خبرنامه دانشجویان ایران: پدر آمد، به این پاره استخوانها نگاه کرد و گفت: یک ترازو برای من بیاورید. هر چه علّت را پرسیدند، فقط اصرار داشت که ترازویی به او بدهند. ترازو را آوردند. استخوانها را کشید و دید روی هم دو و نیم کیلو است...
به گزارش تسنیم، آیت الله قرهی در دویست و هفتاد و نهمین جلسه درس اخلاق خود در محل مهدیه القائم المنتظر(عج) گفت: وقتی شهیدانی را که به ظاهر مفقود بودند - که عندالله و عندالملائکه، مشهورین هستند - آوردند و معلوم شد که فرزند یکی از این پدران شهداست؛ پدر آمد، به این پاره استخوانها نگاه کرد و گفت: یک ترازو برای من بیاورید. هر چه علّت را پرسیدند، فقط اصرار داشت که ترازویی به او بدهند. ترازو را آوردند. استخوانها را کشید و دید روی هم دو و نیم کیلو است. گفت: الحمدلله ربّ العالمین، خدایا! شکرت، اتّفاقاً بچّهام هم دنیا آمده بود، دو و نیم کیلو بود! من هم همان امانت را به تو برگرداندم.



