پرکشیدن 19 جوان رشید آماده ی دفاع از کیان ایران اسلامی قلوب ملت را پر از سوز و گداز نمود.
شیر جوانان ایران سرافرازمان از جنس غیرت صیادهای شیرازی ارتش دلاور برای دفاع از مرز و بوم ایران اسلامی با جان و دل به خدمت مقدس سربازی اعزام شدند تا امنیت ایران عزیز را تامین نمایند که متاسفانه دچار حادثه ای غمبار شدند و شاهد گریه های بی صدای پدران، شیون مادران مهربان و هق هق بی صدای خواهران و برادرانشان هستیم.
در این میان دو گروه سیاست زده ی مغرض و غافل، فرصت به دست آمده را غنیمت شمردند و عقده های سیاسی خود را گشوده و فضایی ملتهب ایجاد نموده اند.
عده ای با رفتارهای کبک گونه، علل اساسی امنیت پایدار کشور و پایه های آرامش ملت را به باد تخریب گرفته و عقده های کثیف خود را در کنار نام این عزیزان ابراز می کنند و سر خود را به زیر کوهی از برف فرو کرده اند.
بلندگوچی های نادان و مغرض دشمن، مطالبی عوام فریبانه را در کنار هم ردیف نموده و نمک بر زخم می پاشند و فریاد واویلا و واویلتای دروغین سر می دهند که: ای وای وطن ... ای کاش سربازان فلسطین و یمن یا سربازان اسد بودند ...
چه زخم زبان ها که نزدند و شایعات که پخش نکرده اند ...
اما چرا عده ای سعی می کنند که همه ی مسائل را به هم آغشته کنند و حق و باطل را به هم ببافند و از این ماجرای به حق دردناک ، دست آویزی درست کنند برای زیر سوال بردن اهداف اسلامی و انسانی نظام مقدس جمهوری اسلامی؟ مگر ارتشیان، سپاهیان و بسیجیانی که تحت عنوان مدافعان حرم صادقانه جان می دهند تا سایه ی شوم جنگ و تباهی را صدها و هزارها کیلومتر از مرز های این سرزمین دور کنند، از فرزندان این سرزمین نیستند؟ و مگر خود این عزیزان سرباز، مدافعان حریم و حصار امنیت کشور نبوده اند؟ حادثه ی پیش آمده می توانست برای هر قشری از جامعه رخ دهد. آیا به جای تقدیر از مقام شامخ این عزیزان جهت دفاع از کیان نظام اسلامی، باید از آب گل آلود ماهی فاسد گرفت برای عقده گشایی ها؟
آیا باید احساسات پاک ملت را در میان اهداف شوم و پلید سیاسی به بازیچه گرفت؟
در این میان عده ی دیگری رو در روی گروهی از مردم قرار گرفته و به خاطر ابراز احساسات پاکشان تحت تاثیر شایعات و تخریب های گروه فوق شمشیر را آخته و همه را از دم تیغ می رانند و با عناوینی چون داعشی های وطنی و مرتبط ساختن ابراز احساسات ملت به فتنه سال 88 و اغتشاشگران، عقده گشایی و قصد مقابله به مثل می کنند و به جای دفاع مستدل و روشنگری پیرامون اتفاق رخ داده ناخن بر زخم چرکین می کشند. هیهات که این بیراهه ای بیش نیست.
جای بسی تاسف دارد که وجدان بیدار و عقل منصف در این میان جایی ندارد و تخریب ها و توهین ها زمینه ی شکاف در جامعه را ایجاد می نماید و راه نفوذ دشمن را باز می کند.
این بیماری، روز به روز فراگیرتر و بازار شایعات و تخریب ها گرم تر می شود. از هر مسئله ای بحران ساختن و التهاب آفرینی در جامعه ، سالهاست در کشور ما رواج یافته است و دو چندان تاسف انگیز است که چرا جامعه و به خصوص قشر دانشگاهی، حوزوی و روشنفکر مستعد جولان این مسائل است؟!
و چرا هر مسئله ای به جای کالبد شکافی و یافتن علل واقعی ماجرای رخ داده ، به دعوای سیاسی تبدیل و با حادثه ی دیگر به باد فراموشی و کهنگی سپرده می شود؟!
باید برای این بیماری عفونی که رشد، پیشرفت، امنیت و آسایش آینده ی کشور را هدف قرار داده است نسخه ای پیچید ...
در این لیالی قدر برای سلامتی عاجل مجروحین به خصوص برادر و دوست عزیزمان جناب آقای مهندس بهادری، دانش آموخته ی مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء(ص) دست به دعا بر می داریم.
ان شاء ا... رحمت واسعه و الطاف بی کران خداوند منان شامل حال درگذشتگان و خانواده های داغدار این عزیزان شود و روحشان با امام راحل و شهدا محشور باد.
سیدعارف الهی
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء(ص)



