شوند. چون انتخاب غلط، هزینه می برد و گاهی نیز خطر جدید می سازد. برای مثال، در پیچ های پرخطر، استفاده اصولی از تجهیزات ضربه گیر نظیر بشکه ایمنی شدت برخوردهای احتمالی را کاهش می دهد. برای جلوگیری از سوانح و حوادث ترافیکی، باید از اصلاح مسیر شروع کرد و سرویس دوره ای را جدی گرفت.
تقاطع جایی است که مسیرها به هم می رسند و همین تلاقی، بیشترین تصادف های شهری را رقم می زند. نصب کاشن تانک در ورودی و خروجی، انرژی برخورد را می گیرد. تیرهای انعطاف پذیر به جای بتن، خط کشی برجسته و علائم توقف در فاصله مناسب همه کمک می کنند راننده زودتر آماده شود. همچنین چراغ با فاز مخصوص عابر و دوربین ثبت تخلف نیز به اصلاح فیزیکی اضافه می شوند.
عابر پیاده و دوچرخه سوار، آسیب پذیرترین کاربران جاده اند و مسیرهای شهری به اندازه کافی برایشان امن طراحی نشده است. جداسازی فیزیکی مسیر دوچرخه از سواره رو، بالا بردن سطح گذرگاه و نصب نیم ستون های فلزی پایه این ایمن سازی هستند.
در فاز نخست بسیاری از پروژه ها، خرید استوانه ترافیکی و مخروط های ارتفاع دار اولویت دارند. چون سریع نصب می شوند و دید خوبی ایجاد می کنند. روشنایی مناسب نیز نقش تکمیلی دارد. مسیر دوچرخه به حداقل یک و نیم متر عرض در هر جهت نیاز دارد و در نزدیکی مدارس، سرعت گیر و خط کشی رنگی الزامی است.
بیشتر تصادف های مرگبار برون شهری، در شب اتفاق می افتند. علائم رفلکتور، نور چراغ خودرو را برمی گردانند و مسیر را تا دویست متر جلوتر نشان می دهند. بازتابنده های گوهری روی گاردریل نیز منحنی جاده را در تاریکی مشخص می کنند. چراغ های خورشیدی چشمک زن در ورودی روستاها و مدارس بدون برق هشدار می دهند و رنگ زرد فلورسنت در مه بهتر دیده می شود.
خودرو در تصادف، ممکن است عامل حادثه یا عامل حفاظت از سرنشین باشد. بر اساس وضعیت فنی آن، هر دو نقش امکان پذیر است. برای همین، ایمنی خودرو را در دو بخش کلی بررسی می کنند. ایمنی فعال که مانع بروز تصادف می شود و ایمنی غیرفعال که پس از برخورد، آسیب را محدود می کند. ترمز، فرمان و لاستیک در دسته ایمنی فعال قرار می گیرند.
کمربند، کیسه هوا و بدنه طراحی شده برای جذب انرژی ضربه، به ایمنی غیرفعال مربوط هستند. اشتباه رایج این است که فکر می کنیم خودرویی که هر روز حرکت می کند، سالم است. آشنا بودن صدای خودرو باعث می شود تغییرات دیده نشوند. برای همین، بازرسی دوره ای را باید بخشی از عادت رانندگی دانست.
هر پنج هزار کیلومتر لنت ترمز را بازبینی کرده و اگر ضخامت زیر سه میلی متر بود، آن را تعویض کنید. سفتی یا نرمی غیرعادی پدال، نشانه ورود هوا به مدار ترمز است. لقی فرمان و صدای تق تق در پیچ نیز خرابی سیبک را نشان می دهد. روغن ترمز را هر دو سال تعویض کنید.
عمق آج لاستیک نباید کمتر از یک و شش دهم میلی متر باشد و فشار باد را هر دو هفته در حالت سرد بسنجید. ترک خوردگی جداره لاستیک، تعویض فوری می خواهد. عملکرد چراغ جلو، راهنما و ترمز را ماهانه چک کنید. برف پاک کن و شیشه شور را نیز قبل از فصل باران سرویس کنید.
سیستم ABS چرخ ها را هنگام ترمز سخت، آزاد نگه می دارد و کنترل فرمان را حفظ می کند. ترمز اضطراری خودکار، برخورد با خودروی جلویی را تشخیص می دهد و ترمز می زند. هشدار خروج از خط نیز خواب آلودگی راننده را در مسیرهای طولانی جبران می کند. همچنین دوربین دنده عقب و سنسور پارک، تصادف های شهری را کم می کنند.
در کنار همه عوامل جاده بی نقص و خودرو استاندارد و …، در نهایت، یک انسان پشت فرمان نشسته که در لحظه تصمیم می گیرد. کافیست به آمار سال ها تصادف نگاهی بیندازید تا متوجه شوید که تصمیم های لحظه ای، بیشترین تاثیر را در وقوع یا پیشگیری از حادثه دارند.
رانندگی تدافعی در واقع پاسخی به همین واقعیت است. راننده تدافعی بر این باور است که خطای دیگران هم بخشی از محیط رانندگی است. به همین دلیل فاصله نگه می دارد، آینه ها را مرتب چک می کند و همیشه یک راه فرار ذهنی برای خود تعریف می کند. کنترل سرعت، حفظ فاصله و مدیریت خستگی، سه عادت پایه برای جلوگیری از سوانح و حوادث ترافیکی در سطح فردی هستند.
سرعت مجاز هر مسیر بر اساس دید، عرض جاده و تردد عابر تعیین شده است. در باران و مه، سرعت را تا یک سوم کاهش دهید. در محوطه مدارس و بیمارستان ها هم سرعت را زیر بیست کیلومتر بر ساعت نگه دارید.
قاعده سه ثانیه را تمرین کنید؛ وقتی خودروی جلویی از کنار یک تیر عبور کرد، شماره بزنید. اگر پیش از سه شماره به همان تیر رسیدید، فاصله کم است. در جاده خیس و لغزنده این فاصله را دو برابر کنید.
رانندگی بیش از هشت ساعت در روز یا رانندگی در ساعات پایانی شب بدون استراحت، ریسک انحراف از مسیر را بالا می برد. استراحت های کوتاه ۱۵ دقیقه ای به ازای هر دو ساعت رانندگی، مغز را برای واکنش سریع در زمان مواجهه با خطر آماده نگه می دارد.
برای جلوگیری از حوادث ترافیکی، فقط توصیه کافی نیست. باید قانون مشخص وجود داشته و اجرای آن نیز جدی و مداوم باشد. اما نظارت یعنی فقط جریمه کردن؟ خیر. نظارت می تواند هوشمندانه تر باشد. برای مثال، سیستم امتیاز منفی گواهینامه کاری می کند که راننده ای که چند بار تخلف خطرناک و حادثه ساز انجام می دهد، کم کم از چرخه رانندگی کنار گذاشته شود.
این یعنی به جای اینکه فقط پول از فرد گرفته شود، صلاحیت رانندگی او کنترل می شود. چون مسئله اصلی، خطرآفرینی خود راننده است، نه فقط پرداخت جریمه. از همه مهم تر، عدالت در اجراست. وقتی مردم ببینند قانون برای همه یکسان است حس بی عدالتی کمتر می شود و مقاومت در برابر قانون هم پایین می آید.
آموزش رانندگی نباید محدود به گرفتن گواهینامه باشد. فرهنگ سازی یعنی نهادینه کردن این باور که رعایت قانون، نشانه شخصیت و احترام به جان خود و دیگران است. آموزش های مستمر در رسانه ها، مدارس و محیط های کاری، دانش ترافیکی عمومی را بالا برده و به رانندگان می آموزد که چگونه در شرایط بحرانی واکنش درست نشان دهند.
ایجاد کمپین های آگاهی بخش درباره خطرات استفاده از تلفن حین رانندگی یا ضرورت استفاده از صندلی کودک، در تغییر الگوهای رفتاری جامعه تاثیر دارد. وقتی رعایت ایمنی به یک ارزش اجتماعی تبدیل شود، نیاز به نظارت پلیسی کمتر شده و محیط جاده ها برای همه امن تر خواهد شد.
رویکرد سیستم ایمن از این نکته شروع می شود که انسان جایزالخطا است. این نگاه نمی خواهد راننده بی نقص باشد؛ می خواهد وقتی او اشتباه کرد، جان خود را از دست ندهد. سازمان بهداشت جهانی این چارچوب را پایه اصلی مدیریت ایمنی جاده ای در سطح جهانی معرفی کرده است. در این چارچوب، جلوگیری از سوانح و حوادث ترافیکی فقط بر دوش راننده نیست.
طراح جاده، سازنده خودرو، سیاست گذار و مجری قانون، هر یک بخشی از مسئولیت را می پذیرند. راننده ای که در خواب رانندگی می کند مقصر است، اما سیستم هم موظف است جاده ای بسازد که خروج از آن منجر به مرگ نشود. پایه های این سیستم چهار مورد است: جاده و کنار جاده ایمن، سرعت مناسب، خودرو ایمن و کاربر جاده ای آگاه. این چهار پایه باید با هم اجرا شوند.