به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، نزدیک به چهار دهه از انقلاب اسلامی می گذرد، انقلابی که علیه طاغوت و اقویا بود، می خواستیم به مردم نه تنها در داخل بلکه در سراسر جهان ظلمی صورت نگیرد و عدالت را طنین انداز کنیم؛ می خواستیم نمونه کامل حکومت دینی باشیم که پاشنه آشیل نداشته، الگوی جهانیان باشیم و این «می خواستیم ها» را هنوز می خواهیم، اما علت دست نیافتن و یا توفیق ناقص در این زمینه ها چیست؟
در ابتدا کافیست بطور مجمل نگاهی کوتاه به انقلاب فرانسه و روسیه(بلشویک ها) داشته باشیم:
زمان انجام انقلاب فرانسه سه امپراطور روس، پروس و اتریش همه امکانات خود را جهت نابودی انقلاب فرانسه انجام دادند. اما علت ماندگاری انقلاب فرانسه تاثیر بر سایر کشورها چیزی جز مقاومت مردم و عدم تمکین زمامداران در برابر قدرتهای آن زمان نبود؛ تا جایی که کشور های بالکان پروس و اتریش متحول شدند نه انقلاب فرانسه.
درباره انقلاب روسیه نیز مشابه همین اتفاق افتاد؛ تلاش فرانسه، انگلیس، هلند و آلمان به معترضان داخلی روسیه از غرب و تلاش ژاپن از شرق، همه و همه راه به جایی نبرد؛ چراکه در کنار مردم دولت مردانی تسلیم ناپذیر (هر چند ظالم چون استالین) حضور داشتند.
اما حال چرا ما نمی توانیم در داخل فردی را انتخاب کنیم که خودباخته غرب نباشد؟ سکولار نباشد؟ ضعیفان را به استهزا نگیرد؟ و خلاصه معتقد به نظام جمهوری اسلامی باشد. پاسخش هر چه که باشد و هر چه که می دانیم مقصر خود ما هستیم، به نقلی«از ماست که بر ماست».
انتخابات نزدیک است و فرصتی بسیار خوب تا مثل گذشته اثبات کنیم انقلاب ما کم از فرانسه ندارد؛ انقلاب ما ملی یا منطقه ای نبوده و نیست. انقلاب ما با اتکا به دکترین مهدویت داعیه جهانی شدن دارد؛ چنانچه موفقیت هایی که تا امروز داشته ایم از جمله امیدوار کردن ضعیفان جهان و یاری مظلومان بخاطر مقابله با زیاده خواهی ها و مقابله با نابرابری های بین المللی بوده است.
عملکرد دولت جاری از همان ابتدای تبلیغات انتخابات قبل مشی غرب گرا و اصالت گریز بومی دارا بود؛ نتایج این خط مشی را به کرات در ابعاد داخلی (اوضاع فعلی اقتصاد، فرهنگ، اشتغال، مسکن) و خارجی (لگدمال شدن کرامت ملی، زیاده خواهی و عدم عمل به وعده ها) شاهد بوده ایم.
یادآور می شویم کشورهای توسعه یافته و پیشرفته امروز نگاهی درونزا داشته و دارند؛ با اتکا به غیر هیچگاه نمی توان پیشرفت کرد و در عالی ترین مرتبه توسعه وابسته خواهیم داشت. لذا نه تنها انقلاب، تجربه و عقلانیت نیز حکم به عدم تمکین از و انتخاب خود باختگان می کند.
اگر چشم به اصلاح جهان داریم باید کشور را در وهله اول اصلاح نماییم؛ انتخاب فرد وافرادی که دیدگاهشان رضایت دیگران است، وعده دادن نقل حرفشان و نفعشان اندک منطقا صحیح نیست. امروز ما نماینده یک کشوری را انتخاب می کنیم که داعیه دار مبارزه با ظلم و استکبار است، کشوری که امید محرومین جهان از آمریکای لاتین تا آفریقا و آسیا بدان است. توجه صرف به منفعت های شخصی و جناحی آفت انتخابات است، کشور فردی معتقد به شکوفایی درونزا با تفکر آرمانگرا و عمل واقع بینانه می طلبد.
برای تشخیص اینکه بدانیم کدام کاندیدا نماینده عقلانیت و کدام نماینده احساسات است، کافیست فضای پیش از مناظرات و تصمیمات خود را مرور کنیم. عمده جامعه خواستار تغییر وضع موجود بودند؛ فضای مناظرات القای انتخاب بد و بدتر به جای نماینده خوب و اصلح بود. آزموده را آزمودن خطاست؛ باید بدانیم که در صورت پیروزی جناح غربگرا ملت عمدتا دارای مشی احساساتی بوده که معیار مناسبی برای توسعه کشور نیست؛ اما در صورت پیروزی جناح درونگرا ملت را باید با مشی عقلانیت شناخت که دربردارنده زمینه مناسب جهت توسعه کشور است.
ناز پرورد تنعم نبرد راه به جای عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد



