خبرنامه دانشجویان ایران: هنوز یادمان نرفته است که تا همین چند سال قبل اصلی ترین معیاری که برای ارزیابی موفقیت سینما و آثار سینمایی عنوان می کردند، میزان فروش و جلب مخاطب فیلم بود. البته این ادعا تا زمانی ادامه داشت که هنوز مسعود ده نمکی اخراجی ها را روانه سینما نکرده بود تا با استقبال پورشور مخاطبان مواجه شود و جماعت روشنفکرنما را وادار کند تا از این تاریخ به بعد دنبال معیار دیگری به عنوان سنجش موفقیت یک اثر سینمایی بگردند!
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ هر چند این جماعت به خوبی می دانند که اخراجیهای دهنمکی، مردمی را که مدتی بود دیگر روی خوشی به سینما نشان نمی دادند، با سینما آشتی داد و موجب رونق سینماها نسبت به قبل شد. اما این موضوع باعث نشد که جماعت مدعی، انحصارطلبی و کینه توزی خود را رها کند و این موفقیت کسی را که تازه قدم به عرصه سینما گذاشته است بپذیرد.
حالا دیگر از منظر این افراد، «میزان مخاطب و فروش فیلم»، نه تنها معیار موفقیت و خوب بودن یک اثر محسوب نمی شود، که اصلا به زعم آقایان، مردمی که به سینما می روند تا فیلم های مسعود ده نمکی را تماشا کنند اصلا از سینما چیزی نمی فهمند!
بله از منظر این جماعت، امروز دیگر نه تنها استقبال گسترده از یک فیلم، معیاری برای موفقیت و خوب بودن آن اثر محسوب نمی شود، که این افراد اتفاقا مخاطبانی را که به تماشای فیلم هایی چون، اخراجی ها، رسوایی و معراجی ها می روند، متهم به فقر تحلیل و بیگانه بودن با سینما می کنند!
جریان روشنفکرنمای حاکم بر سینمای ایران، بیماری انحصارطلبی بلایی بر سرش آورده است که کمترین و کوچکترین دیدگاهی متفاوت با خود را در این عرصه تاب نمی آورد و تا اثری متفاوت با ذائقه اش به سینما وارد می شود، به انواع شیوه ها و تحلیل ها متوسل می شوند تا آن را به حاشیه برانند و برای نیل به این هدف شان، البته که از توهین و تخریب و هجمه های پی در پی به تفکرات متفاوت با خود هم ابایی ندارند. در همین راستا است که این آقایان برای تخریب و به حاشیه راندن کارگردانی چون مسعود دهنمکی که در فضای بسته ی تفکرات جماعت مدعی نمی گنجید، از هیچ اقدامی فروگذار نکردند و هر بهانه ای که توانستند برای هجمه به وی و آثارش آوردند.
با این همه آنچه که نمی توان آن را انکار کرد، اینکه امروز استقبالی که به آثار مسعود دهنمکی در عرصه سینمایی کشور می شود، به هیچ کدام از دیگر سینماگران نمی شود و دهنمکی همواره فیلم هایش رکورددار پرفروش ترین آثار سینمایی کشور هستند. شاید صرف میزان مخاطف و فروش فیلم، نتواند به تنهایی عامل سنجش یک اثر باشد، اما مگر می شود تاثیر و جایگاه مخاطب را در عرصه سینما نادیده گرفت و مگر می شود سیل عظیم مخاطبان به فیلم های یک کارگردان، آن هم نه یک بار و دوبار که هر زمان که آن کارگردان اثری را روانه سینما می کند، را نادیده گرفت؟ و اساسا باید گفت که تا چه میزان می توان افکار عمومی و مخاطبین را در این عرصه نادیدیده انگاشت؟
اتفاقا دلیل اصلی موفقیت فردی چون ده نمکی این است که مخاطب و ذائقه های آن ها برای وی اهمیت زیادی دارد و البته وی به خوبی با واقعیت های پیرامون خودش نیز آشنا است. بر همین اساس فیلم هایش را هم بر اساس همین واقعیت ها می سازد و با استقبال مخاطبانی که در دل واقعیت ها رندگی می کنند، نیز مواجه می شود. درست برخلاف روشنفکرنمایان که همانطور که خودشان هم با متن جامعه فاصله ی زیادی دارند آثاری را هم که روانه سینما می کنند فاصله ی زیادی با واقعیت های اجتماعی دارد.
این جماعت به قدری از واقعیت های جامعه فاصله دارند و در توهمات فضای بسته بین خودشان سیر می کنند، که هنگامی که به زعم خودشان اثر اجتماعی هم می سازند، باز هم نسبتی با واقعیت جامعه ایرانی ندارد و بیشتر دغدغه های اقلیتی ناچیز و قشری خاص را در بر می گیرد. تردیدی نیست که اگر فیلمی برخواسته از واقعیت های اجتماعی باشد، با استقبال مردم نیز مواجهه خواهد شد و این رمز موفقیت کارگردانی چون مسعود ده نمکی است.
چه جماعت روشنفکرنما بپذیرد و چه نپذیرد، چیزی که امروز دهنمکی در عرصه ی سینمای کشور ارائه می دهد، یک سبک خاص و متفاوت است؛ سبکی خاص مسعود ده نمکی. یعنی این که کارگردانی چون ده نمکی علیرغم همه ی بی مهری ها و تلاش ها برای دیده نشدنش، امروز در سینمای و در بین مخاطبان جا باز کرده است و کارگردانی صاحب سبک است. سبکی که هر چند شاید از منظر کسانی که نمی خواهند به منطقه ممنوعه ای که بر سینما حاکم کرده اند کسی وارد شود، خوشایند نباشد، اما واقعیتی است که نمی توان آن را نایدیده گرفت، اگر این جماعت هم نایدیده بگیرند مردم نایدیده نمی گیرند. همان گونه که در اخراجی ها، در رسوایی و اکنون در معراجی ها نادیده نگرفته اند.



