هرچند سالیان دراز است که سال تحصیلی با اول مهر آغاز نمی گردد. دبیرستان ها از فرصت تابستان برای کلاس های تقویتی و به خصوص کنکور استفاده می کنند و بسیاری از دانشگاه ها نیز در ایام تابستان با ارائه واحدهای درسی باز هستند و کلاس ها برقرار است. با این حال، اول مهر همچنان در اذهان عمومی مردم و مسئولین جایگاه خود را حفظ کرده و نماد آغاز سال تحصیلی علم و دانش در کشور است. هرچند در فضای عمومی و رسمی این اتفاق یک رخداد مثبت و سرشار از امید و انرژی تلقی می گردد. اما فضای غیر رسمی ذهن جوانان و نوجوانان مشغله دیگری دارد که شبکه های اجتماعی مجازی به خوبی این فضای غیر رسمی را به نمایش می گذارند.
با یک بررسی ساده در صفحات و گروه های مجازی به وضوح اول مهر تصویر دیگری دارد. اول مهر آغاز فشار، استرس، خستگی مفرط، شروع زودهنگام کلاس ها و خلاصه یک حس عدم نشاط و عدم استقبال از آغاز سال تحصیلی است.
چرا؟ علت اصلی این موضوع شاید عدم نشاط و عدم سرزندگی در فضای تحصیلی نوجوان و جوان در کشور است. البته دیدگاه های گوناگونی به تشریح زمینه های اصلی عدم نشاط می پردازند. یک دیدگاه فضای بسته سیاسی و اندکی هم آینده مبهم اقتصادی دانشجو و دانش آموز را دلیل اصلی می داند و معتقد است و فشار های روانی ناشی از اعمال محدودیت سیاسی در فضای دانشگاه ها، سانسور های کتب علمی، بازنشستگی زود هنگام و حذف اساتید منتقد و عدم حمایت از نشریات و تشکل های دانشجویی مخالف و از این قبیل زمینه ساز دل مردگی فضای تحصیلی است. و دانشجو و دانش آموز آزادی فکر و عمل را احساس نمیکند و در نتیجه عدم نشاط و پویایی در فضای تحصیلی جاری است. که منجر به نگاه رفع تکلیفی دانشجو ودانش آموز و کم علاقه شدن و نهایتاً کاهش دانش و مهارت و کاهش سرعت تولید علم در کشور می گردد.
دیدگاه دوم خلاف نگاه فوق معتقد است که تقلیدی بودن ساختار های تحصیلی، علمی و کتب درسی و منابع آموزشی و فرهنگی حاکم بر فضای دانشگاهی و آموزشی زمینه ساز عدم نشاط است. عدم عدالت در جذب اساتید و اعضای هیات علمی و همچنین نظام بسته علمی و بومی نبودن شرایط تحصیل با شرایط کشور، رفتارهای قرون وسطایی اساتید زمینه برخورد حذفی و غیر عادلانه با اساتید مذهبی تر شده و در نتیجه عدم عدالت علمی و آموزشی موجب سرخوردگی بخشی از جامعه و فاصله آن ها با محیط علمی و آموزشی شده و همچنین معنویت که زمینه ساز نشاط روحی است کاهش یافته و افسردگی و خودکشی و امثالهم همانند فضای امروز موجود در کشورهای غربی و اروپایی در محیط های علمی و آموزشی ما نیزرایج شده و نشاط و پویایی فردی و علمی کاهش پیدا کرده و سرعت تولید علم در کشور پایین خواهد آمد و اقتدار علمی تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.
این دو دیدگاه هرکدام دارای نقاط قوت و ضعف هستند و بخشی از واقعیت را نمایان می کنند و بررسی، تحلیل و نقد آن ها و همچنین تبیین علل اساسی عدم نشاط محیط های تحصیلی ما در مجال این یادداشت نیست و نیازمند پیمایش های جدی است.
اما نکته مهم در هر دو دیدگاه چه آن ها که عدم آزادی را علت عدم نشاط و پویایی می دانند و چه آن ها که فقدان عدالت و معنویت را زمینه ساز کاهش نشاط می دانند، در مجموع دچار نگاه غیر عمیق و سطحی به محیط های علمی و تحصیلی هستند. و شاید انگیزه ها و منافعی فراتر از ارائه راهکار و حل مسائل، نوع تحلیل آن ها را دچار انحراف کرده است.
در هر صورت شعار زدگی، کلی گویی، فقدان مسئله شناسی کافی، عدم محتواگرایی و ارائه نکردن سازوکارهای نظامند برای رفع نیاز از ویژگی های اصلی هر دو تحلیل و دیدگاه می باشد.
موضوع حساس و مهم همچنان که در بیانات اخیر مقام معظم رهبری روشن است و آمارها نیز حکایت از آن دارد نوعی رخوت و ظاهرگرایی و نگاه رفع تکلیفی اساتید و دانشجویان و عناصر نظام آموزشی کشور موجب کاهش نشاط و پویایی علمی شده و در نتیجه کاهش شتاب تولید علم گردیده است. که باتوجه به عقب ماندگی تاریخی و همچنین نیازها و مسائل اساسی کشور ضروری است اهل علم و تحقیق با جمع بندی و ارائه راهکارهای جامع، واقع بینانه و ناظر به مسئله و شناخت آن و عملیاتی و نظامند به همراه مطالبه گری مردم از مسئولین و حمایت و پشتیبانی مدیران و مقامات بستر حرکت رو به رشد دانشگاه و کشور را فراهم آورند.



