به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مذاکرات هسته ای به مراحل حساس خود رسیده است. برخی از تلاش آمریکا برای اجبار ایران به امضای توافق دومرحله ای خبر داده اند. توافقی که گویا تلویحا و از سوی برخی از مسئولین مذاکرات در ایران هم با عنوان «تفاهم سیاسی» پذیرفته شده است و البته اصلا به نفع ایران نیست.
اولا آمریکا به دنبال امتیازاتی است که در یک مرحله به دست نمی آید و برای همین دومرحله ای شدن توافق یک حربه تاکتیکی برای فشار بیشتر است. از سویی رفتن مستقیم سراغ جزییات توافق را با شکست مواجه می کند و این مسئله در شرایطی که هردو طرف حتی از لحاظ روانشناسی اجتماعی به «خبر» رسیدن به توافق نیازمندند، شرایط را پیچیده می کند.
رسیدن به توافق زمانی از اهمیت لازم برخوردار است که موجب برداشته شدن همه تحریم ها شود و شفافیت متن توافق اجازه تفسیر و تاویل های مختلف از آن را ندهد. چرا که در غیر اینصورت کشور از چاله «تحریم» به چاه «توافق بد» می افتد و باید در طول مدتی چند ساله که معلوم نیست، چند دوره ریاست جمهوری طول بکشد، مذاکرات ادامه پیدا کند. مذاکراتی که از سوی برخی از رسانه های امریکایی تا همینجا طولانی ترین پرونده سیاسی قرن لقب گرفته است.
حالا فرض کنیم اصلا توافقی درکار نباشد و یا توافق خوبی نشود. پاسخ به این سوال که آیا در شرایط «عدم توافق خوب» کشور می تواند روی پای خودش بایستد یا نه را باید کارشناسانی بدهند که از ظرفیت های داخلی خبر دارند.
در این میان اگرچه توصیه های کلی و قابل اهمیتی برای رهایی از وابستگی به نفت و قدرت گرفتن صنعت هسته ای و نانوفناوری و توسعه پزشکی و سلامت و ... وجود دارد که می تواند با تکیه بر نیروی درونی در شرایط «بدون توافق خوب» هم کشور را اداره کند، اما پیشرفتهایی که در عمل اتفاق می افتد جزء ناچیزی از همه این پیشنهادها و توصیه هاست.
در هر جلسه ای در میان مدیران و اساتید علمی که می نشینیم از راهکارهای فراوان برای توسعه حوزه مربوطه به خود ارائه می دهند، اما در نهایت که سوال می کنیم چرا هیچ اتفاقی نمی افتد، همگی با هم و با گام بالای صدا می گویند:«نمی دانیم».
اینجاست که لطیفه برره کارساز می شود؛ از همه چیز خبر داریم اما دقیقا و برنامه ریزی شده نمی دانیم چه کار می خواهیم بکنیم. البته در بسیاری از موارد هم مسئولین امر، داخل را جدی نمی گیرند. باور اینکه اصلا مگر ما می توانیم کاری بکنیم که پیشرفت کشور را حاصل شود، در بسیاری از مسئولین نهادینه شده است.
شاید حالا و در شرایطی که حتی ظریف هم به منتقدان توافق پیوسته است و از زیاده خواهی های آمریکا می گوید، فرصت مناسبی برای این باشد که به راهکارهایی فکر کنیم که «ایران بدون توافقِ بد» را اداره خواهد کرد.



