تاریخ انتشار: چهارشنبه 1395/01/25 - 10:43
کد خبر: 197215

علی کرد؛

حافظ سینمای ایران

حافظ سینمای ایران

آقا ابراهیم عادت دارد. آقا ابراهیم عادت دارد که جامعه اش را ببیند. عادت دارد که دغدغه ی مردمش را حس کند. نمی تواند ببیند که کشورش درگیر و در مرکز جنگ جهانی سوم باشد و مردمانی از سرزمینش برای دفاع از ناموس شان بی سر و صدا بروند جان در کف بگیرند

خبرنامه دانشجویان ایران: علی کرد// عادت دارد دیگر کاری اش نمی شود کرد. آقا ابراهیم عادت دارد. آقا ابراهیم عادت دارد ایزار را جان بدهد. من نمی گویم. آقا  مرتضی می گفت. یعنی می گوید. می گفت اشتباه است. می گفت را برای کسی می گویند که دیگر نمی گوید. اما آقا مرتضی هنوز هم می گوید. آقا سیدمرتضی هم می گوید؛ هم می نویسد. فقط عده ای نمی بینند. یعنی نمی خواهد ببینند. شاید هم نمی توانند بیینند. صم بکم عمی ... نمی بییند که آقا سید مرتضی دارد وسط معرکه فیلم می سازد. جوان تربیت می کند. نقد می کند. قلم می زند.

و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. آقا سیدمرتضی را یا باید قبول کنیم که قتلو فی سبیل الله است و یا نه. آنها که قبول ندارند سخت در اشتباهند اگر ذره ای تصور کنند که می خواهم با رویکردی سلبی به اثبات  این اظهر من الشمس بپردازم! اما اگر قبول داریم که آقا سید مرتضی حی است و روزی اش را مستقیم عند ربه میگیرد پس خوب تر ما می شود.

خوب تر ما شده است! برگردیم به اول همان پاگراف قبل که حرف توی حرف آمد و خیلی هم بد نشد. آقا ابراهیم عادت دارد ابزار را جان بدهد. وقتی ماشین بنز مدل چهار دهه قبل با آن شخصیت پردازی فوق العاده می آید وسط فیلم انگار اصلا اگر نبود فیلم نامه دچار نقص بحرانی می شد. ولی اگر بخواهیم بگذریم از نقد اینچنینی می شود گفت.

خسته شده ام از بس که وقتی از سینما بیرون می آیم سرم را پایین بیاندازم و شروع کنم با مخاطب مجازی یا حقیقی فرضی یا واقعی به نقد سازو کارها و افراد مسموم موجود در سینمای ایران بپردازم. اصلا بچه حزب اللهی چرا همیشه باید سر افکنده از سینما بیرون بیاید. اصولا سالی یکی دوباری پا می دهد که سربلند سالن را ترک کنیم. ولو به شیار ۱۴۳ ای یا چ و محمد صلی الله علیه و آله و سلم و... امروز هم به بادیگارد.

بادیگار محافط سینمای انقلابی و حزب اللهی نیست، بادیگارد حاتمی کیا محافظ سینمای ایران است. این جمله را نه از روی تعصب می گویم و نه با چشم بسته. همیشه دو فاکتور مهم را برای یک سینما گر لازم به نظر می رسد. اول اینکه سینما گر نباید ادای کسی را در بیاورد. سینما گر باید خودش باشد ولو بخواهد اقتباسی از کسی بکند یا بخواهد شاگرد کسی باشد ولی نهایتا باید خودش باشد. و دوم اینکه سینماگر باید با مردم زندگی کند. با مردم اش راه برود. درد مردم اش و دغدغه شان را بداند و برای آنها فیلم بسازد. فیلم سازی که در شمال تهران سکنا بگزیند و افتخارش این باشد که تلویزیون ایران را نگاه نمی کند وقتی هم که فیلم بسازد نهایتا برای جایزه گرفتن کراوات اش را محکم می بندد و روی سن از اوضاع بد آزادی بیان می نالد و دو تا هم آروغ روشنفکری در چهارتا مصاحبه ی بعد از جایزه اش می زند و نهایتا بعد از دو هفته دوباره می چپد توی اتاق اش تا بیست تا فیلم آوانگارد را صبح تا شب و شب تا صبح ببیند و آن سیاه ترین شان را به عنوان بهترین الگو برای ساخت فیلم جدید اش اقتباس کند و الخ.

اما آقا ابراهیم!
آقا ابراهیم عادت دارد. آقا ابراهیم عادت دارد که جامعه اش را ببیند. عادت دارد که دغدغه ی مردمش را حس کند. نمی تواند ببیند که کشورش درگیر و در مرکز جنگ جهانی سوم باشد و مردمانی از سرزمینش برای دفاع از ناموس شان بی سر و صدا بروند جان در کف بگیرند و عده ای بعد از قهوه ی نیمه شبشان آروغ روشن فکری بزنند و ته ته اش با حالتی مخلوط از خمیازه و انتهای همان قبلی بگویند مارا چه به غزه و لبنان و سوریه و عراق؟! همان هایی که حاضر نیستند وسط چله ی زمستان  سر چراغ قرمز شیشه ی شاسی بلند را ده سانت پایین بدهند و یک هزاری کف دست کودک روزنامه فروش بگذارند و از آن طرف کنار شومینه ی خانه شان پس از تمام شدن اخبار بی بی سی دم از مشکلات فقرا و حمایت های ایران از جبهه ی مقاومت می نالند.

اما آقا ابراهیم سینما را فهمیده است. سینما را فهمیده بود که سید شهیدان اهل قلم راجع به اش می گفت: «حاتمی کیا توانسته است که بر تکنیک پیچیده سینما غلبه کند، حجاب های تصنع و تکلف و صورتگرایی و انتلکتوئلیسم را بدرد، از سطح عبور کند و به عمق برسد و با سینما همان حرفی را بزند که «حزب الله» می گوید. رو دربایستی را کنار گذاشته ام؛ زدن این حرف ها شجاعتی می خواهد که با عقل و عقل اندیشی و حتی ژورنالیسم جور در نمی آید، چرا که حزب الله حتی در میان دوستان خویش غریبند، چه برسد به دشمنان. اگرچه در عین گمنامی و مظلومیت، باز هم من به یقین رسیده ام که خداوند لوح و قلم تاریخ را بدینان سپرده است».

به جرات در بین فیلم هایی که در نوروز امسال گل کردند و فروش شان به رقم های بالایی رسیده است که خود یکی از مهمترین فاکتورهاست، بادیگارد نقش حفاظت از سینما را بر عهده دارد و نگذاشته است که سینمای ایران زیر خروارها فکر و اندیشه ی شیطانی و یا مات و مبهوت شیطان و شیطان صفتان گم بشود. بادیگاردِ حاتمی کیا با فطرت مردمانش روی سخن گشوده و از این ره آورد به مهمترین جریانات روز کشورش اشاره می کند و چه زیبا و هنرمندانه بسیاری از نقدهایی که به حزب الله وارد می شود را پاسخ می گوید.

آقا ابراهیم شیر مادرت حلالت که نوروز سربلند از سینما درمان آوردی.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
حمله آمریکا بعد انتخابات کنگره به ایران قطعی است / چرا نباید تا این موعد پالس مذاکره داد؟
علی الاصول گزینشی نیست!
چرا برخورد فیزیکی باید شرط عذرخواهی از مخاطب باشد؟
انتصاب و بازگشت "آزاد ارمکی" به مدیریت گروه رشته جامعه شناسی مصداق ارتجاع است!
فیلم | پرونده «ایرانول» و «ارابه گشت سبز» یک افتضاح تمام‌عیار است!
 مسیر حقوقی مقابله با محاصره هوایی
قیمت سوخت در آمریکا و اروپا می‌تازد
نهادینه و فراگیر شدن نماز، لازمه رسیدن به جامعه اسلامی
نظم دانشگاه، معیشت دانشجو و امنیت ملی؛ قربانی تصمیمات وزیر علوم
سید عمار حکیم در روز حاکمیت عراق: امنیت منطقه، امنیت ما است
تأکید پزشکیان بر تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین کالاهای اساسی
تأکید ایران و یونسکو بر حفاظت از میراث جهانی آسیب‌دیده
جدیدترین ادعای ضدایرانی نخست وزیر انگلیس
صالحی امیری: ریسباف به بزرگ‌ترین سازه فرهنگی ایران تبدیل می‌شود
بزرگداشت آیت‌الله شبیری زنجانی +عکس
گفتار درمانی ترامپ برای کنترل قیمت سوخت در آمریکا
فرمول اقتصادی جدید قالیباف در پاسخ به سخنان اخیر بسنت
نمایشگاه عکس جاذبه‌های جهانی ایران در ایستگاه‌های مترو برپا شد
مدنی‌زاده: رقم نهایی افزایش اعتبار کالابرگ به زودی مشخص می‌شود
هرگز سلاح را زمین نمی‌گذاریم
حریفان تکواندوکاران ایران مشخص شدند
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top