تاریخ : 1405,دوشنبه 11 آبان04:37
کد خبر : 566651 - سرویس خبری : زنان

از آغوش مادر تا محراب عبادت؛

مادر اولین الگوی دینداری

جدیدترین آمارهای جهانی نشان می‌دهد مادران همچنان اصلی‌ترین پرچمدار انتقال دین به فرزندان هستند؛ یافته‌ای تازه با پیامی روشن برای خانواده‌ها: ایمان، از آغوش مادر عبور می‌کند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یکی از مهم ترین مسائلی که در دین مبین اسلام مطرح است و اساس شکل گیری هویت خانواده را تشکیل می دهد، جایگاه و نقش زن در خانواده است؛ زیرا رابطۀ تنگاتنگ با سعادت و شقاوت خانواده دارد و شخصیت فرزندان متاثر از فاعلیت اوست. زن مسلمان از یک سو وظیفۀ مادری و از سوی دیگر وظیفۀ همسری را بر عهده دارد؛ بنابراین ضروری است که زن به جایگاه و نقش هایی که در خانواده ایفا می کند، آگاهی داشته باشد تا بتواند روابط خانوادگی را سامان دهد و تاثیر گذار و سازنده باشد. نقش تربیتی مادر می تواند در دوران قبل از بارداری، دوران بارداری، شیردهی و بعد از آن مورد بررسی قرار گیرد. از جمله موارد مهم تربیتی در دوران قبل از بارداری، خودسازی و معرفت های معنوی مادر و در دوران بارداری، اعتقادات و ایمان مادر در دوران شیردهی تربیت دینی کودک و بعد از آن پرورش صفات اخلاقی و... می باشد. در این مقاله به هریک از این موارد به صورت جامع پرداخته می شود.

ایمان، زبان مادری است

بچه‌ها پیش از آن‌که کلمه‌ای بخوانند، نماز را دیده‌اند. پیش از آن‌که معنای توحید را بدانند، صدای «بسم‌الله» را سر سفره شنیده‌اند. و اغلب این تصویر یک صاحب دارد: مادر.

این فقط یک حس عاطفی یا شعار منبری نیست. تازه‌ترین پژوهش مرکز تحقیقاتی پیو، یکی از معتبرترین مراکز افکارسنجی جهان، با داده‌های میدانی همین را نشان می‌دهد؛ آن هم در جامعه‌ای مثل آمریکا که اغلب آن را نماد سکولار شدن می‌دانیم.

نقش تربیتی مادر در دوران قبل از بارداری 

نقش تربیتی مادر می تواند در مراحل مختلفی مورد بررسی قرار بگیرد؛ از جمله قبل از بارداری که در ذیل به آن پرداخته می شود:

الف) خود سازی و معرفت معنوی 

ضرورت خود سازی از آن حیث است که در ما تولدی نو و حیاتی جدید با معیارهای نو و انسانی پدید آید، زیرا ما در محیطی آلوده به دنیا آمده ایم، حال این سازندگی برای کسی که می خواهد مادر شود ضروری تر است؛ زیرا علاوه بر مسئولیت شخصی، مسئولیت سازندگی دیگران یعنی نسل آینده را نیز بر عهده دارد. فساد او فساد جامعه و سلامت و صلاح او، صلاح و سلامت جامعه است. بنابراین مادری که می خواهد موجبات رشد و تعالی انسانی را عهده دار شود باید قبل از اینکه اقدام به فرزندار شدن کند، خود در جهات انسانی تربیت شود و خود سازی کند بدین معنی که زن بتواند به علم و معرفت و کمالات معنوی و اخلاق دست یابد تا از این طریق آمادگی این امر مهم را پیدا کند. 

ب) یقین و ایمان قلبی 

ایمان و باورهای دینی، علاوه بر تاثیر در زندگی خصوصی همسران، در تربیت دینی فرزندان نیز تاثیر شگرفی دارد؛ شرک و بی ایمانی مادر در سرنوشت فرزندان موثر و مایه انواع انحراف ها می شود؛ بلکه شعلۀ سوزانی است که سعادت دنیا و آخرت مادر و فرزندان را به آتش می کشد؛ (قاسمی، 1395، ص 79 - 80) از این رو، قرآن کریم، ازدواج با زنان مشرک را مجاز نمی داند و یاد آور می شود که زیبایی ظاهری یا ثروت فراوان آنان شما را فریب ندهد؛ بلکه کنیز با ایمان از آنان برتر و با فضیلت تر است و فقط زمانی می توان با آنان ازدواج کرد که ایمان بیاورند. همچنین به زنان مسلمان نیز فرمان می دهد که با مردان مشرک ازدواج نکنند؛ مگر اینکه ایمان بیاورند. «وَلَا تَنکِحُوا المُشرِکَاتِ حَتی یُومِنَّ وَ لَاَمَهٌ مُّومِنَهٌ خَیر مَّن مُّشرِکَهٍ وَ لَو اَعجَبَتکُم وَ لَا تُنکِحُوا المُشرِکِینَ حَتی یومِنُوا وَ لَعبدٌ مُّومِنٌ خَیرمَّن مُّشرِک» و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا زمانی که ایمان بیاورند. قطعا کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هرچند شما را خوش آید و زنان با ایمان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید تا زمانی که ایمان بیاورند مسلما بردۀ با ایمان از مرد آزاد مشرک بهتر است هر چند شما را خوش آید. (سورۀ بقره، آیۀ 221)

بنابر این مادری که می خواهد فرزند با ایمان داشته باشد خود باید دارای یقین و ایمان قلبی باشد تا بتواند فرزندانش را سرشار از ایمان به خداوند نماید و فرزندی خدا پرست و پاک تربیت کند و چنین زنانی می توانند مروّج ارزشهای والای انسانی و ظرف دریافت روح الهی باشند و از دامن زنانی با ایمان، مردان بزرگ به رشد و تعالی می رسند.

ج) تقوا و فضیلت الهی 

تقوا از "وقی" به معنای حفظ شی از آنچه اذّیت و آزار می رساند، می باشد. نتیجۀ خود شناسی و خود سازی یافتن یک تحول فکری در خود و حرکت به سوی هدفی انسانی و راه یافتن به کمال است. انسان خود ساخته خود را موظف می داند که درطریق تقوا گام بردارد. هدف انسان با تقوا رسیدن به مرحله ای است که جزء خدا نمی جوید و غیر از او نمی خواهد، دل را بدون محبت او مرده می داند و تنها هدفش رسیدن به رضای خداست.

اساس جامعۀ اسلامی بر فضیلت و تقواست و این هنگامی ممکن است که تربیت بر اساس تقوا استوار شود و این میسّر نیست جزء هنگامی که مادران با تقوا، سرانجام آن را بر عهده گیرند؛ زیرا مادر اولین کسی است که بذر تربیت را در جان و روان کودک می پاشد و دامن مادر اولین مدرسۀ کودک است. ایمان و تقوای مادر، خیرخواهی و پاکدلی او، در فرزند اثر دارد. مادری که بد سیرت باشد هر چند پدر خوب باشد کمتر احتمال دارد فرزند پاک و نجیب درآید.

بر این اساس مادر باید ساخته تر از پدر و با تقوای بیشتر باشد؛ او نیازمند است در همه حال خدا را در نظر داشته باشد. مادر خود شناسی و خود سازی نیاز دارد، تقوا هدف می خواهد و چنین کسی است که می تواند شاهکار خلقت باشد. از آنجایی که تقوا پرهیز کردن و نگهداری نفس از گناه است. مادر باید در خود داری و نگهداری نفس به جایی برسد که مصونیت از گناه برایش پیش آید و در کار و رفتارش خداوند را مراقب بداند. در تربیت دینی پرهیزکاری افضل اعمال و مورد محبت خداست. پس زن باید قبل از بارداری در مسیر تقوا باشد و شخصیتش را بر اساس آن رنگ دهد؛ زیرا علم ثابت کرده که پرهیز از گناه و خدا ترسی در همۀ امور کودک اثر می گذارد.

د) روحیۀ تعبد و بندگی 

سیستم فکری و حالت روانی مادر بر روحیات فرزند موثر است. به همین دلیل به مادران سفارش شده است که در حین نزدیکی با وضو بوده و به یاد خدا باشند زیرا یاد خدا باعث آرامش قلب می شود و اثر نیکویی دارد.

از آنجایی که تربیت فرزند سالها قبل از تولد طفل آغاز می شود پس والدین به خصوص مادر باید پیش از فرزند دار شدن در خود روحیۀ تعبد و بندگی خدا را شروع نماید. افرادی که به امور تعبدی و دینی پایبندند غالبا فرزندان متعبد خواهند داشت.

تربیت فرزند به گفتن و موعظه نیست، بلکه به عمل و رفتار می باشد. پس بسیاری از ناهنجاریهایی که در فرزندان مشاهده می شود از رفتار پدر و مادر نشات می گیرد. اگر مادر می خواهد فرزندش نماز اول وقت بخواند بدون آنکه چیزی بگوید، باید خود با اعتقاد به این کار، عبادت کند تا ثمره اش را در وجود فرزندش ببیند.

در سورۀ آل عمران آیات 42 و 43 دربارۀ عبادت حضرت مریم می فرماید: «وَ اِذ قالَتِ الملائکَهُ یا مریَمُ اِن الله اصطَفَئکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصطَفَئکَ عَلی نِسَاءِ العالَمِینَ یا مَریَمُ اقنُتِی لِرِبِّکِ وَ اسجُدِی وَ ارکَعِی مَعَ الرَّاکِعِین» و هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم قطعا خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر زنان جهانیان برتری داده است. ای مریم فروتنانه برای پروردگارت به طاعت برخیز و سجده به جای آورو بارکوع کنندگان رکوع کن.

آیات مورد بحث می فهماند که خداوند دو خبر برای مریم آورده است: یکی اینکه خدای تعالی تو را با مقام و منزلتی که نزد او داری گرامی داشته، دوم وظیفۀ عبودیتی است که تو باید ملازم آن باشی، تا تلافی آن مقام و منزلت بوده باشد. مریم به خاطر خلوص و عبادت خداوند به جایگاه بس عظیمی در پیشگاه خداوند رسید به طوری که خداوند مریم را بر زنان هم عصر خویش برتری داده و فرزندی چون عیسی پیامبر، به او بخشید. (مکارم شیرازی، 1373، ج 2، ص 409)

پس نتیجه آن است که عبادت مادر قبل از بارداری در تربیت دینی فرزند موثر واقع می شود. زنی که روح و جان خویش را با عبادت، نماز و روزه صیقل داده و دائم به یاد خداست مطمئنا می تواند روحیۀ عبادت را در فرزند خویش پرورش دهد.

تقش تربیتی مادر در دوران بارداری 

وظایف مهم تربیتی مادر از بدو حمل و بارداری شروع می شود؛ مسئولیت مادر در دوران بارداری، باری سنگین و وظایف و تکالیفی بس مهم را به عهده او نهاده است. مراقبت های لازم برای یک مادر مومنه و متعهد ایجاب می کند که بداند فرزندش چه دختر چه پسر نقش دوّم او را ایفا می نماید و نجابت و پاکدامنی و حجاب و عفاف و طهارت و خباثت و شقاوت مادر در فرزندش تقش مهم و اساسی و بنیادی دارد.

الف) اصالت و نجابت خانوادگی مادر 

اصالت خانوادگی از ویژگی های مهمّی است که سعادت خانواده و فرزندان را به دنبال دارد. خانواده ای که دارای اصالت است از پستی ها و آلودگی ها به دور است.

یکی از معیار هایی که در امر ازدواج باید به آن توجه نمود و از نگاه دین حائز اهمیت است، مسئلۀ اصالت و نجابت خانوادگی می باشد. وقتی گفته می شود فرد اصیل را انتخاب نماید یعنی اینکه فرد از نظر خانوادگی ریشه داشته باشد و علت این هم اهتمام و مراقبت به خاطر اینست که خصوصیات نیاکان و گذشتگان از طریق "ژن" به فرزند منتقل می شود و در نسل انسان تاثیر می گذارد.

چنانچه امام صادق - علیه السّلام - می فرماید: «تَزَوَّجُوا فِی الحُجزِ الصَّالِحِ فَانَّ العِرقَ دَسَّاسٌ» با خانواده ای شایسته و اصیل ازدواج کنید؛ زیرا ریشه ها به نسل سرایت می کند. (طبرسی، 1370، ص 197)

قرآن در آیۀ 27و 28 سورۀ مریم به صراحت اعلام می کند که مادران انبیاء دارای خانواده ایی اصیل، نجیب و پاک بودند. «فَاتَت بِهِ قَومَهَا تحمِلُهُ قَالُوا یَا مَریَمُ لَقَد جِئتِ شَیا فَرِیًّا اُختُ هَارونَ مَا کانَ اَبُوکِ امرَاً سَوُءٍ وَ مَا کانَت اُمکِ بغیًّا» (مریم) در حالی که او را در آغوش گرفته بود نزد قومش آورد؛ گفتند : ای مریم ! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زن بدکاره ای.

این آیه اصالت و نجابت خانوادگی را در تربیت فرزند نشان می دهد بخصوص نقش مادر را آنجا که می گوید: «مادرت بدکاره نبود» عفّت و پاکدامنی مادر مریم را مثال می زند و در واقع انتظار این است که از مادر عفیف و پاک فرزندی پاک و عفیف پرورش یابد. بعضی به مریم - علیها السّلام - رو کردند و گفتند: ای خواهر هارون! پدر تو آدم بدی نبود، مادرت نیز هرگز آلودگی نداشت با وجود چنین پدر و مادر پاکی این چه وضعی است که در تو می بینیم؟ چه بدی در طریقه و روش مادر دیدی که از آن رو برگرداندی؟ (مکارم شیرازی، 1373، ج 13، ص 50 - 51) در نتیجه این آیه نقش اصالت و نجابت خانوادگی مادر را قبل از بارداری می پذیرد و در تربیت دینی فرزند اثر گذار می داند.

ب) ایمان و باور قلبی مادر 

ایمان و اعتقاد مادر بر تربیت دینی فرزند کارساز است. اما ایمانی که زیر بنا و متکی به آگاهی هایی اصولی باشد مادر که به توحید و نبوت و عدل و امامت و معاد ایمان دارد با مادری که به هیچ کدام از این اصول ایمان و اعتقاد ندارد یکسان نیست.

کودک بیش از هرکس با مادر تماس دارد و مفاهیم دینی و اعتقادی را از او می گیرد؛ در رفتار، او را نمونه و شاهد خود قرار می دهد؛ بر این اساس پرورش دینی و اعتقادی فرزند از وظایف اولیه مادر است. این باید قبل از تولد یعنی در دوران بارداری شروع شود و مادر گوش جنین خود را با کلمات مذهبی آشنا سازد در چنین صورتی است که این خاطره ها فراموش نمی شود و برای همیشه جاویدان می ماند. مادر باید مفاهیم اعتقادی را در دل فرزندش قرار داده و رفتارهای او را بر اساس سنت الهی جهت دهد. 

برای روشن تر شدن نقش ایمان و اعتقاد مادر در تربیت دینی فرزند در دوران بارداری می توان از آیۀ 35 سورۀ آل عمران که در وصف حالات مادر حضرت مریم - علیها السّلام - است استفاده کرد.

قرآن کریم می فرماید: «اِذ قَالَتِ امرَاتُ عِمرَانَ رَبِّ اِنّی نذَرتُ لَک ما فِی بَطنیِ مُحَرَّرًا فَتَقَبَّل مِنّی اِنَّکَ انتَ السمیعُ العلِیم» (به یاد آورید) هنگامی را که همسر عمران گفت : خداوندا ! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم ، که "محرّر" باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی.

نکتۀ مهمی که این آیه دارد آن است که حنّه همسر عمران بعد از سالها بچه دار می شود و به جای آنکه فرزندش را نزد خویش نگه دارد مریم را برای قدر دانی از نعمتی که خداوند برای او عطا کرده نذر پروردگارخوبش کرده و او را خدمتگزار بیت المقدس می کند. این کار حنّه نشان دهندۀ ایمان و اعتقاد قوی است و یقین داشت که اگر فرزندش را در راه خدا آزاد بگذارد خداوند به بهترین وجه پرورش می دهد.

همانطور که ایمان و باورقلبی مادر مریم، در تربیت دینی فرزندش موثر بوده در نتیجه ایمان و باور و اعتقاد مادر می تواند در تربیت فرزند با ایمان و با اعتقاد نقش داشته باشد.

ج) اخلاق و تقوای مادر 

در تربیت اسلامی پرهیزکاری راس هر امر، افضل اعمال و مورد محبّت خداست؛ مهم این است که زن در مسیر آن قرار بگیرد و فکر و شخصیتش را بر اساس آن رنگ دهد. روحیه و اخلاق مادر روی رشد فرزندش در مرحلۀ جنینی، تاثیر می گذارد؛ روحیۀ مادر باردار روحیۀ فرزندش را شکل می دهد؛ در وواقع این نه ماه از زندگی نوزاد، روی تمام عملکرد های فیزیکی، ذهنی، هوشی، حسی و روحی آنها در زندگی آینده شان تاثیر مستقیم دارد.

رشد شخصیتی جنین تاثیر زیادی از شیوۀ زندگی مادر می گیرد. نفس مادر هر مرتبه ای که سیر نماید، ابعاد وجود جنین رنگ همان مرتبه را می گیرد و تمایلاتش در آن مرتبه قوی تر از مراتب دیگر خواهد بود. اگر توجه مادر به خواسته های الهی باشد اثر مثبت روی جنین خواهد گذاشت و تمایلات انسانی را در او قوی تر خواهد کرد. اما اگر سیر مادر در مرتبۀ نازلۀ نفس باشد استعدادهای کودک تمایل به مرتبۀ نازله دارد. دوران حمل برای طفل سرنوشت ساز است و مادر باید متوجه باشد که تمام اخلاق و روحیاتش روی بچه که در شکم دارد اثر می گذارد.

چنانکه پیامبر بزرگ اسلام مبنای سعادت و شقاوت کودک را از همان آغاز بارداری تعیین کرده و می فرماید: «الشَّقیُّ مَن شَقِیَ فِی بَطنِ اُمِّهِ وُ السَّعیدُ مَن سَعِدَ فی بطنِ اُمِّه» بدبخت کسی است که در رحم مادر گرفتار شقاوت می گردد و خوشبخت کسی است که از شکم مادر سعادتمندی او پی ریزی می گردد.

یعنی شالودۀ سعادت وشقاوت در شکم مادرریخته می شود، مسئولیت سعادت و خوشبختی کودک را مادراز بدو بارداری به عهده گرفته است؛ چرا که آبستن شدن، این مسئولیت را به دوش او نهاده است.

قرآن کریم هم دربارۀ عیسی بن مریم و سلامت و پاکی روز ولادتش یاد کرده و چنین می فرماید: «وَ السلامُ علی یَومَ وُلِدتُّ» سلام بر روزی که متولد شدم (سورۀ رم، آیۀ 10)

در اینجا "سلام" به معنی عموم عافیت است یعنی پاکی کامل جسم و جان کودک در ایام بارداری کاملا تحت تاثیر مادر است و کلیۀ تحولات خوب و بد مادر در کودک اثر گذار است و کودک مطابق آن ساخته می شود. با توجه به مطالبی که گفته شد تقوا و اخلاق مادران در دوران بارداری، روی تقوا و اخلاق کودکان اثر گذار است.

د) تغذیه مادر 

غذا و آب و میوه ها و تمامی ماکولات و مشروبات، در ساختار وجود انسان نقش حیاتی دارد و برای هر نوع از خوردنیها و آشامیدنیها اثر وضعی خاصّی می باشد. در اسلام نیز علاوه بر منافع جسمانی غذا آثار و پیامدهای تربیتی - ورانی بسیاری بیان شده است. از این رو خداوند در قرآن کریم، انسان را به دقت و تامل در کیفیت غذایش فرا می خواند. «فَلینظُرِ الانسَانُ اِلی طَعَامِه» پس باید انسان به غذایش بنگرد. (سورۀ عبس، آیۀ 24)

این آیه لازم می داند که انسان پیرامون طعامی که می خورد و با آن سد رمق می کند و بقای خود را تضمین می نماید نظر و مطالعه نماید و دستور می دهد اگر در همین یک نعمت مطالعه کند، سعه تدبیر ربوی را مشاهده خواهد کرد.

بنابر این یکی از مسائلی که اسلام در هنگام بارداری به آن توجّه کرده، تغذیۀ مادر باردار است که نقش آن در رشد جنین ثابت شده است. غذای حلال و طیب بسیار دارای اهمیّت است. پس مادر در هنگام غذا خوردن باید متوجه حلال بودن آن باشد زیرا غذای حرام عواقب بدی یرای فرزندش دارد؛ در آمد حرام در فرزند اثر می گذارد یعنی پدر و مادر باید مراقب باشند که غذای حرام نخورند و گرنه نطفه ای که با غذای حرام درست شده و یا جنینی که با غذای حرام تغذیه شده باشد در فرزند اثر نامطلوب باقی می گذارد.

در نتیجه مادر باید متوجه غذایش باشد و غذای حرام نخورد؛ در غیر این صورت گوشت و خون و پوست جنین ازهمان حرام ها می روید و حالت تعبد و بندگی را از وی می گیرد و این خود سد بزرگی بر تربیت فرزند می شود.

نقش تربیتی مادر در دوران شیردهی 

پس از اجرای وظایف سنگین بارداری، اینک فرزندی پاک، پا به عرصۀ وجود نهاده و وظیفۀ مادر را سنگین تر و تعهد تربیتی و اخلاقی مادر را بیشتر تر کرده است و دهها مسئولیت تربیتی دیگر بر دوش مادر گذاشته شده است.

الف) نقش شیر مادر در تربیت دینی کودک 

تغذیۀ کودک با شیر مادر در تربیت او تقش بنیادی دارد چون بنیاد یک بنا اگر سست و کج و ضعیف باشد بقا و دوام و استحکام آن خدشه دار می گردد. (موسوی راد لاریجانی، 1379، ص 87) در دو سال اول زندگی کودک از شیر مادر تغذیه می کند و از مادر جدائی ندارد و این ارتباط به حدی است که می توان گفت دو جسم در یک روح اند و بر این اساس می توان گفت کار شیر دادن مادر تنها تغذیه نیست بلکه تبادل عاطفی و تقویت روحی است، کودک به هنگام شیرخوردن، صدای قلب مادر را می شنود و آرامش نسبی پیدا می کند و کودکانی که از شیر مادر محرومند این آرامش را ندارند. (قائمی، 1370، ص 71)

اغلب زنان امروزی، برای فرار از شیر دادن به بهانه های مختلف از جمله تغییر اندام و تغییر زیبایی ها و یا داشتن کارهای اداری و اقتصادی و فرهنگی در بیرون از خانه، کودکان بی کناه خود را به وسیلۀ شیر خشک و یا غذاهای مصنوعی و ساختگی مشتبه و مشکوک تغذیه می کنند، بدین وسیله بزرگترین خیانتهای جبران ناپذیر را به نوزادان خویش روا می دارند.

شیر دادن مادر موجب اقناع روانی طفل می شود و کودکانی که با شیر مادر تغذیه می کنند کمتر دچار ناراحتی های روانی می شوند و حتی از نظر جسمی سالم ترند و کمتر گرفتار ناراحتی های معده می شوند. شیر مادر از دیدگاه اسلام به قدری اهمیت داشته که برای تشویق و ترغیب مادران ثواب های زیادی در نظر گرفته شده است.

چنانچه پیامبر اسلام - صلّی الله و علیه وآله و سلّم - فرمودند: «فاذَا ارضعَت کانَ لَهَا بِکَلِّ مَصَّهٍ کَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرِ مِن وُلدِ اِسمَاعِیلَ فَاِذَا فَرَغت مِن رَضَاعِهِ ضَرَبَ مَلَکٌ کَرِیمٌ عَلی جَنبِهَا وَ قَالَ استَانِفِی العَمَلَ فَقَد غُفِرَ لَکِ» هنگامی که زن، بچه اش را شیر می دهد خدای متعال در مقابل هر مرتبه ای که بچه از پستانش شیر می مکد ثواب آزاد کردن یک بنده از اولاد اسماعیل به او عطاء می فرماید و هنگامی که دوران شیر خوارگی به اتمام رسید فرشتۀ بزرگوار الهی دست بر پهلوی مادر نهاده می گوید: زندگی را از نو آغاز کن که خدای متعال گناهان گذشته ات را آمرزید. (حرعاملی، 1409، ج 21، ص 451)

از این روایت استفاده می شود که شیر دادن مادر به فرزند، ارزش و اهمیت بسیاری دارد چون شیر نه تنها در پرورش جسمی بلکه در تربیت دینی فرزند هم موثر است و از سوی دیگر در اثر ارتباط نزدیک و تنگاتنگی که بین مادر و فرزند وجود دارد حالات روحی، اخلاقی و اعتقادی مادر به فرزند منتقل می شود.

ب) نقش شیر مادر در رشد فضیلت و خصلت انسانی کودک 

تقوای مادر باعث ایجاد فضیلت ها و خصلت های انسانی و اخلاقی در کودک می شود، اگر مادر پاک و با تقوا باشد فرزندش در حال و آینده، شرف خود را نگه دار است و از دست نمی دهد.

مادر باتقوا، زبانش را تحت کنترل دارد. چشم و گوش خود را مراقب است، مرتکب گناه نمی شود، معده اش در اختیار و کنترل اوست، هر غذای شبهه ناکی را در آن نمی ریزد، او چشم خود را در کنترل دارد و همۀ اینها در شیر موثر بوده و به بچه منتقل شده و در تربیت دینی فرزند نقش اساسی دارد. (مظاهری، 1370، ص 43 و 42)

مادر باید مراقب باشد بواسطۀ بی تقوایی شیرخود را آلوده نکند. وقتی بچه شیری که دارای آلودگی معنوی است را بخورد مسموم می شود چنانچه وقتی دارای آلودگی های ظاهری باشد مسموم می شود، اگر مادر بی تقوا باشد بچه مسموم می شود؛ بنابر این شرط اول تقوا، رابطه با خداست. (مظاهری، 1370، ص19)

به همین علت است که حضرت علی - علیه السلام - می فرمایند: «تَخَیَّروا لِلرَّضَاعِ کَمَا تَتَخیَّرونَ لِلنِّکاحِ، فاِنَّ الرَّضَاع یُغَیِّرُ الطِّبَاع» برای شیر دادن به کودک، مرضعه صالحه وخوب اختیارکنید، چنانچه در ازدواج وانتخاب همسر دقت می کنید؛ زیرا شیر طبیعت بچه را تغییر می دهد. (حر عاملی، 1409، ج 21، ص 468)

در نتیجه صفات شیر رهنده به فرزند منتقل می شود، زنی که فکر و ذهنش به گناه آلوده است، همان آلودگی را به فرزندش منتقل می سازد و زمینه های تباهی زندگی او را فراهم می کند.

نقش تربیتی مادر پس از دوران شیر دهی 

مادر می تواند علاوه بر دورانهای مذکور، در دوران بعد از شیر دهی نیز اثر تربیتی حائز اهمیتی داشته باشد ؛ در ادامه به این آثار تربیتی اشاره می گردد:

الف) پرورش اعتقادات کودک 

اعتقاد به اصول و فروع دین بر هر مسلمانی واجب است و باید به آن ایمان داشته باشد. از آنجایی که عقل کودکان به رشد و تکامل نرسیده و توان تحلیل و استدلال مسائل را ندارند باید آنها را از راه آموزش و تقلید با خدا آشنا نموده و آموزه های دینی را به آنها آموخت. ایمان به خدا، نبوت و معاد یکی از بهترین وسایلی است که مادر می تواند در دعوت کودک به خوبی ها و جلوگیری از مفاسد اخلاقی، از آن استفاده نماید. پیامبران غالبا از این روش استفاده می کردند؛ یعنی ابتدا انسانها را به ایمان به خدا و نبوت و معاد دعوت می کردند و با ذکر دلائلی ایمان آنها را تقویت می کردند؛ آنگاه از طریق ایمان، انها را به کارهای نیک و تخلق به مکارم اخلاقی و اجتناب از کارهای زشت و رذایل اخلاقی دعوت می کردند. چنین شیوه ای از نهاد انسان مایه می گیرد زیرا خداشناسی و خدا جویی از فطریات عقل است. (امینی، 1384، ص 320)

چنانکه قرآن می فرماید: «فطرَتَ الله الَّتیِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها» سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است. (سورۀ روم، آیۀ 30)

پرورش این فطرت پاک بر عهدۀ والدین است؛ کودکان به ویژه در سالهای اولیه؛ غالبا رابطۀ عاطفی قوی تری با مادر دارند؛ از این رو از مادر حرف شنوی و اطاعت پذیری بیش تری دارند و سخنان و آموزشهای مادر را به خوبی می پذیرند. مادر علاوه بر محبت کودک باید آموزش های لازم دینی و اخلاقی را به فرزندان خود بیاموزد تا زمینۀ سعادت او را از طریق آموزش تعلیمات دینی فراهم کند.

ب) پرورش صفات اخلاقی 

از آنجایی که دامان مادر نخستین مدرسه و اولین پایگاه تربیتی است. در این مدرسه کودک علم و اخلاق و دین می آموزد و مهم اینست که آنچه کودک در این مدرسه می آموزد برای همیشه در نزدش می ماند. طفلی که پا به عرصه این جهان می گذارد آگاهی و نیرویی ندارد، کاملا متکی به مادر است، برای به دست آوردن غذا و کسب امکانات آنچه مادر بگوید او عمل می کند، بر این اساس تا مادر خود را از عوامل فساد و اخلاق نادرست دور ندارد نمی تواند امید به زندگی خوب فرزندش باشد مادر لجوج، گستاخ، بی ادب و بد زبان کودک خردسالش را در معرض ابتلاء به همین صفات زشت قرار خواهد داد. (امینی، 1381، ص 31)

تاثیر اخلاقی مادر بگونه ای است که حتی می توان ادعا کرد که راه و رسم زندگی بعدی کودک ادامه همان راه و رسم مادر در عمر کنونی است. اگر چه پدر و مادر هر کدام به نوبۀ خود تاثیر خاصی در تربیت صحیح فرزند دارند؛ امّا در این میان نقش مادر پررنگ تر است؛ زیرا مادر با استفاده از ارتباط عمیق و روحی و عاطفی خود با کودک می تواند ارزش اخلاقی را به کودک آموزش دهد اگر مادر همواره صادقانه رفتار کند و سخن دروغ نگوید، صفت راستگویی را در کودک نهادینه می سازد. مادر باید از راه تمرین و تشویق ارزش های اخلاقی را در وجود کودک تقویت و او را به این مسیر هدایت کند. با پند و نصیحت نمی توان صحّت صفات اخلاقی را به دیگران ثابت کرد کسی که می خواهد دیگری را تربیت کند خود باید به آن عمل پایبند باشد. مادری که به تربیت فرزند خود علاقه دارد باید خود، دارای فضایل اخلاقی باشد تا فرزندش در عمل از او الگو بگیرد.

حضرت زهرا - سلام الله علیها - با عمل به آنچه می فرمود، فرزندانش را با عمل و اخلاق اسلامی آشنا می ساخت؛ چنانچه امام حسن مجتبی - علیه السّلام - می فرماید: «یک شب جمعه دیدم مادرم در محراب عبادت ایستاده و تا طلوع صبح به نماز و دعا مشغول است و برای همه دعا می کند. گفتم: مادر جان چرا برای خود ما دعا نکردی؟ فرمود: (یا بنی الجّار ثم الدّار) فرزندم، اول همسایه بعد اهل خانه.» (مجلسی، بی تا، ج 43، ص 81)

حضرت زهرا - سلام الله علیها - نه فقط با گفتار بلکه با رفتار خود و عبادت خالصانه برای فرزندان و اعضای خانواده نقش مربی و الگو عملی داشت. او علاوه بر تربیت پسرانی چون حسنین - علیهم السّلام - دخترانی چون زینب و ام کلثوم را در دامان خود پروراند و به آنان درس پایداری در برابر ظالمان و ستم پیشگان آموخت تا در کمال جرات و صراحت در برابر قدرت بنی امیه سخن بگویند و از توطئه بر ضد دین و امت پیامبر پرده بردارند. (حکیم، 1393، ص93)

باتوجه به مطالبی که مطرح شد، می توان نتیجه گرفت که مادر می تواند بعد از تولد فرزندش نقش موثری در ایجاد اخلاق نیکو و نهایتا در تربیت دینی وی داشته باشد.

ج) پرورش اعمال صالح کودک 

 مهم ترین نقش مادر پس از تولد نوزاد، فراهم ساختن فضای معنوی برای تربیت دینی است. مادر به عنوان کسی که بیش از دیگران در محیط خانه با نوزاد به سر می برد باید محیط خانه را به فضای معنوی نبدیل کند. اگر محیط خانه محیطی مذهبی و معنوی باشد و اعضای آن خانه با دعا، نماز، تلاوت قرآن و مناجات مانوس باشد فرزندان پرورش یافته در آن محیط با معنویات و دعا آشنا می شوند. پس چنانچه فرزند، خلاف آموزه های دینی رفتار می کند باید علّت را در خودمان جستجو کنیم و ببینیم کجا اشتباه کرده ایم. اگر مادر معتقد نباشد که نماز، کلید رستگاری و خوشبختی آدمی است، در نتیجه برای آموزش نماز وقت نمیگذارد. کودک باید دین را که در روانشناسی یک اصل مهم تربیتی به شمار می آید، در عمل ببیند. (جمعی از نویسندگان، 1390، ص 45 - 43)

بنابراین مادر باید از رفتار و اعمال کودک غافل نباشد و رفتار و اعمال او را به طور صحیح پرورش دهد. در آموزه های دینی بر تمرین عبادی فرزندان تاکید شده است که این مهم بر عهدۀ مربیان او یعنی پدر و مادر است. از جمله نماز، نماز نقش سازنده ای در تربیت فرد دارد و از آنجایی که یکی از وظایف مادر تربیت دینی فرزندش می باشد باید در آموزش این امر مهم (نماز) اهتمام ورزد و نماز را به روش صحیح و درست و با تاسی از روش های بدست آمده در سیره انبیاء به فرزندش آموزش دهد. در این روش مادر باید از روش ساده به سخت استفاده کند و تا جایی که ممکن است نماز در سنین پایین، سبک و راحت گرفته شود. (قاسمی، 1395، ص 156 - 157) مثلا وقتی در حرکات نماز از پدر و مادر تقلید می کند، او را شویق نماید امّا او را به وضو و و قرائت صحیح نماز وادار نکند، بلکه بگذارد تا زمان دیگری که استعداد انجام آنها را پیدا کند در آن زمان وضو گرفتن و قرائت صحیح را به تدریج به او یاد بدهد. (امینی، 1391، ص97).

کودک در سالهای اولیه زندگی خود سعی می کند که رفتار و عمل پدر ومادر خود را تقلید کند مادر می تواند از این عمل فرزندش برای آموزش نماز استفاده کند بنابراین اگر مادر به نماز اهمیت بدهد و در اوّل وقت نماز خود را به خوبی اداء کند کودک نیز از ان درس می گیرد.

یکی از اموری که به نماز خواندن کودکان کمک می کند این است که مادر در نماز جمعه و جماعت و مجالس شرکت کرده و کودک را نیز به همراه خود ببرد؛ بدین وسیله میتوان کودکان را کم کم به نماز خواندن عادت داد و چنین افرادی غالبا تا آخر عمر به خواندن نماز ملتزم خواهند ماند.

روزه گرفتن نیز از عبادتهایی است که در تربیت انسان بسیار موثر بوده بنابراین باید کودک را از همان آغاز کودکی کم کم با روزه آشنا ساخت و از آن جایی که کودک بیشتر وقت خود را در دوران کودکی با مادر می گذراند مادر باید بکوشد فرزندش را با روزه آشنا نماید و از آن به عنوان امر سنگین و رنج آور یاد نکند؛ بلکه آن را لذّت بخش جلوه دهد و طعم شیرین روزه را به فرزند خود منتقل سازد.

حلبی از امام صادق - علیه السّلام - روایت کرده است که فرمودند: ما فرزندانمان را از هفت سالگی به اندازۀ توانشان به روزه گرفتن تشویق می کنیم؛ گرچه تا وسط روز یا بیش از آن و یا کمتر از آن و هر گاه تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد افطار کنند؛ برای اینکه با روزه گرفتن انس و عادت و توانایی پیدا کنند، پس شما در سن نه سالگی کودکان خود را به روزه گرفتن وادارید تا به هر اندازه که توانستند روزه بگیرند و اگر تشنگی بر آنان غلبه کرد افطار نمایند. (ابن بابویه، بی تا، ج 1، ص 149)

روشی که این حدیث می آموزد این است که مادر باید بر اساس سن کودک ، با بهترین صورت و خاطرۀ خوش روزه را به کودک بیاموزد. (قاسمی، 1395، صص 158 - 157)

با مراجعه به سیره تربیتی معصومان - علیهم السّلام - روشن می شود که روش آنان، تکرار به منظور ایجاد عادت به روزه داری است بنابراین مادر باید در عادت دادن فرزندش به روزه داری چند مورد را رعایت کند. مادر نباید از کودک انتظار داشته باشد با دو یا سه روز، روزه گرفتن به این عمل عادت کند بلکه عادت نیاز به زمان طولانی دارد. مادر نباید در روزه داری به فرزندش سخت بگیرد و از او انتظار داشته باشد که در اولین روز ، روزه کامل و بی نقص بگیرد.

پس بر اساس روش های معصومین -علیهم السّلام - مادر می تواند روزه را که یکی از عباد ت مهم و اساسی است به فرزندش آموزش دهد، و در تربیت دینی فرزندش نقش موثری داشته باشد.

 مادران جلو، پدران «پشت‌صحنه»

در نظرسنجی ماه مه ۲۰۲۵ این مرکز، که از حدود ۹ هزار بزرگسال آمریکایی انجام شد، یک پرسش ساده مطرح شد: «چه کسی بیشتر مسئول آموزش دینی فرزندان شماست؟»

۳۹ درصد مادران گفتند «خودم»، اما فقط ۱۷ درصد پدران چنین پاسخی دادند. پدرها بیشتر گفته بودند این مسئولیت با همسرشان یا فرد دیگری است. (۱)

یعنی حتی در جامعه‌ای با ساختار خانوادگی بسیار متفاوت از ما، وقتی پای ایمان کودک وسط است، مادر بیش از دو برابر پدر نقش اصلی را بر عهده می‌گیرد.

برای ما که با حدیث «بهشت زیر پای مادران است» بزرگ شده‌ایم، این یافته غافلگیرکننده نیست. ولی تأکیدی تازه است بر این‌که تربیت دینی، پیش از آن‌که در مدرسه و مسجد شکل بگیرد، در آشپزخانه، کنار تخت‌خواب و سر سفره شکل می‌گیرد.

 دین از «عادت‌های کوچک» شروع می‌شود

بخش جذاب این گزارش جایی است که پژوهشگران سراغ آیین‌های روزمره رفته‌اند. ۴۶ درصد والدین آمریکایی گفته‌اند فرزندانشان مرتب دعای شب می‌خوانند، ۴۳ درصد پیش از غذا دعا می‌کنند، ۴۳ درصد داستان‌های دینی می‌خوانند و ۳۷ درصد موسیقی مذهبی گوش می‌دهند. در مجموع، ۶۳ درصد کودکان دست‌کم یکی از این فعالیت‌ها را به‌طور منظم انجام می‌دهند.

حالا این فهرست را با فرهنگ خودمان مقایسه کنید: «بسم‌الله» پیش از غذا، «الحمدلله» بعد از آن، آیت‌الکرسی پیش از خواب، داستان کربلا، نوای مداحی و لالایی‌های مادربزرگ‌ها که پر از نام اهل‌بیت علیهم‌السلام بود. ما گنجینه‌ای از همین «عادت‌های کوچک» داشته‌ایم که هر کدام ایمان را آرام‌آرام در جان کودک می‌نشاند.

این گنجینه هنوز در خانه‌های ما زنده است یا جایش را به صفحۀ گوشی و کارتون‌های بی‌هویت داده است؟

 زنگ خطری که از آن سوی دنیا می‌آید

گزارش پیو یک مقایسۀ نسلی هم دارد که شنیدنش برای ما مفید است. ۶۳ درصد والدینی که فرزندانشان حالا بزرگسال‌اند می‌گویند بچه‌هایشان در کودکی دست‌کم ماهی یک بار به مراسم دینی می‌رفتند. این رقم میان والدین امروز به ۴۳ درصد رسیده است. دعای شب و دعای سر سفره هم کمرنگ‌تر شده است.

نکتۀ مهم‌تر: ۸۱ درصد والدینی که فرزند زیر ۱۸ سال دارند می‌گویند دین فرزندشان با دین خودشان یکی است، اما میان والدین فرزندان بزرگسال این رقم به ۶۴ درصد می‌رسد. یعنی خانه پایه را می‌ریزد، اما جامعه، دوستان و فضای مجازی بعدها آن را محک می‌زنند. پژوهشگران پیو هم تأکید می‌کنند که دینداری بزرگسالان ارتباط محکمی با میزان حضور دین در کودکی‌شان دارد.

جامعۀ ایران با آمریکا تفاوت‌های اساسی دارد، اما فشار سبک زندگی مدرن، مشغله‌های اقتصادی و نفوذ رسانه‌های جهانی مرز نمی‌شناسد. اگر در آمریکا نسل جدید با آیین‌های کمتری بزرگ می‌شود، خانوادۀ ایرانی هم نباید خود را از این روند مصون بداند.

 مادر، الگو نه واعظ

در فرهنگ شیعی، تصویر مادرِ تربیت‌کننده تصویری متعالی است. حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها در خانه‌ای کوچک، فرزندانی پرورش داد که تاریخ را تغییر دادند. شب‌زنده‌داری او و دعا برای همسایگان پیش از خانواده، درسی بود که امام حسن علیه‌السلام با چشم دید و برای همیشه به خاطر سپرد: «اول همسایه، بعد خانه».

این همان رمز ماندگاری تربیت دینی است: کودک دین را از نصیحت یاد نمی‌گیرد، از تماشا یاد می‌گیرد. مادری که خودش با آرامش نماز می‌خواند، با مهربانی از خدا حرف می‌زند و دین را با محبت پیوند می‌دهد، بیش از ده‌ها کلاس اخلاق اثر می‌گذارد.

 اما بار را نباید فقط روی دوش مادر گذاشت

اگر یافتۀ پیو را فقط به معنای «تحسین مادران» بخوانیم، نیمی از پیام را از دست داده‌ایم. نیم دیگرش هشداری است به پدران. فاصلۀ ۳۹ به ۱۷ درصد یعنی بسیاری از پدرها کنار ایستاده‌اند و تربیت دینی را «کار مادر» می‌دانند.

در فرهنگ اسلامی، تربیت فرزند وظیفۀ مشترک است. قرآن، وظیفۀ دعوت و مراقبت از نماز فرزندان را مستقیماً متوجه پدر می‌داند. (طه:۱۳۲) حقوق فرزند بر پدر در رسالۀ حقوق امام سجاد علیه‌السلام و نهج‌البلاغه از نام نیکو گرفته تا آموزش و ادب امتداد دارد. کودک وقتی ببیند پدر هم اهل نماز، دعا و گفت‌وگوی دینی است، دین را «امر خانوادگی» می‌بیند، نه یک سلیقۀ زنانه یا موضوعی حاشیه‌ای.

 نسخه‌ای ساده برای خانوادۀ امروز

از دل این پژوهش می‌شود چند پیشنهاد عملی بیرون کشید:

- آیین‌های کوچک را زنده کنید: دعای پیش از خواب، ذکر سر سفره و قصۀ شب از زندگی معصومان.

- گفت‌وگو کنید، نه سخنرانی: فقط یک‌چهارم والدین آمریکایی خیلی زیاد با فرزندشان دربارۀ دین حرف می‌زنند. سؤال‌های کودک را جدی بگیرید.

- دین را شاد نشان دهید: نوای خوش، هنر و کاردستی مذهبی و جشن‌های اعیاد را فراموش نکنید.

- پدر را به صحنه بیاورید: تربیت دینی پروژه‌ای دونفره است.

 سخن آخر

شاید بزرگ‌ترین درس این گزارش این باشد که ایمان مثل زبان مادری منتقل می‌شود؛ بی‌کتاب و بی‌کلاس، اما با تکرار، محبت و حضور. مادران هنوز پرچمدار این انتقال‌اند، چه در آمریکا و چه در ایران. اما در دنیایی که هر روز رقیبان تازه‌ای برای ذهن کودکان پیدا می‌شود، این پرچم را نباید تنها در دست آن‌ها گذاشت.