خبرنامه دانشجویان ایران: عصمت علی آبادی// اجباری بودن حجاب یا اختیاری بودن آن! آیا انتخاب نوع حجاب و پوشش، جزو اختیارات فردی هر انسان است؟ این اختیار فردی او تا کجاست؟ سربازی را فرض بگیرید که به جای لباس خاکی رنگی که برای استتار در یک منطقه عملیاتی باید می پوشید، لباسی مشکی بر تن کند و موجب جلب توجه دشمن شود و سرگردانی را به باد بدهد. یا فردی را در نظر بگیرید که در شهر مکزیک جلوی یک گاو وحشی در خیابان لباس قرمز پوشیده باشد و موجب خشم آن گاو شود و آن گاو چندین نفر را مجروح کند یا فردی را تصور کنید که با لباس هایی که روی آن تصاویر وحشتناکی کشیده در خیابان حرکت کند و کودکی با دیدن آن تصاویر بترسد. این سه مثال نقض کافی بود تا کلیت این قضیه رد شود.
حال به این بپردازیم که محدوده اختیار و انتخاب فرد تا کجاست. در احکام حکومتی اسلامی، فرد تا محدوده دیوارهای خانه اش و آن جایی که اعمال او در دید عموم مردم نباشد آزاد است هر کار که می خواهد بکند؛ حتی فسق و فجور. البته نه به این معنا که در این صورت معصیتی نکرده و عقوبتی ندارد، بلکه به این معنا که تا جایی که عمل و رفتار او جامعه را متأثر نکند، او در انجام هر رفتاری آزادی است، مگر آنکه باز در همان خلوتش، باز حق و حقوقی را تضییع کند، مثلاً فردی را بکشد یا اموال کسی را نابود کند.
در مجموع، دایره اختیار افراد در جامعه، محدود به این است که لطمه ای به ناحق به دیگری نرسد و ظلمی در حق کسی روا نشود و خدشه به آزادی و حقوق دیگران وارد نسازد.
بر این اساس، دایره اختیار افراد در انتخاب نوع پوشش نیز قابل بررسی است. حجاب تا آنجا که در حریم و محدوده زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمیتواند دخالت کرده و تجسس نماید، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد، حکومت و حاکم می تواند از باب نهی از منکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، حجاب را الزامی کند و برای آن مجازات تعیین نماید.
بی حجابی از محرمات الهی محسوب می گردد و طبق قاعده، هر فعل حرامی قابل تعزیر است(1) تعزیر نیز با نظرِ حاکم شرع است، یعنی از دیدگاه فقهی، حاکم شرع می تواند برای جلوگیری از گسترش محرمات الهی و بالخصوص بی حجابی، مجازات وضع کند.
عده ای بر این اهتمام داشته اند که اثبات کنند امیرالمؤمنین(ع) و پیامبر اکرم نگاه اجبار به حجاب نداشتند، در حالی که حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) است که از شنیدن این که عده ای از زنان حیا و حجاب خود را رعایت نمی کنند بر می آشوبند و بر مردان آن ها سخت می گیرند و آن ها را توبیخ می کنند. در حالی این بحث ها مطرح می شود که هدف و فلسفه تشکیل حکومت در نگاه انبیا و امامان معصوم (ع) اقامه دستورات الهی است.
برخی نیز عنوان می کنند که حجاب یک حکم اختیاری است. صراحتی که قرآن در امر به حجاب دارد به خوبی نشان از این دارد که حجاب یک حکم واجب است. تقریباً تمام مراجع تقلید شیعه نیز حجاب را از ضروریات دین اسلام می دانند.
بنابراین، بی حجابی جزء منکرات شمرده می شود. آیات و روایات فراوانی در زمینه فریضه امر به معروف و نهی از منکر بر این تأکید دارند که باید با تظاهر گناه و فساد و با شرایطش مبارزه شود. این دستور به صورت یک قضیه حقیقی و قانون ملی الهی بیان شده و همگان را در گستره خود قرار می دهد و پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نیز از این قانون مستثنی نیستند.
لذا آن چه مهم است رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و چگونگی اجرای آن می باشد که در زمان پیامبر(ص) و بعد از آن در میان دینداران معمول بوده است، به طوری که مردم به طور زبانی تذکر می دادند و با بیان آیات و روایات هشدار می دادند. آن چه مسلم است، چه در عصر نبی اکرم(ص) و چه در عصر حضرت علی(ع)، مسأله امر به معروف ونهی از منکر اجرا میشده است و در حد امکان جلوی بیحجابی و بدحجابی گرفته میشد. این که تا چه حد ممکن بود، بستگی به میزان قدرت اجرایی آن بزرگواران داشته است.
جای تأمل دارد، در جامعه ای که بیش از نود و چند درصد آن مسلمان هستند و حجاب یکی از احکام ضروری اسلام است، ترویج چنین بحث هایی آیا نتیجه ای جز قطعه قطعه کردن دین دارد؟ فراتر از این بحث های فقهی، آثار آزادی حجاب در جوامع غربی و شرقی کم مخرب بوده است و کم به زنان تجاوز شده و کم بنیان خانواده ها را از هم فروپاشیده است؟
علی مطهری «اجبار» در حوزه حجاب و پوشش را مورد اشاره قرار می دهد و می گوید: اجبار درباره حجاب و پوشش، مانند همان اجباری است که درباره مسائل بهداشتی به کار می بریم که اگر لازم باشد به طور اجباری همه مردم باید واکسن بزنند یا در مسئله سوادآموزی و آموزش عمومی اجبار می کنیم، زیرا مصلحت جامعه چنین اقتضا می کند. البته اجبار در مسئله پوشش، درباره حداکثر پنج درصد جامعه است که دچار ضعف ایمان یا خودباختگی نسبت به غرب هستند و این اجبار به معنی سخت گیری نیست بلکه یک حداقلی باید رعایت شود.(2)
یکی از استدلالاتی که در رد اجباری بودن حجاب مطرح می شود این است که، خطاب آیه قرآن به زنان مؤمن است و نباید دیگر زنان از جمله کسانی که مسلمان نیستند را وادار به رعایت حجاب کرد. به صورت کلی، بر اساس قرار داد ویژه ای (عقد ذمّه) که میان حکومت اسلامی با یهودیان و مسیحیان بسته می شود و بر طبق آن، همان گونه که حکومت اسلامی حفظ امنیت ناموسی، جانی و مالی آنان را برعهده می گیرد، در مقابل، آنان نیز متعهد شده که علاوه بر پرداخت مالیاتی به نام «جزیه»، به قوانین و احکام یک کشور اسلامی احترام گذاشته، به صورت علنی و آشکار مرتکب گناه نشوند.(3)
اگر بدحجابی در کشور اسلامی از سوی اهل ذمه منشأ فساد در جامعه اسلامی شود، حکومت اسلامی به جهت برقراری نظم در امور اجتماعی و دوری جامعه از فساد، این اختیار را دارد که از باب حکم ثانوی، رعایت حجاب اسلامی را اجبار نماید و در صورت بدحجابی علنی از سوی آنان، آنها را مجازات نموده و قرارداد عقد ذمه را بر هم بزند؛ زیرا حجاب تا آنجا که در حریم زندگی خصوصی افراد است، یک امر فردی و خصوصی است و کسی نمیتواند دخالت کند، ولی آنگاه که به یک امر اجتماعی تبدیل شد و با حقوق دیگران ارتباط پیدا کرد، حکومت و حاکم می تواند از باب نهی از منکر و صیانت از اخلاق و معنویت جامعه، رعایت حجاب را الزامی کند و برای آن مجازات تعیین نماید.(4)
بحث دیگری که از سوی افرادی همچون خواهران اشراقی نیز مطرح شده است، مخالفت امام با اجبار قانونی حجاب است؛ بگذریم که این خانم ها سندی نیز بر حرف خود ندارند، اما سندی در صحیفه حضرت امام وجود دارد که عکس این را اثبات می کند. «الآن وزارتخانهها- این را مىگویم که به دولت برسد، آنطورى که براى من نقل مىکنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانههاى اسلامى نباید زن هاى (بى حجاب) بیایند، زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند، اما کار بکنند؛ لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند»(5)
از سوی دیگر، قانون حجاب در زمان حیات حضرت امام تصویب شد. ایشان ولی فقیه بودند و اگر مخالفتی با این حکم داشتند و آن را خلاف شرع می دانستند، وظیفه شرعی شان این بود که جلوی تصویب آن را بگیرند. همه حضرت امام(ره) را به شجاعت و جسارت می شناسند. اگر ذره ای با این قانون مشکل داشتند، حتماً از همان ابتدا مخالفت خود را اعلام می کردند.
برخی دیگر اجبار کردن حجاب را باعث بروز مفسده می دانند و می گویند که منع، حرص را بیشتر می کند و تخیلات جنسی را افزایش می دهد. فرض کنیم حجاب در جامعه آزاد است و از سوی دیگر تجاوز به زن را در هر درجه و مرتبه ای ظلم به او می دانیم؛ مانند این است که شیرینی را جلوی بچه گذاشتی و به او می گویی حق نداری دست بزنی ها. اگر ما حجاب را اجباری کنیم مثل این است که شیرینی را در گنجه یا یخچال گذاشتیم؛ در این صورت وقتی حواس بچه پرت کارهای دیگر شود، دیگر شیرینی جلوی او نیست که مدام او را وسوسه کند و حرص او را بیشتر کند.
آیا وقتی شیرینی جلوی کودک است و او نمی تواند بخورد، حرص و ولع او بیشتر می شود یا این که شیرنی را دور از دید و دست او قرار دهیم؟
کسانی که این بحث ها را مطرح می کنند، دانسته و ندانسته به آن جا خواهند رسید که پس از آزادی حجاب، به آزادی روابط در جامعه برسند. آزموده را آزمودن شرط عقل و خرد نیست. غرب این نسخه هایی که برخی تجویز می کنند را آزموده است. چرا این راه غلط را باید در پیش بگیریم آن هم در حالی که نتیجه این اتفاقات را در غرب می بینیم. آینده این چیزی که یک عده دارند حرص می زنند که انجام شود، تصویر شفاف امروز غرب است.
1. العناوین الفقهیة، ج2، ص: 627، قاعدة [4] کل ما لم یرد فیه حد من الشرع فی المعاصی، ففیه التعزیر.
2. منتشر شده در سایت الف، 22 اردیبهشت 89.
3. شکوری، ابوالفضل، فقه سیاسی اسلام، ص 452 – 462، انتشارت دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1377ش.
4. مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، ج 3، ص 70، محقق/ مصحح: ابوالقاسم علیان نژادی، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب (ع)، قم، چاپ دوم، 1427ق؛ کتاب النکاح، ج 1، ص 68.
5. صحیفه نور، ج6، 329.



