به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، شناسایی «علل و عوامل انحراف حکومت» و «راه های مراقبت از منحرف شدن حکومت» از دغدغه های جدی شهید آیت الله دکتر بهشتی بود. اهمیت این موضوع با توجه به انحراف اکثریت حکومت های جایگزین نظام های ظالمانه و استبدادی و وابسته در کشورهای مختلف مضاعف است. بر این اساس مراقبت از انحراف نظام جمهوری اسلامی که تأسیس و تثبیت آن دستاورد گرانبهای مبارزات اقشار مختلف مردم به رهبری امام خمینی(رض) و خونبهای شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی است، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

در بخش اول این یادداشت به دو محور اساسی تفکر شهید بهشتی یعنی قدرت طلبی دولت مردان و به قدرت رسیدن افراد فاقد صلاحیت پرداختیم و در بخش پایانی سلب حق «انتقاد از دولتمردان» را در کلان آن شهید بزرگ بازخوانی می کنیم:
3- سلب حق «انتقاد از دولتمردان»
یکی دیگر از آفت هایی که حکومت ها گرفتار آن می شوند، سلب آزادی های مردم تحت عناوین مختلف «حفظ امنیت اجتماعی»، «خطر نفوذ دشمن» و مانند آن است. از سیره امیر مومنان علی(ع) استفاده می شود که اصولا برخی از اصول و ارزش های اجتماعی ثابت و مطلق اند و در صدر جدول ارزش ها قرار دارند و قابل تقیید نبوده و در هیچ شرایطی قابل تعطیل نیستند و حکومت نمی تواند حتی به طور موقت از خود سلب مسئولیت کند مانند برقراری عدالت.

در میان آزادی های اجتماعی، «حق نقد و انتقاد از دولتمردان» جایگاه ویژه ای دارد و از نظر آیت الله بهشتی از جمله راه کارهای جلوگیری از خطر خودکامگی و خودسری دولتمردان و تبدیل شدن مردم و مدیران رده های پایین به عناصر فاقد شعور و اراده بوده، و از جمله حقوقی است که نمی توان تحت هیچ شرایطی از مردم سلب کرد. اگر برخی از حقوق و اختیارات مردم را بتوان تحت عناوین ثانویه مثل «ضرورت»، «ضرر» و «حرج» محدود و مقید کرد، «آزادی نقد و انتقاد از دولتمردان» از جمله مواردی است که تحت هیچ عنوان ثانوی قابل «تحدید» و «تعطیل» نیست.
«دکتر بهشتی علی رغم تأکید بر انتقاد از مسئولان، بر رعایت «انصاف» در نقد و انتقاد نیز پافشاری می کرد. اصولا همین ویژگی در گفتار و کردار بهشتی را از اقران خود متمایز می ساخت. او به رغم اختلاف و نزاع با بنی صدر در جلسات حزب اکیدا سفارش می کرد که: "مبادا زبان و قلم دیگران نسبت به آقاى بنىصدر یا اشخاص اطراف ایشان بىمهار و بىتقوا بشود و آنوقت بگویند آقاى بنىصدر دیگر هیچ کمال و ارزشى ندارد. نهخیر، ایشان داراى کمالات و ارزشهایى بودند و هستند. داراى ضد ارزشهایى هم بودند و هستند و آنچه هست نتیجه جمعبندى آنهاست. اگر بىانصافى و بىعدالتى حتى در این برخوردها به اخلاق ما رخنه کند، آنوقت ما هم به پاکى و طهارت و نورانیت این اسلام ضربه زدهایم.» رعایت این نکته را بر نیروهای مکتبی لازم تر و ضروری تر می دانست و می گفت:"
«ما نباید بگذاریم که فطرت پاک نسل جوان و نوجوان ما از مسلمانها و جریان مکتبى مشمئز شود که این چه اخلاقى است این مکتبىها دارند.»

4- بی تفاوتی عالمان و نخبگان
یکی دیگر از خطراتی که جامعه و حکومت را تهدید می کند، بی تفاوتی نخبگان و کناره گیری آنان از عرصه اجتماع و سیاست است. معمولا یکی از عوارض میدان داری قدرت طلبان و سیاست بازان که هیچ حریمی را محترم نمی شمارند، و با استفاده از ابزارهای نامشروع هر مخالف و منتقدی را از میدان بدر می کنند، و با دروغ و تهمت و افترا آبروی افراد و شخصیت ها به بازی می گیرند، آن است که بسیاری از رجال و شخصیت های اجتماعی و سیاسی برای حفظ آبرو و موقعیت اجتماعی خود محافظه کاری پیشه کرده و میدان را به نفع آنان خالی می کنند. یکی از شگردهای قدرت طلبان آن است که هزینه فعالیت سیاسی را برای رقبای خود به قدری بالا ببرند که هر کسی حاضر به پرداخت آن نباشد و بدین وسیله میدان برای میدان داری آنان باز باشد. رویارویی با این شگرد یکی از رسالت های نخبگان اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی است.
شهید آیت الله بهشتی یکی از رموز «ماندگاری جمهوری اسلامی» را احساس مسئولیت همگانی مردم می دانست که البته چون معمولا در معرض اغفال اند، بخش وسیعی از آن را از طریق نخبگان ایفا می کنند. مردم برای در امان ماندن از فریب و اغفال قدرت طلبان و سیاست بازان بخشی از مسئولیت خود را از طریق نخبگانی ایفا می کنند که کمتر فریب می خورند و اغفال می شوند. از دیدگاه ایشان «مسئولیت خطیر عالمان متعهد و طبقه آگاه تر جامعه» دگم سومی است که می تواند مانع جدی «خود کامگی و خودسری دولتمردان» و «تبدیل شدن دیگران به عناصر فاقد شعور و اراده» باشد.

کناره گیری و انزوای نخبگان افزون بر آن که مردم را بی پشتوانه نموده و زمینه فریب و اغفال آنان از سوی قدرت طلبان و بازیگران سیاسی را فراهم می سازد، به تدریج انزوا و کناره گیری و بی تفاوتی مردم را هم در پی دارد. نیازی به برشمردن پیامدهای منفی بی تفاوتی و کناره گیری مردم از آن چه به سرنوشت آنان مربوط می شود، نیست.
شناسایی «علل و عوامل انحراف حکومت» و «راه های مراقبت از منحرف شدن حکومت» از دغدغه های جدی شهید آیت الله دکتر بهشتی بود. اهمیت این موضوع با توجه به انحراف اکثریت حکومت های جایگزین نظام های ظالمانه و استبدادی و وابسته در کشورهای مختلف مضاعف است. از دیدگاه ایشان چهار عامل «روحیه قدرت طلبی دولتمردان» به جای «روحیه خدمت به مردم»، «به قدرت رسیدن افراد فاقد صلاحیت» به جای «وارستگان و شایستگان» و عادی شدن این مسئله در جامعه ، «سلب حق نقد و انتقاد از دولتمردان» تحت عناوینی همچون حفظ امنیت اجتماعی و خطر نفوذ دشمن ، و «بی تفاوتی عامان و نخبگان» و انزوای طبقه آگاه جامعه از مهم ترین عوامل انحراف هر حکومتی است که در پی دستیابی به اهداف و آرمان های انسانی است. بر این اساس مراقبت از انحراف نظام جمهوری اسلامی که تأسیس و تثبیت آن دستاورد گرانبهای مبارزات اقشار مختلف مردم به رهبری امام خمینی (رض) و خونبهای شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی است، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. به باور شهید بهشتی این مسئولیت بیش از همه بر عهده طبقه آگاه تر جامعه، عالمان و دانشمندان متعهد و دلسوز است که می توانند از اغفال توده های ملت توسط تشنگان قدرت جلوگیری نمایند.



