
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» سعید نجفی*///؛ برشی از تاریخچهی غربگرایان در ایران حتما مربوط به دوران بعد از دوم خرداد ۷۶ و مشخصا تشکیل جبههای موسوم به اصلاحطلبی است.
دورهای که در آن حمله به اعتقادات دینی مردمان این سرزمین تئوریزه شد. گفته شد علیه خدا هم میتوان قیام و راهپیمایی کرد! قیام حسینی خشونتطلبی! معرفی شد.
ولنگاری فرهنگی در ویترین تساهل و تسامح کادوپیچی شد. گفته شد بیرون گذاشتن چند تارِ مو بیحجابی نیست اما به غایت به داشتههای فرهنگی و سبک زندگی کشور حمله شد.
غربگرایان خواسته یا ناخواسته (در این وجیزه مجال پرداختن به آن نیست) هرآنچه سرشت بومی داشت را به بهانهی پیشرفت، توسعه و رفاه! در گرداب غربگرایی ذبح میکردند. بخشی از وضعیت کنونی فرهنگ و اقتصاد کشور نشان داد عمیقا در اشتباه بودهاند.
اقدامات آنها داشتهها را نابود کرد اما آوردهای نداشت.
آنها حتی به توان نظامی کشور نیز میتاختند و سرمایهگذاری و هزینه برای آن را برای خوشایند غرب، دور ریختن پول تفسیر میکردند. تجربهی دو جنگ اخیر نشان داد در این مسئله نیز در اشتباهاتی عجیب و غریب دست و پا زدهاند.
آنان در همین مقطع ۳۰ ساله که ۲۰ سال دولت و ارکان اجرایی را در اختیار داشتند، بهجای اصلاحات اساسی اقتصادی و درانداختن طرحهای نوین و مولد در اقتصاد، حرافی و حرفدرمانی کردند و وقت کشور و ملت را با راهکار مذاکره با غرب هدر دادند.
اینکه جماعتی غربگرا باشند شاید عادی به نظر برسد اما این حد از افراطگرایی و تندروی در غربگرایی حتما مسئله است.
مسئلهای به قیمت زندگی و آرمانهای ملتی انقلاب کرده و مسلمان. مسئلهای به قیمت اتلاف دههها فرصتِ یک ملت و انقلاب. تندرو و افراطگرایانی که رهآوردی جز هیچ نداشته و ندارند.
*فعال رسانه