تاریخ انتشار: دوشنبه 1396/11/16 - 11:07
کد خبر: 258096

علیرضا جباری دارستانی؛

دروغ است، «شعله‌ور» درباره «حسد» نیست!

دروغ است، «شعله‌ور» درباره «حسد» نیست!

نه، خدا کند شعله‌ور درباره حسد نباشد تا بتواند به‌عنوان حسادت‌برانگیزترین فیلم تاریخ سینمای ایران جایگاه خود را حفظ کند. فیلمی هستی‌شناسانه، آوانگارد، انتقادی و رادیکال، نه فیلمی که بتوان با آن «استراحت کرد و از پله‌ها بالا رفت!»

خبرنامه دانشجویان ایران: علیرضا جباری دارستانی// اگر کار منتقد هنری، بنا بر نظر بسیاری از نظریه‌پردازان هنر و منتقدان ادبی «نشان دادن» یا «اشاره کردن» به نکات و جنبه‌هایی است که یا خود در آثار هنری پنهان می‌مانند، یا خالقان آن آثار، برای پنهان‌سازی آنها تلاش می‌کنند متن حاضر تلاشی است برای نشان دادن برخی از نکات و جنبه‌های پنهان‌مانده در فیلم سینمایی «شعله‌ور» ساخته حمید نعمت‌ا...! نکات و جنبه‌هایی که حتی عامدانه توسط نویسندگان و کارگردان این اثر سینمایی که می‌توان آن را با اغماض «اثری هنری» هم خواند، پنهان می‌شود و به‌ویژه با تقلیل موضوع این اثر به «فیلمی درباره حسد!» این پنهان‌سازی شکل تمام‌عیاری به خود می‌گیرد.

مایلم با همین ادعای گزاف و دهان پر کنم، آغاز کنم: «شعله‌ور هیچ ربطی به حسد ندارد! این فیلم درباره هر چیزی می‌تواند باشد جز حسد! این فیلم، قصه یک آدم بیچاره است و حسد اساسا خصلت یک انسان تنهامانده در جهانی وامانده نیست. حسد در بهترین حالت یک رذیله اخلاقی برای آدمیانی با فرهنگ بورژوایی در جهانی است که همه چیز سر جای خودش است؛ الا چند چیز که از نظر آن حسودان باید در اختیار آنها می‌بود! حسد خصلت آدمیانی است که چیز یا چیزهایی دارند و مزه داشتن آن «چیز»‌ها زیر زبان‌شان هست و به‌واسطه آن چیزها می‌توانند از نداشتن «چیز»های دیگری که دیگران واجد آنها هستند، دچار حسد شوند. «فرید» (با بازی امین حیایی) همان‌طور که در ابتدایی‌ترین بخش فیلم – حتی قبل از تیتراژ – می‌گوید یک «بیچاره»ی به تمام معنا است؛ او هیچ‌چیز ندارد و اتفاقا خیلی هم خوب می‌داند که یک «بی‌همه‌چیز» است. حسد خصلت بی‌همه‌چیزها نیست و هر قدر هم خالقان اثر بخواهند به ما گوشزد کنند او حسود است، ما باور نخواهیم کرد! نه، آدمی مانند فرید اساسا نمی‌تواند حسود باشد، او حتی امکانات حسادت‌ورزی را هم ندارد و همه ارزش کار نعمت‌ا... و مقدم‌دوست در همین‌جاست؛ خلق کاراکتری آشنا و بسیار نزدیک به همه ما! کاراکتری که آنقدر بیچاره است که وقتی «گناه» می‌کند، همه ما با او همذات‌پنداری می‌کنیم و ترجیح می‌دهیم گناهکاری و فرومایگی او را حمل بر «عصیانگری» کنیم، نه «حسادت»!

از سوی دیگر، تلاش برای کهن جلوه دادن موضوع جعلی مورد نظر سازندگان، به‌عنوان یک رذیله اخلاقی باستانی، با اتکا به مکانی کهن و باستانی‌ای که بخش مهمی از داستان در آنجا روایت می‌شود، اصلا قابل قبول نیست؛ اگر قرار باشد تنها دو فیلم از کل فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را فیلمی «مدرن» در معنای دقیق و حقیقی آن بخوانیم، قطعا «شعله‌ور» یکی از آن دو فیلم است و اصلا نمی‌توان انتخاب لوکیشن‌ها یا روایت کردن قصه فیلم را در استانی که وجوه باستانی دارد و مثلا زادگاه «رستم» است، به‌عنوان یک توجیه مناسب برای چسباندن این فیلم به امری که باستانی یا سنتی (حسد) است، پذیرفت. اتفاقا شعله‌ور قصه یک انسان امروزی و کاملا معمولی، بیچاره، درب و داغان، کم‌آورده، سرکوب‌شده، فراموش شده و از هم پاشیده است؛ ویژگی‌هایی کاملا مدرن که حتی اگر در کاراکترهایی که در میان قبایل بدوی آفریقایی و دهات‌کوره‌های آسیایی هم زندگی کنند، یافت شود، هیچ چیز از مدرن بودنشان کم نمی‌شود. فرید همان‌طور که خود بارها تاکید می‌کند چنین انسان بیچاره‌ و از‌هم‌پاشیده‌ای در همین جهان دم‌دست ما است. اما بیچاره و سرکوب‌شده و داغان‌شده و پاشیده‌شده از چه چیزی؟ این مهم‌ترین سوال است تا ما از طریق آن بتوانیم به واکاوی و حتی واسازی محتوا و فرم فیلم حمید نعمت‌ا... برسیم.

«شعله‌ور» دو پاره است و این دوپارگی بزرگ‌ترین ضعف این «اثر هنری» است؛ پاره یا نیمه اول فیلم، یک نیمه استثنایی و کم‌نظیر در سینمای ایران است. در این نیمه، ما تقابل انسانی مدرن و البته بیچاره را با جهان شاهدیم و اگر مایل بودید می‌توانید به‌جای واژه «جهان» از واژه‌هایی مانند «هستی» یا حتی «تقدیر» و «سرنوشت» هم استفاده کنید. این تقابل و رویارویی به «شعله‌ور» این امکان را می‌دهد تا خود را به مرزهای یک تراژدی واقعی و مدرن نزدیک کند و واجد جدیت هستی‌شناختی‌ای شود که هنوز فیلم‌های ایرانی به چند فرسنگی آن هم نرسیده‌اند. به همین دلیل «شعله‌ور» در نیمه نخست خود به مدرن‌ترین آثار هنری جهان کنونی پهلو می‌زند و خود را واجد وجوه انتقادی‌ای می‌کند که بی‌هیچ شعاری و از درون، به ما یادآور می‌شود که تمامیت فرهنگ در عصر بورژوایی کنونی به قول «تئودور آدورنو» چیزی نیست جز مشتی آشغال! در همین نیمه نخست است که جهان ما به‌عنوان جایی تصویر می‌شود که در آن «اگر نمی‌توانی ممتاز باشی؛ هرّی!» اگر نمی‌توانی انسانی «قهرمان»، «موفق»، «پولدار»، «دارای شغل و کار و بار و خانه و... آبرومند» باشی، باید گورت را گم کنی! جهانی که در آن انسان‌های معمولی و بیچاره نه‌تنها هیچ جایی ندارند، بلکه مدام فحش می‌خورند، تحقیر و سرکوب می‌شوند و از هم می‌پاشند.

حالا می‌توان به آن سوال مهم – لااقل با توجه به نیمه‌نخست فیلم – پاسخ داد: فرید در برابر جهانی قرار گرفته است که با حفظ وضعیت کنونی، مدام تخریب و تحقیر و سرکوب خواهد شد و بدین‌ترتیب روزبه‌روز و آن به آن، از هم پاشیده‌تر خواهد شد؛ حتی او زمانی که بخواهد خود را مانند خوش‌پوش‌ها و موفق‌ها و قهرمان‌ها و بی‌دردها معرفی کند و لااقل برای پسر و همسرش نقش یک پدر و همسر باکلاس و جنتلمن را به نمایش بگذارد و با ساخت یک هواپیمای کنترلی پیشرفته نشان دهد که تا چه حد قادر به همراه شدن با منطق و مناسبات این جهان بی‌رحم است، باز هم گند می‌زند، تحقیر می‌شود و فحش می‌خورد!

فرید در این جهان نمی‌تواند یک قهرمان باشد! این مهم‌ترین ویژگی قهرمان فیلم «شعله‌ور» است که گویا کارگردان می‌خواسته بیشتر ضدقهرمان جلوه کند! اما فرید ضدقهرمان نیست، او واقعی‌ترین قهرمانی است که سینمای ایران تاکنون به خود دیده است؛ قهرمانی که نمی‌تواند قهرمان باشد و همواره در جدال با جهانش ناکام می‌ماند. این ویژگی همه قهرمانان مدرن آثار هنری بزرگ در جهان مدرن است؛ جهانی که به گفته «گئورگ لوکاچ» گویی «خدا آن را ساخته و بعد ترکش کرده است!» جهانی که به گفته مهندس تاسیسات گلخانه در «شعله‌ور»، «هر کس نمی‌تواند ممتاز باشد، هرّی!» نیمه نخست فیلم نعمت‌ا... نه‌تنها القاکننده این تقابل استثنایی مدرن بین انسان بیچاره ایرانی و مناسبات سخت و متصلب این جهان است، بلکه همچنین نشانگر «درافتادن»، «تن زدن» و «عصیان کردن» فرید نسبت به منطق و مناسبات چنین جهانی است.

نیمه دوم فیلم از همین‌جا یعنی با عزیمت یا «فرار» (تن زدن) فرید از مناسبات جهان موجود و پناه بردن به جایی که به قول نعمت‌ا... «شاید بیشترین فاصله را با ما دارد»، شروع می‌شود. اما ایراد اساسی کار در نیمه دوم فیلم این است که آن جدال واقعی و عینی و در عین حال اصیل و بنیادین با جهان، از دست می‌رود و به جدالی بین فرید و یکی دو نفر که به‌عنوان قهرمان به ما معرفی می‌شوند، فروکاسته می‌شود. در این نیمه، از جان فیلم کاسته شده و اگر‌چه تلاش می‌شود با تصاویر ناب و نماهای زیبا از طبیعت شگفت‌انگیز استان سیستان و بلوچستان همچنان نفوذ و جذابیت فیلم حفظ شود، ولی مخاطب باهوش فیلم خود را از آنچه روی می‌د‌هد جدا می‌بیند. زیرا دیگر درکی هستی‌شناختی و مشترک با آنچه از فرید سر می‌زند، ندارد! فرید کم‌کم از آن انسان بیچاره و البته اصیل در جهانی که بین همه ما مشترک است، تبدیل به آدمی «عقده‌ای» شده و به یک بزهکار عوضی فروکاسته می‌شود. عوضی، عقده‌ای و بزهکاری که دیگر هر کسی می‌تواند باشد، نه لزوما کاراکتری ناب از یک بیچاره، درمانده، سرکوب‌شده و از هم پاشیده در جهانی که فرید نه می‌تواند و نه می‌خواهد قهرمان آن باشد! درنهایت هم ما با اضمحلال شخصیتی مواجه می‌شویم که با خود می‌گوید «خسته شده‌ام از بس دویدم، باید استراحت کنم، باید بتوانم از پله‌ها بالا بروم!» این مونولوگ پایانی فرید در «شعله‌ور» را مقایسه کنید با مونولوگی که شخصیت درمانده مدرن دیگری که ساموئل بکت، بزرگ‌ترین چهره شاخص و در حقیقت آموزگار هنر انتقادی مدرن در رمان «نام‌ناپذیر» آفرید، تا انتها جدالش را با جهانش حفظ کرد و هرگز تلاش نکرد با فروکاستن درماندگی‌اش در این جهان، به یک رذیله اخلاقی، برای رهایی از تناقضات بنیادین این زندگی و جهان کنونی راه‌حلی دم‌دستی و مبتنی‌بر پندآموزی ارائه دهد: «باید ادامه دهی، نمی‌توانم ادامه دهم، ادامه خواهم داد!»

نه، خدا کند شعله‌ور درباره حسد نباشد تا بتواند به‌عنوان حسادت‌برانگیزترین فیلم تاریخ سینمای ایران جایگاه خود را حفظ کند. فیلمی هستی‌شناسانه، آوانگارد، انتقادی و رادیکال، نه فیلمی که بتوان با آن «استراحت کرد و از پله‌ها بالا رفت!»

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
عکس | تجمع دانشجویان مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران
فیلم | خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست
فیلم | دانشجویان خواجه نصیر: یا مرگ، یا خامنه‌ای
فیلم | آتش زدن پرچم اسرائیل و آمریکا توسط دانشجویان شریف
فیلم | بازگشت شاه قاتل؛ زهی خیال باطل
عزادارنماها دیروز در دانشگاه تهران چه کردند؟/ از پرتاب سنگ تا استقبال از حمله نظامی دشمن!
آدم‌ربایی با هدف اخاذی یک میلیون دلاری در تهران خنثی شد
ثبت نام ارزاق صبحانه دانشجویی برای ساکنان خوابگاه‌های دانشگاه علامه
سامانه بارشی از امروز وارد تهران می‌شود
گمانه‌زنی‌ها درباره توافق موقت را تایید نمی‌کنیم
واکنش دانشگاه علم و صنعت در پی درگذشت یک دانشجو
تعویق یک‌هفته‌ای هجدهمین آزمون بسندگی زبان انگلیسی دانشگاه شهید بهشتی
اوسمار نزدیک به پایان همکاری با پرسپولیس
دولت‌های اصلاحات و دنده‌عقب مسکن!
رد صلاحیت نامزدی که عضو هیأت مرکزی نظارت است!
ترامپ از تسلیم‌ناپذیری ایران کلافه است
به بهانه فحاشی ها در دانشگاه شریف و تهران
نسخه طلایی تغذیه برای روزه‌ اولی‌ها
تکذیب حضور یگان ویژه در دانشگاه‌ها
چگونه در ماه رمضان دچار اضافه‌وزن نشویم
شرایط نامساعد اسیران فلسطینی در ماه رمضان
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top