در عرصه فرهنگی با راه اندازی کنسرت های دون شأن در دانشگاه ها و برگزاری تئاترهای مسئله دار و اکران فیلم های مورد دار و نداشتن برنامه متناسب با شئونات اسلامی به راهی که پایانی زود هنگام دارد دولت را نزدیک و نزدیکتر می کند.
خبرنامه دانشجویان ایران: هومان خدابخشی// دست آوردهای دو ساله دولت تدبیر امید برای ملت ایران در سه بعد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و در سه شاخصهی اخلاق گرایی، قانومندی و عزتمندی که جزء شعارهای نخستین دولت به حساب می آمد قابل بحث و بررسی است.
نگرش سیاسی دولت و کابینه اش بیشتر به این سمت و سو بود که در ابتدا احمدی نژاد زدایی کند و هر آنچه در هشت سال گذشته رخ داده را چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی با نگاهی توهین آمیز و تحقیرآمیز به جامعه و بخصوص نخبه گان نشان بدهند و از بی قانونی ها، بی اخلاقی ها و لگدمال شدن عزت ملی سخن می گفتند.
و با برچسب زدن به منتقدان دولت و القاب ناشایستی چون بی سواد، تازه به دوران رسیده، بزدل سیاسی، به جهنم بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید، بی اخلاق و متحجر و افراطی.... و اینها برخلاف حرفهای رئیس جمهور بود که در مراسم های مختلف از حمایت های دولت از منتقدین به حساب می آمد اینکه «اگر مخالفان یک درصد هم باشند آن یک درصد حق دارند حرف بزنند و نقد کنند» و« تحمل ها را بالا ببریم» ... در سیاست خارجه دولت تدبیر و امید کلید حل مشکلات را بدست گرفت تا عزتمندی را به شناسنامه و کارت ملی ایرانیان بازگرداند و دولت ایران را به عنوان دولت صلح طلب بر مبنای تعامل سازنده با جهان معرفی کند.
تحریم های ظالمانه و به ناحق علیه ملت را بردارد و اعتمادسازی جهانی به وجود آورد. آیا در طول این دو سال و اندی که از سیاست خارجه تدبیرو امیدگذشته موفقیتی حاصل شده یا خیر؟ برای برآورده سازی این برنامه ها راهکار دولت این بود که ابتدا نیروهای جدیدی به وزارت خانه تزریق کند و بعد از آن اولین تماس تلفنی بعداز لانه جاسوسی بین روئسای بلند پایه ایران و امریکا یعنی حسن روحانی و باراک حسین برقرار شد.
به قولی این دولت خودش را خط شکن معرفی کرد که توانست بر خلاف سخنان امام راه حل و رهبر معظم انقلاب که آمریکا را شیطان بزرگ می نامیدند خودی نشان بدهد و به دنبال این تماس تلفنی کلماتی چند بیشتر درادبیات سیاسی جهان بولد شد.از ژنو، لوزان، ظریف، کری، عراقچی، تخت روانچی، اشمیت گرفته تا فوردو، آب سنگین اراک، تحریم هسته ای، حقوق بشر، بی اعتمادی، لائوروف و .....اما قرار است چه اتفاقی رخ بدهد این دیپلماسی باصطلاح فعال روحانی، ظریف و عراقچی چه دست آوردی قرار است داشته باشد.
مذاکره برای چه چیزی خواهد بود. مطابق قول و قرارها ریاست جمهوری برای رفع تحریم های ظالمانه و تعامل سازنده با جهان که لازمه این تعامل کسب اجازه از کدخداست. برای اینکه برنامه هسته ای را به رسمیت بشناسد. تحریم ها را بردارد. جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر متهم نکند. ملت مسلمان ما را حامی تروریست نخواند. اما تا حال که دو سال و اندی از مذاکرات که از ژنوسیتی به لوزان سیتی رسیده است کدخدا به ما اعتماد نکرده، حق هسته ای ما را به رسمیت نشاخته تحریم های جدیدتری علیه ما صادر کرده ما را به هرآنچه لایق خوش بوده متهم کرده در عوض موضعگیری های دولتمردان شجاع ما با لبخند و پیاده روی با فلان مسئول سیاسی دولت شیطان صفت تا الآن تنها دست آورد بوده
برنامه های اقتصادی دولت که با عوام فریبی تمام دم از تولید ملی و حمایت از تولیدات داخلی و اجرایی کردن بندبند اقتصاد مقاومتی می زد نه تنها اقدامی صورت نگرفت بلکه داشته های را که ملت داشت به لطف دولت تدبیر و امید به تحریم ها گره زده شد و حتی آب خوردن و برنامه ازدواج جوانان را هم به آن اضافه کردند بعد دوسال دولت تدبیر و امید آمده بود تا وضعیت معیشت مردم را بهبود بخشد.
ثبات اقتصادی را به رمغان آورد. قیمت کالاها روزانه تغییر نکند. پدری شرمنده فرزندش نشود از اینکه جیبش خالی باشد. خلاصه این که دولت کلید طلایی آمده بود تا آرامش روانی را به جامعه بازگرداند. فضای آموزش عالی و دانشگاه ها را سرو سامان بدهد فضای باز سیاسی و آزادی بیان وکرسی های آزاد اندیشی که از منویان مقام معظم رهبری است را رونق خواهد داد. در عرصه بین المللی عزت و اخلاق را به شناسنامه ملت باز می گرداند و دیپلماسی تعاملی در دستور کارش خواهد بود.
سؤال مهمی که وجود دارد دولت محترم و اعضای کابینهاش برای اجرایی این شعارها چندتا کلید طلایی ساختند؟ و کدامین قفل ها را تا به حال باز کردند؟
پاسخ به این مسائل در قالب کارامدی، کارایی، تعهد و عملکرد دولت برای حل این مسائل و مشکلات در دو سال اخیر که دولت از خود نشان داده به خوبی روشن کننده و راه گشاست. بعد از دو سال که از کابینهی روحانی، رئیس جمهور می گذرد در عرصهی داخلی نه تنها آرامش روانی به جامعه برنگشته بلکه پرالتهاب تر دنبال می شود. نه شیب ملایم به داد سرعت جت اسکی قیمت کالاها و اجناس می رسد و نه آنطور که وعده داده شده بود توانستند تعادل قیمتی برقرار کنند تا بازار دچار نوسان نشود.
به هر حال نان گران شد بی سرو صدا، حمل و نقل همین طور، تعرفه های خانگی آب، برق، گاز و افتضاح تر از همه اینکه دروغ می گویند مثلاً در بحث گرانی بنزین حدوداً تا 40 درصد که سخنگوی دولت یه حرف می زند وزارت خانه یه حرف دیگه ریاست جمهور حرف دیگری، صداقت و اخلاق محوری با مردم که شعار دولت بود با این روش ها و کردارهای عوام فریبی تناقضی آشکار است که در سالی که مزین شده به همدلی و هم زبانی رابطی دولت و ملت را به بی اعتمادی سوق می دهد. همه این مشکلات یک طرف شرایط جامعه جوان بیکار هم یک طرف که دولت به قول وزیر ورزش هیج برنامه ای برای آنها ندارد.
و برنامه ازدواج جوانان هم که با چندرغازی که بانک ها وام می دادند با تدبیر دولت محترم فعلاً کن لم یکن شد. به عنوان یک دانشجو خیلی مایل بودم تا از فضای باز سیاسی و آزادی بیان و کرسی های آزاد اندیشی که دولت وعده داده بود را به جد دنبال کنم اما بعد از دو سال به جزء تک صدایی و اقدامات اقتدارگرایانه قشر وابسته به دولت در دانشگاه و تفکر توتالیتری مسئولین دانشگاه با رقیب نه به عنوان یک تفاوت سلیقه ای بلکه به عنوان یک دشمن که به هر قیمت باید از صحنه کنار زده شود رفتار می کنند و با راه اندازی باشگاه سیاسی و سیاسی کاری در دانشگاه و تأسیس تشکل های هم سو با دولت که جزء منافع شخصی و حزبی برای سیاست بازان بیرون از دانشگاه و پیاده نظام قراردادن آنها برای سود جویی اهداف دیگری را دنبال نمی کنند و با زیر پاگذاشتن اخلاق و قانون رویه علمی دانشگاه رو به کسادی می نهد برخلاف منویات رهبر معظم انقلاب با گماشتن سرپرست های مشکل دار که در سال 88 فتنه را به پا کردند و به جزء دامن زدن به شرایط پرالتهاب دانشگاه هیچ سود دیگری نخواهد داشت.
در عرصه فرهنگی با راه اندازی کنسرت های دون شأن در دانشگاه ها و برگزاری تئاترهای مسئله دار و اکران فیلم های مورد دار و نداشتن برنامه متناسب با شئونات اسلامی به راهی که پایانی زود هنگام دارد دولت را نزدیک و نزدیکتر می کند.