خبرنامه دانشجویان ایران: محیا ضرابیان// فیلم «مُردن به وقت شهریور» به کارگردانی و نویسندگی «هاتف علیمردانی» است که پیش از این فیلم «به خاطر پونه» را کارگردانی کرده بود و نظرات متفاوتی را به دنبال داشته است.
«مردن به وقت شهریور» روایتگر زندگی یک جوان پشت کنکوری است که فقط چند ماه فرصت دارد و مشکلاتی که در درون خانواده او به دلیل بنیاد متزلزل آن و همچنین آشناییش با یک جوان خیابانی عاشق موسیقی و البته همراه با دیگر الحاقات این تیپ افراد رخ می دهد داستان اصلی فیلم است.
سینا دو سال است که پشت کنکور مانده. یک خواهر او به نام پریسا و برادر بیمارش حامد که به بیماری ام اس مبتلاست در این خانه زندگی می کنند. مادر خانواده 10 سال است که زندگیش را ترک کرده و پدر قصد ازدواج مجدد دارد. سینا با این قضیه کنار آمده ولی پریسا هنوز نپذیرفته و در تقابل با فرد جدیدالورود تلاش می کند.
سینا علاقه زیادی به موسیقی دارد و رفتار تند پدر سبب می شود تا او این علاقه را از راه های دیگر و دوستی های نابجا ارضا کند که سبب می شود مشکلاتی بر سر راهش قرار گیرد.
فیلمنامه در قسمت های زیادی و به گونه ای افراطی پدر که با بازی حمید فرخ نژاد همراه است را تند و عصبانی به نمایش در می آورد و تلاش دارد در بخش عمده ای از فیلم مخاطب را با اشتباهات فاحش سینا همراه کند این نکته آنجایی بیشتر خودنمایی می کند که سینا با نامزد پدرش با بازی هانیه توسلی- که فرد لطیف تری است و کمی در صحبت هایش ملاطفت به خرج می دهد- کنار می آید اما با پدر نه؛ اما باید گفت این فیلم توانسته مشکلات و آسیب های یک خانواده ناهنجار را به خوبی به تصویر بکشد و در عمده سکانس های فیلم می بینیم که روابط در خانواده به قدری آشفته و بحرانی است که حتی به یکدیگر سلام هم نمی کنند.
اما مساله خوبی که در سکانس انتهایی فیلم به تصویر کشیده می شود این است که وجود پدری حتی سختگیر بهتر از نبود آن است. این که وجود خانواده ای حتی با مشکلات فراوان محیطی امن تر از هر جای دیگریست. پشیمانی پسر را نشان می دهد و اینکه سایه پدر ارزشمندتر از هر چیزی است که این دقیقاً بر خلاف روند برخی فیلم های ضد پدر همچون «قاعده تصادف» در جشنواره گذشته به نمایش درآمد.



