کد خبر: 561113

مهدی خانعلی‌زاده؛

جواب آقای بقایی را من می‌دهم

در واقع، پاسخ سوالی که از سوی جناب آقای بقایی مطرح شده را باید در دستگاه دیپلماسی کشور و معاونت دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه جستجو کرد؛ جایی که طراحی حضور رسانه‌ای آقای عراقچی در یک برنامه‌ی اینترنتی صورت گرفت تا منتقدین تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد متهم به همراهی با رژیم اسرائیل شوند اما از گل نازک‌تر به قاتل رهبر شهید انقلاب اسلامی گفته نشود که مبادا موجب عصبانیت ترامپ و مسدود شدن راه خروج او از این معرکه شود. بر این‌ اساس باید تاکید کرد که اعتباربخشی به سخنان مقامات آمریکایی، مبتنی بر روندی صورت گرفته که از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در حوزه‌ی افکار عمومی، رسانه و دیپلماسی عمومی پیش برده شده و حالا اگر گلایه‌ای از این وضعیت وجود دارد، متهم ردیف اول را باید در ساختمان سخنگویی وزارت امور خارجه پیدا کرد؛ نه در خیابان و در میان مردمی که نگران آسیب به منافع ملی ایران در حوزه‌های مختلف - از جمله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه‌ی هرمز - هستند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی خانعلی‌زاده/// تعجب می‌کنم چرا این‌قدر به سخنان مقامات آمریکایی اهمیت می‌دهید." این جمله‌ای است که جناب آقای بقایی، سخنگوی محترم وزارت خارجه در یکی از برنامه‌های تلویزیونی مطرح کرده است؛ سوالی که برای پاسخ دقیق به آن باید به فرآیندهای مذاکراتی در چند ماه اخیر رجوع کرد.

از ۹ اسفند و ابتدای جنگی که از سوی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، روایت‌سازی‌های مقامات غربی با محوریت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل به بخشی از جنگ ترکیبی در این نبرد شد. در ایام‌ جنگ، ایران با ابزارهای مختلفی - از جمله سخنان دقیق سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء و تولید انیمیشن‌های لگویی - توانست در فضای رسانه‌ای غالب شود و با افزایش قدرت نرم خود، مسیر تحولات میدانی و رسانه‌ای را به صورت مشترک و همزمان در اختیار خود بگیرد.

این دستاورد درخشان اما دقیقا از شب اعلام آتش‌بس و آغاز برآیندهای مذاکراتی، به شدت آسیب دید و با ورود میدان به دوره‌ی سکوت نظامی، ضعف جدی دستگاه دیپلماسی کشورمان در حوزه‌ی دیپلماسی عمومی باعث شد تا ترامپ و توییت‌هایش تبدیل به بازیگر اصلی این صحنه شوند؛ موضوعی که به طور جدی باعث کاهش قدرت نرم ایران شد و حتی در برخی موارد، دستاوردهای درخشان نظامی در میدان را هم تحت‌الشعاع قرار داد.

اوج این ناتوانی و ناکامی را باید در گفتگوی تیم مذاکره‌کننده‌ی کشورمان با طرف آمریکایی در سوئیس دانست؛ جایی که اعتراض تیم ایران به توییت‌ها و مواضع غیرواقعی رئیس‌جمهور آمریکا با این پاسخ از سوی جی‌وی ونس، معاون ترامپ روبرو شد که این صحبت‌های ترامپ، مصرف داخلی دارد و نباید آنها را مواضع رسمی واشنگتن دانست؛ پاسخی که عملا هرگونه تغییر در این وضعیت و کاسته شدن از حجم تخریب توپخانه‌ی توئیتری ترامپ را رد کرد. در چنین وضعیتی، دستگاه دیپلماسی ایران و در راس آن، وزیر محترم امور خارجه و سخنگوی وزارت امور خارجه نه تنها اقدام به طراحی یک راهبرد برای مقابله با این مساله نکردند؛ بلکه با اتخاذ سیاست نادرستی به نام "ایجاد راه خروج از جنگ برای ترامپ"، توییت‌ها و سخنان اقایان عراقچی و بقایی ناخواسته تبدیل به بازوی کمکی رئیس‌جمهور آمریکا برای کنترل بازارهای مالی جهان و تثبیت روایت آمریکایی از وضعیت مذاکرات شد.

در واقع، پاسخ سوالی که از سوی جناب آقای بقایی مطرح شده را باید در دستگاه دیپلماسی کشور و معاونت دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه جستجو کرد؛ جایی که طراحی حضور رسانه‌ای آقای عراقچی در یک برنامه‌ی اینترنتی صورت گرفت تا منتقدین تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد متهم به همراهی با رژیم اسرائیل شوند اما از گل نازک‌تر به قاتل رهبر شهید انقلاب اسلامی گفته نشود که مبادا موجب عصبانیت ترامپ و مسدود شدن راه خروج او از این معرکه شود. بر این‌ اساس باید تاکید کرد که اعتباربخشی به سخنان مقامات آمریکایی، مبتنی بر روندی صورت گرفته که از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در حوزه‌ی افکار عمومی، رسانه و دیپلماسی عمومی پیش برده شده و حالا اگر گلایه‌ای از این وضعیت وجود دارد، متهم ردیف اول را باید در ساختمان سخنگویی وزارت امور خارجه پیدا کرد؛ نه در خیابان و در میان مردمی که نگران آسیب به منافع ملی ایران در حوزه‌های مختلف - از جمله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه‌ی هرمز - هستند.

حالا که جناب آقای بقایی مجددا در مسیر حضور در نیویورک و قرار گرفتن در جایگاه نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد هستند، می‌توان این تجربه‌ی تلخ ولی درس‌آموز را به ایشان یادآوری کرد تا در ماموریت جدید خود بتوانند حداکثر منافع ملی ایران را تامین کنند و از راهبردهای درست در حوزه‌ی دیپلماسی عمومی برای تقویت قدرت نرم کشور استفاده کنند.

مرتبط ها