
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یک سالن تقریبا خالی و چند ثانیه بعد، همان فضا با کاناپههای روشن، میزهای مرکزی و سرویس غذاخوری؛ ویدیوی خانه مازیار لرستانی، تغییر چیدمان را با همین جابهجایی نشان میدهد. کف چوبرنگ، پردههای گرم و وسایل موجود در پسزمینه باقی ماندهاند، اما با اضافه شدن مبلمان، مرکز سالن دیگر خالی نیست و محدوده نشیمن و غذاخوری شکل مشخصی پیدا کرده است.
این کلیپ با نشان سوفاداتیس منتشر شده و در بخش پایانی، نام «کارمن» برای مدل مبلمان آمده است. برخلاف ویدیوهایی که فقط محصول نهایی را نشان میدهند، اینجا امکان مقایسه دو وضعیت وجود دارد: پیش از چیدمان و پس از قرار گرفتن وسایل. ویدیوی کامل این تغییر را در ادامه ببینید.
سوفاداتیس در این ویدیو، ترکیب کاناپه، میز جلو مبلی و سرویس غذاخوری را در یک فضای واقعی نشان میدهد. در چنین چیدمانی، موضوع مبل های خارجی به هماهنگی طراحی، رنگ روکش، فرم دستهها و تناسب مبلمان با ابعاد سالن گره میخورد. اینجا مدل کارمن در کنار کف، پرده، فرش و وسایل قبلی خانه دیده میشود و ظاهرش را باید در همین مجموعه بررسی کرد.
در ابتدای ویدیو، لرستانی در را باز میکند و همراه فرد دیگری وارد سالن میشود. بخش بزرگی از کف خالی است و امتداد آن تا دیوار انتهایی دیده میشود. در پسزمینه، یک بوفه یا کمد ویترینی، چند شیء روی آن و در سمت دیگر، کتابخانه و تلویزیون حضور دارند. بنابراین تصویر اولیه، یک فضای کاملا بیوسیله نیست؛ وسایل ثابتتر خانه از قبل در آن دیده میشوند.
همین باقی ماندن وسایل، مقایسه بعدی را جالبتر میکند. بیننده میتواند همان دیوارها، کف و پردهها را در دو وضعیت دنبال کند و تغییر را به قرار گرفتن مبلمان نسبت دهد. دوربین با نشان دادن بخش خالی سالن، اندازه فضای قابل استفاده را هم روشن میکند؛ سطحی که بعدتر میان نشیمن، میزهای مرکزی و غذاخوری تقسیم میشود.
در میانه سالن، یک عنصر عمودی با پوشش آینهای دیده میشود که بخشی از محیط را بازتاب میدهد. حضور آن، شکل فضا را از یک مستطیل ساده متفاوت میکند. در نماهای بعدی نیز این بخش باقی مانده است و چیدمان باید در ارتباط با آن دیده شود. تفاوت قبل و بعد، از همین جا ملموس میشود: اضافه شدن وسایل در محیطی با محدودیتها و ویژگیهای موجود.
بعد از تغییر نما، کاناپههای روشن در محدوده نشیمن دیده میشوند. رنگ روکش، نزدیک به طیف کرم و سفید گرم است و بخشهایی از قاب و دستهها رنگ چوبی دارند. این ترکیب، میان سطح روشن مبلمان و کف گرم سالن ارتباط ایجاد میکند. مبلها در تصویر جدید بهخوبی دیده میشوند، اما از نظر رنگی کاملا جدا از محیط قبلی به نظر نمیرسند.
دستهها یکی از جزئیات شاخص مدل هستند. به جای حجم یکپارچه و پوشیده از پارچه، بخش چوبرنگ آنها در کنار نشیمن دیده میشود. این تفاوت، ظاهر مبل را سبکتر از یک کاناپه با دستههای بسیار پهن نشان میدهد. دوربین در نماهای نزدیک، همین اتصال رنگ روشن روکش و بخش گرم بدنه را ثبت میکند؛ جزئیاتی که در نمای دور کمتر به چشم میآیند.
کوسنهای راهراه نیز روی زمینه ساده مبل قرار گرفتهاند. چند رنگ در این راهراهها دیده میشود و با وجود ابعاد محدودشان، به سطح روشن تنوع میدهند. نقش آنها با پارچه اصلی رقابت نمیکند، چون زمینه بزرگتر همچنان ساده است. در نتیجه، طرح به قسمتهای کوچکتر محدود شده و فرم کلی کاناپهها در تصویر خوانا باقی مانده است.
در وضعیت چیدهشده، فرشی با زمینه قرمز زیر بخش نشیمن قرار گرفته است. این سطح رنگی، محدوده مبلها را از امتداد کف چوبرنگ جدا میکند. در سالن خالی، چشم میتوانست بدون توقف تا دیوار انتهایی حرکت کند؛ اما حالا فرش و مبلمان، یک بخش مشخص برای نشستن ایجاد کردهاند و فضای باز، به چند محدوده قابل تشخیص تقسیم شده است.
تضاد میان فرش و روکش روشن، باعث میشود لبه مبلها واضحتر دیده شود. اگر هر دو سطح نزدیک به یک رنگ بودند، مرز میان آنها در نماهای دور کمتر مشخص میشد. در اینجا قرمز، زمینهای برای بدنه روشن میسازد و رنگ گرم قاب مبل هم میان این دو قرار میگیرد. این ارتباط، بخشی از انسجام تصویر نهایی را توضیح میدهد.
میزهای مستطیلی روشن در مرکز محدوده نشیمن دیده میشوند. سطح ساده آنها در برابر نقش فرش قرار گرفته و به شلوغی تصویر اضافه نمیکند. در این ترکیب، فرش بخش پرنقشتر کف را تشکیل میدهد و میزها با سطوح آرامتر، مرکز را مشخص میکنند. تفاوت بافت و طرح، بدون عوض کردن همه رنگهای موجود در اتاق، چیدمان تازهای ساخته است.
در بخش دیگری از سالن، میز غذاخوری با صندلیهای چوبرنگ قرار گرفته است. این مجموعه در چند نمای باز، پشت محدوده نشیمن دیده میشود. رنگ گرم آن با قسمتهای چوبرنگ مبلها ارتباط دارد و به همین دلیل، دو بخش با وجود تفاوت کاربرد، از نظر بصری بیارتباط نیستند. بیننده در یک تصویر، هم محل نشستن و هم محل غذاخوردن را میبیند.
روکش روشن بعضی قسمتهای صندلیها، این ارتباط را ادامه میدهد. اشتراک رنگ میان نشیمن و غذاخوری، به معنی یکسان بودن شکل همه وسایل نیست؛ فرم میز، پشتی صندلی و دسته کاناپه متفاوت است. آنچه آنها را کنار هم نگه میدارد، تکرار محدود چند رنگ و استفاده از سطوح ساده در کنار بخشهای طرحدار است.
غذاخوری در نزدیکی پردهها و محدوده دیوار کناری دیده میشود، در حالی که نشیمن نسبت بیشتری با تلویزیون و میزهای جلو مبلی دارد. این تفاوت موقعیت، کاربری هر بخش را روشن میکند. در ویدیو، تغییر سالن فقط با پر شدن فضای خالی توضیح داده نمیشود؛ وسایل تازه، برای قسمتهای مختلف آن نقش ایجاد کردهاند و مسیر نگاه میان دو محدوده جابهجا میشود.
پردههای بلند با طیف گرم و بخشهای روشنتر، در هر دو وضعیت دیده میشوند. بعد از اضافه شدن مبلمان، رنگ آنها معنای تازهای پیدا میکند؛ بخش چوبرنگ مبل و سرویس غذاخوری، همان گرمایی را ادامه میدهد که پیشتر در پرده و کف وجود داشت. در نتیجه، تغییر دکور با حذف کامل پسزمینه قبلی همراه نشده و اجزای جدید با آن وارد ارتباط شدهاند.
در سقف، نور خطی پیرامونی و چند منبع روشنایی دیده میشود. این نورها مرز بالای دیوارها را مشخص کردهاند و سطح روشن سقف را در امتداد سالن نشان میدهند. روشن بودن روکش مبلمان نیز زیر همین نور، به دیده شدن حجم آن کمک میکند. از روی تصویر نمیتوان شدت دقیق یا مشخصات چراغها را گفت، اما جای منابع نور و اثرشان بر قاب مشخص است.
این ثبات نور و پردهها، مقایسه قبل و بعد را قابل دنبال کردن میکند. قرار نیست بیننده دو اتاق کاملا متفاوت را با هم مقایسه کند؛ نشانههای آشنا در پسزمینه باقی ماندهاند. همین نشانهها باعث میشوند اضافه شدن مبل، فرش، میز و غذاخوری بهعنوان تغییر اصلی دیده شود، نه اینکه تفاوت تصویر صرفا به رنگ دیوار یا عوض شدن فضای فیلمبرداری نسبت داده شود.
در بخشهای پایانی، لرستانی و همراهش کنار کاناپهها قرار میگیرند و جزئیات مبل از نزدیک دیده میشود. این حضور، اندازه پشتی، ارتفاع دسته و نسبت میزها با مبلمان را ملموستر میکند. مدل کارمن دیگر یک محصول روی زمینه خالی نیست؛ در محیطی با کتابخانه، تلویزیون، پرده و وسایل شخصی دیده میشود و مقیاس واقعیتری پیدا کرده است.
ویدیو درباره مبلغ خرید، کشور سازنده یا مشخصات فنی کامل این مجموعه اطلاعات روشنی نشان نمیدهد. با این حال، برای دیدن تفاوت دو وضعیت سالن، تصاویر کافی در اختیار بیننده قرار میگیرد. جذابیت این روایت در نتیجه قابل مقایسه آن است: فضایی که ابتدا مرکز خالی و امتداد باز دارد، بعدتر به نشیمن و غذاخوری مشخص تبدیل میشود.
قاب پایانی خانه مازیار لرستانی، حاصل کنار هم قرار گرفتن همان اجزاست: کاناپههای روشن، جزئیات چوبرنگ، کوسنهای راهراه و فرش قرمز، در فضایی که نشانههای قبلیاش را حفظ کرده است. این تغییر، به جای تکیه بر یک وسیله بسیار پرزرقوبرق، در رابطه میان چند قطعه دیده میشود؛ رابطهای که ویدیوی قبل و بعد، فرصت مقایسه مستقیم آن را فراهم میکند.