
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمد بختیاری*/// دو جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران، با تمام ویرانیها و صدماتی که برای مردم مظلوم کشورمان در پی داشت، نتوانست خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی را محقق کند و صدای اندیشکدهها و تحلیلگران را نیز درآورده است. «راز سیمط» در یادداشتی با عنوان «تغییر نظام در ایران، هدفی مطلوب اما نه لزوماً دستیافتنی» منتشرشده در «مؤسسهی مطالعات امنیت ملی اسرائیل» موسوم به INSS، اذعان کرده برخلاف طرحریزی مشترک آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی ایران پابرجا مانده و برنامهی هستهای، توان موشکی و قدرت پهپادی نیز از میان نرفتهاند.
وزن این اعتراف از موضع نویسنده آمده زیرا «سیمط» همچنان تغییر نظام ایران را مطلوب میخواند و برای تضعیف جمهوری اسلامی توصیه میکند اما در بررسی حاصل جنگ نمیتواند ادعاهای سران رژیم اسرائیل را تکرار کند. او با وجود تأکید بر دستاوردهای عملیاتی و خسارتهای واردشده به ایران، نوشته «آمریکا و اسرائیل موفق نشدهاند برنامهی هستهای را حذف کنند و توان نگهداری و تولید موشک و پهپاد را از ایران بگیرند.»
این گزارش در توضیح ناکامیهای دشمن، به باقیماندن دانش بومی، متخصصان، سانتریفیوژهای پیشرفته، مواد غنیشده و زیرساختهای زیرزمینی اشاره میکند و تداوم برخورداری ایران از ذخایر قابل توجه موشک و پهپاد را نیز میپذیرد. ارزیابی این کارشناس امنیتیِ صهیونیست نشان میدهد حمله به اجزای قدرت ایران، الزاماً به نابودی توان بازتولید آن منجر نشد و دشمن برای هر دور جدید از فشار، دوباره با کشوری مواجه خواهد شد که دانش ساخت، تجربهی نبرد و انگیزهی بازسازی تسلیحاتی را حفظ کرده است.
رویآوردن دوباره به شعار براندازی نیز در متن گزارش با نتایج محدود جنگ پیوند خورده است. «سیمط» سخنان «نتانیاهو» و «نفتالی بنت» دربارهی سرنگونی جمهوری اسلامی را کنار ناکامی در حذف توان هستهای و موشکی قرار داد و سپس هشداردهی کرد که برنامهریزی راهبردی اسرائیل نباید بر احتمال تغییر نظام بنا شود. از این پیوند میتوان دریافت که بزرگترشدن ادعاهای سران رژیم، الزاماً از افزایش توان تحقق آنها خبر نمیدهد و شعار براندازی میتواند پوششی برای پاسخندادن به پرسش دربارهی حاصل دو جنگ باشد.
این گزارش دارای بخش اجتماعی نیز هست؛ نویسنده از انسجام نهادهای حاکمیتی و پراکندگی مخالفان سخن گفت و اذعان کرد حملات خارجی، احساس همبستگی و تعلق ملی را در جامعهی ایرانی تقویت کردهاند. او آسیب به دانشگاهها، زیرساختها و مردم، گزارشهای مربوط به تحریک جریانهای تجزیهطلب و تهدیدهای ترامپ علیه تمدن ایران را از عوامل برانگیخته شدن واکنشهایی فراتر از حامیان جمهوری اسلامی (قشر خاکستری) میداند. مفهوم «تجاوز» در این روایت، برای مهاجمان هزینههای سنگین ساخته و به ایرانیان یادآوری کرده دامنهی خصومت دشمن، خا، تاریخ و کل زندگی آنان را نیز در بر میگیرد.
«سیمط» ادامه داد «انباشت بحران، تضمینی برای فروپاشی فراهم نمیآورد.» او حتی نقش فرهنگِ کمکِ متقابل، آمادگی خانوادهها برای شرایط اضطراری و شبکههای حمایتی را در جلوگیری از کمبودهای شدید توضیح داده است. وی در پایان نیز نیز این واقعیت را آشکار کرد و در کنار هشدار دربارهی اشتباه بودن اتکا به براندازی، خواهان استمرار اقدامات دیپلماتیک، اقتصادی و پنهان علیه ایران شد.
این کارشناس بار درگیر در پایان هشدار داد که «حملات به زیرساختهای ملی، فروپاشی حکومت را تضمین نمیکنند. این حملات ممکن است ایران را مختل کند اما آنان در چنین شرایطی میتوانند برای مدتی طولانی دوام بیاورند و همچنان تهدیدهای قابل توجهی ایجاد کنند.»
*فعال رسانه