تاریخ : 1399,یکشنبه 30 آذر19:11
کد خبر : 379864 - سرویس خبری : آخرین اخبار ورزشی

چرا تجربه عادل فردوسی‌پور مفید بود؟

شاید تجربه گزارشگری خارج از مدیوم سیمای فردوسی‌پور باعث شود تلویزیون قدر موقعیت بدست آمده ناشی از رسمیت، راحتی، انحصار و توان فنى را بدانند و در آینده اصلاح رویه کنند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روز گذشته بیش از بازی پرسپولیس، گزارشگری فردوسی‌پور در لایو اینستاگرام AFC موجب جنجال در افکار عمومی شد؛ هرچند باید گفت تجربه روز گذشته بسیار باارزش بود؛ از یک طرف صدا و سیما به طور جدی با ائتلافی گسترده از رسانه‌های رقیب، AFC، سلبریتی‌ها و عادل فردوسی پور مواجه شد و دید که در آینده ممکن است با چه ریسکی مواجه شود. از طرف دیگر جمع امکانات فنی فعلی، مشکلات مدیوم و مانند آن باعث شد عملا تعداد بیننده‌های کاسته شده از صدا و سیما به صورت میانگین عددی کمتر از ٥٠٠ هزار تا باشد (با احتساب کسانی که همزمان از موبایل و تلویزیون استفاده می‌کردند.)

شاید این تجربه سیما باعث شود قدر موقعیت بدست آمده ناشی از رسمیت، راحتی، انحصار و توان فنى را بدانند و در آینده اصلاح رویه کنند. تجربه امروز نشان داد که اگر چه زمان به ضرر صدا و سیماست ولی هنوز تا نقطه غیرقابل بازگشت فاصله بسیار است.

وقتی صحبت از اصلاحات در تلویزیون است منظور بازگرداندن یا بازنگرداندن ٩٠ نیست، بلکه تمرکز روی این است که چرا عادل فردوسی‌پور با وحود پیشنهاد گزارش بازی از شبکه ۳ به نظرش رسیده می‌صرفد شانسش را روی یک مدیوم دیگر امتحان کند.

چرا تجربه عادل فردوسی‌پور مفید بود؟

از سویی این حق یک مدیر شبکه است که تهیه‌کنندگان برنامه‌هایش را تغییر دهد؛ سلب این حق تحت فشار رقبای رسانه‌ای و نهاد‌های خارجی طبعا غلط است، اما در مقابل این حق یک مسئولیت هم باید برقرار باشد.

ملاک‌هایی که معمولا برای سنجش عملکرد یک شبکه استفاده می‌شود خیلی قدیمی و همزمان غیرشفاف است. استفاده از ملاک‌های سنجش بخش خصوصی برای شبکه‌ها نه تنها مفید است بلکه عمیقا توصیه می‌شود. مثال استفاده از سنجه‌های GE برای دولت دبی مثال قابل توجهی است.

اگر تغییر تهیه‌کننده ٩٠ (علی‌رغم حفظ فوتبال ١٢٠ و پیشنهادات گزارشگرى متعدد) اثر منفی روی این ملاک‌های شفاف اعلام شده دارد طبعا مدیر شبکه باید تغییر کند.

همچنین باید گفت لازم است صدا و سیما به سمت استقلال مالی برود؛ این عدم استقلال مالی بین دولت و سایر ذی‌نفعان صدا و سیما را به وضوح دچار گیجی کرده است. مثال BBC شاید یک مثال معروف باشد، اما تنها مثال نیست.

هیچ اشکالی ندارد که صدا و سیما همزمان هم تنظیم‌گر باشد و هم خود یک رسانه رقیب باشد. این مدل تنظیم‌گرى بی‌سابقه نیست و حتی در ساحات دیگر هم هست از جمله مثال BOE، اما بسیار مهم است که بین این دو وظیفه تفکیک کامل مدیریتی و راهبردی باشد.

همچنین در ایران بدلیل رسمیت تصویر داخل قاب تلویزیون فعلا (ولو موقتا) تلویزیون دارای انحصار نسبی است. در این شرایط خصوصی‌سازی ابدا توصیه نمی‌شود، اما آزادسازی قابل پیشنهاد است.

چرا تجربه عادل فردوسی‌پور مفید بود؟

جمع بند‌های بالا در عمل تبدیل ساختار صدا و سیما به SBU است به نحوی که شبکه‌ها همزمان عمومی، آزاد و مستقل باشند؛ چنین ساختاری زمینه را برای تاسیس تلویزیون خصوصى در ده سال آینده را هم فراهم می‌کند.

حقیقت این است که تجربه روز گذشته فرصت‌های بسیاری را برای مدیرانی که به دنبال تحول هستند بروز داد و بزرگترین خطا آن است که پاسخ به این تجربه را در سطح آوردن و نیاوردن عادل بدهید.