خبرنامه دانشجویان ایران: مسببان دیروز تحقیر علمی و اجتماعی جمعی از نخبگان، امروز زیر تیغ مدرک قلابی خود و نزدیکانشان سکوت پیشه کردند صدایی به نام عدالت علیه عدالت از حنجره ظلم فاجعهای را آفرید که حتی عاملان آن نمیتوانند ابعاد مختلف آن را تصور کنند طراحان این بازی کثیف برای خطاهای نابخشوده خود عذر بدتر از گناه آوردند و زندگی افرادی را بهم ریختن که اکثرا سرنوشت و سعادت مملکتشان را والاترین هدف خویش قلمداد کردند و در مسیر علم آموزی بیش از هر چیز از خودباختگی علمی و فرهنگی حاکم بر دانشگاهها ملول و با انگیزه و با خود باوری دوست داشته و دارند تا سهمی در تغییر وضع موجود و شکوفایی و خودباوری ملی داشته باشند.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یکی از دانشجویان بورسیه در یادداشتی پیرامون سکوت مسئولین دولتی به موضوع تخلفات علمی صورت گرفته توسط نزدیکان و مقامات بلندپایه پرداخته است: شنیده بودم که دروغ هر چه بزرگ تر، باور کردنش آسان تر ولی باور نمیکردم در کشور ولی عصر از مقامات عالی رتبهای چنین خطایی سربزند آنقدر داستان پردازی دروغین در باب بورسیهها را تکرار کردند که تبدیل به باور شد آنقدر ناکارامدی و بی برنامگی خود در اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی را با این دروغ بزرگ پاسخ دادند که حتی برخی خوبان را در این بازی به انفعال و سکوت کشیدند.
شنیده بودم میشود به جای پاسخگویی به مطالبات به حق مردم، با بازیهای مختلف برای مشکلات مردم متهم تراشی کرد تا کسی فریادش از بی تدبیری وکم کاری و فساد برخی بلند نشود ولی اصلا تصور نمیکردم با قربانی کردن زندگی مادی و علمی و حتی اجتماعی قشر فرهیخته، بیکاری برخی دوستان در تحصیلات تکمیلی را به بورس شدن دوستان خودشان آن هم با دروغ و اتهام واهی گره بزنند.
شنیده بودم میشود آنقدر با روزنامه های زنجیرهای فتنه گر و فضای مجازی دروغی را آنچنان با آب و تاب طرح کرد که هر کس در مورد آن مسئله نقدی داشته باشد قضاوتش غیر عاقلانه قلمداد شود ولی اصلا تصور نمیکردم طراحان دروغ بورسیهها هم دروغ خود را باور و عدهای از دوستان هم به فنا رفتن ساعات زیادی از عمر ما را تنها در ابهام و سکوت نظاره گر باشند.
شنیده بودم که میشود شیشه خانه او که دستی بر منابع زر و زور ندارد شکست و خانه اش را ویران کرد و زورگویانه او را در جای متهم نشان و جریمه کرد ولی تصور نمیکردیم شکننده شیشه خانه ما و ویرانگر زندگی ما خود در خانه شیشهای باشد و مدرک دکتری اش زیر سوال و پر از ابهام باشد و نزدیکانش به جبر زر و زور خریداران جایگاه علم باشند شاید نمیدانند خدایی هست که صبرش بسیار ولی عدالتش بی تردید و قطعی.
شنیده بودم میشود بی تفاوت بود به ظلم برای منفعت شخصی و حزبی و دیده بودم بسیار تماشای ظالم آن هم با احترام به خاطر خوف از آسیب سیاسی، ولی تصور نمیکردم که مدعیان حق طلبی در تاراج زندگی وحیثیت بورسیهها چنان رفتار کنند که گویی ما ایرانی نیستیم یا شاید گاه ما را با کافران معاند یک جور دیدند که تهمتها زدند و محرومیتها و محدودیتها رقم زدند ولی کسی دم نزد و هر روز ما را، شب غفلت غافلان، تیره و تار کرد.
به امید عدل خداوندی که عدالتش ظالم را به زمین خواهد زد.