
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به تازگی شاهد برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا بودهایم. رویدادی که توجهات گسترده بینالمللی را به خود جلب کرده است. بر پایه آخرین دادههای مرتبط با شمارش آرا در آمریکا، دموکراتهای آمریکایی توانستهاند در هر دو مجلس سنا و نمایندگان پیشتاز باشند و عملا کنترل آنها را از دست جمهوریخواهان خارج سازند. در مجلس سنا، دموکراتها توانستهاند ۵۴ کرسی از ۱۰۰ کرسی این مجلس را کسب کنند و اکثریت مجلس مذکور را به دست آورند.
اگرچه هنوز چند کرسی تعیین تکلیف نشده و احتمال افزایش کرسیهای دموکراتها همچنان وجود دارد. در مجلس نمایندگان نیز دموکراتها بیش از ۲۲۰ کرسی را کسب کردهاند که این مساله نیز اکثریت مجلس مذکور را در اختیار آنها قرار می دهد. نکته مهم اینکه بدون تردید با اتمام شمارش آرا، پیروزی دموکراتها در انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا نیز قاطعتر خواهد شد. با این حال، آنچه واضح است، پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس سنا و نمایندگان در شرایط فعلی قطعی شده است
اهمیت این پیروزی زمانی بیشتر آشکار میشود که دموکراتها توانستند در ایالتهای سنتا جمهوریخواهی مانند تگزاس، کانزاس و کارولینای جنوبی، پیروز شوند. جالبتر اینکه ترامپ با هر کسی مخالفت کرد، وی پیروز انتخابات شد! این نتایج نشان داد نارضایتی از دولت ترامپ به پایگاه سنتی دموکراتها محدود نمانده و بخشی از رایدهندگان جمهوریخواه را نیز دربرگرفته است. در میان عوامل مختلف این شکست، جنگافروزی آمریکا و اسرائیل علیه ایران جایگاه ویژهای در تحلیل رسانههای بینالمللی پیدا کرده است. جنگی که دولت ترامپ آن را با اهداف امنیتی و نمایش قدرت آمریکا توجیه میکرد، بهتدریج با افزایش قیمت انرژی، فشار اقتصادی و نگرانی از گسترش درگیری، به یکی از نقاط ضعف سیاسی جمهوریخواهان تبدیل شد.
موج آبی و شکست سیاستهای ترامپ
خبرگزاری آسوشیتدپرس پیروزی دموکراتها را نشانهای از نارضایتی گسترده رایدهندگان از عملکرد دولت ترامپ ارزیابی کرده است. به نوشته این خبرگزاری، جمهوریخواهان حتی در برخی حوزههایی شکست خوردند که ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ در آنها پیروزی قابل توجهی به دست آورده بود. رویترز نیز از شکلگیری یک "موج آبی" در آمریکا سخن گفت. موجی که نشاندهنده تغییر فضای سیاسی آمریکا و تضعیف موقعیت حزب حاکم است. اهمیت این تحول در آن است که انتخابات عملا به نوعی همهپرسی درباره عملکرد دو سال نخست دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ تبدیل شد. در واقع، رایدهندگان علاوه بر انتخاب نمایندگان خود، درباره سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و خارجی دولت کنونی آمریکا نیز قضاوت کردند. از همین رو، شکست جمهوریخواهان را نمیتوان صرفا نتیجه رقابت نامزدها در حوزههای انتخاباتی دانست.
جنگ ایران؛ از میدان نبرد تا سفره خانوارهای آمریکایی
یکی از مهمترین محورهای تحلیل رسانهها، تاثیر جنگ ایران بر وضعیت اقتصادی آمریکا است. شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی که در تاریخ ۲۹ اکتبر منتشر کرد، جنگ ایران را یکی از مسائل مهم تاثیرگذار بر انتخابات میاندورهای آمریکا ارزیابی کرد. در پی جنگ و اختلال در مسیر انتقال انرژی از خلیج فارس، بهویژه تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی با شوک عرضه مواجه شدند. افزایش قیمت نفت و گاز، هزینه حملونقل و نگرانی از ادامه درگیری، فشار مضاعفی بر اقتصاد آمریکا وارد کرد.
بر اساس دادههای گزارش مذکور، میانگین قیمت بنزین در آمریکا از چهار دلار برای هر گالن عبور کرده است. همچنین شاخص قیمت مصرفکننده در سپتامبر افزایش ماهانه ۰.۶ درصدی داشت و نرخ تورم سالانه به ۳.۷ درصد رسید. این تحولات برای جامعهای که افزایش هزینههای زندگی از مهمترین دغدغههای انتخاباتی آن است، اهمیت زیادی داشت. به بیان دیگر، جنگی که دولت ترامپ با استدلالهای امنیت ملی توجیه میکرد، به مسالهای ملموس در زندگی روزمره شهروندان آمریکایی تبدیل شد. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در اواسط ماه اکتبر نیز نشان میداد تنها ۳۴ درصد پاسخدهندگان از حملات آمریکا به ایران حمایت میکنند و ۵۴ درصد معتقدند این جنگ ارزش هزینههای پرداختشده را نداشته است. این آمار نشان میدهد مخالفت با جنگ پیش از برگزاری انتخابات نیز در جامعه آمریکا قابل توجه بوده است.
اعتراف ترامپ به تاثیر جنگ ایران در شکست جمهوریخواهان
یکی از مهمترین بازتابهای انتخابات، اظهارات دونالد ترامپ درباره نقش جنگ ایران در شکست حزب جمهوریخواه بود. خبرگزاری رویترز در چهارم نوامبر گزارش داد که ترامپ در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز پذیرفته است جنگ ایران در نتیجه انتخابات تاثیر داشته است. او گفت: «فکر میکنم بخشی از آن به ایران مربوط بود»، هرچند تلاش کرد تاکید کند که مردم اهمیت اقدامات دولتش در قبال ایران را درک میکنند.
این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که ترامپ بخشی از مسوولیت شکست انتخاباتی حزب خود را به یک رویداد سیاست خارجی مرتبط کرده است. در واقع، جنگ ایران دیگر صرفا موضوعی نظامی و دیپلماتیک نیست، بلکه به معیاری برای ارزیابی عملکرد رئیسجمهور آمریکا از سوی رایدهندگان آمریکایی تبدیل شده است. ترامپ در طول کارزار انتخاباتی نیز از رایدهندگان خواسته بود نامزدهای جمهوریخواه را با توجه به حمایت از برنامههای او ارزیابی کنند. بنابراین شکست گسترده این نامزدها را میتوان نشانهای از کاهش حمایت انتخاباتی از دستورکار سیاسی رئیسجمهور آمریکا دانست. جالب اینکه شخص ترامپ اقرار کرده که یکی از دلایل اصلی شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا، جنگِ ایران بوده است.
چرا جنگ ایران به پاشنه آشیل شکست ترامپیستها تبدیل شد؟
چهار عامل در تبدیل جنگ ایران به یک مساله انتخاباتی نقش داشتند. نخست، فاصله میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد دولت بود. او در کارزار انتخاباتی بر تمرکز بر مسائل داخلی و پرهیز از جنگهای پرهزینه خارجی تاکید میکرد اما ورود آمریکا به یک جنگ گسترده با ایران، این وعده را با چالش مواجه کرد. دوم، هزینه اقتصادی جنگ بود. افزایش قیمت انرژی و فشار تورمی باعث شد شهروندان آمریکایی هزینههای سیاست خارجی دولت را مستقیما در زندگی روزمره خود احساس کنند.
سوم، نگرانی از طولانیشدن درگیری بود. ادامه عملیات نظامی و اختلال در تجارت انرژی، نگرانی از گرفتارشدن آمریکا در یک جنگ فرسایشی را افزایش داد. چهارم، مساله اولویتهای دولت بود. بخشی از رایدهندگان این پرسش را مطرح کردند که چرا منابع مالی آمریکا باید صرف جنگی در غرب آسیا شود، در حالی که مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی همچنان پابرجاست. البته جنگ ایران تنها عامل شکست جمهوریخواهان نبود. تورم، تعرفههای تجاری، مهاجرت و نارضایتی از عملکرد دولت نیز در این نتیجه نقش داشتند. بااینحال، جنگ به دلیل تاثیر مستقیم بر قیمت انرژی و معیشت خانوارها، یکی از عوامل مهم و اصلی تشدیدکننده نارضایتی آمریکاییها محسوب می شود.
پیامدهای انتخابات برای سیاست آمریکا در قبال ایران
بازگشت دموکراتها به اکثریت هر دو مجلس میتواند نظارت کنگره بر تصمیمات نظامی و امنیتی کاخ سفید را افزایش دهد. برگزاری جلسات نظارتی، مطالبه توضیحات از مقامهای دولت و بررسی هزینههای جنگ از جمله ابزارهایی است که دموکراتها در اختیار خواهند داشت. همچنین کنترل کنگره میتواند بر تصویب بودجههای نظامی و اعتبارات مربوط به عملیات خارجی تاثیر بگذارد. ورای اینها، بسیاری از شانس بالای استیضاح ترامپ نیز سخن می گویند.
بازتاب رسانههای بینالمللی از انتخابات سوم نوامبر آمریکا نشان میدهد که جنگ ایران به یکی از مهمترین پروندههای سیاسی دولت ترامپ تبدیل شده است. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به نمایش بگذارد، با افزایش هزینههای انرژی و تشدید نگرانیهای اقتصادی، به عاملی برای نارضایتی بخشی از رایدهندگان آمریکایی تبدیل شد. شاید مهمترین نکته در این میان، پذیرش نقش جنگ ایران در شکست جمهوریخواهان از سوی خود ترامپ باشد. این موضوع نشان میدهد که سیاست خارجی دیگر از پیامدهای داخلی و انتخاباتی جدا نیست.
پیام انتخابات ۲۰۲۶ برای واشینگتن روشن است. جنگی که قرار بود نشانه اقتدار دولت ترامپ باشد، به یکی از پرهزینهترین پروندههای سیاسی او تبدیل شد. پروندهای که پیامدهای آن اکنون در تغییر موازنه قدرت در کنگره آمریکا نیز نمایان شده است.