کد خبر: 554221

محمدامین فرج‌اللهی

خدا در میدان؛ مردم در خیابان

تا وقتی صدای اذان بلنده، ناامیدی گناه کبیره است!

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» محمدامین فرج‌اللهی در یادداشتی نوشت: امروز در مردمی‌ترین و دلی ترین روز قدس سال‌های عمرم، تا گلویم جان داشت بلند شعار دادم. بدون خجالت و لکنت. 

در نبود آن غرفه و ایستگاه‌های بلندگوی کلیشه‌ای هرساله که از صدای آهنگشان کَر می‌شدیم، راهپیمایی در مردمی‌ترین و پنجاه و هفت ترین شکل خود جان داشت. از وسط جمعیت و مردمِ در حال حرکت، خودجوش یک نفر بلند شعار می‌داد و بقیه تکرار می‌کردند. دو سه دقیقه که می‌گفت و خسته می‌شد، یک نفر دیگر لیدری می‌کرد. از منِ ریشوی حزب‌اللهی گرفته تا خانمهای مانتویی و بچه‌های هفت هشت ساله. تنوع جمعیت شرکت کننده قابل توجه بود، از هر تیپ و سن و پوششی آمده بودند و از عمق جان شعار می‌دادند. پرچم ایران  در دست همه بود، کوچک و بزرگ. 

دودِ اصابت که بالا رفت، نگاه‌ها به آن سمت چرخید و دستها بالا رفت: الله‌اکبر الله‌اکبر. خدا بزرگتر و برتر است....اولین روز قدسِ بی خامنه‌ای، خدای خامنه‌ای خودنمایی می‌کرد. شهید ابراهیم عقیل حزب الله لبنان، در صوتی می‌گفت اگر فلانی و فلانی رفتند، خدا هست و در میدان است. آمریکا خدا را که نمی‌تواند از میدان به در کند.  

نزدیک میدان انقلاب بودیم، باران نم‌نم می‌بارید که صدای اذان بلند شد. جلویم یک نفر پرچم بزرگ ایران را با حس افتخار و غرور، فقط بالا گرفته بود. یاد آن دیالوگ چمران در فیلم چ افتادم: تا وقتی صدای اذان بلنده، ناامیدی گناه کبیره است...

مرتبط ها