به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پس از آنکه حمید رضا عارف فرزند محمد رضا عارف معاون اول دولت اصلاحات و نماینده فعلی مجلس شورای اسلامی در برنامهای تلویزیونی-اینترنتی اصلیترین عامل موفقیت خود را داشتن ژن خوب عنوان کرد و کامیابیهایش در داشتن پستهای مدیریتی مختلف را با خون منحصر به فرد و ارزنده پدر و مادرش مرتبط دانست، بسیاری از فعالین فضای مجازی و شبکههای اجتماعی به این سخنان عارفِ پسر واکنش نشان داده و اغلب این کاربران، جملات مربوط به ژن خوب را ناشی نگاه خودبرتربین فرزند محمدرضا عارف دانستند و مجموعا میتوان گفت بازخورد مثبتی از طرف جامعه به این اظهارات نشان داده نشد. به عبارت بهتر پس از اینکه فیلم توضیحات عارفِ جوان از ژن برتر بصورت گسترده در پیامرسانهای پرمخاطب دست به دست شد، تصوری که در میان کاربران شبکههای اجتماعی از این اظهارات پدید آمد، عمدتا در امتداد همان بحث قدیمی آقا و آقازادگی تفسیر شد اما با این تفاوت که اینبار فرزند یک مقام بلند پایه سابق اجرایی خود با ادبیات روشنی پرده از نگاه نژادپرستانه برخی از دست اندرکاران دستگاههای مختلف کشور برمیدارد. در واقع اگر نخواهیم بگوییم بیسابقه بوده، لا اقل کم سابقه بوده که بستگان مسئولین کشوری علنا حرف از نژاد برتر خود نسبت به دیگر مردم جامعه بزنند.
اما آنچه که این ماجرای ژن خوب را از سایر رخدادهای مشابه متمایز میکند، دامنهی گستردهتری بود که جملات حمیدرضا عارف پیدا کرد که نه تنها بر ذهنیات عامه مردم از مسئولین کشور و بستگانشان اثر منفی گذاشت، بلکه مواضع و کنشهای سیاسی جریانات سیاسی را تحت تاثیر خود قرار داد و به واسطه همین اتفاقات این جریانات سیاسی سعی میکردند که در بهره برداری سیاسی از قصه ژن خوب از یکدیگر سبقت بگیرند و در همین راستا هر یک، دیگری را به عنوان مقصر چنین نگاهی معرفی میکرد.
در ادامه این کشمکشها و تلاشهای شخصیتها، عناصر و همچنین احزاب و گروههای سیاسی برای قرار نگرفتن در دایرههای منتسبین به نمایشنامه ژن خوب، آنچه که در معرض خطر بود و همچنان هست، ذبح حقیقت قصه تلخ ژن در سایه سیاسی شدن بیش از حد این مسئله است. در واقع این جریانات به جای برخورد با چنین مواردی که حکایت از زاویه دید خود برتربین برخی رجال سیاسی دارد، تلاش خود را در مسیر انتساب آن به جناح رقیب به کار میبندند و از این طریق در صدد فرار از فشار افکار عمومیاند بدون اینکه اصلاح چنین نگاه نادرستی را در دستور کار قرار دهند.
در راستای همین کشمکشها و فرار رو به جلوهای جریانات سیاسی در مبحث ژن خوب میتوان به مواردی اشاره کرد که رسانههای منتسب به طیفهای مختلف جریانات سیاسی ناشیانه تمام انرژی خود را برای انتساب آن به دیگر جریان مقابل بکار میبرند. برای مثال اخیرا یکی از مطرحترین کانالهای تلگرامی منتسب به جریان اصلاح طلبی کشور با انتشار خبری از عضویت مجتبی کاتب فرزند غلامرضا کاتب نماینده گرمسار در مجلس شورای اسلامی در یکی از مجموعههای دولتی گزارش داد و در حالی از کاتب به عنوان یک "نماینده اصولگرا" نام میبردند که کاتب نامزد مورد حمایت حزب ندای ایران و جریان اصلاح طلبی شهرستان گرمسار بود و ایضا تصاویر میثاق نامه اصلاح طلبان گرمسار در حمایت از غلامرضا کاتب در شبکههای اجتماعی وجود دارد.
حمایت سید شهابالدین طباطبایی از کاتب
با اینهمه نکتهای که در این میان به چشم میخورد، غفلت جریانات سیاسی از کنهِ مباحث مربوط به ژن خوب است. به دیگر سخن در حالی این جریانات با نگاهی سیاست زده به استقبال سناریوی ژن خوب رفتهاند که این ماجرا از سطح یک مسئله سیاسی فراتر رفته و تبدیل به پدیدهای اجتماعی شده است.
در واقع با غفلت از این پدیده اجتماعی و تقلیل آن به دعواهای مرسوم سیاسی برخلاف تصوری که جناحها دارند، نه تنها رنگ و بوی جناحی آن تقویت نمیشود، بلکه تبدیل به عاملی برای تضعیف مجموعه حاکمیت و نظام میشود.
در نهایت میتوان تصریح کرد مادامی که دید سیاست زده در مواجهه با پدیدههای اینچنینی در سپهر سیاسی کشور و در بین جریانهای سیاسی ریشه میدواند، نمیتوان امیدی به اصلاح چارچوبهای تفکر متکی بر "ژن خوب" داشت.
* گزارش از محمد نوروزی