خبرنامه دانشجویان ایران: سید مهرداد سیدبرزگر*// بخش اول- تاریخ بشریت را که بررسی میکنیم این مطلب برای ما روشن میشود که تاریخ تکرار شدنی است و یا به عبارت دیگر اگر از گذشتگان درس و عبرت نگیریم این تاریخ است که مجدداً تکرار میشود؛ این سنت خداست و هیچ تغییر و تبدیلی در آن ممکن نیست. تاریخ 35 ساله انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و لحظهای غفلت از الگوهای عبرتآموز انقلاب اسلامی ما را به عبرتی برای نسلهای بعد تبدیل و مسیر انقلاب را با مانع مواجه میکند.
دولت موقت یکی از این مجسمههای عبرت است که در موزه تاریخ انقلاب به یادگار مانده است که در عرض حدوداً 9 ماه موقت بودن خود را اثبات کرد. دولت موقت در 15 بهمن 1357 به دستور حضرت امام(ره) توسط مهدی بازرگان تشکیل شد و در 14 آبان 1358 استعفای خود را اعلام و به عمر خود پایان داد. چرا اولین نهاد اجرایی کشور که وظیفه انتقال حکومت و مهیا کردن شرایط برای ایجاد یک نظام اسلامی را دارد به این سرعت کناره گیری میکند؟ دولت موقت و مهندس بازرگان چه سیرهای را برای کشورداری اتخاذ کرده بودند که ناکام ماند؟ عکسالعمل ملت بزرگ ایران اسلامی در مقابل اقدامات دولت موقت چه بود؟ عزت اسلام و ملت مسلمان ایران چه جایگاهی در نظام فکری و عملکرد تیم آقای بازرگان داشت؟ دولت موقت در سیاست خارجی چه الگو و راهبردی را اتخاذ کرده بود؟ و سؤالاتی از این قبیل، مباحثی است که پیرامون دولت موقت مطرح میشود و نیاز به پاسخگویی دارد که در این یادداشت به بررسی آن میپردازیم.
دولت موقت به ریاست مهندس بازرگان رهبر نهضت آزادی اگرچه از درون انقلاب اسلامی متولد شده بود ولی در زمان کوتاهی عدم لیاقت و کفایت و همچنین عدم پایبندی خود به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی را نشان داد و یک روز پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) از کشتی انقلاب اسلامی خارج شد.
رویکرد و راهبردی که دولت موقت در عرصه سیاست خارجی اتخاذ کرده بود اگرچه مبتنی بر اصل نه شرقی و نه غربی بود ولی تفسیر و تعریفی حداقلی از آن بود که در اجرا نیز عملاً همین تعریف محدود نیز پیگیری نشد. پیروی از راهبرد عدم تعهد تحریف شده توسط دولت موقت را میتوان عامل اصلی موقتی بودن دولت ذکر کرد. راهبرد عدم تعهد یک رویکرد محافظهکارانه، انفعالی، تدافعی و برای حفظ وضع موجود است که ماهیتی غیر ایدئولوژیک و غیر انقلابی دارد و از خانواده راهبردهای سیاست عدمی، موازنه منفی و بیطرفی مثبت است.
راهبرد عدم تعهد به دنبال حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی کشورها از قدرتهای بزرگ است که بدون اعمال فشار و نفوذ ابرقدرتها کشور خود را هدایت و رهبری کنند ولی به هیچ وجه خود را در تقابل و تعارض با غرب و شرق قرار نمیدهد و قائل به تعامل با آنها میباشد؛ همچنین در حوزه استقلال فرهنگی نیز کاملاً منفعل بوده و برنامهای برای آن ندارد، به همین دلیل فرهنگ و تمدن غربی را میپذیرد و از این جهت کاملاً غیرایدئولوژیک محسوب میشود. شرط اصلی و اساسی این راهبرد فقط عدم وابستگی به قدرتهای جهانی و جلوگیری از سلطه آنها بر مقدرات کشورها میباشد و این عدم وابستگی به معنی عدم ارتباط با این قدرتها نیست و کشورها میتوانند در عین اتخاذ این راهبرد با هریک از ابرقدرتها نیز رابطه داشتهباشند.
دولت موقت مهندس بازرگان براساس همین راهبرد سیاست خارجی کشور را طراحی کرده بود و به دنبال برقراری یک رابطه عادی، همسطح و پایاپای با ابرقدرتها به دور از تسلط و تفوق آنها بود، اگرچه عملاً به سمت غرب و خصوصاً آمریکا حرکت و شرق را نفی کرد. اصول اساسی راهبرد عدم تعهد! که دولت موقت در سیاست خارجی ایران آنها را نصبالعین خویش کرده بود و میخواست به کمک این اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مستقر کند شامل این موارد بود:
1. سیاست نگاه به غرب: این اصل به خوبی نشان میدهد که راهبرد عدم تعهد فقط نسبت به بلوک شرق پیاده شده بود و بلوک غرب و آمریکا را کاملاً از آن مستثنی کرده بود. سیاست نگاه به غرب نشان میدهد مفاهیم استکبارستیزی و غربستیزی در منظومه واژگان دولت موقت جایگاهی ندارد و به همین خاطر بود که دولت تمام تلاش خود را میکرد تا در بلوک دوستداران غرب قرار گیرد تا از این طریق رضایت و اعتماد آمریکا و اروپا را برای یک رابطه مستحکم با ایران کسب کند. از جمله اقداماتی که دولت موقت برای اعتمادسازی، تنشزدایی، عادیسازی و کسب رضایت و حمایت غرب و آمریکا به صورت کاملاً یکجانبه انجام داده بود، میتوان به این موارد اشاره کرد:
-مبادله سفیر بین ج.ا.ایران و ایالات متحده آمریکا که حاکی از اهمیت بالای ارتباط با آمریکا برای دولت موقت بود.
-حفظ و ادامه فعالیت پایگاههای خبری و اطلاعاتی آمریکا در ج.ا.ایران
-ادامه صدور نفت ایران به آمریکا
-تداوم حضور مستشاران آمریکایی در ج.ا.ایران و تلاش برای تمدید حضور آنان
-پیشنهاد مبادله اطلاعات سری بین ایران و آمریکا برای مقابله با خطر شوروی و کمونیست(نفی کامل اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق)
-اجازه فعالیتهای حقوق بشری به آمریکا در ج.ا.ایران؛ به همین دلیل بود که دولت موقت به شدت با محاکمه، اعدام و مجازات فوری سران رژیم پهلوی و گروههای ضدانقلاب که به زعم غرب و آمریکا مصداق نقض حقوق بشر بود، مخالفت میکرد و آن را باعث خدشهدار شدن آبرو و وجه ایران نزد غربیها میدانست.
-انجام ملاقاتهای متعدد با مقامات آمریکایی برای تنشزدایی و عادی سازی روابط، که ملاقات مهدی بازرگان و ابراهیم یزدی رئیس و وزیر خارجه دولت موقت با برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر در 12 آبان 1358 در الجزیره نمونه آن است.
در همین راستا یکی از اهداف دولت موقت بعد از انقلاب بازسازی و توسعه اقتصادی کشور بود، ولی نه توسعه و بازسازی مبتنی بر توان و پتانسیل داخلی و ملی، بلکه دولت موقت سعی داشت با ایجاد یک رابطه حسنه و دوستانه با طرفین اروپایی و آمریکایی این امر را محقق و نیازهای اقتصادی و تکنولوژیک کشور را تأمین کند. برای نمونه میتوان به تلاش دولت موقت برای آزادی سرمایه و داراییهای ایران در غرب که بیش از 12 میلیارد دلار بود اشاره کرد که دولت سعی داشت با دریافت این پول اوضاع اقتصادی کشور را بهبود بخشد و شرایط زندگی مردم را به حالت طبیعی بازگرداند؛ همچنین میتوان به تلاش دولت برای جذب سرمایه گذاران اروپایی و آمریکایی برای ایجاد شرایط مطلوب اقتصادی در کشور اشاره کرد. داشتن این رویکرد نسبت به غرب به خوبی نشان میدهد که دولت موقت کاملاً نظارهگر دست اِطعام و اِحسان طرف غربی بود و اصلاً توجهی به پشتوانههای داخلی و پتانسیلهای کشور نداشت.
2. جلوگیری از بر هم خوردن نظم موجود منطقهای و جهانی؛ دولت موقت معتقد بود نباید به هیچ وجه در امور داخلی کشورها دخالت کرد، به همین دلیل موضوع صدور انقلاب و حمایت از جنبشهای آزادیبخش را مصداق بارز مداخله در امور داخلی کشورها میدانست ومخالف اجرایی شدن این اصول بود. دولت موقت صدور انقلاب و حمایت از جنبشهای آزادیبخش را عامل اصلی تنش و بیاعتمادی نسبت به ایران میدانست و اجرای آن را باعث به هم خوردن روند مصالحه و مذاکره با غرب و آمریکا ذکر کرده و معتقد بود با این کار فشار علیه ایران افزیش مییابد. تیم مهندس بازرگان اعتقاد داشت مسائل داخلی هر کشور مربوط به مردم آن سرزمین است و اینها خودشان باید برای کشور خود تصمیمگیری کنند و ایران اسلامی حق مداخله در هیچ یک از این مسائل را ندارد.
3. مذاکره، مصالحه و مسامحه در مسائل اساسی کشور؛ دولت موقت به شدت مخالف استفاده از روش تقابل و مقاومت سرسختانه و منطقی در مورد مسائل حیاتی کشور بود و در هر شرایطی سعی داشت موضوعات را از طریق مذاکره و مصالحه حل و فصل کند. مهندس بازرگان و تیم وی علی رغم فشارها و تهدیدات جدی که علیه کشور صورت گرفته بود تنها از ابزار دیپلماسیِ صلح و دوستی استفاده میکرد و حاضر نبود در وخیمترین شرایط هم از ابزار مقاومت و حتی ابزار نظامی استفاده کند. جالب اینکه مصالحهگرایی، اعتمادسازی و تنشزدایی اقدامی یکطرفه از سوی دولت موقت بود و طرف خارجی هر اقدام خلاف و مغایر با توافقات بینالمللی مرتکب میشد این تیم ایرانی بود که سعی داشت روح روابط را به هر نحو ممکن از طریق مذاکره و مصالحه حفظ کند. برای اینکه فهم بهتری نسبت به این تفکر و روحیه دولت موقت پیدا شود به نمونه ها و مصادیق زیر اشاره میشود:
-عدم اعتقاد به استکبارستیزی و غرب ستیزی در حوزه سیاست خارجی برای جلوگیری از تنش و تعارض
-عدم حمایت از جنبش های آزادیبخش منطقهای و جهانی
-انفعال عامدانه دولت موقت در بحرانهای تجزیهطلبانه در مناطق مختلف کشور من جمله غائله کردستان و تلاش برای حل و فصل این قبیل بحرانها از طریق مذاکره و مصالحه
-انفعال و عدم واکنش نسبت به اقدامات و تحرکات مرزی رژیم بعث عراق قبل از تهاجم رسمی به ایران و بهرهگیری از دیپلماسی اعتمادساز و مسالمتجو برای رفع این بحران و تنش
-لغو قراردادهای خرید تسلیحات نظامی از آمریکا و اروپا که ایران از قبل هزینه 12 میلیاردی آنها را پرداخت کرده بود!!!، به منظور اعتمادسازی و جلوگیری از تنش با قدرت های جهانی (هشتاد فروند جنگده اف14 و چندین زیردریایی)
-کاهش بودجه نظامی کشور در سال 1358 به میزان نصف سال گذشته در راستای اقدامات یکجانبه ایران برای اعتمادسازی و جلب رضایت و حمایت غرب
-کاهش دوران سربازی در آن دوران ملتهب اول انقلاب از 24 ماه به 18 ماه برای نشان دادن حسن نیت دولت موقت به طرفهای غربی
4. تلاش برای گسترش و تحکیم روابط با غرب از طریق جلب اعتماد و رضایت این کشورها با روش تنشزدایی و اعتمادسازی کاملاً یکجانبه از سوی دولت موقت؛ یکی از اهداف سیاست نگاه به غرب دولت بازرگان جلب رضایت، حمایت و اعتماد غرب بالاخص ایالات متحده آمریکا به منظور به رسمیت شناختن نظام جمهوری اسلامی ایران و دست کشیدن از تلاش برای تغییر و حذف انقلاب اسلامی و بازگرداندن رژیم پهلوی بود. همه شواهد و قراین حاکی از این است که دولت موقت و مهندس بازرگان آمریکا و اروپا را کدخدا و ریشسفیدان این دهکده جهانی میدانستند که برای انجام هر امری باید از آنها کسب تکلیف میکردند. مهندس بازرگان و تیم وی تقدیر و مشیت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را در دست غرب مخصوصاً آمریکا میدیدند چرا که حیات و هستی کشورها را در دست غرب میدانستند و به همین دلیل بود که تمام تلاش خود را میکردند تا روح روابط ایران و غرب آسیب نبیند و این روح را درون کالبد اصلی خود که همان متحد شدن با غرب است قرار دهند.
به طور کلی دو ویژگی منفی در دولت موقت به شدت خودنمایی میکرد که برای نظام اسلامی و ملت مسلمان ایران مضر و مسئلهساز بود؛ یکی مرعوبیت نسبت به قدرت و توان بالای نظامی و اقتصادی غرب و دیگری مجذوبیت نسبت به اقتدار، شکوه و عظمت ظاهری ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی غرب. این دو خصلت میتوانست با تسری به جامعه عزت و شرف ملت ایران را خدشهدار نماید و مردم بعد از انقلاب اسلامی را به مردم زمان قاجار و پهلوی تبدیل و روحیه سرخوردگی و بیتفاوتی را مجدداً در جامعه تزریق کند، ولی ملت مسلمان ایران مانع از تحقق این هدف و استمرار این تفکر در نظام جمهوری اسلامی ایران شدند و با این گونه راهبردها و سیره حکومتداری غیر اسلامی که عزت اسلام و مسلمین را لکهدار میکرد مقابله کردند و ماجرای 13 آبان 1357 و تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) رقم خورد. به واسطه همین ویژگیها بود که پس استقرار دولت موقت در ایران هم آمریکاییها و هم اروپاییها از رویکار آمدن این دولت ابراز خوشحالی و امیدواری کرده و آن را عامل اصلی روابط دوستانه با غرب معرفی میکردند و خواهان استمرار حاکمیت میانهروها (ملیگرایان لیبرال یا اسلام گرایان لیبرال) در ایران شدند.
دولت موقت اگرچه راهبرد عدم تعهد را در حوزه سیاست خارجی برگزیده بود و از الگوی سیاست عدمی شهید بزرگوار مدرس و همچنین موازنه منفی دکتر مصدق بهره میبرد ولی در عمل این راهبرد در سیاست خارجی پیگیری و اجرایی نشد. هدف از اتخاذ این راهبرد توسط دولت بازرگان و تیم وی جلوگیری از وابستگی ایران به قدرتهای جهانی شرق و غرب و استقلال کشور بود! اما دولت موقت تمام دستگاه اجرایی و نیروهای کشور را در راستای وابستگیِ نوین ایران به غرب و آمریکا که از آن با نام همکاری، مذاکره، اعتمادسازی و تنشزدایی یاد میکردند، بسیج کرده بود ولی ملت بصیر و مجاهد ایران اسلامی نقشههای دولت موقت را خنثی و مخالفت شدید خود را با تسلط و نفوذ آمریکا و غرب بر کشور اعلام کردند.
نکته حائز اهمیت درباره دولت موقت این است که روند اعتمادسازی، تنشزدایی، بازسازی و عادیسازی همگی اقدامات کاملاً یکجانبه از سوی دولت موقت برای کسب رضایت و حمایت طرف غربی بود که هیچ عکسالعمل یا اقدام خارجی مثبت توسط غرب برای تأیید و برقراری رابطهای غیر از رابطه استعمارگر و مستعمره صورت نگرفت. این اقدامات یکجانبه دولت موقت عزت، آبرو و حیثیت کشور را به کلی مورد حمله قرار داد و زمان نیز به خوبی غیرعقلانی و غیرمنطقی بودن این تصمیمات را واضح و مشخص کرد.
"بخش دوم" حالا به هدف اصلی این یادداشت که مقایسه دولت یازدهم و دولت موقت است میپردازیم و در اینجا به مواردی که نشان دهنده شباهت این دو دولت است میپردازیم.
1. نفوذ و رسوخ آمریکا و غرب در جمهوری اسلامی ایران برای انحراف و تضعیف انقلاب اسلامی و نابودی روحیه خودباوری ملت ایران از طریق رویکارآمدن دولت یازدهم موسوم به دولت اعتدال، که رویکرد کاملاً یکجانبهِ سیاست نگاه به غرب را در سیاست خارجی اتخاذ کرده است و سعی دارد با مذاکره، مصالحه، مسامحه، تنشزدایی و اعتمادسازی یک طرفه رضایت و حمایت غرب را کسب کند و به دنبال برقرای رابطه دوستانه با دشمن قسم خورده این انقلاب و مردم مسلمان ایران است.
2. کاهش وجهه ضد استکباری، ضدآمریکایی و حتی ضدصهیونیستی در دولت یازدهم؛ دولت جدید از زمان روی کار آمدن خود تا به حال هیچگاه به صراحت و قاطعیت آمریکا و غرب را به عنوان عامل اصلی خشونت ها و بیثباتیهای جهان و منطقه خاورمیانه خطاب نکرده است و همیشه از تعابیر کلی، مبهم و چند پهلو برای بیان اعتقادات خود بهره برده است، برای نمونه آقای روحانی در اجلاس سالیانه سازمان ملل طرح سال عاری از خشونت و افراط را مطرح کرد بیآنکه نامی از عاملان این خشونت و افراط برده باشد و مصادیق آن را ذکر کند این در حالی است که سمبل خشونت، افراط، تجاوز، قتل و غارت ملل مظلوم دنیا آمریکا، اروپا و رژیم منحوس صهیونیستی است و این را میتوان در بیانات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری به روشنی یافت. در واقع این نوع نگاه به غرب نیز برگرفته از روحیه مرعوبیت و مجذوبیت نسبت به غرب میباشد که در راستای اعتمادسازی و تنشزدایی و کسب رضایت آمریکا و غرب صورت گرفته است. همچنین در همین خصوص میتوان به اظهارات منفعلانه و نادرست آقای روحانی و تیم وی به خصوص آقای ظریف در خصوص مسئله هولوکاست، موجودیت رژیم صهیونیستی، مسئله فلسطین، مسئله سوریه و حزبالله لبنان که همگی خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران محسوب میشوند اشاره کرد که تماماً در راستای رویکرد اعتمادساز و تنشزدای این دولت تعریف میشود.
3. همکاری همه جانبه دولت یازدهم با غرب و آمریکا؛ دولت جدید تصور میکند بازی کردن در کنار کدخدا و ریشسفیدان دهکده جهانی جایگاه کشور را در معادلات منطقهای و جهانی ارتقا داده و باعث تأثیرگذاری بیشتر ایران میشود، این در حالی است که حضور در کنار اینان وجهه و اعتبار ایران اسلامی را در منطقه و جهان کاهش داده و نقش بازیگری ایران را در جهان اسلام و جهان سوم محدود، و سرخوردگی ملل تحت ستم را در پی دارد. در این راستا باید به این مسئله اشاره کرد که دولت یازدهم از ابتدای کار خود برای جلب رضایت و حمایت آمریکا و اروپا تماماً غرب را مرکز توجه و امید خود قرار داده و به غیر از سفرهایی که به کشورهای همسایه داشته است (کشورهای همسایه نقش مهمی در ثبات و امنیت کشور دارند و باید روابط مطلوبی با آنها داشت چرا که هرگونه تنش با آنها به دلیل شرایط ژئوپلتیکی به شدت موجودیت و امنیت کشور را به مخاطره میاندازد) مابقی روابط را با اروپا و آمریکا سازماندهی کرده است. در این خصوص میتوان به سفرهای مکرر هیأتهای ایرانی به اروپا، شرکت در اجلاس داووس، شرکت در اجلاس امنیتی مونیخ، سفر به نیویورک، گفتگوی تلفنی با رئیس جمهور آمریکا، دیدار با وزرای خارجه انگلستان و آمریکا، نشستهای مربوط به پرونده هستهای در ژنو و وین با تیم 1+5، سفرهای مکرر هیأتهای سیاسی و اقتصادی اروپایی به تهران که بعضی در حدود ده سال بود که به تهران نیامده بودند و ... اشاره کرد که همگی نشان دهنده سیاست نگاه به غرب در این دولت و تلاش مجدانه! آقای روحانی و تیم وی برای همکاری و جلب رضایت و حمایت غرب به منظور بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی (از طریق نگاه عاجزانه به طرف غربی و تمرکز بر روی آزاد کردن سرمایههای بلوکه شده ایران در غرب که یکی از آنها مبلغ 4.2 میلیارد دلار در هشت قسط است که هنوز دریافت آن در حالهای از ابهام قرار دارد) کشور صورت گرفته است.
4. کاهش روحیه استقلال طلبی و خود اتکایی در دولت یازدهم که نمونه بارز آن انعقاد توافقنامه ژنو است که به تعبیری هم پرونده هستهای و هم کشور را قفل کرده است. در این موضوع خواستههای بیش از حد طرف غربی که عملاً بیش از شرایط معاهده NPT است تماماً حاکمیت و استقلال کشور را زیر سؤال برده است و جالب اینکه تیم ایرانی هرگز اعتراضی نسبت به این همه امتیازات که از ما طلب می شود نمیکند، چرا که به زعم دستگاه دیپلماسی این اقدامات خلاف معاهده با روح توافق مغایرت ندارد و این درحالی است که طرف غربی علاوه بر این که حق غنی سازی ایران را در توافقنامه به رسمیت نشناخته است، کلاً از تعابیر مبهم و چندپهلو در توافقنامه به خصوص درباره اقدامات خود استفاده کرده است و در عملی کردن امتیازات معدود و غیرحیاتی که به ایران داده است کوتاهی کرده و همچنین توافق نهایی را به زمانی نامعلوم موکول نموده است. این شرایط همگی به خوبی نشان میدهد که ما یک هندوانه دربسته را انتخاب کرده و نسبت به چیزهایی که نمیدانیم متعهد شدیم و اینها با استقلال کشور منافات دارد.
در انتها باید یه این مطلب اشاره کرد که دولت یازدهم علی رغم شعارها و وعدههایی که برای تأمین عزت ایران اسلامی و ملت مسلمان ایران داده بود مسیری مغایر با این اهداف را تاکنون پیموده و خلاف حقیقت اعتدال، تدبیر، امید و راستگویی عمل کرده است. دولت یازدهم نه تنها در عرصه سیاست خارجی، جمهوری اسلامی ایران را در شرایط جنگ احزاب و تنگنای شدیدی قرار داده است در عرصه داخلی نیز عزت مردم را مراعات نکرده و صرفاً به شعار بسنده کرده است. دولت یازدهم باید این مطلب را سرلوحه کار خود قرار دهد و بداند این خداوند متعال است که تمام امور را در دست دارد: «تمامی عزت از آن خداست و اوست هرکه را بخواهد عزیز و یا ذلیل میکند.»
*دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی و روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی(ره)



