
خبرنامه دانشجویان ایران: شامگاه چهارشنبه 16 اسفندماه سال 91 کرسی آزاداندیشی با عنوان "انتخابات، سرنوشت ساز یا تایید سرنوشت انتخاب شده" با همکاری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در سالن آمفی تئاتر دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان برگزار شد که با استقبال بی نظیر دانشجویان روبه رو گردید.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ابتدا دو گروه موافق و مخالف به مدت 2 ساعت به بحث ادامه دادند و سپس توسط داور بحث توسط جعفر فلسفی جمع بندی گردید. گروه موافق را ایمان عطائی فر و زهرا حقیقت پور و گروه مخالف را آقایان سیدمنصور نصرالله زاده و احمد موالی زاده تشکیل می دادند.
با شروع بحث ابتدا عطائی فر به اهمیت بحث انتخابات و حق تعیین سرنوشت پرداخت و گفت: از زمانی که دولت منسجمی در کشور ما شکل گرفت همواره با 2 طبقه در جامعه رو به رو بوده ایم: پادشاه و مردم، ارباب و رعیت، حاکم و زیردست و همواره مردم که اکثریت را تشکیل می دادند در تعیین سرنوشت خود هیچ حقی نداشتند، در دوره مشروطه و پس از آن گر چه به طور مقطعی و اندک مردم به حقوقی دست یافتند اما تجربه اراده ی مردم به معنی واقعی را باید در پس از انقلاب و در 34 سال اخیر دانست.
به هر حال انتخابات عرصه ی تحقق اراده ی ملی است ومردم مشخص می کنند برای 4 سال چه برنامه و دیدگاهی در مملکت پیاده شود و طبیعتا بسیار تفاوت دارد چه کسی این سمت را بر عهده بگیرد.
وی همچنین افزود: انتخابات تجلی بخش وحدت ملی است چرا که به دلیل پهناور بودن کشور ما و تعدد اقوام و نژادها همواره در طول این 34 سال دشمن تلاش بسیار برای برای ایجاد تفرقه بین اقوام مختلف نموده است اما هنگامی که همه ی ما به عنوان یک ایرانی پای صندوق رای می رویم خود نشان گر وحدت ما و بی نتیجه بودن تفرقه افکنی های دشمن است.
وی همچنین انتخابات را علم و پرچم مردم سالاری دینی در کشور دانست و حضور در انتخابات را مشتی در دهان بلندگوهای تبلیغاتی دشمن دانست که در طول این سالها همواره مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشویق می نمایند.

در ادامه ی بحث نصرالله زاده به عنوان مخالف با زیر سوال بردن عملکرد شورای نگهبان و سلیقه ای خواندن عملکرد آن، اصل انتخابات را بی نتیجه خواند. وی همچنین به نبودن احزاب ریشه دار در مملکت انتقاد کرد و به طور کلی روند انتخابات را سوری دانست. وی گفت در کشور ما رسانه مستقل وجود ندارد و خطاب به جمعیت گفت آیا می دانید هم اکنون در اصفهان چه می گذرد؟ آزادی در صداوسیما هم وجود ندارد چرا به آقایان موسوی و کروبی بعد از انتخابات فرصتی داده نشد؟
وی همچنین افزود در انتخابات 88 مطمئنا تقلب صورت گرفته و دیگر به هیچ وجه مردم حضور آنچنانی در انتخابات پیدا نمی کنند اگر هم این شخص رای آورد به دلیل سو استفاده هایش از بیت المال و پخش سیب زمینی و سهام عدالت دانست. وی وضعیت اقتصادی را بحرانی دانست و تنها راه حل را رابطه ی با آمریکا دانست و گفت چرا خود را در این تنگنا انداخته ایم؟
در جواب وی خانم حقیقت پور گفت: چگونه است که هنگامی که شورای نگهبان این افراد را تایید می کند مشکلی نیست اما زمانی که رد می شوند سلیقه ای است؟ وی ایران را کشوری آزاد دانست که این آزادی مدیون خون شهداست.

وی افزود شما که از تقلب می گویید باید دلیل و مدرک ارائه دهید نه ما و به اصل" البینه علی المدعی" اشاره کرد.
وی افزود: ما همواره در انتخاباتمان شاهد حضور حداکثری بوده ایم و شرکت افراد و جناح های مختلف را دلیلی بر آزادی بالای نظام دانست در مورد زمان دادن به آقای موسوی باید بگویم چون ایشان جوابی نداشت و بدون هیچ دلیلی فقط قصد خواندن بیانیه های سیاسی را در صداوسیمای ملی داشت که به درستی به وی اجازه داده نشد.
آقای موالی زاده به عنوان مخالف بعدی افزود: عملکرد شورای نگهبان سلیقه ایست و فقط افرادی با گرایش های خاص را تایید می کند وباید چون کشورهای دیگر به خود مردم اجازه داد از طریق انتخابات درون حزبی صلاحیت کاندیدا را تایید کرد به هر حال اعضای شورای نگهبان دارای سلایق سیاسی هستند و نمی توان منکر این امر شد.
در ادامه ی بحث وی افزود که هم اکنون فضای چند صدایی در کشور وجود ندارد و به کوچک ترین اعتراضی پاسخ داده نمی شود، وی سپس به یک سری از حقوق مردم در قانون اساسی در مورد حقوق اجتماعی، تحزب، راهپیمایی و ... اشاره کرد وی گفت چرا آزادی مطبوعات نداریم؟ چرا به یک سری از روزنامه ها یارانه خاص می دهند؟
در جواب عطائی فر گفت: بهتر می بود درون موضوع بحث کرد اما چون موارد دیگری مطرح شد باید به آنها اشاره کرد: درباره ی این سخن که اصل رای گیری اشتباه است اصلا صحبتی ندارم و کسی که این صحبت را می کند اصلا نمی توان ایرانی دانست اما در مورد شورای نگهبان طبیعی است که هر شخصی سلایق خاصی دارد اما ملاک وابستگی سیاسی است و یکی از شرایط انتخاب اعضای شورای نگهبان عدم وابستگی جناحی و سیاسی است، مگر همین شورای نگهبان نبود که موسوی و خاتمی و دیگر اصلاح طلبان را تایید کرد؟ مگر در اوج دولت راست آیت الله هاشمی رفسنجانی نبود که اصلاحات پیروز انتخابات شد و دولت را به دست گرفت؟ مگر در دولت اصلاحات نبود که اصولگرایی سر برآورد؟ که خود دلایل کافی بر عدم دخالت سلایق سیاسی است و نشان دهنده ی فضای باز سیاسی است.

وی گفت: این صحبت ها از سوی اشخاصی به گوش می رسد که به نفاق دچاراند کسانی که تا دولت و مناصب را به دست می گیرند اعتراضی ندارند واز فضای باز سخن می گویند اما هنگامی که در بازی شکست می خورند دم از خفقان می زنند مشکل این ها این است که خود را مساوی مردم می دانند و به جای مردم سخن می گویند. کسانی که از آزادی سخن می گوین مگر نه همان ها بودند که طرح مادام العمری هاشمی را در مجلس مطرح کردند؟ این کارهای کسانی چون مهاجرانی و منتجب نیا و نوری با صحبت های امروزشان متناقض نیست؟ این خود دیکتاتوری نیست؟ همان خاتمی که از قانون گرایی سخن می گفت نه همان کسی است که می خواست انتخابات مجلس هفتم را برگزار نکند؟ همان موسوی که از قانون گرایی و برگرداندن انقلاب در جهت اصلی خود سخن می گفت نه همان کسی است که فردای انتخابات از مردم خواست تا به خیابان بریزند این خود نقض واضح قانون نیست؟
در جواب این نکته که خود مردم باید انتخاب کنند هم باید بگویم که در نظام آمریکا آیا اصلا شخصی از طبقه ی اجتماعی ضعیف آیا اصلا می تواند از پس این تبلیغات پر هزینه برآید؟ می توانید یک مثال بزنید که شخصی خارج از این دو حزب بالا آمده باشد؟ این خود به نحوی دیکتاتوری این دو حزب بر مردم است و قدرت انتخاب پایین مردم آمریکا را نشان می دهد.bbc که هم اکنون وقایع اصفهان را پخش زنده می کند چرا هنگام اعتراضات سال گذشته لندن در سکوت و بایکوت خبری به سر می برد مگر نه اینکه چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است؟ درمورد مطبوعات مگر روزنامه های اعتماد، آفتاب یزد، و شرق چاپ نمی شوند؟ در مورد یارانه هم بعضی روزنامه ها دولتی هستند و در هر دولتی که باشند یارانه خاص خود را می گیرند.
در ادامه به طور غیرمنتظره ای مجری از طرفین بحث خواست تا هرکدام در یک دقیقه صحبت های خود را جمع بندی کنند.

عطائی فر در جمع بندی سخنانش گفت: طرح مسائل سخیفی چون سیب زمینی و سهام عدالت توهین به همه ی ماست اصلا چه ضمانت اجرایی است که مردم به این شخص رای دهند.درباره نبود احزاب ریشه ذار این نقد جدی را می پذیرم اما نه به این معنا که نظام بر پایه ی چند حزب محدود شکل بگیرد و خود دیکتاتوری احزاب را پدید آورد.
نصرالله زاده: از اساس با سخنان عطائی فر مخالفم و وی را توجیه گر می دانم. اصلا من به جدایی دین از سیاست معتقدم و همان طور که فمنیسم اسلامی نداریم دموکراسی اسلامی هم نداریم، وی گفت: با تفکیک جنسیتی مخالفم و این را مانع رشد اجتماعی دانشجو می دانم. و در پایان: زین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود/ وا رهد از هر دو جهان، بی حد و اندازه شود.
خانم حقیقت پور در جمع بندی سخنان خود گفت: ما با رابطه برابر مخالفتی نداریم و زمانی رابطه با آمریکا خواهیم داشت که به حقوق و کرامت انسانی مردم ایران احترام گذاشته شود از موضع برابر سخن بگویند. ما هیچ وقت زیر بار زور نمی رویم و با قدرت به راه خود ادامه می دهیم. در مورد حکومت دینی هم بهتر است که شما به مبانی مردمسالاری دینی رجوع کنید که از طاقت این جلسه بیرون است.
موالی زاده گفت: من به جواب سوالاتم نرسیدم. بهتر بود در موضوع صحبت می شد. درباره ی شورای نگهبان هنوز بر روی نظر خودم هستم و عملکرد آن را بی طرفانه نمی دانم.
در این هنگام فلسفی داور بحث به روی سن رفت و بیان داشت: در مثال مناقشه نیست و بعضا به نکات ریزی ایراد گرفته می شد. نکته ی بعد اینکه باید بین گذشته و حال افراد تفاوت قائل شد و اگر در گذشته کسی تاید صلاحیت شده دلیلی بر وجود این صلاحیت در امروز فرد نیست. حدودا 50 درصد نکات مطرح شده خارج از بحث بودند و نکته ی بعد اینکه آیا توهم توطئه وجود دارد یا نه واقعا دشمنی هست؟ مطمئنا اگر دشمنی استکبار نبود اتفاقات سال 88 به آنجا نمی کشد. ایشان دانشجو را داعیه دار مبارزه با آمریکا دانستند و 13 آبان و 16 آذر را نمادهای آن دانستند و زیر سوال بردن آن را بی انصافی دانستند.
وی گفت اینکه یکی از مخالفان بحث به قانون اساسی استناد می کرد ولی عملا آن را در مورد شورای نگهبان آن را نقض می کرد. اگر بحث مبنایی داریم باید در جلسه ای با همان موضوع ترتیب دهیم نه اینکه جلسه را دچار درگیری کنیم. نکته ی آخر را هم عقلانیت را مد نظر قرار دهید نه اینکه با شور و احساس سعی در جلب نظر دیگران نمایید که این اصلا مناسب نیست.