بر آنیم تا با بازخوانی دیدگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و آیت الله خامنه ای در مورد نقش و جایگاه مردم در هندسه ی نظام جمهوری اسلامی، به واکاوی علل فاصله گیری دولت ها از این دیدگاه بپردازیم.
خبرنامه دانشجویان ایران: کامران حاجی حسنی// بیانات رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سال 94، نکات درخور توجهی را با خود به همراه داشت. ایشان با تاکید بر لزوم همدلی و همزبانی دولت و ملت برای تحقق آرزوهای ملی و غلبه بر چالش های اقتصادی پیش رو، در بیانی انذارگونه خطاب به دولت، فرمودند: "دولت، کارگزار ملت، و ملت کارفرمای دولت است". این بیان صریح رهبر انقلاب در مورد شان و جایگاه مردم در نظام اسلامی، اگرچه مسبوق به سابقه است و دارای جایگاهی ویژه در اندیشه سیاسی امام(ره) و آیت الله خامنه ای می باشد، ولیکن بیان آن در پیام ابتدایی سال 94 حاوی نکات قابل توجهی برای دولتمردان خواهد بود.
در این نوشتار، بر آنیم تا با بازخوانی دیدگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی و آیت الله خامنه ای در مورد نقش و جایگاه مردم در هندسه ی نظام جمهوری اسلامی، به واکاوی علل فاصله گیری دولت ها از این دیدگاه بپردازیم. مرور سیره سیاسی رهبران انقلاب اسلامی حاکی از اعتقاد عمیق آنها به نقش مردم است. آنچنان که رهبر معظم انقلاب در گفتاری، سه باور اصلی موجود در شخصیت امام را که باعث پیروزی های پی در پی انقلاب اسلامی شد را، باور به خدا، باور به مردم و باور به خود می دانند.
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که با دست خالی، بزرگترین انقلاب قرن بیستم جهان را هدایت و به پیروزی رساند، معتقد بود که میزان، خود مردم و آرای آنهاست: «میزان شما هستید... دکتر مصدق هم وقتی که مطلبی پیش آمد که من حالا یادم نیست، آمد بالا ایستاد و گفت من با خود مردم صحبت میکنم؛... ما از خودتان رأی میخواهیم. ما اگر چنانچه هیچ هم وکیل نگیریم، شما هستید میزان.»(1)
امام(ره) در برابر کسانی که می خواستند در پشت نقاب حمایت از مردم، اهداف سیاسی خاص خود را دنبال کنند، در مقاطع مختلف تاریخ انقلاب مواضع سختی را اتخاذ می کردند: «خودتان باید تکلیف معین کنید. شمایید، همین ملت، همین مردم محروم... اینها باید رأی بدهند... با ملت شوخی نکنید، رأی مردم را هیچ حساب نکنید، مردم را به حساب بیاورید.»(2)
در سپهر اندیشه سیاسی امام(ره)، مردم صاحبان اصلی کشور و حکومت هستند. ایشان در همین زمینه می فرمایند:«اینجا آراء ملت حکومت میکند، اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد. این را ارگانها را ملت تعیین کرده است و تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست و امکان ندارد.»(3)
«مسأله این [است] که ما رئیس جمهوری داریم که باید حتما به مردم حکومت کند و نخستوزیر و هیأت دولتی داریم که همه امور دست اینهاست. و «ملت چه کاره است؟ ما هستیم که هستیم»، این مسأله در ایران مطرح نیست. و یکی از تحولات بزرگی است که ایران به خواست خدای تبارک و تعالی به دست آورده و این تحول مجوب این شده است که کارهای شما پیش برود. شما نمیتوانید کارهایی که الآن در ایران هست، انجام بدهید الا با هماهنگی با ملت، هماهنگی با ملت هم این است که شما توجه کنید به خواستهای اینها.»(4)
حضرت امام (ره) برای مسئولین دولتی هیچ جایگاهی جز خدمتگزاری مردم قائل نبودند. ایشان این مسئله را نه یک دیدگاه سیاسی که یک دیدگاه ریشه دار و عمیق دینی می دانستند:« «باید اخلاق اسلامی، آداب اسلامی درست مراعات بشود؛ همان طوری که شیوه ائمه ما و اولیای خدا و انبیای خدا بوده است که خودشان را خدمتگزار مردم میدیدند و با حسن معاشرت و با رفتار انسانی، با رفتار الهی رفتار میکردند و کارهایی را که باید انجام بدهند، با همین حسن رفتار انجام میدهند. و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پیغمبر و شیعه همان امیرالمؤمنین هستید و شیوههای شما باید به همانطور باشد.»(5)
و در جای دیگری فاصله گرفتن مسئولین از این منش و رفتار را عامل فساد آنها و ایجاد شکاف بین دولت و ملت می خوانند:« مسئله، مسئله خدمتگزاری دولت به ملت است, نه فرمانفرمایی دولت به ملت, همین فرمانفرایی جدا می کند شما را از ملت و ملت را از شما, و منشا مفاسد زیاد می شود.»(6)
از طرفی مرور دیدگاه های رهبر معظم انقلاب در این خصوص نیز موید دیدگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی است. در نظام فکری آیت الله خامنه ای، مردم از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند. آنچنان که ایشان معتقدند:« در نظام اسلامی، رأی، خواسته و عواطف مردم، تأثیر اصلی را دارد و نظام اسلامی بدون رای و خواست مردم تحقق نمییابد.»(7) و در جای دیگر می فرمایند: "در نظام اسلام، کشور متعلق به مردم، و اصل، مردم است "(8)
در نظام فکری رهبر انقلاب اسلامی، مسئولین نظام-از رهبری تا پایین ترین درجات مسئولین- جایگاهی جز خدمتگزاری به مردم ندارند. ایشان معتقدند: "تکلیف و وظیفه مسئولان در نظام جمهوری اسلامی ایران، بکارگیری تمام توان برای خدمت به مردم است.»(9)
کارگزاران نظام، نه تنها مکلف به رفع نیازمندیهای مردم هستند، بلکه افزون بر آن موظفند این کار را بدون هیچگونه منتی به انجام رسانند. به عبارت دیگر، نظامی مبتنی بر مردمسالاری دینی است که در آن، رسیدگی به حوائج مردم بدون منت، صورت پذیرد و چنانچه کارگزاران اسلامی در رسیدگی به احوال مردم، رعایت این اصل را ننمایند، اگر چه به مشکلات مردم رسیدگی کردهاند، اما حقیقت مردمسالاری دینی را درک ننمودهاند.
"منت نگذاشتن به مردم در قبال کارهای انجام شده، مبالغه نکردن در گزارش عملکردها، پرهیز از دادن وعدههای بدون عمل، خودداری از خودمحوری و خودخواهی در قبال مردم، و ندادن دستور و امر و نهی به مردم به واسطه برخورداری از مقام و منصب، تلاش برای کسب رضایت مردم و خودداری از کسب رضایت صاحبان قدرت و ثروت، از جمله وظایف مهم مسئولان نظام اسلامی است."(10) ایشان در جایی دیگر، خدمت به مردم را مایه افتخار نظام جمهوری اسلامی می خوانند:"رضایت خداوند و مایه افتخار نظام جمهوری اسلامی، کار برای خدمت به مردم است."(11)
با این حال مرور تاریخ سیاسی انقلاب نشان می دهد که دولت ها در اجرایی کردن این نگاه دینی و قانونی، تفاوت هایی قابل توجه با یکدیگر داشته اند. در مقام مقایسه می توان به ترویج و تحکیم روحیه اشرافیگری مسئولین در دولتهای سازندگی و در مقابل؛ زنده شدن روحیه خدمتگزاری به مردم در دولت های نهم و دهم اشاره نمود. متاسفانه در مقاطعی از انقلاب برخی مسئولین خود را نه خادم و کارگزار مردم، که قیّم! و صاحب اختیار کشور و مردم در نظر گرفته اند و ره آورد این نگاه متکبرانه مسئولان به ولی نعمتان اصلی خود-یعنی مردم- چیزی جز استبداد رای، نادیده گرفتن اقشار ضعیف جامعه، خودبرتربینی مفرط و توهم مالکیت داشتن بر تمام کشور و انقلاب! از سوی این افراد نبوده است.
تحکیم و گسترش نگاه متکبرانه در بین هر فرد از مسئولین جمهوری اسلامی، باعث فاصله گرفتن مردم از مسئولین نظام و در نهایت، تضعیف نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. امری که طبق گفته صریح رهبر انقلاب در اول فروردین سال جاری، حرام شرعی محسوب می شود. برای ریشه یابی علل تغییر دیدگاه مسئولین درباره ی شان و جایگاه خدماتی خود در نظام اسلامی، بهتر آن است که به منابع اصیل دینی مراجعه کنیم و نگاه امامان معصوم(ره) را به رابطه دولت و مردم در جامعه اسلامی مورد بررسی قرار دهیم.
اگرچه وجود مجاری قانونی برخورد با تخلفات متولیان امور دولتی از الزامات اداره ی حکومت در هر جامعه است، اما به نظر می رسد آنچه در نگاه دینی به حکومت، بیشتر از همه چیز به عنوان مانعی در برابر درک صحیح مسئولین از جایگاه خود نقش ایفا می کند، فقدان تقوای سیاسی و اجتماعی در مسئولان دولتی می باشد. ابعاد گوناگون این تقوای سیاسی- اجتماعی را می توان در موارد زیر خلاصه نمود.
دوری از تکبر و غرور؛
دوری از غرور و تکبر اگرچه در حیطه رفتار فردی نیز همواره مورد تاکید اسلام می باشد، ولیکن با ورود فرد به مناصب اتماعی-سیاسی، لزوم رعایت تقوا در این بعد از اخلاق اسلامی بیش از پیش اهمیت می یابد. مرور سیره امامان معصوم(ع) گواهی روشن بر این مدعاست. امام علی علیه السلام در نامه ای به محمد بن ابی بکر، والی مصر، چنین سفارش می کنند:« و در برابر رعیت فروتن باش و آنان را با گشاده رویی و نرم خویی بپذیر و با همگان یکسان رفتار کن.»
آن حضرت در عهدنامه خود به مالک اشتر نیز، با زبانی قاطع، وی را از تکبر داشتن به واسطه مقام و مسئولیتی که بر عهده گرفته است، بر حذر می دارد: «و اگر قدرتی که از آن برخورداری، نخوتی در تو پدید آرد و خود را بزرگ بشمری، بزرگی حکومت پروردگار را که برتر از توست، بنگر که چیست و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست؛ که چنین نگریستن، سرکشی تو را می خواباند و تیزی تو را فرومی نشاند و خرد رفته ات را به جای باز می گرداند. باید به فرجام کار و زوال دولت اندیشید که «الدولة کما تُقْبِلُ، تُدبِر؛ حکومت همان طور که می آید، یک روز نیز می رود. بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را هم نبرد خوانی و در کبریا و عظمت، خود را همانند او دانی، که خدا هر سرکشی را خوار می سازد و هر خودبینی را بی مقدار»
ساده زیستی؛
عثمان بن حنیف انصاری، والی بصره در مهمانی ای شرکت کرده بود که نیازمندان در آن مهمانی جایی نداشتند. امام علی علیه السلام پس از آگاهی از این عمل کارگزار خود، در نامه ای به وی می فرماید:« بدان که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده بسنده کرد و دو قرص نان را خوراک خویش ساخت. بدانید که شما چنین نتوانید کرد. لیکن مرا یاری کنید به پارسایی و تلاش در این مسیر و پاکدامنی و درستی ورزیدن. به خدا از دنیای شما زری نیندوختم و از غنیمت های آن ذخیره نساختم و بر جامه کهنه ام نیفزودم و اگر می خواستم، می دانستم که چگونه عسل پالوده و مغز گندم و بافته ابریشم را به کار برم، ولی هرگز هوای من بر من چیره نخواهد گردید و حرص، مرا به گُزیدن خوراکی ها نخواهد کشید. چگونه باشد در حجاز یا یمامه کسی حسرت گرده نانی را برد یا هرگز شکمی سیر نخورد و من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته. آیا بدین بسنده کنم که مرا امیرمؤمنان گویند و [حال آنکه] در ناخوشایندی های روزگار شریک آنان یا در سختی زندگی نمونه ای برایشان نباشم!»
امام خمینی رحمه الله نیز همچون جد بزرگوار خود، در پیامی به مناسب گشایش دومین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگان منتخب مردم اینگونه سفارش می کنند:«اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت های بزرگ برای ملت های خود کرده اند، اکثراً ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده اند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند، برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری می دهند و در مقابل زور قدرت های شیطانی خاضع و نسبت به توده های ضعیف، ستمکار و زورگو هستند، ولی وارستگان به خلاف آنانند؛ چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد.»
دوری از ریاست طلبی؛
لزوم تقوای سیاسی در بینش اسلام، آن است که کارگزاران دولت، در عین حال که در منصب و مسئولیتی حضور دارند، هیچ دلبستگی خاصی به آن جایگاه نداشته باشند. آنگونه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَنْ اَحَبَّ ان یَتَمَثَّلَ لَهُ الرجالُ قیاماً فَلیُتَبَوَّأَ مَقْعَدَه مِن النّارِ.» کسی که دوست دارد مردم را در مقابل خود ایستاده ببیند، جایگاه او آتش جهنم است!
و امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «ما اری شَیئاً اَضَرُّ بِقُلوبِ الرِّجالِ مِنْ خَفْقِ النِعالِ وَراءَ ظُهوُرِهم.» من چیزی زیان بارتر برای حال قلب، از صدای کفش در پشت سر انسان ندیدم.
بنابر ارزش های اسلامی و الهی همه انسان ها در یک شأن و ردیف جای دارند و برعهده گرفتن مسئولیت ها، در حقیقت نوعی تکلیف پذیری برای خدمت رسانی بیشتر به مردم است، نه بهره گیری از بشر با هدف ارضای روحیه ریاست جویی حاکم. بنابراین، کارگزار اسلامی پیش از هر اقدامی باید این صفت ناپسند را از دل و جان خویش بزداید تا راه سعادت و سلامت را بر خود و مردم هموار سازد.
متاسفانه باید گفت که مرور برخی از رفتارها و ادبیات دولتمردان دولت یازدهم نیز، نشانی از احساس کارگزار مردم بودن مسئولین را به مخاطب نمی دهد. ادبیاتی همچون افراطی خواندن 50 درصد مردم و برخوردهای قهرآمیز با منتقدین، به هیچ وجه، رفتار یک خدمتگزار با کارفرمای خود را در اذهان مردم تداعی نمی کند. به امید آنکه دولتمردان جمهوری اسلامی هر روز بیشتر از پیش، خود را به اخلاق خدمتگزاری به ولی نعمتان خود-مردم- نزدیکتر نمایند.
منابع:
۱- صحیفه امام، ج۸، ص۱۷۳ – ۱۷۴
2- همان، ص۱۷۳
3-همان، ج۱۴، ص۱۶۵
4-همان، ج۱۵، ص۳۵۵
5-همان، ج۱۷، ص۷۹
6-همان، ج ,۸ ص ۱۴۶
7- روزنامه اطلاعات، مورخه 10 شهریور 79
8- روزنامه جمهوری اسلامی، 1 آذر 1379
9- روزنامه کیهان، 28 آبان 1379
10- روزنامه جمهوری اسلامی، 13 آذر 1379
11- روزنامه اطلاعات، 6 مرداد 1379