کد خبر: 551887

حمیدرضا فرخی نژاد؛

مرگ تاریخ

این روزها به وضوح مشاهده کردم که آمپول هوای پزشک احمدی‌‌ها، دستان به خون آلوده رزم‌آرا، زاهدی‌‌ها و امیراحمدی‌ها به فراموشی سپرده شده، این روزها کسی از لگدکوب کردن انقلاب مشروطه توسط آن شاه چکمه پوش نمی‌گوید. کسی از کودتای ۲۸ مرداد توسط فرزند نحسش سخن نمی‌گوید.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» یادداشت از حمیدرضا فرخی نژاد///  امروز بیش از هر زمان دیگری مرگ تاریخ احساس می‌شود. ما دیگر تاریخ نمیخوانیم که بدانیم، تاریخ نمیخوانیم که بفهمیم.

در این روزگار تاریخ بازیچه است. دیگر از تاریخ آینده و حال ترسیم نمی‌شود، تاریخ مقدم بر حال نیست. این روزها تاریخ توجیه کننده است، این روزها تاریخ مرده است. 

مرگ تاریخ را در فضای مجازی میتوان دید. آنجا که تحلیل‌ها را تقلیل می‌دهند، آنجا که روایت را تک کلمه‌ای می‌کنند، آنجا که تاریخ را تک بعدی می‌گویند، آنجا که مرده باد زنده باد سر می‌دهند و به کام ابرقدرت‌ها تاریخ را به سخره می‌گیرند.
 این روزها به وضوح مشاهده کردم که آمپول هوای پزشک احمدی‌‌ها، دستان به خون آلوده رزم‌آرا، زاهدی‌‌ها و امیراحمدی‌ها به فراموشی سپرده شده، این روزها کسی از لگدکوب کردن انقلاب مشروطه توسط آن شاه چکمه پوش نمی‌گوید. کسی از کودتای 28 مرداد توسط فرزند نحسش سخن نمی‌گوید.

کسی چپاول نفت ایران را توسط آمریکا و انگلیس به یاد نمی‌آورد و کسی نمی‌اندیشد که چرا دوباره میخواهند بر ایران دست نشانده تعیین کنند؟ یا چرا آن ملت سربلند، شاه دست نشانده را بیرون انداختند؟

به یقین این روزها تاریخ مرده است. چرا که دیگر کسی تاریخی نمی‌اندیشد. پاسخ به پرسش‌های بنیادین را از بین بردند، همان‌ها که تاریخ را بازیچه می‌خواستند.

شاید به عنوان دانشجوی تاریخ در روزگاری که تاریخ را می‌کشند، راه‌حلی جز پناه بردن به خود تاریخ نمیتوانم ارائه دهم و جمله‌ای جز این نمیتوانم بگویم که در این بمباران روایت‌ها، تاریخ بسیار بخوانیم. تاریخ را آنگونه که هست بخوانیم.