لغت
مباهته مصدر باب مفاعله از ماده «بهت» است. در کتب لغت «بهت» با تلفظ مختلف، در دو معنای تحیر و دروغ بستن معنا شده است. لسان العرب مینویسد:«وبَهَتَ فلانٌ فلاناً إِذا کَذَب علیه، وبَهِتَ وبُهِتَ إِذا تَحَیَّر...والبُهْتُ والبَهِیتَةُ: الکَذِبُ...والبَهْتُ الانقطاعُ والحَیْرَة.» بُهْت به ضم باء و سکون هاء به معنای دروغ بستن و بَهْت به فتح باء و سکون هاء به معنای تحیر و شگفتی است. صحاح اللغه نیز این تفکیک را دارد. «بَهَتَهُ بَهْتاً وبَهَتاً وبُهْتاناً، فهو بَهَّاتٌ، أی قال علیه ما لم یفعله، فهو مَبْهوتٌ...وبَهِتَ الرجل، بالکسر، إذا دَهِشَ وتَحیَّرَ.» مقاییس اللغة همه را دارای اصل واحدی می داند و به معنای تحیر برمیگرداند.
مستندات
مبحث مباهته در فقه ذیل عنوانهای غیبت، سب المؤمن بحث میشود. مستند مباهته روایتی است که از پیامبر اسلام نقل شده است.
«محمد، عن محمد بن الحسین، عن البزنطی، عن داود بن سرحان، عن أبی عبدالله علیه السلام، «محمد، عن محمد بن الحسین، عن البزنطی، عن داود بن سرحان، عن أبی عبدالله علیه السلام، قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
إذا رَأَیتُم أهلَ الرَّیبِ وَ البِدَعِ مِن بَعدی ، فَأَظهِرُوا البَراءَةَ مِنهُم وَ أَکثِروا مِن سَبِّهِم وَ القَولِ فیهِم وَ الوَقیعَةِ وَ باهِتوهُم کَی لا یطمَعوا فِی الفَسادِ فِی الإِسلامِ وَ یحذَرَهُمُ النّاسُ وَ لا یتَعَلَّمونَ مِن بِدَعِهِم، یکتُبِ اللّهُ لَکُم بِذلِکَ الحَسَناتِ وَ یرفَع لَکُم بِهِ الدَّرَجاتِ فِی الآخِرَةِ.
پس از من، هر گاه شکّاکان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان ناسزا گویید و در بارهشان بدگویی و افشاگری کنید و آنان را مبهوت [و محکوم ] سازید تا به تباه کردن اسلام، طمع نکنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعتهایشان چیزی نیاموزند. برای این کار، خداوند برایتان ثوابها مینویسد و در آخرت بر درجات شما میافزاید.
تفسیر نخست از روایت: برخی از فقها دلالت این حدیث را بر جواز بهتان زدن به اهل بدعت، پذیرفتهاندشیخ انصاری در توضیح این حدیث می نویسد:
[جمله «باهِتُوهُم» که در حدیث فوق آمده،] به این معناست که: آنان را متّهم کنید و به ایشان گمان بد برید، به چیزی که متّهم کردن مؤمن به آن، حرام است. مثلاً گفته شود که: شاید زناکار باشد یا دزد باشد و امثال اینها و بالاتر از اینها که در آن مبالغه نباشد و احتمال دارد که آن [جمله] را بر ظاهرش ابقا کرد، یعنی این که به خاطر مصلحت، دروغ بستن بر آنها جایز باشد؛ زیرا مصلحت دور کردن و رماندن مردم از این گونه افراد، قویتر از مفسده دروغ است.
تفسیر دوم: علامه مجلسی در توضیح حدیثِ یاد شده، میگوید:
ظاهرا مراد از «مباهته» ، محکوم کردن آنها با دلایل قاطع است، به طوری که حیران بمانند و از عهده پاسخ بر نیایند، چنان که خدای متعال میفرماید: «فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ»«پس آن کس که کفر ورزیده بود، مبهوت ماند». احتمال هم دارد که به معنای بهتان زدن مصلحتی باشد؛ زیرا بیشتر مردم، بسیاری از بدی ها و معایب را حسن و خوبی می شمارند، بویژه عقاید باطل را. وجه اوّل، ظهور بیشتری دارد. جوهری میگوید: «بَهَتَهُ بَهْتا» یعنی: او را غافلگیر کرد.
نقد تفسیر نخست
به نظر میرسد که مقصود از «باهتوهم» در حدیث یاد شده، تجویز نسبت دادن کار خلافی که اهل بدعت انجام ندادهاند، به آنها نیست؛ زیرا این گونه رفتار، نه تنها به زیان آنها نباشد بلکه با تلاش آنها برای اثبات بی گناهی خود و روشن شدن واقع برای مردم، وسیلهای است برای مظلوم نمایی بدعتگزاران و بی اعتبار جلوه دادن سخن منتقدان، که در نهایت به سود آنان تمام خواهد شد. بنابراین، در باره جمله یاد شده، یا باید معنای نخست علّامه مجلسی را پذیرفت و یا میتوان گفت که مقصود از این بهتان، بهتان اصطلاحی است، نه بهتان لغوی؛ یعنی در مواردی که غیبت اهل ایمان، بهتان محسوب میشود، در باره بدعتگذاران ، حکم بهتان را ندارد؛ بلکه به منظور مبارزه با بدعت، اظهار خلافکاریهای آنان، لازم است.
دیدگاه فقها
جواز بهتان به اهل بدعت
سید ابوالقاسم خویی در ذیل مبحث هجاء المؤمن، هجاء مخالفین و مبدعین در دین را جایز میشمرد.سپس این پرسش را مطرح میکند که آیا هجوشان به امری که متصف به آن نیستند و کاذب است، جایز است یا نه؟ خویی اگرچه به دلیل حرمت کذب، تهمت و دروغ بستن به آنان را نیز حرام میشمرد، اما در صورت وجود مصلحت ملزمه، بهتان و تحقیر و دروغ بستن را جایز می داند؛ روشن شدن هویت بدعتگذاران برای ضعفای مومنین و جلوگیری از فریب خوردن مؤمنان، مصلحت بهتان و دروغ بستن است.
سید محمدرضا گلپایگانی نیز «باهتوهم» را دلیل بر جواز بهتان دانسته است. گلپایگانی دلیل جواز کذب در این مسأله را مصلحت نفی اعتبار بدعتگذار و بی آبرو کردن وی در میان مردم دانسته است تا مردم به سوی آنان متمایل نشوند.
مقرر درس گلپایگانی، در پاورقی با ذکر دیدگاه مجلسی و صاحب ریاض به نظر استاد خود اعتراض میکند.
عدم جواز
فیض کاشانی «باهتوهم» را به معنی سخن قاطع و محکم گفتن میدانست که: با آنان چنان سخن بگوئید که ساکت شوند و حرفی برای گفتن نداشته باشند: أی: «جادلوهم و اسکتوهم و اقطعوا الکلام علیهم»
ملاصالح مازندرانی در شرح بر اصول کافی، روایت را همین گونه معنی می کند و توضیح می دهد که «بهت» به معنای «تحیّر» است، پس معنی روایت چنین می شود که با «حجت قاطع» و دلیل محکم، راه ها را به روی بدعت گذاران ببندید تا آنها مبهوت شوند.
علامه مجلسی «بهتان» برای مصلحت دین را، احتمال مرجوح میشمارد: «الظاهر أن المراد بالمباهته الزامهم بالحجج القاطعه و جعلهم متحیّرین لایحیّرون جوابا»، مجلسی در برخی از رساله های فارسی خود هم، روایت را چنین ترجمه کرده است: «بر ایشان حجت را تمام کنید تا ایشان طغیان نکنند در فساد کردن دین اسلام.»



