خبرنامه دانشجویان ایران: نوشتم و نوشتم، مثل سابق، می پنداشتم برای اسلام و آزادی قلم می زنم، نمیدانستم که هر زخمه قلم، زخمی است بر دل مجروح پدر، با خود گفتم: چون زنگی مست، تیغ برهنه کردهای، بر که میزنی؟ او پدر است نه کافر حربی.
مهدی خزعلی در آخرین به روز رسانی وبلاگشخصی خود مطلبی را منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش در بخشی از این مطلب آمده است:
نوشتم و نوشتم، مثل سابق، می پنداشتم برای اسلام و آزادی قلم می زنم، نمی دانستم که هر زخمه قلم، زخمی است بر دل مجروح پدر! تا او را در بستر یافتم، دردم دو چندان شد، با خود گفتم: چون زنگی مست، تیغ برهنه کرده ای، بر که می زنی؟ او پدراست نه کافر حربی!
دوش با خود عهد کردم تیغ در نیام کشم و قلم در خامه دان نهم و تا رضایتش ننویسم، یا اگر می نویسم فقط برای خانواده ام بخوانم، چرا که نه، آنها اولین و آخرین مخاطب منند، گاهی با نوشته های من ریسه می روند و گاه می گریند، گاه تنها پل ارتباط من و آنها این نوشته هاست، فرزند برای مادر می خواند و مادر برای فرزند، و با هم می خندند، من نیز خودرا شریک محفل شادشان می دانم، به چه میخندند، به آسمان پر ستاره سلول من ؟ یا به پتوی سابقه دار انفرادی؟ به هر چه می خندند، خوشحالم که در اوج سختی توانسته ام لبخند را به خانه ام بیاورم! می دانم،چه سخت است « روز وداع یاران » ، امروز با دوستان همدل و یکرنگی که شبهای تنهایی مان را در محفل مجازی به هم اندیشی می نشستیم وداع می کنم، می دانم که همه مرا درک می کنند،...
ملت ما آنقدر فهیم و بزرگ است که ادب در برابر والدین را آموخته و به فرزندانش می آموزد، من تا کسب رضایت پدر با شما وداع می کنم و درسایت چیزی نمی نویسم مگر با رضایت او. بدرود.



