حسن روحانی که با توجه به سابقه روشنش در تعلیق برنامه های هسته ای کشور در دهه هشتاد، از وجهه مثبتی در میان اکثریت مردم برخوردار نبود، با مدیریت احساسی فضای مناظره های ریاست جمهوری و تاکید بر حقوقدان بودن خود توانست در فضای اختلافی ایجاد شده بین جلیلی و ولایتی، بدون توضیح روشنی در دفاع از سیاست تعلیق هسته ای در دهه هشتاد، با رایی شکننده بر منصب ریاست جمهوری یازدهمین دولت جمهوری اسلامی تکیه بزند.
از ابتدای بر سر کار آمدن دولت حسن روحانی، نگرانی های مجدد دلسوزان حرکت علمی کشور در زمینه هسته ای نیز دوباره شروع شد. از ابتدا برای کارشناسان امر، واضح بود که ریاست مسئول اصلی تعلیق هسته ای کشور بر دولت جمهوری اسلامی، حاوی پیام های خوبی برای آینده این دانش ارزشمند نخواهد بود.
روحانی اما اکنون صنعتی را تحویل می گرفت که نه تنها تعلیق مصوب او از آن برداشته شده بود، که گام های بسیار بلندی نیز در راستای تولید دانش بومی و ملی مربوط به آن در داخل کشور برداشته شده بود. اگرچه اینها همه چندان هم مجانی و بدون هزینه به دست نیامده بود و دشمن در این سال ها در جهت کند کردن حرکت علمی کشور، حتی به ترور برجسته ترین دانشمند صنعت هسته ای کشور مبادرت کرده بود.
حسن روحانی که زمانی پلمپ تاسیسات هسته ای کشور را به تصویب رسانده بود، در رقابت های انتخاباتی اما اینچنین موضع شفافی نداشت! روحانی برای توجیه سازی پذیرش مجدد سیاست تعلیق صنعت هسته ای کشور، این بار حرفهای جدیدی بر زبان راند. او که از مشکلات اقتصادی مردم آگاه بود، از همان تبلیغات انتخاباتی، معیشت مردم را به چرخ سانتریفیوژهای از تعلیق درآمده گره زد.
روحانی که در تمام طول تبلیغات انتخاباتی به کلی گویی بسنده کرده بود، در مورد سانتریفیوژها جمله ای کلیدی اختراع کرد. او گفت: باید چرخ سانتریفیوژها بچرخد، ولی چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد.
تاکید مجدد حسن روحانی بر دوباره طی کردن راهی طی شده -که یک بار به تعلیق فعالیت های هسته ای کشور ختم شده بود- و گره زدن این مسئله با تمامی مسائل اقتصادی و سیاسی داخل کشور، البته با موضع گیری رهبر انقلاب از ابتدای دولت یازدهم مواجه شد. رهبر انقلاب در مواجهه با این رفتار دولت، و برای جلوگیری از سوء برداشت مذاکره کنندگان دولت یازدهم از موافقت ایشان با طی کردن راهی تکراری، از ابتدای دولت، تعبیر "نرمش قهرمانانه" را به عنوان سیاست کلی نظام در این زمینه مطرح کردند.
روند پیشرفت مذاکرات هسته ای در دولت حسن روحانی اما به گونه ای بود که هیچ گاه ابهامات موجود در کلی گویی های روحانی در جریان مبارزات تبلیغاتی اش، به صورت واضح برای مردم بیان نشد. دولت از طرفی اعلام می کرد نمی خواهد به غرب باج بدهد، و از طرفی از انتشار محتوای مذاکرات هسته ای برای افکار عمومی اجتناب می کرد. روند مذاکرات هسته ای همانگونه که با توجه به پیشینه حسن روحانی از آن انتظار می رفت، هیچ نشانی از قهرمانی نداشت!
نرمش تیم مذاکره کننده دولت یازدهم در برابر گستاخی های مکرر طرفهای غربی به تدریج افکار عمومی کشور را به این نتیجه رساند که تیم مذاکره کننده به دنبال آن است تا توافق هسته ای را با هر شرایطی رقم بزند. در حالی وزارت خارجه از قرار دادن متن توافق ژنو در اختیار رسانه ها امتناع ورزید، مقامات آمریکایی متنی را در اختیار رسانه ها قرار دادند که با واکنش طرف ایرانی مواجه شد!
اختلافات و برداشتهای متفاوت به همین محدود نشد. در حالی که وزیر امور خارجه آمریکا در کنفرانس خبری که بلافاصله بعد از امضای توافق ژنو برگزار کرد، مدعی شد در این توافق، حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته نشده است، روحانی توافق ژنو را به معنای زانو زدن دولت های استکباری در برابر ایران! دانست و انعقاد آن را به رهبر انقلاب تبریک گفت!
با اینکه پس از گذشت دو سال از تشکیل دولت روحانی هنوز هم هیچ کس(حتی نمایندگان مجلس) از محتوای دقیق مذاکرات دولت یازدهم و دولتهای غربی باخبر نیست، به نظر می رسد دولت به جای گوش دادن به انتقادات مشفقانه مردم، کارشناسان و رهبر معظم انقلاب، جبهه ی جدیدی از مفهوم سازی و بازی دیپلماتیک با مردم! را آغاز کرده است.
اگرچه تفاوت برداشت های سه گانه عموم مردم، تیم مذاکره کننده و طرفهای غربی از مذاکرات و توافق ژنو، تحریم چندین و چند باره افراد و شرکت های ایرانی را در سایه سکوت سنگین تیم مذاکره کننده ایرانی در یک سال اخیر و پس از انعقاد توافق ژنو! در پی داشته است، حالا ذهن تمامی طرف ها(بخوانید تنها ملت ایران!) بار دیگر باید درگیر حل مسئله ای به نام تفاوتهای ماهوی توافق و تفاهم باشد!
این مسئله از آنجا مطرح شد که رهبر معظم انقلاب در روز 19 بهمن ماه سال جاری در دیدار همافران نیروی هوایی با اشاره به مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 فرمودند: " این حرفی هم که حالا انسان میشنود که میگویند که «در یک برههای دربارهی اصول کلّی توافق کنیم، بعد دربارهی جزئیات»، این را هم بنده نمیپسندم؛ این را من نمیپسندم. با تجربهای که از رفتارهای طرف مقابل داریم، احساس میکنم که این وسیلهای خواهد شد برای بهانهگیریهای پیدرپی بر سر جزئیات. اگر توافق می کنند، جزئیات و کلّیات و همه را در یکجلسهی واحد تمام بکنند، امضا کنند. اینکه کّلیات را جداگانه توافق کنند، و بعد بر اساس آن کلّیات - که یکچیزهای مبهمی است، تفسیرپذیر است، تحلیلپذیر است - بروند سراغ جزئیات، نه، این منطقی نیست. همهی آنچه هم قرارداد بسته میشود بین مسئولین ما و بین طرف مقابل، باید روشن، واضح، غیر قابل تفسیر و تأویل باشد. اینجور نباشد که طرف مقابل - که با دبّهکردن و چکوچانه زدن، کار خود را پیش میبرد - بتواند باز سر قضایای گوناگون، بهانهگیری کند، دبّه در بیاورد، کارها را مشکل بکند."
پس از این بود که مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه در اولین نشست هفتگی خود با خبرنگاران، به جای تصحیح سیاست اشتباه توافق دومرحله ای، ترجیح داد با مفهوم سازی مبتکرانه! و کاملاً دیپلماتیک، از تفاوت های تفاهم و توافق برای خبرنگاران حرف بزند.
وی در همین زمینه گفت:" مذاکره کنندگان برای اینکه بتوانند روی جزییات بحث کنند، ابتدا نیازمند این هستند که یک تفاهم سیاسی را داشته باشند. این تفاهم سیاسی برای برخی داشت به منزله توافق سیاسی شکل میگرفت که یعنی توافق در یک مرحله و بند دوم توافق پایان ژوئن. ما تأکید کردیم اینها همه تفاهم هست و ما یک توافق را در مذاکرات خواهیم داشت."
متاسفانه به نظر می رسد علیرغم هشدار دقیق و عمیق رهبر معظم انقلاب، دولت روحانی و تیم مذاکره کننده بر پیمودن راه خود به هر لطایف الحیلی اصرار دارد. حال آنکه دولت باید متوجه باشد که اختیار مذاکره در مورد صنعت هسته ای کشور، از کیسه خلیفه به او بخشیده نشده است تا علاوه بر پنهان کردن محتوای مذاکرات حتی از نمایندگان مردم در مجلس، به تذکرات رهبر فرزانه انقلاب نیز بی توجه باشد. بلکه اختیار مذاکره در موضوعی که ملت با هزینه فراوان و تقدیم شهدایی عزیز آن را به دست آورده است، تنها به صورت امانتی موقت به دولتمردان سپرده شده است.
به نظر می رسد دولت بر پوشیدن مجدد کلاه گشاد توافق ژنو بر سر ملت ایران اصراری تمام نشدنی دارد. محمد حسن آصفری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در همین زمینه می گوید: ما اعتقاد داریم نباید یکبار دیگر اجازه دهیم به اسم تفاهم از جمهوری اسلامی کلاهبرداری شود، ما اولین توافق را با طرف غربی داشتهایم و این دومین توافق و برای رسیدن به توافق نهایی است و لذا آن توافق در یکسال گذشته انجام شده و اگر بخواهیم مجدد توافقی در چارچوب تفاهم داشته باشیم، مطمئنا یک نوع کلاهبرداری و سیاسی کاری است که جمهوری اسلامی باید نسبت به آن هوشیار باشد.
در حالی که حسن روحانی خود نیز پیش از این درس کربلا را برای اولین بار در طول 1400 سال گذشته!، درس مذاکره و تعامل معنا کرده بود، اکنون نوبت سخنگوی دستگاه دیپلماسی دولت است تا مفهومی جدید از واژه تفاهم را برای اولین بار برای مردم دیکته کند. جالب آنکه تمامی واژه سازی های جدید دولت به صورت کاملاً اتفاقی در راستای تئوریزه کردن نرمش در برابر دولتهای استکباری غربی بوده است!
روحانی پیش از این نیز با ابداع واژه های بی سواد، بی شناسنامه، هوچی باز، عصر حجری، تازه انقلابی شده، تازه به دوران رسیده، لرزان، عقب مانده، متوهم، مستضعف فکری، دنیا ندیده، جیب بر! و ... به جنگ منتقدان پیگیری مجدد سیاست های تعلیق هسته ایِ دهه هشتادیِ خود رفته بود. با تاملی کوتاه در معنای واژه های مورد استفاده روحانی و همکارانش در نزدیک به دو سال گذشته، می توان به این نتیجه رسید که گویا روحانی و دولتش در دنیایی متفاوت از دنیای ملت ایران روزگار می گذرانند.
در دنیای روحانی و دولتش، باراک اوباما مودب و باهوش است و درس کربلا، به جای ایستادگی در برابر ظلم، مساوی مذاکره و تعامل معنا می شود! تعداد زیادی از نخبگان جامعه که منتقد سیاست های دولت هستند، بی شناسنامه و بزدل هستند ولی روحانی و دولتش شناسنامه های اصیل داشته و بسیار شجاع! هستند. طبیعتاً دنیای متفاوت، لغت نامه و دایره المعارف جدا نیز خواهد داشت. به همین دلیل، افخم تفاهم را متفاوت از توافق می داند. عجیب تر آنکه لغت نامه دولت حتی با لغت نامه دوستان غربی طرف مذاکره اش نیز متفاوت است! همین تفاوت ها باعث برداشت هایی با تفاوت 180 درجه ای آنها از متن مکتوب توافق ژنو شده است!
با این همه به نظر می رسد دنیای خیالی روحانی و دوستانش در دولت یازدهم همراه با لغت نامه های متفاوتش، نخواهد توانست مطالبات واقعی ملت ایران را در دنیای واقعی برآورده نماید. روحانی و دوستانش در هر صورت با سرعت هرچه تمام تر به سمت همان توافق خیالی خودشان در حرکت هستند و آنگونه که پیداست، در این راه از بی شناسنامه خواندن تمام ملت ایران نیز ابایی نخواهند داشت. با این همه باید گفت حال که روحانی در سرزمین عجایب قدم می زند، خدا عاقبت ما و صنعت هسته ای کشور را در دنیای واقعی به خیر کند!



