خبرنامه دانشجویان ایران:روز دهم مرداد، نخستین جلسه دادگاه علنى برخى سران اصلاحات که در آشوب سازى ها و اغتشاش آفرینى هاى اخیر نقش داشتند، در حالى برگزار شد که ابعاد مختلف آن از تناقض هاى جالبى پرده برمى دارد.
در گزارش«خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل ازثانیه نیوز آمده است: آنچه که در این میان باعث شگفتى شد، اظهارات محمد عطریانفر عضو شوراى مرکزى حزب کارگزاران بود که تصریح کرد بهزاد نبوى عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب هر چند به طور کامل اذعان و قبول دارد که در این انتخابات هیچگونه تقلبى صورت نگرفته و انتخابات با سلامت انجام و اعلام نتیجه شده، ولى با این حال هنگامى که به ایشان مى گوییم که شما نیز بیایید و این مطلب را جلوى جایگاه و تریبون بگویید، قبول نمى کند و مى گویند: «من نمى خواهم با این حرف به میرحسین خیانت کنم.»!!ضمن تعجب فراوان از منطق نبوى در این باره ، چند نکته را در رد این شیوه و منش و طرز منطق وى بیان مى کنیم:
1- در تعالیم ناب شرع مقدس اسلام و تصریحات «قرآن کریم»، بدترین توبیخ و نکوهش از کسانى شده که با وجود اینکه حق را مى بینند، آن را کتمان کرده و مخفى مى دارند (و من اظلم ممن یکتم شهادهً الله؟! و تکتمون الحق و انتم تعلمون؟! و .....) . جا دارد ایشان در فراغ بال و به عنوان توفیق اجبارى که در بازداشتگاه حاصل آمده، لااقل به رسم مسلمانى، برخى مضامین قرآنى را یک بار دیگر مرور بفرمایند.
2- همچنین در دین مبین و شرع مقدس ، احادیثى از معصومین ( علیهم السلام ) وارد شده که « وفاى به بى وفا» را نابجا و نکوهیده معرفى کرده است. شاید گفته شود که ربطش به موضوع چیست ؟! مى خواهیم عرض کنیم که آقاى میرحسین موسوى، بنا بر مشاهدات از واکنش ها و اقدامات ایشان و تطبیق آنها با عقل و تدبر، نمى توانند - لااقل طبق آنچه در این ماه هاى اخیر و مسائل و حوادث آن از ایشان دیدیم - انسان موصوف به صفت وفایى باشند ! چرا؟ زیرا به زعم ماشخصى که مصالح کشور را در نظر نگیرد و قاصرانه یا مقصرانه، تشویق به اغتشاش کند و هموطنانش را «دشمن شاد» سازد و با وجود صحبت از فواید و محاسن قانون و رهبرى و تشویق به اطاعت از آنها، خود سعى در دور زدن آنها و تخلف از الزاماتشان داشته باشد و شخصى که آرامش ملتش را، در تلاش براى رسیدن به پست و مقام چند روزه خودش ، به خطر اندازد و کسى که در مواقع حساس، منافع کشور و هم کیشان و هموطنان را فداى «خواست و هواى شخصى» خود کند، چگونه مى تواند ذائقه روح و باطنش از شهد «وفا» شیرین شده باشد تا بى وفایى به او را خیانت تلقى کرد؟!!
3- و در نهایت، شاید بد نباشد اگر به طنز و کنایه به این اشخاص بگوییم که این آقایان، اگر نمى خواهند صفت زیباى وطن پرستى را از بزرگمردانى - که خود کشور ما از ایشان کم ندارد… الگوبردارند، حداقل، آن را از این وزیر اعظم امپراتور «بویو» در سریال «جومونگ» یاد بگیرند که به رغم ایرادات وسیع شخصیتى و حکومتى که دارند، باز هر جا که تعارضى میان نفع کشور بویو و نفع و رضایت اربابشان (امپراتور «گومو آ» یا ولیعهد «تسو» که وزیر اعظم یاد شده جیره خوار ایشانند ) پیش مى آید به جد بر موضوع اهم یعنى «نفع کشور» مى ایستد و وفاى به «شخص» را در اینجا قلم مى گیرند!
به آقاى نبوى مى گوییم که شما اگر مى خواهید همچنان بر - به زعم باطل خودتان - « وفا ! » به آقاى موسوى ماندگار بمانید و تنها تا این قدر و حد اندک از خرد و انصاف بهره جسته اید که وفاى به یک نفر - تاکید مى شود تنها یک نفر- هم حزبى ( هر چند او را برحق نیز ندانید !) را بر وفاى به عموم ملت و خوشایند او را بر نمایاندن حق بر ۷۰ میلیون حق طلب و تشنه حقیقت ترجیح مى دهید، خود دانید و کاملاً مختارید! ولى آیا بهتر نیست این وفاى توهمى را در شکل تلبس به لباس محافظى (بادیگاردى) ایشان نشان دهید و به عبارتى، صرفاً از جسمتان مایه بگذارید و نه از زبان و اندیشه اثرگذار ولى در گرو وفایتان ؟!! و لااقل به خاطر حفظ حرمت هم میهنانتان و جلوگیرى از به انحراف کشاندن مجدد اذهان پاک عموم اصلاح طلبان واقعى جامعه - که هم هموطن ما و شمایند و هم جهت دهى فکر و ذهنشان امانتى سنگین در دست موضعگیرى ها و سخنان شماست - ( و با وجود این تقید بیهوده به وفاى باطلى که از شما به یک شخص با رویکرد باطلش دیده مى شود ) از فکر در راس بودن و در دید قرار داشتن مجدد در کارهاى حزبى و سیاسى کارى گسترده دست بردارید که این ( با توجه به خصلت یاد شده شما ) ، مسلماً به نفع شما و عموم اذهان پاک مخاطبان شما و کشور است!



