پس از شکست برجام و کلید خوردن پروژه «عبور از روحانی» توسط اصلاحطلبان، اکنون آقای هاشمی به میدان آمده و از حمایت از آقای روحانی سخن میگوید. وی در هفتههای اخیر بارها و بارها در سخنان خود به دولت دوم روحانی اشاره کرده است و از گامهای بلند روحانی در دولت دوازدهم سخن به میان آورده است.
خبرنامه دانشجویان ایران: پس از شکست برجام و کلید خوردن پروژه «عبور از روحانی» توسط اصلاحطلبان، اکنون آقای هاشمی به میدان آمده و از حمایت از آقای روحانی سخن میگوید. وی در هفتههای اخیر بارها و بارها در سخنان خود به دولت دوم روحانی اشاره کرده است و از گامهای بلند روحانی در دولت دوازدهم سخن به میان آورده است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، محمد عبداللهی در کانال تلگرامی خود نوشت:
پس از شکست برجام و کلید خوردن پروژه «عبور از روحانی» توسط اصلاحطلبان، اکنون آقای هاشمی به میدان آمده و از حمایت از آقای روحانی سخن میگوید. وی در هفتههای اخیر بارها و بارها در سخنان خود به دولت دوم روحانی اشاره کرده است و از گامهای بلند روحانی در دولت دوازدهم سخن به میان آورده است.
تحلیلگران حوزه سیاسی هاشمی رفسنجانی را لیدر اصلی اصلاحات در انتخابات 92 و کارگردان اصلی این جریان میدانند. همین مساله روحانی را با سهمخواهیهای فراتر از انتظار این جریان مواجه کرد. با این وجود روحانی که تمایل نداشت او را به واسطه دیگران بشناسند؛ ضمن اینکه در عمل، سیاستهای کلی هاشمی و یاران اصلاحطلبش را اجرا میکرد اما برای مستقل نشان دادن خود در ظاهر به برخی از سهمخواهیهای اصلاحطلبان و همچنین آقای هاشمی کم اعتنایی نشان داد. با این وجود هاشمی از ابتدا تلاش کرد اینگونه القاء شود که چترش بر سر روحانی و دولتش قرار دارد.
موضوعی که اصلاحطلبان نیز بدان اشراف داشته و همین تاکتیک روانی را علیه دولت برای پیشبرد اهداف خود بهکار میبرند. برخی نافرمانیهای روحانی اما سبب تشدید نارضایتی هاشمی و تحقیر کردن دولت و وامدار دانستن آن و همچنین ایجاد شکاف در جبهه اصلاحطلبان شد. اصلاحطلبانی که سال 92 با امید اینکه با حمایت از روحانی بتوانند تمام خواستههای خود را محقق کنند اما در نقاط عطف چهار سال گذشته ضربههای سنگینی از دولت تدبیر و امید متحمل شدهاند. ضرباتی که از فراموش شدن آقای محمد رضا عارف در تشکیل کابینه آغاز شده بود و در انتخابات هفت اسفند و بهرغم ائتلاف اصلاحطلبان-اعتدالیها اما بازهم حزب مطبوع حسن روحانی به محض ورود، فرمان را به سمت دیگری گرفت و با جدا کردن مسیر خود در مجلس ناامیدی را در بدنه اصلاحطلبان گسترش داد. از اینرو گرچه برخی سران اصلاحطلب از پایبندی این جریان در حمایت از روحانی درانتخابات 96 سخن میگویند، اما پژواکی که از برخی رسانهها شنیده میشود حکایت از افزایش شکاف میان آنها دارد. هاشمی رفسنجانی سال گذشته بعد از ادعای مهندسی کردن انتخابات ریاست جمهوری سال 96 در حالی که 2 سال تا آن زمان باقی مانده بود، گفت: « انتخابات یعنی توجه به رأی اکثریت جامعه که مردم باید رأی بدهند.» وی در ادامه با بیان اینکه اگر وضع عمومی همینگونه باشد و مردم را داشته باشیم مدعی شد که نتیجه انتخابات روشن است ولی اگر دستهای دیگری دخالت کنند، بحث جداگانه است. سخنان اخیر وی نیز نشان میدهد که هاشمی میخواهد با ایجاد سبد رأی مشخص برای روحانی، خرداد 92 را تکرار کند. چند دلیل اصلی را میتوان برای این حمایت برشمرد؛
هاشمی رفسنجانی به خوبی میداند حسن روحانی یک انتخابات بسیار سخت پیش رو دارد. عملکرد ضعیف وی, عدم تحقق وعدههای دولت، شکست برجام و هزینههای سنگینی که کشور به دلیل سیاستهای غلط متحمل شد؛ و از طرفی نارضایتی اصلاح طلبان، تقریباً یک سبد خالی را پیش روی روحانی قرار میدهد.
با وجود برخی نارضایتیها عملکرد روحانی نشان داده وی میتواند بهترین مجری ایدههایی باشد که هاشمی رفسنجانی آن را طرحریزی کرده بود. در واقع گرچه روحانی در ظاهر تلاش کرد چهرهای مقتدر و مستقل از خود به نمایش بگذارد اما درعمل مهرهای برای اجرای سیاستهای هاشمی رفسنجانی بود. از این رو هاشمی, وی را به مثابه «گزینه اضطرار» برای باقی ماندن در قدرت میبیند.
هاشمی به خوبی میداند که احتمال شکست روحانی در انتخابات 96 و یک دورهای شدن وی وجود دارد با این وجود برای حمایت از او به میدان آمده است. چرا که اگر روحانی در انتخابات 96 پیروز میدان باشد قطعاً نتیجهای ایدهآل برای جریان هاشمی خواهد بود اما در صورت شکست نیز بنا بر سوابق تجربه شده با تشکیک در انتخابات و ایجاد هزینه برای نظام، اهداف خود را پی خواهند گرفت.
حال آقای هاشمی به دلایل پیش گفته باید به فکر ریختن طرح تازهای باشد؛ طرحی برای ماندن در قدرت، ایدهای برای بازآفرینی یک ائتلاف، نسخهای برای پیروزی بر رقیب یا ... . با این وجود به نظر میرسد هنوز راه پر پیچ و خمی تا پذیرش روحانی به عنوان کاندیدای مورد حمایت اردوگاه متفرق اصلاحطلبی وجود دارد. گرچه ائتلاف مجدد نیز دور از ذهن نیست؛ چرا که تجربه نشان داده از آنجا که اصلاحطلبان فاقد هویت سیاسی و مانیفست دقیق هستند سرنوشت خود را به وضعیت دیگران گره میزنند، یک روز سرنوشت خود را به هاشمی گره زدند، یک روز به روحانی و روز دیگر... و از آنجا که راهبردهای مؤثر و جدیدی برای خروج از این بحران ندارند؛ احتمال اینکه صرفاً به دلیل حمایت اشخاصی چون هاشمی رفسنجانی از روحانی حمایت کنند کم نیست.