نکته دیگر او نرنجیدن او از هیچ کس در تمام دوران انتخابات بود چرا؟ چون او قبلا زمین خورده بود و به اندازه کافی تحقیرها را دیده بود و هم اکنون کوهی از تجربه، در برابر تمام این بازی های رسانه ای بود.
خبرنامه دانشجویان ایران: نعیمه مستشاری راد*// انتخابات آمریکا انجام شد و و یک تاجر ملک و املاک به پیروزی رسید. نویسنده چندین کتاب و مجری تلوزیونی که خیلی راحت با یک شوی تلوزیونی آرا را، به سمت خود برگرداند.
او نویسنده کتاب پرفروش چگونه برنده شویم است، که در ایران نیز به چاپ رسیده است و خیلی از کارشناسان این کتاب را بهترین کتاب برای رسیدن به موفقیت دانسته اند. او کسی است که رکود اقتصادی را دست مایه ضعف رقیب کرد و اولین پرش را برای موفقیت انجام داد.
او سرانجام توانست اثبات کند که کتاب هایی که از او منتشر شده دارای کاربرد است و هر کسی آن را بخواند به نتیجه خوبی می رسد. و البته ذکر این نکته ضروری است که رفتاری های هیجانی او از کنش های عقلانی او بیشتر است.
ترامپ کسی است که در تمام سال های کاریش روز و شب را الکی و به بطالت سپری نکرد و تمام زندگیش را هدف دار و بدون ریسک پیش رفت و سرانجام به پیروزی رسید. از آنجایی که او در بطن جامعه و مردم بود می دانست که نبض بازار و تفکرات مردم آمریکا حول چه محوری می چرخد و برای همین یک قدم از رقیب جلو بود. رقیب او در طول سال های سیاسی میان مردم نبود و تنها چیزی که او را با مردم پیوند میداد حفظ کردن چند جمله در باب حقوق بشر، تروریسم و یا امنیت بود.
اما بر عکس او ترامپ فردی از خود مردم بود که میدانست پشت پرده جامعه آمریکا چه نگران هایی وجود دارد. او از این نگرانی ها برای ایراد سخنرانیش استفاده کرد و همه نگاه ها را به سمت خودش جذب کرد. او در همه امور یک تنه جلو رفت و یک تنه هم به پیروزی رسید.
او سیاستمدار نیست، تنها یک تاجر موفق است که سیاست را به چشم تجارت نگاه می کنند این گونه دید هرچند برای یک رئیس جمهور شایسته نیست اما ظاهرا این بار اثر کرده و سیاست را تسلیم خود کرده است. بازی با کلمات تنها یک حیله، در فن بیان است ولی در سیاست ترامپ جایی ندارد چون او رک حرف میزند و همین رک حرف زدن باعث شده تا چشم های بیشتری به سوی او برگردد. ترامپ بدون هیچ گونه سخن پروری و کلمات اغوا کننده ای، ساده تر از آنچه که فکر می کنید همه را مجذوب خود کرد. او کسی است که در زندگی اش ورشکست شده و دوباره شروع کرده و همین امر یکی از دلایل پیروزی اوست چون او تجربه شکست های سنگین را دارد و هر شکست سنگین تجربه های زیادی با خود به همراه می آورد و او با تکیه بر همین تجربه ها وارد کارزار انتخاباتی شد.
دلیل عمده ای که او پا به عرصه انتخابات گذاشت این بود که تنها میخواست به این یک امر هم در زندگی دست پیدا کند و به همه اثبات کند که خیلی راحت میتوان در زندگی برنده بود . وگرنه او هیچ
گونه سابقه سیاسی ندارد و تنها حربه او برای رسیدن به این جایگاه ثروتی است که او در طول این سال ها با فروش املاک به دست آورده است . وی کسی است که تنها از دیدگاه اقتصادی به ماجرا ریاست جمهوری نگاه می کند و برای او چیزی به اسم گفت و گو و مذاکرات و برقراری صلح و امنیت میان کشورها وجود ندارد. ترامپ با این که سابقه سیاسی ندارد اما در آخرین زمان ممکن ، بهترین ضربه را به توپ گلف میزند و نتایج بازی را به نفع خود تغییر می دهد و به مانند شاه شطرنج پیروز انتخابات آمریکا می شود. اصل فکری او حول محور اقتصاد یا به عبارت ساده تر پول می چرخد و این درست همان چیزی است که همه انسان ها به دنبال آن هستند. البته او در این کارزار زیرکانه رفتار کرد و از کسی پول نگرفت تا اگر شکست خورد لااقل مجبور نباشد زمین های گلف و یا آپارتمان ها را بفروشد تا خرج بدهی هایش کند.
نکته دیگر او نرنجیدن او از هیچ کس در تمام دوران انتخابات بود چرا؟ چون او قبلا زمین خورده بود و به اندازه کافی تحقیرها را دیده بود و هم اکنون کوهی از تجربه، در برابر تمام این بازی های رسانه ای بود. از نکات دیگر او رک حرف زدن اوست. خیلی رک و صریح حرفم یزند و موضع خود را مشخص می کند. تعارف با کسی ندارد و اگر از کسی خوشش نیاید درست مثل یک سوداگر او را کنار می زند. از آنجایی که او همه چیز در زندگی دارد پس او اقتدارگراست و نمی گذارد کسی در معامله او خللی وارد کند حال مورد معامله می خواهد یک ملک باشد یا انتخابات ریاست جمهوری.
در هر دو حال او اجازه پیروزی رقیب را نمی دهد و حاضر است قیمت بیشتری را بپردازد ولی آن را به دست آورد چون علاقه ای ندارد تا در بازار معامله شکست بخورد. جالب اینجاست او با درست کردن فضای ملتهب گفتاری، رسانه ها را بر علیه خود کرد تا بتواند از آب گل آلود ماهی بگیرد. و البته یک نکته را نباید نادیده گرفت که او قدرت خاصی در بیان دارد و معلوم نیست پشت این سخنان که امروز بیان کرده است چه چیز دیگری نهفته است. وی هرگز در طول انتخابات روی دیگری از خودش به نمایش نگذاشت و با یک چهره پیش رفت و کاملا هدف دار رفتار کرد درست مثل فروشنده ای که جنس خود را به بهترین شکل به مشتری می فروشد او هم سخنانش را به مردم آمریکا با بهترین شکل ممکنه فروخت.
رای ترامپ حاصل سخنان او درباره تبعیض نژادی است. او به طرفداری از سفید پوستان، مهاجران غیرآمریکایی را اخلالی در نژاد مردم آمریکا دانست. چیزی که وجود دارد این است که آیا او میتواند با جنگ هم معامه کند؟ او به دنبال صلح هست یا نه؟ یا تنها منافع اقتصادی را نگاه می کند. امروز و با این انتخابات می توان فهمید که بینش مردم آمریکا کاملا تغییر کرده است و از لفافه گویی سران سیاسی گذشته خسته شده اند. ظاهرا جرقه ای از صداقت در میان ملت آمریکا زده شده است و باید دید این صداقت به مانند جرقه یک فندک است یا مانند چراغ تا مدتی روشن می ماند. البته نمی توان ذهن سیاست مداران آمریکا را خواند ولی با انتخاب ترامپ کاملا معلوم است که سیاست به کدام سو پیش می رود. او به مانند همه تاجران موفق اجازه نداد کسی سر جایش بنشیند و یا از طرف او سخن بگوید در تمام مراحل انتخابات خودش حضور داشت و هرجایی که لازم بود تند برود تند رفت. اهل ریسک نیست و همین باعث شده تا در همه معاملات بدون هیچ گونه خطایی جلو برود. خودش را صدای مردمی کرد که قادر به فریاد نبودند و نارضایتی خود از سیاست های آمریکا را با نشستن در خانه و دیدن فوتبال اعلام می کردند.
ترامپ نگرش مردم آمریکا درباره اقتدار گرایی را تغییر داد چیزی که در 8 سال گذشته کمتر به آن توجه می شد و این یکی دیگر از دلایل پیروزی او بود. شرایط بد اقتصادی و سیاسی در داخل آمریکا همه راه ها را به سوی پیروزی ترامپ هموار کرد و او بهترین معامله را با کمترین خرج به ثمر رساند. حالا باید دید دوران ترامپ چگونه است؟ روابط او با دیگر کشورها چگونه به پیش می رود و آیا او می تواند جنگ را به پایان رساند و صلح را جایگزین آن کند؟ ترامپ تاریخ آمریکا را تغییر داد و توانست گفتار همیشه بزرگ فکر کن را هم به نتیجه برساند و هم آن را به دیگران اثبات کند. و در پایان باید این را بگویم که ما هنوز از سیاست او خبر نداریم و در نهایت او نیز مجبور خواهد شد سیاست روسای پیشین آمریکا را اجرا کند و با بقیه فرقی نداشته باشد.
** فعال دانشجویی دانشگاه آزاد واحد لاهیجان