محمد زعیم زاده در یادداشتی کوتاه درباره فوت منصور پورحیدری نوشت: در بحبوحهی جنگ تحمیلی که اکثر حضراتی فوتبالی فرار را بر قرار ترجیح داده بودند و راهی ینگه ی دنیا شده بودند یا با دینار و درهم برای فوتبال کشورهای گوگولی جنوب خلیج فارس خوش رقصی می کردند علی پروین و منصور پورحیدری در کشور ماندند و با یک مشت جوان چراغ فوتبال مملکت را روشن نگه داشتند؛ آن زمان که روی دیوار ورزشگاه نوشته بود "قو علی خدمتک جوارحی"؛ در کنار صفیر موشک و گلوله تنها تفریح مردم سریال اوشین بود و فوتبال های خوب باشگاه های تهران که علی آقای پروین و منصورخان پورحیدری حداقل شصت هفتاد هزار نفر را به ورزشگاه می کشاندند. وقتی در بازی های آسیایی بانکوک منصورخان روی نیمکت تیم ملی بود و در دور مقدماتی جلوی عمان ۴ تایی شدیم فکرش را هم نمی کردیم که آقای با طمانینه آن گونه مدیریت بحران کند و بعد از سال ها قهرمان آسیا شویم. بعد بانکوک؛ دانمارک و اشمایکلش را در کپنهاگ متوقف کرد و آمریکا را هم در کالیفرنیا، ولی اوضاع استقلال بحرانی بود وسط کار تیم ملی را ول کرد تا سراغ عشقش بیاید سه روز قبل دربی آمد اما دو هیچ بازی را باخت پایان رافت گل زد و حامد کاویانپور و ما چقدر در آزادی خوشحال بودیم. این مرد خیلی قابل احترام بود نه کری مبتذلی می خواند و نه هوچی گر بود. هر وقت تیمش به سبک آرتور جورج با یک گل می برد خیلی جنتلمنانه می گفت از بازی بچه ها ناراضی ام خوب نبودیم؛ هیچ وقت به سبک لات و لوت ها سکوها را علیه کسی تحریک نکرد؛ خیلی مرد محترمی بود حتی برای ما پرسپولیسی های سه نبش. خدایش بیامرزد.