توقیف روزنامه سلام باعث شد هم قطاران مطبوعاتی آن در روزنامه های زنجیره ای جنجال رسانه ای به پا کنند و با درج تیتر هایی چون پایان سیاست ورزی و مخالفت با توسعه سیاسی گرفته تا پیش بینی متحمل شدن هزینه های سنگین برای نظام و ویرانگر بودن خشم دانشجویان آتش فتنه را روشن کردند.
خبرنامه دانشجویان ایران: با تسلط لیبرالیسم در فضای مطبوعاتی دوران اصلاحات و گسترش هتاکی های این نشریات به باور ها وعقاید دینی مردم برخی از نمایندگان مجلس این جریان را بر نتابیدند و زمینه را برای مطرح کردن لایحه اصلاح قانون مطبوعات مناسب دیدند. اما به محض مطرح شدن این قضیه روزنامه های زنجیره ای بلوایی از تیتر های درشت و تحریک کننده بر پا کردند که حاوی مضامینی چون استبدادی بودن این قانون، مخالفت آن با توسعه سیاسی،غیر قانونی بودن و مضامینی از این دست که اگر کسی بی خبر از همه جا فقط نگاهی به این تیتر ها می انداخت بر داشتش این بود که مجلس در حال تصویب لایحه قتل عام عمومی مردم است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، روزنامه سلام با درج تیتر«سعید اسلامی (امامی) پیشنهاد اصلاح قانون را داده است» و در پی آن شکایت وزارت اطلاعات و جمعی از نمایندگان مجلس به جرم افشای اسناد طبقه بندی شده وزارت اطلاعات توقیف شد.
توقیف روزنامه سلام باعث شد هم قطاران مطبوعاتی آن در روزنامه های زنجیره ای جنجال رسانه ای به پا کنند و با درج تیتر هایی چون پایان سیاست ورزی و مخالفت با توسعه سیاسی گرفته تا پیش بینی متحمل شدن هزینه های سنگین برای نظام و ویرانگر بودن خشم دانشجویان آتش فتنه را روشن کردند.

وزارت کشور سکوت میکند
جمعی غیر دانشجو و لباس شخصی با همکاری دفتر تحکیم به کوی دانشگاه رفته و به تحریک دانشجویان پرداختند تا به اصطلاح علیه توقیف روزنامه سلام اعتراض کنند.ابتدا دانشجویان به خیال خود در حال اعتراض مسالمت آمیز بودند،شبیه آنچه همیشه اتفاق می افتاد و بدون دخالت نیروی انتظامی ختم به خیر می شد.اما ظرف چند ساعت عده ای فرصت طلب سوار بر این موج شدند و کنترل اوضاع را در دست گرفتند.
خروج شعارها از ریل مسائلی از این دست و حرکت به سمت شعار ها علیه رأس نظام با چاشنی خشونت و عربده کشی و آتش زدن اموال و بستن خیابان و اقدامات خشن نشان از اقدامات هماهنگ شده ای بود که قطعا از دانشجویان بر نمی آمد.دامنه اعتراضات بالا گرفته بود و اعتراض دانشجویی به هوچی گری تبدیل شده بود و آتش خشم آشوب گران هیچ کس و هیچ چیزی را سر راه خود سالم نمی گذاشت.
از ساعات اولیه درگیری ها تلاش گسترده ای صورت گرفت تا با وزیر کشور ارتباط بر قرار شود و از او کسب دستور شود اما تا 4 صبح ایشان در دسترس نبودند و پس از اینکه بالاخره آقای موسوی لاری را یافتند دستور بر عدم برخورد با آشوبگران داد و توضیح ایشان گستردگی شورش ها بود که نیاز به برخورد را منتفی می کرد.آشوب طلبانی که با پیوند جریان قتل های زنجیره ای و توقیف روزنامه سلام بهانه ای برای ریختن آبروی نظام پیدا کرده بودند،لحظه به لحظه رعب و وحشت را در دل مردم می انداختند و این در حالی بود که اعضای هیئت حاکم در سکوتی سنگین به سر می بردند.
وزیر کشور به بسیج و سپاه اجازه ورود به این جریانات را نداد و این در حالیست که طبق مصوبه شورای عالی ملی اگر نیروی انتظامی قادر به برقراری امنیت و آرامش نباشد سپاه باید وارد صحنه شود.
تا اینکه در 21 تیر جمعی از فرماندهان ارشد سپاه در نامه ای محرمانه به رئیس جمهور با ابراز نگرانی از خونسردی مسئولان زیربط در حوادث جاری خواستار پایان دادن غائله بود. خلاصه نامه به شرح زیر است: "جناب آقای خاتمی،رسانه های دنیا را بنگرید،آیا صدای دف و دهل آنان به گوش نمی رسد؟ جناب آقای رئیس جمهور اگر امروز تصمیم انقلابی نگیرید و به رسالت اسلامی خود عمل نکنید فردا آنقدر دیر و غیر قابل جبران است که قابل تصور نیست"
نکته کمتر گفته شده این کودتا پیشگویی رسانه های خارجی از وقوع این حادثه بود. همان رسانه هایی که 10 روز پیش از وقوع قضیه 18 تیر خبر از آن ازمون حیاتی قدرت در تابستان 78 در ایران می دادند. پیشگویی های نشریه میدل ایست اکونومیک دایجست دنیا درست از آب در آمد و تهران بر سر آزمون قدرت حاضر شده بود.
در طی این مدت حضور افرادی چون از جمله فاطمه کروبی، فائزه هاشمی،تاج زاده، و...در کوی دانشگاه و در جمع دانشجویان دامنه این غائله را گسترش داد. اظهار نظر های نسنجیده افرادی چون داوود سلیمانی معاون دانشجویی وزیر علوم که می گفت: «اینها ما را هم که نشسته ایم می زنند چه برسد به شما که ایستاده اید»، طغیان این آتش را بیشتر می کرد و بر وخامت اوضاع می افزود و نهایتا وزیر علوم دولت خاتمی چاره کار را در استعفای مشکوکی دید که از سوی خاتمی پذیرفته نشد.
تا پایان این 5 روز بیانیه های مختلفی از سوی دفتر تحکیم وحدت،دفتر شیخ یوسف صانعی،سازمان مجاهدین انقلاب و ...دیگر هم سنگران آن ها صادر شد که مبنی بر اعلام یک هفته عزای عمومی برای کشته شدگان واهی این جریانات بود.
واکنش دولت اصلاحات به صورت هماهنگ و یکدست بی تفاوتی و وانمود کردن به بی خبری بود.وزارت خانه های علوم و کشور نیز کانون تهییج دانشجویان برای استمرار اعتراضات و پیگیری آن بود که باعث عدم فروکش کردن آتش آن جو آلوده بود تهران در خروش بود و خاتمی در خواب.
واکنش اصلاح طلبان به دو گونه بود که هر دو طریق آن آب را به آسیاب دشمن می ریخت. عده ای که مستقیما از فتنه گران دفاع می کردند و عده ای دیگر هم که با محکوم کردن عناصر نظام فتنه گران را یاری می کردند البته پس از مشاهده راه پیمایی 23 تیر ترجیح دادند که سکوت کنند.

اذن ولایت برای پایان دادن به کودتای اصلاحاتی
دیدار22تیر رهبری با بسیجیان و مردم اذن ورود آنها برای مقابله با عاملان به این جریانات را داد و مرهمی بود بر زخم های پنج روز شلوغی و کشمکش. سخنان آرام بخش رهبری مبنی بر این که فرزندان بسیجی ام این عناصر بیگانه را منکوب و مرعوب می کنند راه را برای سرکوب آشوب هموار کرد.و فردای آن روز نیز حماسه 23تیر در حمایت از رهبری به پا کرد تا مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بکویند.
روحانی در مقابل آشوب طلبان
به موازات این جریان شورای عالی امنیت ملی به دبیری روحانی اعلام کرد که باید بسیج وارد شود و این بیانیه که پس از پنج روز درگیری صادر شد فروکش کردن آشوب ها را سبب شد. آقای روحانی در مذاکره خود با سردار صفوی گفت که سپاه باید برای دفع فتنه تهران وارد شود و بعد از این با ورود بسیج و سپاه ظرف چند ساعت این فتنه تمام شد.
روحانی علاوه بر اقدام عملی خود در ابلاغ دستور ورود سپاه و بسیج برای خاتمه دادن به غائله کوی دانشگاه همچنین در راهپیمایی مردمی که در 23 تیر در حمایت از رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی بر پا شده بود سخنرانی تجمع را بر عهده گرفت. راهپیمایی با شکوهی که فیلم و سندی از آن برجای نمانده است. رسانه های غربی گزارش لحظه به لحظه ی آشوب ها را انعکاس می دادند اما به محض لبریز شدن کاسه صبر ملت و اعلام انزجار آن ها از کودتا چیان و برپایی تظاهرات شکوه مند 23 تیر همه دوربین ها خاموش شد و فیلم برداران غیب شدند. تنها تصاویری که از آن تجدید حماسه ی به یاد ماندنی باقیست تصاویر ضبط شده توسط گوشی های تلفن همراه است .
روحانی در پایان این راهپیمایی از ولایت حمایت و از بسیج و سرکوب گران این حوادث تشکر کرد .او بر خلاف کارگزاران دولت خاتمی که شورشیان را محق به اعتراض و اعتصاب می دانستند اعلام کرد این آشوبگران پست تر از آن هستند که بر انداز نام گیرند. او که با آیات« وَمَکَرُوا مَکْرًا وَمَکَرْنَا مَکْرًا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ » سخنرانی خود را آغاز کرد و وظیفه ریشه یابی و شناسایی مقصرین و سپردن آنها به دست عدالت را به عهده شورای عالی امنیت ملی دانست.

وی با محکوم کردن این جریان از سوی خود و دیگر دلسوزان نظام گفت: دوحادثه تلخ در کنار این جریانات به وقوع پیوست یکی سوء استفاده دشمن از این جریانات که توسط عناصر فاسدی چون گروهک های سیاسی شکست و منزوی و مزدوران و وابستگان به قدرت ها ی خارجی ایجاد شده بود و دوم شکست حرمت انقلاب و رکن رکین آن یعنی حریم مقدس ولایت است .
وی در توصیف آشوب گران گفت: اینها پست تر و حقیر تر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت بر اندازی را مطرح کنیم و افزود چنین آشوب و تخریبی در هیچ جای دنیا و توسط هیچ دولت و مردمی تحمل نمی شود. وی با تشکر از دانشجویان بیدار و اعلام برائت آنها از معاندین، آنها را هوشیار و قهرمان خواند.
پس از آن جریان از گوشه و کنار گلایه هایی شنیده می شد که حاکی از دلخوری عناصری بود که به نوعی در آن حوادث نقش داشتند از جمله اکبر عطری عضو پیشین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که دلخور بود از اینکه روحانی در آن سخنرانی دانشجویان را با کلمات زشت و ناپسند خطاب کرد و آنها را اوباش خواند و تهدید کرد که بسیج قهرمان و نیروی انتظامی تا فردای آن روز با همه اوباش به شدت برخورد می کنند و گلایه مند بود از اینکه روحانی الفاظ سنگینی چون محارب را راجع به بر پا کنندگان شورش به کار برده است.

شریک دزد یا رفیق قافله
حال علامت سوال بزرگ اینجاست که کسانی که زمانی مشی شان زیر سوال بردن اصل ولایت بود و در روزنامه هایشان از غلط بودن تفکر دینی و شرعی و عرفی نبودن و خلاف قانون بودن ولایت سخن می گفتند حال خود را به کدام آب غسل تعمید داده اند که دور کسی حلقه زده اند که در 18 تیر در جبهه انقلاب تعریف می شد.
اینها که در زمان زمامداری خود هیچ عملی که برگرفته از تعادل باشد را انجام نداده اند حال از اعتدال گرایی سخن می گویند در قضیه قتل های زنجیره ای،اعتصاب های مجلس،روزنامه های زنجیره ای و هتاکی هایشان،کوی دانشگاه،کنفرانس برلین و هزاران نقطه تاریک از این قبیل شاهکارها که در کارنامه دولت اصلاحات ثبت شده که هر یک به نوعی افراط در اصلاح طلبی بود یادی از اعتدال نکردند و حال خود را حامی اعتدال گرایی و روحانی می دانند .