خبرنامه دانشجویان ایران: محمد رضا کردلو// چطور می شود 96/8 درصد مردم در یارانه ها ثبت نام کنند؟چطور می شود 80 درصد اعلام کنند که حقوقشان بین 600 هزار تا یک میلیون است؟ چطور می شود که رتبه الکسای refahi.ir در عرض یک هفته ، چند ده هزارتایی پایین بیاید؟ واقعا چطور می شود!
برخی حضرات مستطاب گمانشان این بود که حداقل 15 میلیون نفر انصراف خواهند داد. یعنی کفِ انصراف دهندگان دو دهک بالای درآمدی خواهند بود. در دولت «یارانه بده» ی احمدی نژاد هم سه دهک بالای درامدی غیر مستحق معرفی شده بودند، برای گرفتن یارانه! اما حالا چه اتفاقی افتاده است:
هردهک به طور متوسط 7.5 میلیون نفر جمعیت دارد. انصراف 2 میلیون و چهارصد هزار نفر یعنی؛ انصراف یک سوم یکی از دهک ها که اگر خیلی خوشبینانه به قضیه نگاه کنیم می شود یک سوم بالاترین دهک درآمدی و این فاجعه است. تازه اگر اعضای کمپین «نه به یارانه»، کارمندان رده بالا، دولتمردان منصرف از یارانه را از این لیست کم کنیم، هیچی ته اش باقی نمی ماند.
با همه تلاشها، نشد که نشد. مردم انصراف ندادند. حتی آنهایی که به پولش احتیاج نداشتند. دولتمردان با همه ترس روانی که با واژه «نیازمند» ایجاد کردند. صدا و سیما با همه عرقی که برای «زیرنویس» هایش ریخت، مراجع بزرگوارمان با همه «پای کار» آمدن های بی سابقه شان، هنرمندان با همه تلاشهای «کمپین»ی شان، همه و همه باعث نشد تا مردم انصراف بدهند، حتی آنهایی که به پولش احتیاج نداشتند و این پیام مهمی است؛ که با این در اگر دربند در مانند، در مانند!
همه کسانی که در انتخابات 24 خرداد، به حسن روحانی و سیاستهای اقتصادی و اجتماعی او رای داده بودند و همه کسانی که به او رای نداده بودند، (به غیر از 3.4 درصد ناقابل)، ازثبت نام یارانه انصراف ندادند. یعنی با سیاست رسمی دولت که «نه به یارانه» وصرف آن در امور بهداشتی و درمانی و زیرساخت ها بود، موافقت نکردند. حتی آنهایی که به پولش احتیاج نداشتند.
حالا اگر برخی برای «کج کردن اذهان»، بخواهند روی زمینه تاریخی مردم بحث کنند و مثل علی مطهری «صف» محوری را مطرح کنند و بگویند:«اگر جارو هم توزیع کنند، مردم در صف می ایستند»، چه اهمیتی دارد وقتی واقعیت چیز دیگری است. همین مردم هستند که در هنگام نزول بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله، ساعتها در «صف» می ایستند برای کمک. همین ها هستند که ساعتها در «صف» انتخابات می ایستند برای رای دادن و قس علهذا ؛ آدم هم انقدر سطحی؟!
البته نمی خواهیم فارغ از مسائل روانی و برساخت های اجتماعی که مردم را قانع نکرده است، انصراف بدهند(حتی آنهایی که به پولش احتیاج نداشتند) بحث کنم. اصولا اگر اینطور هم بحث بشود منطقی نیست و باید همه جوانب را نگریست.البته حالت های روحی و روانی در مواردی که اراده جمعی دخیل است، مولفه موثری است، اما هیچ کس که در داخل این مرزها زندگی می کند، نمی تواند خود را مبری از این مولفه بداند، حتی آنها که انصراف داده اند.
نگوییم این استدلال راننده تاکسی هاست و از کنار آن رد بشویم؛ مردم وقتی می بینند، دولتمردان تا همین چند ماه پیش خودشان جزو گروههایی بودند که در شرایط تحریم های ظالمانه یارانه می گرفتند، با خود می گویند: آنها در زمان تحریمها با اینکه مستغنی و غیر مستحق بودند، یارانه می گرفتند، حالا از ما چه انتظار است در شرایطی که به قول دولتمردانمان تحریم ها هم برداشته شده و فشار خارجی روی دولت نیست، انصراف بدهیم؟
ضمن ناثواب دانستن ثبت نام افراد فاقد استحقاق برای دریافت یارانه و همچنین عدم تایید برخی افکار پریشان که می گویند «همه باید یارانه بگیرند» و نیز اعلام انزجار از این جمله که «همه می گیرند، ما چرا نگیریم» باید عرض کرد؛ مسئله ثبت نام مردم در امر یارانه ها دقیقا به همین سادگی است که در بالا آمد. مردم اعتماد ندارند، که ثبت نام می کنند.
حالا هم که آقای توکلی به تازگی کاشف به عمل آورده که دادن یارانه به دهک های بالای درآمدی نه تنها فساد است که غیرقانونی نیز هست.
خلاصه که مسئله اصلی کشور اینهاست، «مستند» بهانه است. حالا به فرض محال آنطور که آقای لاریجانی می گوید بخشی از خاطرات آقای هاشمی در مورد حضور آقای روحانی در قضیه مک فارلین دروغ باشد یا نباشد ، چه اهمیتی دارد؟ میرود کنار بقیه خاطرات ناگفته ی آیت الله.
اخیرا شنیدیم که هم آقای جنتی وزیر ارشاد و هم آقای نوبخت گفته اند که قوه قضاییه باید وارد شود تا جلوی این مستند را بگیرد که مغرضانه ساخته شده است؛ از آنها می پرسند، که آیا مستند را دیده اید؟ جواب می دهند: «نه»!
آقایان نوبخت و جنتی آن حرفها را زمانی زدند که چند ساعتی نگذشته بود از صحبتهای رییس جمهور که «نباید برخورد با فرهنگ قهری باشد» و «صاحبان فرهنگ نیاز به گشت ارشاد ندارند» !
بعد عده ای دیگر گفتند که این کار غیرقانونی ساخته شده است. ضمن اینکه باید بگویم «من روحانی هستم» هم شناسنامه دار است و هم دارای مجوز قانونی ، به ذهنم رسید همین اخیرا کاری از رخشان بنی اعتمادبود که مجوز ساخت نداشت ولی اکران شد و کسی زبان نگشود که چرا «سی دی علیه نظام پخش می کنی؟»
تازه اگر مجوز نداشت چرا چندماه با مجوز وزارت علوم دولت در دانشگاهها اکران می شد و حالا یک شبه شده است «توطئه علیه رییس جمهور»؟!
برخی دیگر از همان حوالی گفتندکه این کار غیر ارزشی و تحریف مسلم تاریخ است. یاد سخن رییس جمهور افتادم که در دیدار با هنرمندان گفت: «پس تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بیمعناست».
حالا البته همه می دانند که مسئله کردن یک مستند صرفا رسانه ای و تبلیغی است. اصلا مسئله مستند نیست. مسئله پیام های دهه سوم فروردین 93 است و مردمی که روزنامه های ورزشی را بیشتر می خوانند!



