تاریخ انتشار: 30 مرداد 1389 - 14:06:14
کد خبر: 14339

نظر پسر قشقاوی درباره امیراحمدی

باشگاه جوانی برنا/امیر توانا

محمد رضا قشقاوی، فرزند ارشد حسن قشقاوی سخنگوی سابق وزارت امور خارجه. وی متولد سال 1364 در شهر بابل بوده و حدود دو سال پیش ازدواج کرده، ولی فرزندی ندارد. مدرک تحصیلی او مهندسی مکانیک از دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی است. در حال حاضر در مرکز شبانه روزی شورای عالی ایرانیان خارج از کشور مشغول به کار است. با او در مورد آقازادگی به گفت و گو می نشینیم:

* محمدرضا قشقاوی فرزند سخنگوی سابق وزارت امور خارجه و معاون پارلمانی این وزارت خانه؛ یک مقدار در مورد پدرتان توضیح دهید؟


پدر متولد سال 1339 در شهر بابل است. ایشان قبل از انقلاب در مشهد دانشجو بودند. به علت مبارزات دستگیر شدند و به تهران آمدند. در تهران با شهید بهشتی آشنا شد و در شاخه دانشجوئی حزب جمهوری اسلامی عضو شد، جالب است بدانید تا همین الان این شاخه فعال است و جلساتی با یکدیگر دارند. هراز گاهی دور هم جمع می شوند. به دستور شهید بهشتی به شهریار رفتند و آنجا در آموزش و پرورش مشغول به کار شدند. هم‌زمان به طور موازی فعالیت های انقلابی خود را در قالب مناظره های اوایل انقلاب داشتند. وارد وزارت امور خارجه شد، نماینده مجلس در دوره چهارم بود و یک دوره در قزاقستان سفیر و مجددا در دوره ششم نماینده مردم رباط کریم بود، بعد هم سخنگوی وزارت امور خارجه و الان هم معاون پارلمانی وزارت امور خارجه هستند.

* پدرتان در چه رشته ای تحصیل کردند؟

در رشته حقوق، دانشگاه شهید بهشتی.

* چرا تو به سراغ مهندسی رفتی؟ چرا رشته پدر را ادامه ندادی؟


خوب، اتفاقا پدر پیشنهاد داد تا من فنی بخوانم، چون معتقد بودند ما برای حل مشکلات نیاز به یک ذهنیت مهندسی داریم. الان خیلی از اشخاص تأثیرگذار جامعه کسانی هستند که مهندسی خوانده اند و می توانند بهتر مسائل را بررسی و تحلیل کنند، برای حل آن طرح بدهند.



* چند فرزند دارند آقای قشقاوی؟

من یک خواهر کوچکتر دارم، در رشته مدیریت صنایع درس می خواند.

* ایشان هم مشغول به کارند؟


خیر فقط درس می خواند.

* شما در وزارت امور خارجه، مشخصا شورای امور ایرانیان خارج از کشور هستید. پدر چقدر نقش داشت که تو در این واحد مشغول کار شوی؟


یکی از نکات جالب در مورد اشتغال من این است، شاید خیلی ها باور نکنند. من برای موضوعی دیگر به شورا رفته بودم، آنجا قرار شد یک مرکز شبانه روزی برای شورا راه اندازی شود، طرح جامعی را به سبب آشنایی خودم با امور ایرانیان خارج از کشور دادم که پذیرفته و اجرا شد. من به همراه برخی از دوستان مدیریت آن مرکز را برعهده داشتیم. الان به عنوان قائم مقام در آنجا حضور دارم.

* خیلی ها شاید بگویند مگر می شود پدر در وزارت امور خارجه باشد و در کاری که تو در شورا داری نقشی نداشته باشد؟

موضوع مهمی است که شما روی آن دست گذاشتید. در واقع یک چالش جدی است و هنوز حل نشده. این را هنوز مشخص نکردیم در جامعه که افراد دور و بر فرد چقدر مجازند، حالا پدر یا دیگر آشنایان در تاثیرگذاری روی کار فرد، چه مقدار مشروع چه مقدار غیرمشروع؛ اینها تعاریفی است که هنوز روشن نشده و مبهم است.

خود من گاهی اوقات از بعضی کارها تردید دارم. از طرفی دیگر جامعه هم دقیق نیست، چون تعریف دقیقی وجود ندارد، حتی من اگر موضوعی را خودم انجام بدهم  می گویند: تو که با یک زنگ کارت راه می افتد، از این جور حرف ها. یک تعاریفی است که ما خیلی زود باید آنها را تشریح کنیم.

*ببینید به هر حال فضای جامعه به گونه ای شده که مردم فکر می کنند فرزند مسوول حتی اگر در یک شرکت یا نهاد غیر مربوط مشغول به کار شود، پدرش یک نقشی در کار او داشته و سفارش شده. این تفکر چرا شکل گرفته؟ برای رفع آن باید چه کار کرد؟


اینکه چرا شکل گرفته، به نظر من یک ریشه تاریخی دارد. اگر بخواهیم ریشه رانت را بررسی کنیم به یک سابقه چند صد ساله و بلکه چند هزار ساله برمی خوریم، این یک اشکال ساختاری در حکومت های ایران در دوره باستان بوده. راه حل این ماجرا، همان تعریف این موضوع است و روشن کردن این که کدام مطلب رانت است و کدام نیست.

تا فرمول اجتماعی برای این موضوع مشخص نشود، نمی توان حرفی در این باره زد. به عنوان مثال عرض می کنم، گاهی پدر برای کار یک فردی تماس می گرفت و سفارش او را می کرد، گفته می شد این کاری که شما می کنید پارتی بازی نیست ؟ او می گفت: نه من دارم کار این بنده خدا را راه می اندازم. خوب همیشه سوال من این بوده چرا تا به حال حدی تعیین نشده که این کار شما پارتی بازی است، یا سفارش است، یا کار راه انداختن است. یعنی گاهی واقعا فرد نمی داند دارد پارتی بازی می کند یا کار مردم را راه می اندازد.

این در مورد فرزندان مسوولین هم هست. مثلا در نماز جمعه، خیلی از فرزندان مسوولین در قسمت جلو می نشینند، خوب این خودش این رانت است دیگر ، حالا کسی می تواند بگوید این کار خوب است یا بد؟

این ها برمی گردد به همان نبود تعریف درست از سوءاستفاده ، البته آن فرزند مسوول نمی تواند برود در کنج خانه بنشیند، رهبانیت برگزیند و هیچ فعالیت اقتصادی نکند، چون هر حرکتی تهمت های فراوانی را به او تحمیل می کند که از رانت پدر استفاده کرده. باید کسانی که مهندسی اجتماعی را انجام می دهند، مشخصا متولیان دینی این را تعریف کنند، تا ما بدانیم چه کار باید انجام دهیم . هیچ فعالیتی انجام ندهیم؟ یا اینکه حدودی تعیین بشود و در چارچوب آن حرکت کنیم.

*مثلا یک فردی مسوول است در بخش اقتصاد. او بیاید یک مناقصه را با روشی به فرزند خود منتقل کند با این توجیه که نه، این رانت نیست. این ایجاد شغل برای فرزندم است.


کاملا درست می فرمایید، این رانت است و منفور. ولی نباید تعاریف خودمان را به این مسایل واضح محدود کنیم . معتقدم امثال این موضوعی که شما مطرح کردید، بخش کوچکی از تعریف رانت است. در این مساله بخش های بزرگتری داریم. یکبار به دوستان عرض کردم شما که انقلابی و مخالف رانت هستید، اگر الان تحلیل جامع و فرمول ارایه ندهید بیست سال دیگر خودتان شاید گرفتار این ماجرا بشوید، متوجه هم نشوید، چون تعریفی وجود ندارد.

شاید کسانی که الان به آنها انتقاد می کنید، بیست سال پیش از شما انقلابی تر بوده اند . مثال عرض می کنم، یک مناقصه ای هست، فرزند آن مسوول در یکی از شرکت های حاضر عضو هیات مدیره است. این باید روشن شود، آیا اصلا درست است آن شرکت در این مناقصه باشد؟ یا اگر راه کار قانونی را طی کند بی اشکال است؟

*خودت دوست داری روی تو اسم آقازاده باشد؟

من خیلی حساسیتی در این مورد ندارم، چون هم مردم یک مقدار حق دارند و هم ما فرزندان مسوولین . هیچ یک باطل مطلق نیست. تا ما ندانیم در مورد چه چیزی باید حرف بزنیم نمی شود کاری کرد. باز به همان تعیین فرمول برمی گردد. آیا من حق دارم در مهمانی های رسمی در کنار پدر بنشینم؟ یا حق دارم در نماز جمعه، قسمت جلو بنشینم؟ خوب مردم هم حق دارند، چون اینها برایشان مبهم و بدون تعریف مانده، آنهم با سابقه تاریخی که از رانت خواری وجود دارد.

*برای کم کردن این تفکر چه کار کردی؟


من در حوزه هایی که خطرناک هست وارد نشدم . هیچ وقت کار اقتصادی نکردم . پیش خودم گفتم: یک مقداری هزینه ها را پائین تر می آوریم تا حرف و حدیث هم در آن نباشد. این را با جرأت می گویم، شاید پنج سال دیگر باز یک چنین تفکری نداشته باشم و خودم را از مسایل اجتماعی محروم نکنم . اینها مسایلی است که هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد، با اینکه ما انقلابی هستیم و سر موضع خود کاملا پافشاری می کنیم، ولی چون تعریف جامعی نیست، احتمال خطا وجود دارد.

* مقداری در مورد خانواده و پدرتان صحبت کنیم. پدر شما جلوه اجتماعی دارد که اکثر مردم با آن آشنا هستند. یک جلوه هم در خانه وجود دارد و شما با آن آشنا هستید. به طور کلی آقای قشقاوی در خانه چطور هستند؟

پدر به خاطر شغلی که داشتند، بیشتر در بین مردم بود و روحیه نمایندگی مردم محروم را حفظ کرده. موبایل پدر از همان اولین سری که موبایل آمد تا الان همان شماره است، هیچ وقت نشده جواب کسی را ندهد. اصرار دارد کار مردم را وقت و بی وقت انجام بدهد. یعنی گاهی به اعتراض به او می گویم: یک مقداری هم برای ما وقت بگذارید. البته در خلوت خودم این نکته بسیار آموزنده است، منش ساده و زندگی با مردم او. در خانه هم پدر بسیار خوبی برای من و خواهرم بوده . فکر می کنم برای شخص من الگو است. خیلی کم دیده ام، شادابی خود را از دست بدهد.

* در خانه عصبانی هم می شود؟

در منزل خیلی کم ، ولی در محیط کار چرا . در خانواده چهار نفره ما کمترین عصبانیت برای پدر است.

* تا به حال روی شما دست بلند کرده؟

نه اصلا، الحمدا... از این اخلاق ها ندارند، نه در اوج جوانی و نه الان.

* همسرت را از چه طبقه ای انتخاب کرده ای؟ فرزند مسوول هستند؟

خیر، پدر خانم روحانی و استاد حوزه علمیه است و مسوولیتی ندارد. من همیشه دوست داشتم با خانواده ای روحانی و علمی وصلت کنم، به واسطه علاقه ای که به حوزه دارم . الحمدا... وصلت با یک خانواده علمی خیلی راه گشا بود، چون دغدغه ها را می شناسند.

* چرا به سراغ خانواده مسوولین نرفتی؟

مهمترین فاکتورم در انتخاب همسر موضوع دینداری بود. خانواده ای را می خواستم که جنبه مذهبی و روحانی داشته باشد. برخی از رفتارها را من اصلا نمی توانم بپذیرم و با آن کنار بیایم. شاید به جهت آموزه های پدر. البته این قشر خاص را کنار نگذاشته ام، ولی سعی کردم بیشتر با افراد مذهبی باشم.

* با چه مسایلی هیچ وقت کنار نمی آیید؟

ببینید، وقتی کسی در یک مهمانی رسمی در کنار پدرش می نشیند و شما به او بگویید که برو پیش مردم بنشین برایش سخت است. این آن چیزی است که من هیچ وقت با آن کنار نمی آیم. چون خودم دوست داشتم مثل بقیه مردم زندگی کنم. بعضی از مسوولین برایشان سخت بود که به قولی در صف باشند و با یک تلفن بیست نفر را پشت سر می گذارند. به همین دلیل سعی کردم خانواده ای را انتخاب کنم که با من هم جهت باشد.

* پدرهای مسوول چقدر تاثیر دارند روی اینکه شما روحیه آقازادگی را نداشته باشید . چقدر توانسته اند روحیه ساده زیستی را منتقل کنند. چون بعضی از مسوولین فرزندان خود را از مردم
جدا کرده اند.

خیلی موثر هستند. استراتژی که پدران تعیین می کنند برای فرزندان همیشه در اولویت اول است . اینکه با مردم باشند یا نباشند. برخی از فرزندان مسوولین در مورد خیلی از بدیهیات سیاسی اجتماعی دچار مشکل اند و توانایی پاسخگویی به شبهات را ندارند.

فکر می کنم یا پدر این فرد با فرزند خود صحبت نمی کند، یا استدلال های ضعیفی می آورد برای شبهات. یکی از مواردی که در خانه ما اتفاق می افتد و من خوشحال هستم از آن، بحث های چالشی ما در منزل با پدر است و همیشه هم استدلال های قوی در آن هست. الحمدا... ما یک ثانیه هم در آرمان های انقلاب تشکیک نکردیم، اگر پدر نتواند فرزند را توجیه کند زاویه ایجاد می شود در موضع او و فرزندش .

* چقدر با فرزندان دیگر مسوولین در ارتباط هستی؟

الان یک مقدار کمتر شده به دلیل فشار کار، ولی قبلا با فرزندان مسوولینی که احساس می کردیم بودن در کنار هم مشکلی ایجاد نمی کند، ارتباط داشتم و دوستی هایی بود.

* تفریح تو چیست؟ تفریح آقازاده های رانت خوار چیست؟


خوب تفریح آقایان رانت خوار را خودشان باید جواب بدهند، چون وسعت بسیاری دارد و همه را یک طور نمی شود تفکیک کرد. بنده خودم مسافرت را خیلی دوست دارم. اکثر اوقات با همسرم به مسافرت می رویم، مواقع آزاد البته.

* ماشین داری؟


بله، یک خودروی پژو206 است.

*همسرت هم ماشین دارد؟

خیر، هر دو از یک ماشین استفاده می کنیم.

*بچه که بودی، چطور تامین مالی می شدی؟ هر وقت درخواست داشتی انجام می شد یا نه؟ حساب و کتاب خاصی داشت؟

علت آن را نمی دانم، ولی ما هیچ وقت بچه های پر خرجی نبودیم. به همین دلیل نه مشکلی داشتیم و نه مشکل ایجاد کردیم برای خانواده. هر وقت نیاز بود پدر در حد وسع خود آن را رفع می کرد. من هیچ وقت دغدغه ای نداشتم، چون سعی می کردم قانع باشم. گاهی هم موردی را می خواستم و پدر می گفت: نیازی نیست تهیه شود. یعنی همه خواسته ها را جواب مثبت نمی داد، ولی کلا در زمینه مالی مشکلی نداشتم.

* تا به حال خودت فکر کرده ای به واسطه کار پدرت فرقی داری یا بقیه؟

پاسخ به این سوال شما یک مقدار سخت است، چون اگر من جواب مثبت بدهم شاید این شبهه ایجاد بشود که پاسخ من مغرورانه است. ولی در حقیقت پاسخ شما مثبت است، ولی نه به خاطر مسوولیت های پدرم. من هیچ وقت در مسیر آرمان و اصول خود کوتاه نیامده ام. از این نظر ممکن است تفاوتی با فرزندان برخی از مسوولین وجود داشته باشد.

چه آن زمان که در اروپا بودم و چه الان. در این این زمینه هیچ گاه مشکلی نداشتیم و یک لحظه بدون عشق به نظام زندگی نکردیم. در واقع جذابیت این نوع زندگی بنده و پدر را سست نکرد در این راه.

* گاهی توجیهی با این عنوان وجود دارد که پدر من سی سال از زندگی با خانواده زده و برای نظام زحمت کشیده. خوب من باید الان استفاده های ویژه ای نسبت به دیگران داشته باشم . نظرت در مورد این تفکر چیست؟


محروم کردن اشخاص به بهانه اینکه پدر تو مسوول است را قبول ندارم. باز برمی گردم به روشن نبودن تعاریف . عیبی ندارد اگر کسی برود به دنبال حقوق خود، ولی از راه آن . نباید راه را ببندیم. بعضی می گویند چون شما فرزند مسوول هستی دنبال فعالیت حلال هم نرو. خوب چه کنیم؟ بمیریم. این نمی شود. شغل دولتی بگیریم می گویند رانتی است، شغل آزاد بگیریم می گویند رانتی است. در هر حوزه ای وارد بشویم رانتی است. این تفکر درست نیست. نباید راه را بست ، باید راه های صحیح را باز کرد و راه ناصحیح را بست و اجازه استفاده از رانت را نداد . بالاخره استعدادهای اقتصادی در بین فرزندان مسوول وجود دارد. نباید از هیچ طرف پشت بام افتاد باید تعاریف و خط قرمزها مشخص باشد .

* تا به حال پیشنهاد استفاده از رانت داشته ای؟


بله، به طبع مسوولیت پدر در حوزه انتخابیه بالاخره از طرف افراد مراجعاتی به ایشان می شد. مثلا یک کارخانه داری می خواست حرکت اقتصادی انجام دهد، یک گیری داشت می آمد و پیشنهاداتی را هم مطرح می کرد. چون پدر من فردی مردمی بود مراجعات زیادی داشت بخشی از این مراجعات از سوی فعالین اقتصادی بود. عرض کردم در چنین شرایطی کسانی هم بودند که پیشنهاد به من و یا پدر می دادند . الحمدا... هیچ کدام را به لطف خدا قبول نکردیم. البته اگر لطف خدا نباشد، هیچ تضمینی وجود ندارد من چند سال دیگر هم اینطوری باشم.

* برخورد نشدن با برخی از آقازادگان رانت خوار به واسطه پدرشان درست است؟ یعنی گاهی اوقات پدرها پشت این فرزند هستند.


بله، این یک دغدغه بزرگی است، ولی تأکید می کنم همیشه حرف هایی که در مورد آقازاده ها می زنند، لزوما درست نیست. جامعه یک نگاهی دارد؛ شما هر قدمی بردارید از رانت استفاده می کنید. این یک عینک است و همه فرزندان مسوولین با آن دیده می شوند.

به خاطر این دید، همیشه گفته ها صحیح نیست. اما مطلبی که فرمودید کاملا درست است، گاهی به خاطر خانواده و پدر آن آقازاده با او برخورد نمی کنند. این یکی از دردهای جامعه ماست و باید رفع بشود . به فرموده امام صادق(ع) به یکی از یارانشان؛ هر خوبی خوب است اگر تو انجام دهی خوب تر است و هر بدی بد است، اگر تو انجام دهی بدتر است چون تو از ما هستی. مسوولیت من به واسطه مسوولیت پدرم بیشتر است.

*پدر تو در دوره ششم مجلس نماینده بود. از کدام طیف برگزیده شد؟

پدرم کاندیدای مستقل بود، ولی همیشه در آن مجلس به اقلیت گرایش داشت، یا همان اصولگرایان و جزو آنها به حساب می آمد.

*آقای قشقاوی در آن دوره که اتفاقات ناخوشایندی در مجلس رخ داد، مثل استعفا دست جمعی، نوشتن نامه به رهبری و تندروی هائی از این قبیل، چه کاری می کرد برای جلوگیری از این فضا؟

پدر دیدگاهی نسبت به نمایندگان جناح اکثریت مجلس داشت. او معتقد بود قاطبه طیف اکثریت انسان های معاند و بدی نیستند، ولی یک هسته ای اینها را هدایت می کند که دارای انحراف است، باید با آنها صحبت شود تا یادآوری بعضی از مسابل باعث روشن شدن فضا شود.

خیلی وقت می گذاشت و با آن دسته که جزو طیف تندروی بدون منطق نبودند، صحبت و نصیحت می کرد. بخشی از دید سیاسی ما حاصل همان دوران است، چون خیلی از جلسات در منزل برگزار می شد و تشریح و تجزیه تحلیل وقایع باعث رشد بینش ما شد.

*چقدر موفق بود در تغییر دادن روش این افراد تندرو؟

خیلی موفق نبود. به هر حال این زحمت باید کشیده می شد. چون هسته هدایت کننده زیاد دنبال منطق سیاسی نبود و بیشتر روی احساس تصمیم می گرفت به نتیجه خاصی نمی رسید. این هسته خیلی دنبال بلند کردن موج و سر و صدا بود و پدر نمی دانست با چه مبنایی باید با آنها صحبت کند.

مبنای دینی، سیاسی، اعتقادی. در هیچ یک از این مبناها جواب درستی نمی گرفت. این خیلی مهم است، مثلا کسی می گوید من مبنای علمی را قبول ندارم ولی مبنای سیاسی را قبول دارم چون مدرک آن را دارم، خوب شما چارچوب بحث را می دانی، ولی واقعا در این آقایان چارچوبی وجود نداشت؛ می دانستیم موجی بیشتر نیست و فرو خواهد نشست. بالاخره مردم متوجه می شوند حرفی برای گفتن وجود ندارد.

*همایش ایرانیان خارج از کشور این چند روز خیلی سروصدا کرده، حداقل به دلیل حواشی که داشت. شروع این اجلاس از کجا بود و این دوره به چه دلیل میهمانان دعوت شدند ؟

این موضوع برای چند وقت اخیر نیست. در سال های گذشته نظام به این نتیجه رسید در مورد ایرانیان خارج از کشور غفلت وجود داشته. این بحث ایرانیان خارج کشور هنوز باز نشده که اینها چه سرمایه عظیمی هستند. من این مساله را از نزدیک در قلب اروپا دیده ام. همیشه غربی ها سعی کرده اند بین هموطنان در خارج از کشور اختلاف بیندازند.

غربی ها می دانند اگر ایرانیان خارج از کشور متحد بشوند کارهای بزرگی را می توانند انجام دهند. ما با دو هدف؛ یکی نشان دادن ظرفیت ها در داخل کشور به حد جلب سرمایه و دیگری اینکه به واسطه این افراد که سفیران واقعی ایران در دیگر کشورها هستند حرف های مشترک خود با هموطنان عزیز زا به دنیا برسانیم، در این موضوع فعالیت خود را شروع کردیم.

به خاطر همین، این اراده شکل گرفت تا ازاین افراد دعوت شود. دبیرخانه شورا در وزارت امور خارجه قرار داشت با روی کارآمدن دولت نهم این دبیرخانه به ریاست جمهوری منتقل شد. سال قبل همایش بود و امسال هم به صورت گسترده و با برنامه تر برگزار شد.

* افرادی بحث هزینه های این اجلاس را مطرح می کنند و آن را غیرضروری می دانند. شما از هزینه های آن اطلاع دارید.

این یکی از نکات جالب است، ما دست اندرکاران هنوز به طور صد در صد نمی دانیم چقدر هزینه صورت گرفته، چون هنوز سرجمع حساب ها انجام نشده، رقم های شگفت انگیزی در روزنامه ها و سایت ها اعلام می شود.

در مورد هزینه ها، دیدگاهی که دوستان مطرح می کنند را قبول ندارم. مثلا یک فرد می خواهد با پنج میلیارد هزینه یک ساختمان را بسازد. شما به او بگویید خوب این پنج میلیارد را هزینه نکن، چون ما کلی فقیر داریم. در حالی که اگر این ساختمان ساخته شود، فرد آن را به قیمت 50 میلیارد می فروشد.

در مورد ایرانیان خارج از کشور هم همین است، اگر هزینه ای هم انجام می دهیم بعدها از ظرفیت این افراد که بخشی از آنها فعالین اقتصادی هم هستند و حدود 60 درصد آنها دکتر و فوق دکترا دارند برای ایران اسلامی استفاده می کنیم. در واقع در اینجا، سرمایه گذاری کرده ایم. البته هزینه ها خیلی کمتر از آمارهای اعلام شده است.

* مسوولیت دعوت از افراد را چه کسی بر عهده داشت: بعضی ها از فرد خاصی اسم می برند؟

تمامی دعوت ها از سوی شورا بود. مکانیزم دعوت ها به این شکل بود ما از چند ماه قبل به نهادهای مربوط مثل وزارت خارجه، دانشگاه ها، وزارتخانه ها و غیره نامه ارسال کردیم و از آنها خواستیم اشخاص مورد نظر خود را به ما معرفی کنند. البته هر نهاد سهمیه مشخصی داشت. هر کسی مشخص بود نهاد معرفی کننده او کجاست.

* آقای هوشنگ امیراحمدی به این مراسم دعوت شده بودند یا نه؟

خیر

* خیلی ها می گویند یکی از افراد مسوول امیراحمدی را دعوت کرده است؟


خیر این طور نیست. شما اگر یک عکس و سند و یا حتی فردی را پیدا کردید که او را در محل همایش دیده باشد به من نشان بدهید. همه افراد حاضر در همایش کارت داشتند آن هم عکس دار. او حتی پایش را هم داخل سالن نگذاشته. فضای بعد از این مراسم منطقی نبود، به نظر شخصی من به دوستانی که دل در گرو انقلاب اسلامی دارند و عمیقا باور دارم وجودشان برای کشور نعمتی بوده و هست، اطلاعات غلط داده شده و ذهنشان را مخدوش کرده اند.



* ایران آمدن امیراحمدی دلیل خاصی داشت؟


بالاخره شما باید حرف خود او یا حرف ما را قبول کنید دیگر. خود او گفته برای کار شخصی به ایران آمده و ما هم می گوییم دعوت نبوده. شما حرف یکی را باید قبول کنید. منظورم از شما کلیه کسانی هستند که سوال و شبهه دارند. اعلام می کنم ایشان یک لحظه هم در هیچ همایشی و جلسه در رابطه با شورای عالی ایرانیان خارج از کشور حضور نداشته. خودش هم گفته برای کار شخصی آمده ام.

*صورت هزینه ها کی مشخص خواهد شد؟

دبیر کل محترم شورا در مصاحبه مطبوعاتی بعد از همایش اعلام کردند به محض مشخص شدن آن را در اختیار رسانه ها قرار خواهند داد.

* برگردیم به ماجرای آقازادگی، چرا باید بعد از سی سال مردم فکر کنند اغلب فرزندان مسوولین رانت خوار هستند؟

من این موضوع را مطلقا سیاه و مطلقا سفید نمی بینم. مردم حق دارند چون بعضی جاها سوء استفاده می شود. جهت اطلاع بگویم چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب هم ندارد. همه به نحوی در این ماجرا سهم دارند ما باید فرزند مسوول را توجیه کنیم که تا کجا می تواند برود و کجا رانت است و کجا نیست هیچ راهی هم جز این وجود ندارد.

* اساتید در دانشگاه به شما کمک خارج از عرف نمی کردند؟

جایی که اینطور رانت ها بسیار کم است، محیط های علمی است. یک استاد معتبر شأن علمی خود را با هیچ چیز عوض نمی کند حداقل من در این چندسال تحصیل چنین چیزی را ندیدم.

* تا به حال خطر قرمز را رد کرده اید؟

شما جزوه ای دارید که در آن خط قرمزها را مشخص کرده باشد؟ اصلا چنین چیزی هست؟ اندیشه من این است ما تا نگوییم خط قرمز کجاست رد کردن یا نکردن آن موضوعیت ندارد. هیچ آقازاده ای را نمی شود متهم کرد. خطر قرمز را رد کرده تا زمانی که این خط را مشخص کنید.

* به نظرتان مشخص نیست؟

به نظر من 20 درصد مشخص است 80 درصد آن مبهم است در حوزه آقازادگی و استفاده آنها از جایگاه پدر عرض می کنم. رانت های نانوشته زیادی داریم مثلا در حوزه سیاست، در حوزه فرهنگ و در حوزه مذهبی، فقط و فقط زمینه اقتصادی نیست. این فرهنگی رانت خواری است.

الان می خواهم یک کشور خارج بروم. وقتی به حوزه مرتبط مراجعه می کنم به من می گویند که فرزند فلان مسوول هستی بگو تماس بگیرند و کارت راه بیفتد، دیگر اینجا آمدن ندارد. این حرف خود فردی است که آنجا نشسته یعنی خود او من را به این شکل راهنمایی می کند. همه اینها به خاطر روشن نشدن تعاریف و خط قرمزهاست.

* چه کسی باید خط قرمزها را مشخص کند؟


قطعا بسیار کم کاری شده، من چون علاقه مند هستم از منظر شرعی به این مسأله نگاه کنم به نظرم متولیان دینی در این زمینه کار نکردند. بحث آقازادگی یک چالش بزرگ است و فقط خیلی زمینه های آن سیاسی است.

* اشخاصی مثل آقای احمدی نژاد و سعید جلیلی در بین مردم هستند و زندگی ساده ای هم دارند فرزندان اینها از پدران خود یاد نمی گیرند، خط قرمزها کجاست؟

ببینید خط قرمز برای مسوول مشخص‌تر است تا برای فرزند او، ولی اینکه ما این بحث را معطل نگه داریم تا آقازاده ها از پدرشان یاد بگیرند، غلط است. باید خودمان سیستم را شفاف کنیم این فرافکنی است، به نظر من آمدیم و پدر یک راه غلطی را رفت، بنابراین باشد پسر همان راه را برود، غلط در غلط می شود. ما فقط در بحث رانت اقتصادی آن هم تا حدودی شاخص داریم.

آیا تولید ثروت توسط آقازاده ها صحیح است یا نه؟ امیرالمومنین هیچ‌گاه دست از تولید ثروت برنداشت، ولی زندگی ساده ای داشت. به عقیده من اینکه نفوذ داشته باشی و ساده زندگی کنی، مهم است وگرنه نداری و ساده زندگی کردن هنر نیست. شما برو تولید ثروت کن، ولی دل بکن، بیا در بین مردم. یک مقدار فضا را تغییر بدهیم

* مرجع تقلید شما کیست؟

ابتدا آقای فاضل بودند. بعد از فوت ایشان هم حضرت آقا

* از فیلتر شکن استفاده می کنید؟

بله زیاد

* نظر فقهی ایشان را می دانید در مورد استفاده از فیلتر شکن؟

خیر تا بحال نپرسیدم

* خب ما این را روی خروجی خبرگزاری قرار دادیم. ایشان استفاده از فیلتر شکن را حرام می دانند.

بسیار خوب.

* امسال نمایشگاه قرآن رفتید؟

امسال نه به دلیل مشکلات کاری اصلا برای خانه رفتن هم وقت کم می آوردم.

* قبل از انتخابات نظر پدر در مورد میرحسین چه بود؟

میرحسن اینقدر در حاشیه و سکوت بود که من و پدر اصلا بحثی در مورد او نداشتیم. در مصاحبه هایی که می کرد، مواضع امروز او را نمی دیدم. من نظرم در مورد میرحسین این است که او صد و هشتاد درجه از مواضع قبلی خود زاویه پیدا کرده است. باور ما این بود به واسطه سابقه تاریخی ایشان دلبسته نظام و رهبری است ولی الان عکس است.

* تابستان ها کار یدی کرده ای؟

 در تابستان کار کرده ام ولی کار یدی یعنی چی؟

* یعنی پشت میز نشینی نباشه؟

من زمانی که در دانشگاه بودم از این کارها زیاد کرده ام مثلا در یک آموزشگاه به کودکان آموزش زبان انگلیسی می دادم .

* لزوما باید آقازاده ها شغل پشت میزنشینی داشته باشند؟ چرا دنبال کار آزاد نمی روند؟


خیلی ها هستند که در کارآزاد فعالیت دارند و حتما نباید این کار آزاد او به قول شما یدی باشد مثل مکانیکی.

* چرا اینقدر زود ارتقاء پیدا می کنند در کارشان؟


یا از رانت استفاده کرده و یا براساس لیاقت بوده است. طبیعتا اگر از نوع اول باشد قابل قبول نیست و اگر از نوع دوم باشد قابل تحسین است.

با تشکر از حضور شما

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
از نجف تا تهران؛ امت حسینی متحد شد / خونخواهی رهبر شهید، دیگر یک شعار نیست
شنیده شدن صدای انفجار در بندرعباس، قشم و سیریک
شنیده‌شدن صدای انفجارهای تایید نشده در برخی مناطق جنوب شرق کشور
شنیده‌شدن صدای انفجارهای تایید نشده در برخی مناطق جنوب شرق کشور
وقوع حادثه دریایی دیگر در نزدیکی عمان
صعود انگلیس به نیمه نهایی
سنتکام از موج جدید تجاوز آمریکا به ایران خبر داد
نساجی قهرمان لیگ یک شد
بازیکن ملی‌پوش به تراکتور پیوست
برگزاری مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب فردا در همه یگان‌های ارتش
قدردانی مومنی از سرپرست وزارت کشور جمهوری عراق
معاون ترامپ به عمان سفر نخواهد کرد
کاپیتان از پرسپولیس جدا شد
پیام پرچم‌های سرخ خون‌خواهی واضح است
با هم به توافق رسیدیم
توافق ایران و عمان برای ادامه رایزنی فنی و سیاسی
آزمون‌های نهایی دانش آموزان از فردا آغاز می‌شود
شرایط خروج بانوان متأهل برای سفر به کربلا اعلام شد
کی تسلیم و تحمیل امکان دارد؟!
دیپلمات ارشد کشورمان در جریان اخبار روز قرار ندارد
خواسته بخش زیادی از مردم، انتقام خون رهبر شهید است
اعضای شورای مرکزی سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی منصوب شدند
کسب مقام نخست تیم ملی المپیاد ریاضی ظرفیت بالای جامعه علمی ایران را به نمایش گذاشت
برنامه سرویس‌های دانشجویی دانشگاه شهیدبهشتی در ایام فرجه امتحانات
ضرورت ساماندهی جذب دانشجویان بین‌الملل و توسعه آموزش‌های آزاد
یک استاد دانشگاه: خودباوری علمی شرط تبدیل دانشگاه به پیشران پیشرفت کشور است
دانشگاه شیکاگو علیه هوش مصنوعی
پارک‌های فناوری سنتی به پارک‌های سرمایه‌سازی تغییر ماموریت می‌دهند/ایجاد حساب سرمایه‌ساز
تفویض بخشی از خدمات صندوق نوآوری به پارک‌های علم و فناوری
شبکه‌سازی انجمن‌های علمی دانشجویی، کلید حل مسائل کشور است
ضرورت ساماندهی جذب دانشجویان بین‌الملل در دانشگاه امیرکبیر
تسهیل اسکان دانشجویان کارشناسی و تمدید مهلت ثبت‌نام خوابگاه تابستان
آغاز انتخاب واحد ترم تابستان دانشگاه پیام نور از ۲۲ تیر
شرایط پذیرش دانشجوی بین‌المللی غیربورسیه در دانشگاه علامه اعلام شد
پیام تبریک معاون علمی برای قهرمانی تیم ملی المپیاد ریاضی ایران در چین
آزمون ارتقاء دستیاران تخصصی دندانپزشکی ۱۹ شهریور برگزار می شود
دعوت‌شدگان مصاحبه دکتری استادمحور دانشگاه تربیت مدرس مشخص شدند
دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی برای زائرین رهبر شهید سنگ تمام گذاشتند / اسکان و اطعام بیش از هزار زائر از هفت استان کشور
برپایی موکب «فدا» توسط فعالان اقتصاد دیجیتال در تشییع رهبر شهید
تعیین زمان امتحانات نهایی و کنکور در اختیار مراجع اجرایی است
اتصال هدفمند نخبگان به نیازهای ملی و صنعتی؛ رویکرد جدید بنیاد ملی نخبگان
برگزاری امتحانات پایان ترم دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد از ۲۰ تیر به‌صورت «حضوری»
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top