تنها 15 درصد در دوره کارشناسی 95، 13درصد در دوره کارشناسی ارشد 96 و 26 درصد دوره دکتری 96 داوطلبان پذیرش شده میتوانند در دورههای روزانه درس بخوانند. به این ترتیب میانگین پذیرش در دوره روزانه در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مشخص میکند که تنها 15 به صورت رایگان درس بخوانند.
خبرنامه دانشجویان ایران: اخیرا آماری جدیدی از وضعیت نسبت پذیرش دانشجوی روزانه(تحصیل رایگان) به دیگر دانشجویان(شبانه، غیرانتفاعی، آزاد و...) منتشر شده است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آمارها نشان میدهد که از 750 هزار و 269 ظرفیت پذیرش در دوره کارشناسی سال 95، 129 هزار و 516 نفر در دوره روزانه، از 342 هزار و 516 نفر ظرفیت در دوره کارشناسی ارشد سال 96، 52 هزار و 376 نفر در دوره روزانه و از 26 هزار و 599 ظرفیت پذیرش در دوره دکتری سال 96، 9 هزار و 340 در دوره روزانه قبول میشوند. بنابراین تنها 15 درصد در دوره کارشناسی 95، 13درصد در دوره کارشناسی ارشد 96 و 26 درصد دوره دکتری 96 داوطلبان پذیرش شده میتوانند در دورههای روزانه درس بخوانند. به این ترتیب میانگین پذیرش در دوره روزانه در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مشخص میکند که تنها 15 به صورت رایگان درس بخوانند.
همانطور که میدانیم دانشگاه محل تربیت نیروی متخصص برای جامعه و تعلیم و تربیت نیروی انسانی است اما چند سالی است که دانشگاهی پولی در جامعه باب شده که منظور زیر سوال رفتن وظیفه و رسالت دانشگاه در کشور است.

شروع کار: شروع به کار شدن دانشگاه پولی در کشور را می توان تاسیس دانشگاه آزاد در کشور دانست که به تدریج و در قالب قانون ازجمله برنامه پنجم توسعه به دانشگاهها اجازه داده شد تا برای جبران هزینه ها به جذب دانشجویان در قالب دریافت مبالغی بپردازند؛ از همین و به تدریج شاهد جذب دانشجو با روشها و اسامی مختلف از جمله: پیام نور، علمی کاربردی، شبانه، پردیس و ... بوده و هستیم. بطوریکه تنها 15 درصد در دوره کارشناسی 95، 13درصد در دوره کارشناسی ارشد 96 و 26 درصد دوره دکتری 96 داوطلبان پذیرش شده میتوانند در دورههای روزانه درس بخوانند؛ به عبارت دیگر میانگین پذیرش در دوره روزانه در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مشخص میکند که تنها 15 به صورت رایگان درس بخوانند.
دلیل پولی شدن چه بود؟ جدای از ضعف نظام آموزشی کشور که عمده کارشناسان در ابعاد تاریخی، جغرافیایی، علمی و اقتصادی بدان معترف اند(1)، ازدحام جمعیت مشتاق علم و کمبود امکانات دانشگاهی در سطح کشور را می توان از مهمترین علل پولی شدن دانشگاهها در سطح جامعه دانست.
از سوی دیگر و طبق قانون که باعث پاسخگویی مسئولین در قبال اینکه چرا کار نیست؟ می شود، می توان به وظیفه دانشگاهها طبق تعریف وزارت علوم یعنی تربیت نیروی متخصص و نه ایجاد اشتغال برای نیروی انسانی متخصص، دانست.

علت اقبال جامعه به ورود دانشگاه چیست؟
مهمترین دلایل که به تدریج طی چند دهه اخیر جهت ورود به دانشگاهها شکل گرفت را می توان در قبال پاسخ های زیر دانست: هیچ کار دیگری جز ادامه تحصیل ندارم، ادامه تحصیل با هدف فرار از سربازی، علاقه به عنوان مهمترین دلیل ادامه تحصیل، ترجیح دادم فرزندم به اطرافیان خود بگوید که مدرک مادرم "ارشد" است، ادامه تحصیل با هدف تولید علم و مهاجرت به خارج از کشور، ذهنیت نسل قبل(خانواده ها) که محصلین زمان خود را در قامت لااقل کارمندی ساده می بینند، افزایش پرستیژ اجتماعی و امید به کسب شغل است.
نتیجه این روند و دیدگاه افراد چیست؟
بیش از 75 درصد بیکاران، تحصیلکرده هستند (یکی از دلایل ادامه تحصیل افراد پیدا کردن شغل مناسب است در حالی که بر اساس نتایج آمارگیری نیروی کار سال 1393 از سوی مرکز آمار ایران، بیش از 110 هزار نفر با مدرک دکترا در کشور بیکارند)، به جای اشتغال راه تحصیل برای افراد جامعه باز شده است، تبدیل پذیرش دانشجو به منبع درآمد برای دانشگاهها، ناکافی بودن تولید علم و انجام پژوهش در دانشگاهها(از یک طرف بودجه تولید علم و انجام پژوهش در دانشگاهها کافی نیست و از طرف دیگر عدم تمایل دانشجویان به این امور باعث شده که تحقیقات دانشگاهها به پایان نامه و رساله خلاصه شود).

چه باید کرد؟
به نظر می رسد سیر صعودی و شتابدار پولی شدن دانشگاهها با شرایط بومی ما همخوانی ندارد؛ چراکه باعث می شود مستضعفین و ندارها در جامعه نتوانند به تحصیل در مقاطع دانشگاه و بالاتر بپردازند و از سوی دیگر عده ای سرمایه دار با تکیه صرف به پول خود ضمن وابسته کردن دانشگاهها به خود مدارج علمی را طی کنند، همچنین سرخوردگی بسیاری از استعدادها و بریدن از تحصیل مانع بزرگی جهت رشد علمی و تولید علم(از پایه های مهم توسعه یافتگی) می گردد؛ لذا جهت پیشگیری از معضلات اقتصادی و اجتماعی می توان به موارد زیر التفات نمود:
-توجه بیشتر به رشته های فنی و حرفه ای( طبق فرمایشات رهبر انقلاب)
-آگاهی و شفاف سازی اینکه قرار نیست با تحصیل فرد به شغل مورد علاقه دست یابد؛ انتقال اینکه تحصیل گارانتی نداشته و تنها تسهیل کننده است.
استعداد یابی از سطوح پایه تحصیلی و هدایت سرمایه انسانی به مسیر مورد نیاز جامعه که لااقل از حجم افراد پشت کنکور در رشته های خاص و هزینه های جامعه کاسته شود.
بهره گیری از تجربه سایر کشورها: تجربه کشور های توسعه یافته لااقل در بعد اقتصادی مبین روی آوری افراد و حمایت دولت از بنگاههای اقتصادی زود بازده می باشد، کاری که ما در عمل موفق نبوده ایم.
شکستن پرستیژ تحصیلات: با استفاده از رسانه ها و نخبگان می بایست وجهه پوشالی دکتر، مهندس شکسته شود، چراکه طبق گزاره های فوق مهمترین عامل ادامه تحصیلات تصورات باطلی از جمله اشتغال است، که در عمل شاهد نبوده ایم. در همین راستا جایگزین کردن علم به عنوان وسیله خدمت طبق فرهنگ بومی به جای کسب پرستیژ و احترام سایرین امری مطلوب تلقی می شود.
-1http://mahshar.com/world/research/edupol/index.php.htm