به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی چراغ زاده در نوشتار به حاشیه نگاری اولین روز اکران های جشنواره های مردمی فیلم عمار پرداخته است که در ادامه خواهید خواند.
در آن چند ساعتی که در سینما فلسطین بودم اگر فیلم کوتاه و داستانی «مداد رنگی» را نمی دیدم، شاید انگیزه ای برای نوشتن نداشتم.
نزدیک اذان ظهر بود که با محسن اسلام زاده صحبت می کردم، بحث به جشنواره عمار رسید و آثاری که به جشنواره ارسال کرده، در آخر هم گفت امروز ساعت 13 قرار است مستند اتاق جنگ اکران شود و توصیه کرد آن را از دست ندهم، با عجله برخی کارهای نیمه کاره را انجام دادم و خودم را به سالن شماره 1 سینما فلسطین رساندم، کمی دیر رسیده بودم و فیلم شروع شده بود.
فیلم «اتاق جنگ» هرچند به باز خوانی اتفاقات سیاسی و استراتژیک جنگ پرداخته بود اما به نظر می رسید حرف و تحلیل جدید یا زاویه دید متمایزی نسبت به دیگر آثار دفاع مقدس نداشت و همان حرف های همیشگی را در باره جنگ و مسائل آن تکرار می کرد.
«اتاق جنگ» تمام شد، و وقتی به لابی سینما برگشتم رفته رفته بر تعداد جمعیت افزوده می شد، جمعیتی غالبا جوان، با سیمایی متین و موقر که اغلب یا اثر به جشنواره ارسال کرده بودند و یا از اهالی فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی بودند.
یکی از ویژگی های جشنواره عمار این است که اهالی فرهنگ و هنر انقلاب را ولو یکبار درسال گرد هم جمع می کند و دیدار ها تازه می شود، من نیز از این قائده مستثنی نبودم و بعد از ماه ها یکی از دوستان خوش ذوق و هنرمند را ملاقات کردم و ساعتی به گفتگو و دردل پرداختیم و جشنواره عمار را به خاطر این ویژگی ستودیم.
در سانس های بعد و بعد از دیدن چند نماهنگ و انیمیشن نسبتا خوب و جالب نوبت به اکران فیلم داستانی «مداد رنگی» رسید، شاید ابتدا وقتی متوجه شدم فیلم به زبان آذری ست و زیر نویس دارد، فکر نمی کردم اینگونه جذب فیلم شوم.
نه تنها من که شاید کمتر کسی فکر می کرد 16 دقیقه فیلم، با بازیگرانی محلی، در یک روستا که گویا از مناطق محروم محسوب می شود، کارگردانی که خودش هم می گوید فارسی صحبت کردن برایش کمی سخت است و لحجه ی شیرین آذری از صحبت هایش می بارد، بتواند اینگونه مخاطبین را مجذوب خود کند.

شاید اگر بخواهیم فیلم را از لحاظ فرمی محض و به نوعی با نگاه سکولاریسم سینمایی مورد بررسی قرار دهیم دارای ضعف های متعددی باشد، اما از محتوای زیبای آن نمی توان گذشت، «مداد رنگی» دقیقا همان گمشده ی دنیای خاکستری دوران ما است، و دوکودک که محور این فیلم هستند درسی را به مخاطبین می دهند که شاید در کمتر فیلم میلیاردی بتوان نمونه آن را یافت.
نمی دانم اگر روز اول جشنواره، فیلم مداد رنگی را نمی دیدم رغبتی برای ادامه ی حضور در جشنواره عمار را داشتم یانه؟ ولی این را می دانم بعد از دیدن ین فیلم اکنون منتظر آغاز اکران های روز دوم جشنواره هستم وبه امید دیدن مداد رنگی های بیشتر به تماشای فیلم های جشنواره خواهم نشست.
اما در کنار نقاط قوت جشنواره فیلم عمار که از جمله آن می توان به معرفی و تربیت هنرمندان انقلابی و جوان اشاره کرد، که شاید اگر این موقعیت ایجاد نمی شد در فضای فرهنگی که دولت های مختلف ایجاده کرده اند فرصتی برای به نمایش گذاشتن توانایی هایشان نداشتند، باید به برخی نقاط ضعف جشنواره نیز پرداخت.
یکی از نقاط ضعف مهم جشنواره، حوزه رسانه ای و پوشش آن می باشد، این ضعف بخاطر آن است که مسئولین عمار در طول این پنج دوره سیستم رسانه ای سازمان یافته و خبره ای تشکیل نداده اند تا علاوه بر ارتباط مستمر ومفید با رسانه از نیازمندی رسانه ها مطلع باشند و محتوای مورد نیاز رسانه ها را به موقع تولید کنند.
این ضعف از آن رو به چشم می آید که جشنواره مردمی عمار با آن همه پتانسیل قطعا ظرفیت رسانه ای و پوششی چندین برابر موقعیت رسانه ای کنونی دارد.
اما همانطور که جشنواره هر دروه از دوره قبل بهتر و پر محتوا تر و همچنین از لحاظ فرمی پیشرفت چمشگیرتری پیدا می کند، امید آن می رود که از لحاظ پوشش رسانه ای نیز بهتر شود و به سوژه داغ رسانه ای تبدیل شود.



