به نظر میرسد وابستگی عاطفه سید حسن خمینی به سران جریان التقاط از سویی و ایجاد فضایی خیالی از وی در قالب عنوان سازی های مجعولی چون "یادگار امام" یا "یادگاریادگار امام" برای فرزند جوان و جویای نام وی سبب شده است تا وی نیز با چنین سخنانی به نوعی به این محبت ها پاسخ گوید.
خبرنامه دانشجویان ایران: سعید درویشی// انقلاب اسلامی را در ابعاد مختلف میتوان با دوران صدر اسلام مقایسه کرد. دورانی که شاهد تاویل خودمدارانه از تعلیمات رسول خدا(ص) در باب حکومت و دستآویز قرار دادن متشابهات به جای محکمات هستیم. دوران بعد از رحلت حضرت امام خمینی(ره) را می توان از این جنبه با دوران صدر اسلام مقایسه کرد. دهه 70 را باید دهه جنگ بر سر تاویل آرا امام دانست. دهه ای که برخی جریانات سعی کردند افکار اما را به موزه هدایت کنند و اگر نتوانستند، با تراش های دلبخواهانه آن را مطابق میل خود نمایش دادند. این جریانات اما هنر بسیار بزرگی دارند و آن پروپاگاندای رسانه ای بسیار قوی از طریق نشریات زنجیره ای است.
جریانات التقاطی که در قالب احزابی چون کارگزاران سازندگی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مشارکت فعالیت می کردند که از طریق این قدرت رسانه ای توانسته بودند خود را پیرو خط امام معرفی کنند و رقیبان را مدافع اسلام آمریکایی. این مصادره وقیحانه امام اما در سال های اخیر و بالاخص در فتنه 88 کاملا رنگ باخت و جریان التقاط بعد از سال ها چهره خود را بدون هر نقابی نشان داد. چهره ای که با سخنان ساختار شکنانه مهاجرانی در اوایل سال 69 شروع شد و در فتنه 88 با آرزوی مرگ برای مهم ترین میراث امام یعنی ولایت مطلقه فقیه به اوج رسید. جریانات سیاسی امروز کشور را میتوان نسل سوم گروه های سیاسی دهه 60 دانست. در این میان التقاط اسلام و لیبرالیسم مهم ترین و البته قویترین نوع التقاط محسوب می شود که تاکنون نیز در قالب جریانات سیاسی مختلف نمود پیدا کرده است. آغاز دوران سازندگی و در ادامه اصلاحات را می توان ورود این التقاط به ساخت قدرت و رشد سیستماتیک آن در عرصه های مختلف حاکمیت دانست. التقاطی که سبب شده است تضادها و تناقض های عملی در رفتار حاکمیت رخ دهد.
در این میان اما پیوندهای دیرین این جریان با بیت امام خمینی(ره) که با فوت حاج سید احمد آقا یادگار امام شروع شده بود سبب شده است تا خود اعضای بیت نیز در این سال ها همگام با این جریان سخنان و اعمالی انجام دهند که تعجب دوستداران آن امام را سبب شود. فعالیت سایت جماران بعد از فتنه88 خود گویای این امر است.
چندی پیش حجة الاسلام سیدحسن خمینی در دیدار اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم سخنانی پیرامون بازگشت جریانات سیاسی به اندیشه های امام خمینی(ره) و قرائت پذیری افکار ایشان مطرح کرده است. "باید قرائت های مختلف در این چارچوب به رسمیت شناخته شود و نباید کسی را به زور از این دایره بیرون کنیم. جمهوری اسلامی ثمره مجاهدت 1400 ساله تشیع است و پشتوانه این دستاورد نیز اندیشه و کاریزمای شخص امام راحل است، لذا عظمت این شخص نباید بشکند و باید جلوی به انحصار درآمدن آن توسط یک جریان را نیز بگیریم."
این سخنان اگر چه در ظاهر امر، مستدل و درست است اما نگاهی به رخدادهای سال های اخیر در عرصه سیاسی و فرهنگی کشور این سخنان را به چالش میکشد. رخدادهایی ک با ریشه یابی آنها می توان عبور از اندیشه های امام خمینی(ره) و میراث عملی ایشان یعنی جمهوری اسلامی را به وضوح دید.
به نظر می رسد وابستگی عاطفی سیدحسن خمینی به سران جریان التقاط از سویی و ایجاد فضایی خیالی از وی در قالب عنوان سازی های مجعولی چون "یادگار امام" یا "یادگاریادگار امام" برای فرزند جوان و جویای نام وی سبب شده است تا وی نیز با چنین سخنانی به نوعی به این محبت ها پاسخ گوید.
سوالی که در این میان مطرح می شود این است که تفسیرهای گوناگون و حتی مخالف هم را چگونه باید در کنار یکدیگر نشاند؟ آیا باید امام دشمن آمریکا را باور کنیم یا امامی که مخالف شعار "مرگ بر آمریکا" هست؟ باید امامی را راهنمای خویش قرار بدهیم که ولایت فقیه را مطلقه و ادامه ولایت پیامبر(ص) میداند یا امامی که به گفته برخی سران التقاط "میزان رای ملت است" را از آموزه های غربی وام گرفته است؟ و این تضادها تنها گوشه ای از صدها تضاد ساختگی ناشی از تفسیر و تاویل امام توسط کسانی است که امام را به دلخواه خود به صحنه می آورند.
این سخنان سیدحسن خمینی را می توان تلاش جریان التقاط از طریق بیت امام خمینی(ره) برای فتسیر دوباره و نوینی از امام برای ورود به ساخت قدرت دانست. جریانی که یاران حقیقی امام را با برچسب سازی و دیو نمایی بی اعتبار می کنند و مخالفان امام را که در روزنامه های تحت مدیریت خود همه آرمان های امام را لگدمال کرده اند به عنوان حامیان بیت امام معرفی میکند.