به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ فیلم «دو» با ورود و اصرار پری (مهتاب نصیرپور) به عنوان مستخدم به خانه بهمن (پرستویی) آغاز میشود. در این میان بهمن که ظاهراً قصد سفر همیشگی به کشور دیگری را دارد در پی فروش وسایل خانه و املاک خود در ایران است. پری بدون توجه به مسافر بودن بهمن، سعی دارد فضای خانه را تمیز و پاکیزه کند، او که درگیر برخی ناملایمات و سختیهای خانوادگی است سعی دارد تا با کارکردن امرار معاش کند.
نقد محمدحسین نیرومند درباره فیلم «دو» را در ذیل می خوانید::
اول مدعو ویژه) هنگامی که سخنرانی آقای دکتر علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درآیین گشایش سیوسومین جشنواره فیلم فجر نزدیک به چهل دقیقه به درازا کشید، مشخص بود که این وزارتخانه برای سینما حساب جداگانهای باز کرده است. با آغاز اکران فیلمهای جشنواره و تقدیر تشکرهای ویژه درج شده از این وزارتخانه در پایانبندی فیلم ها معلوم شد که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی یکی از محورهای فعالیت فرهنگی خود را توجه به تولید فیلم در سال جاری قرار داده است. گرچه ظاهراً این ورود را باید امری پسندیده برای رونق یافتن تولید فیلم در ایران تلقی کرد اما باید دانست که شرط ورود به این عرصه بی شک شناخت کافی از پیچیدگی های تولید فیلم در ایران است.
یکی از فیلمهایی که به نظر میرسد با حمایت این وزارتخانه تولید شده است یا حداقل تشکر ویژه از وزیر کار در تیتراژ پایانی فیلم چنین احساسی را در مخاطب بوجود میآورد، فیلم «دو» به کارگردانی خانم سهیلا گلستانی است. اولین تجربه سینمایی او بر اساس داستان کوتاهی به نام «کفشهای خدمتکار» از مالامود نویسنده مشهور آمریکایی برنده جایزه ملی کتاب آمریکا و پولیتزر اقتباس شده است.
دوم خلاصه فیلم) «فیلم دو با ورود و اصرار پری (مهتاب نصیرپور) به عنوان مستخدم به خانه بهمن (پرستویی) آغاز میشود. در این میان بهمن که ظاهراً قصد سفر همیشگی به کشور دیگری را دارد در پی فروش وسایل خانه و املاک خود در ایران است. پری بدون توجه به مسافر بودن بهمن، سعی دارد فضای خانه را تمیز و پاکیزه کند، او که درگیر برخی ناملایمات و سختیهای خانوادگی است سعی دارد تا با کار کردن امرار معاش کند.
با به پایان رسیدن فروش وسایل خانه و اشتباهات ریز و درشتی که از سوی پری انجام میشود، بهمن که دیگر کاری ندارد و به زودی برای همیشه از ایران میرود، پری را از کار اخراج میکند. (تصاویری چون اخراج پری در فیلم نشان داده نمیشود از مابقی داستان کم کم مخاطب متوجه میشود که ظاهراً پری اخراج شده است.)
در بخشی از فیلم نشان داده میشود که سمانه – دختری که شبها کنار پری میماند و نسبتش با وی مشخص نیست- به قصد گرفتن دستمزد آخرین روزهای کار پری به خانه بهمن میرود. بهمن که در بخشی از فیلم سمانه و پری را بر سر وسایل و البسه همسرش دیده است، از او میخواهد که به پری بگوید که خود برای طلبش مراجعه کند و یا با برقراری تماس با پری، او را از دادن حقوقش به سمانه مطمئن کند. در این قسمت از فیلم سمانه بهمن را تهدید به بیآبرویی او میکند. در صحنه بعدی، بهمن دستمزد پری را به سمت سمانه پرت میکند و او را که مدعی است حقوق پرداختی او به پری بیشتر از این است، از خانه بیرون میکند.

بخش بعدی فیلم در رستورانی است که پری و سمانه در آنجا با هم ملاقات میکنند. سمانه پولی را که از بهمن گرفته به پری تحویل میدهد، پری به او شک میکند و به زور سمانه را به دستشویی رستوران میبرد و با خالی کردن کیفش متوجه میشود که علاوه بر دستمزد، مقدار زیادی پول و طلا در کیف سمانه است که ظاهراً از خانه بهمن دزدیده شده است. با اصرار و مقاومت پری مشخص میشود که سمانه بهمن را هل داده و به جای کمک، پولهایش را برداشته و از آنجا فرار کرده است.
در صحنههای پایانی پری به خانه بهمن برمیگردد و هرآنچه که از آن خانه برداشته شده را در جعبه کفشی میگذارد و شروع به تمیز کردن خانه میکند. درهای خانه بدون اینکه کسی بفهد که پری در خانه است قفل میشود و پری که مشغول کار خانه است در حین نصب پرده به ناگاه و بی دلیل از روی چهارپایه به زمین میافتد. سپس بدون اینکه صحنهای مبنی بر تایید و یا رد سخنان سمانه مشاهده شود بهمن به خانهاش باز میگردد و در پایان، فیلم بدون هیچ عکسالعمل، اتفاق، نتیجه و سرانجام به پایان میرسد و تماشاگران با انبوهی از ابهام و سر در گمی و البته نارضایتی و حتی عصبانیت از وقتی که هدر دادهاند، از سالن بیرون میآیند.»
سوم فیلمهای پردهای) خلاصه فیلم فوق را نگارنده از متن یکی از منتقدان سینمایی کپی پیست کرده است. نشانههایی که کارگردان حداقل در نیم ساعت انتهایی فیلم به آن تاکید میورزد، بیان دیگری را مینمایاند. اتفاقاً در این دقایق فیلم چندان بدون نتیجه و سرانجام هم نیست. نشانههای نمایهای همچون لکه خون بر روی پیراهن بهمن و ملحفهی و لکهی خون روی زمین و نیز نشانهی نمادین همچون تاکید بر پردهای که پری نمیتواند آن را نصب کند و سقوط میکند- همانند نصب پرده قبل از خودکشی عروس در فیلم خانه دختر- در فیلم نشان از واقعیت تلخ دیگری دارد. سمانه دختر نوجوان مورد تجاوز بهمن مرد میانسال قرار گرفته است.
کارگردان نود دقیقه آسمان ریسمان میکند. مخاطبش را گیج و سردر گم نگه میدارد تا به مدد نشانهها، چنین واقعهای که نشان دادن بیپردهی صحنههای آن در سینمای ایران قابل بازسازی نیست را در ذهن مخاطبش بازنمایی کند. متاسفانه رد پای اینگونه فیلمسازی در برخی از فیلمهای دیگر جشنواره امسال نیز دیده میشود. با پوزش از خواننده متن حاضر، نگارنده اینگونه فیلمها را «فیلمهای پردهای» سینمای ایران! نامگذاری میکند.
با این مقدمه باید گفت چندان برازنده نیست مسئولین فرهنگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نام وزیر محترم وزارتخانهشان را خرج فیلمهای پردهای اینچنینی نمایند.



