تاریخ انتشار: شنبه 1397/02/08 - 17:41
کد خبر: 264425

کتاب «عمار حلب» به چاپ هفتم رسید

رفتارشان را توی هیئت برانداز می‌کردم. یک‌سره با هم می‌پریدند و حسابی جفت‌وجور بودند. رفاقتشان رگ‌وریشه داشت. ممدحسین و رفقایش آخر هیئت می‌ماندند و با بچه‌ها قاطی می‌شدند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از مشرق، کتاب «عمار حلب» به‌قلم محمدعلی جعفری، قرار است ما را با شخصیت ناب یک شهید مدافع حرم به‌نام محمدحسین محمدخانی آشنا کند. این کتاب هفتمین کتاب از مجموعه مدافعان حرم است که انتشارات روایت فتح آنها را منتشر کرده است. کتاب 8 فصل دارد که عنوان آن را مصراعی از یک بیت شعر تشکیل داده است؛ هر فصل هم به بخش‌های کوچکتری تقسیم شده که با شماره از هم تمیز داده می‌شوند.

نویسنده این کتاب از انتشار چاپ هفتم این کتاب خبر داد.

شهید محمدحسین محمدخانی در 9 تیرماه 1364 به دنیا آمد و 8 تیر 1389 ازدواج کرد و 16 آبان 1394 در حلب به شهادت رسید.

برشی از متن کتاب:

*دفعۀ اول که پا گذاشتم توی هیئت، یکی‌یکی من را چپاندند تنگ بغلشان و ماچ‌بارانم کردند و حسابی تحویلم گرفتند. که چی؟! بیا بالای مجلس بنشین. ما را بردند جلو و کلی خوش‌آمد گفتند. خیلی جالب بود برایم. آدم‌هایی که می‌دیدم، خیلی جذاب بودند. به من می‌گفتند که ما تو را از خودمان می‌دانیم. من را به اسم کوچک صدا می‌زدند. می‌گفتم: بابا اینجا کجاست دیگه؟! چه‌جای باحالی!

* ممدحسین هم آمد و من را سفت چسباند توی بغلش. به‌قاعدۀ خودم فکر می‌کردم اهل بگیروببند باشد، از این بسیجی‌هایی که گیر می‌دهند به همه‌چیز. خیلی لوطی و عشقی پرسید: «بچه کجایی؟» گفتم: «جوادیه، تهران‌پارس.».

خودش بچۀ مینی‌سیتی بود. جفتمان بچۀ شرق تهران بودیم. گفت: «بچه‌محل هم که هستیم.» می‌گفت: «اینجا هیئت دانشجوییه و خودمون اینجا رو می‌گردونیم».

* رفتارشان را توی هیئت برانداز می‌کردم. یک‌سره با هم می‌پریدند و حسابی جفت‌وجور بودند. رفاقتشان رگ‌وریشه داشت. ممدحسین و رفقایش آخر هیئت می‌ماندند و با بچه‌ها قاطی می‌شدند. می‌آمدند کفش‌ها را واکس می‌زدند. کار کوچکی بود، ولی به‌چشم من خیلی بزرگ می‌آمد. دغدغه داشتند ما با چه برمی‌گردیم. وسیله داریم یا نه. اینکه کسی پیاده از هیئت برنگردد، برایشان مهم بود. ممدحسین می‌گفت: «این‌ها ماشین ندارن، تک‌تک برسونیدشون».

*ما را سوار ماشین یا موتور می‌کرد، می‌فرستاد. تا ما نمی‌رفتیم، خودش نمی‌رفت. به همه احترام می‌گزاردند. بچه‌های غریبه و آشنا را از هم سوا نمی‌کردند. حتی آن بچه‌سوسول‌های مو فشن دانشگاه را هم تحویل می‌گرفتند. می‌گفتند که آن‌ها هم از خودمان هستند.

چاپ هفتم کتاب «عمار حلب» اثر محمدعلی جعفری در 450 صفحه از سوی نشر روایت فتح با قیمت 19هزار تومان روانه بازار کتاب شده که در مجموع 14هزار نسخه از این کتاب منتشر شده است.

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
گردان: سهم ویسی در قهرمانی و سقوط ذوب‌آهن به یک اندازه است
روسیه: کشتی حامل تدارکات برای نیروهای مسلح اوکراین را هدف قرار دادیم
واکنش سازمان غذا و دارو به کیفیت واکسن آنفلوانزا
اعتراض عراقی‌ها در محکومیت محدودیت پروازهای ایران
لاوروف: ترور رهبر ایران و اعضای خانواده‌ ایشان غیرقابل قبول است
بیانیه نیروهای مسلح یمن درباره تجاوز عربستان علیه این کشور
لاوروف: رد پیشنهاد ایران از سوی آمریکا تأسف بار است
عراقچی با رئیس مجمع عمومی سازمان ملل متحد دیدار کرد
فیدان: با آمریکا و ایران درباره جلوگیری از گسترش جنگ گفتگو کردیم
اعتراض علنی عراقی‌ها به تصمیم دولت این کشور برای توقف پروازهای ایران
نامه نمایندگی ایران در ژنو درباره تبعات تروریسم اقتصادی آمریکا
پزشکیان: مظلومیت مردم ایران و جنایات آمریکایی-صهیونیستی را گوشزد کردیم
رهبر حماس: نمی‌گذاریم خون مردم فلسطین خرج انتخابات اسرائیل شود
نمی‌توان از خلع سلاح گفت و زرادخانه‌های رژیم صهیونیستی را ندید
پزشکیان: برای دفاع از عزت و سربلندی مردم به سازمان ملل رفتیم
عراقچی: خط اصلی تمام دیدارها در نیویورک بیان شروط مابرای باز شدن تنگه هرمز بود
دیدار عراقچی با وزیر امور خارجه نیکاراگوئه
دیدار عراقچی با معاون دبیرکل سازمان ملل در امور بشر دوستانه
دیدار وزرای امور خارجه ایران و مالزی
رئیس جمهور به کشور بازگشت
نتایج آزمون جذب قضات سازمان قضایی نیروهای مسلح اعلام شد
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top