تاریخ انتشار: 25 خرداد 1388 - 00:00:00
کد خبر: 294

تشریح استراتژی دوم خردادی ها پس از شکست

آخرین سخنان خاتمی بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالی ایراد شد که او آنچه را که می خواند، خطرناک تلقی کرد. این عبارت البته تیتر درشت صفحه دوم روزنامه شرق را هم به خود اختصاص داد:«خاتمى: بزرگترین تهدید براى نظام غلبه حاشیه بر متن است.»

خبرنامه دانشجویان ایران :کنش‌ها و واکنش‌های جبهه اصلاحات چه در مواجهه با اصل انتخابات و چه در مواجهه با شکست طی این سال‌ها به گونه ای است که یک سناریوی تکراری و از پیش تعیین شده را تداعی می‌کند. این سیر فعالیت‌های سیاسی آن قدر تکراری است که می‌توان آن را فرموله کرد و از پیش خبر از بهانه‌گیری‌ها و فضاسازی‌های احتمالی داد. شکست اصلاح طلبان در سوم تیر محلی بود برای بروز گسترده همین بهانه گیری ها؛ اگرچه در سایر انتخابات ها هم می شد رد پایی از این سناریوسازی‌ها مشاهده کرد.

توهین به مردم و منتخب ملت با چاشنی زیر سؤال بردن اصل دموکراسی!

آخرین سخنان خاتمی بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالی ایراد شد که او آنچه را که  می خواند، خطرناک تلقی کرد. این عبارت البته تیتر درشت صفحه دوم روزنامه شرق را هم به خود اختصاص داد:«خاتمى: بزرگترین تهدید براى نظام غلبه حاشیه بر متن است.»

اصلاح طلبانی که تا دیروز حرف از جمهوریت نظام و پایبندی به دموکراسی می زدند، وقتی با آرای مردم و انتخاب مردم مواجه می شدند و انتخابی را می دیدند که مطابق میل و نظرشان نبود، آن را به نوعی محکوم می کردند. توصیف پیروزی احمدی نژاد با عنوان در همین راستا بود.

سرمقاله چهارم تیرماه روزنامه شرق همین مفهوم را تبیین می‌کند. محمد جواد روح در این سرمقاله نوشت: «انتخابات دوره نهم عرصه به میدان آمدن حاشیه‌نشینان بود. این حاشیه نشینان را طیفى از نیروهاى آسیب دیده از روند توسعه طى ۱۶ سال اخیر تشکیل مى دهند. طیفى که آراى خود را به نام احمدى نژاد در صندوق ها ریخت، خود را قربانى پروژه توسعه اى مى دید که در ۸ سال سازندگى آغاز شد و دولت اصلاحات هم آن را پى گرفت. چنین است که این طیف، آراى خود را به نام کسى در صندوق ها ریخت که خود را نه از جنس مدیران این سال ها که از "جنس مردم" معرفى مى کرد و شعارش نه تداوم اصلاحات سیاسى و اقتصادى این سال ها که انقلابى علیه این روند بود.»

پشتوانه مردمی نظام آن روزها "حاشیه" لقب می گرفت و کسانی که خود را زمامدار و سیاستمدار و روشنفکر و صاحب نظر می نامیدند، "متن" تلقی می شدند. و این غلبه ای بود که از نظر آقای خاتمی می توانست خطرناک باشد. اصلاح طلبان حاضر به پذیرش آرای مردم نبودند و آن را به نوعی محکوم می‌کردند. چنانچه در انتخابات شوراهای سوم نیز چنین کردند.

اصلاح طلبان خود را شکست خورده انتخابات نمی دانستند و حاضر نبودند شکست قطعی به واسطه انتخاب مردم را بپذیرند. محمد قوچانی طی سرمقاله ای با عنوان "آیا ما شکست خوردیم؟" به جای پذیرفتن آرای مردم و نتیجه آنچه تا دیروز در تقدس آن جریده ها سیاه می کردند، یعنی دموکراسی، از اینکه انتخابات حقانیت را به همراه خود نمی آورد سخن گفت! او در سرمقاله پنجم تیرماه شرق نوشت:«ما به صراحت معتقدیم که آنچه به عنوان انتخاب هاى اصلاح طلبانه (هاشمى، کروبى، معین) به مردم معرفى مى کردیم انتخاب هایى درست بوده اند. اکنون مردم به هر دلیل محمود احمدى نژاد را برگزیده اند. راى مردم گرچه به آقاى احمدى نژاد "حق" ریاست جمهورى مى دهد اما "حق" نقد را از ما نمى ستاند. دموکراسى "مشروعیت"ساز است اما الزاماً "حقانیت" آفرین نیست. ما مى توانیم ریاست جمهورى احمدى نژاد را شادباش بگوییم اما همچنان بر راى و نظر متفاوت خود اصرار کنیم.»

اصلاح طلبان در عین حال سوم تیر را "حرکت به سوى یک جامعه پوپولیستى" تعبیر می کردند و از "بروز یک جنبش فاشیستى برآمده از طبقه محرومان" سخن می گفتند. و این به معنای توهین صریح به مردم و آرای مردم بود.

در واقع اصلاح طلبان هیچ گاه نخواستند نتیجه انتخابات هایی را که به نفعشان رقم نمی خورد را بپذیرند. آنها همچنان حق را از آن خود می دانستند و تصریح می کردند که مردم اشتباه کرده اند و دیر یا زود متوجه اشتباهشان خواهند شد. در این مسیر حتی حاضر بودند آنچه را که از آن بتی مقدس ساخته بودند؛ یعنی دموکراسی را هم به چالش بکشند. همان دموکراسی مقدس و مطلق این بار قابل تشکیک می شد و الزاما حقانیت آور نبود. آیا این بار هم اصلاح طلبان از پذیرفتن شکست طفره خواهند رفت؟ در این انتخابات تمام توان جبهه گسترده مقابل دولت به کار گرفته شده بود. آیا با این وجود "داعیه داران صحنه" و "بازی گردان پنهان بازی" شکست خود را خواهند پذیرفت یا باز هم مردم را متهم خواهند کرد؟

زیر سؤال بردن سلامت انتخابات

یکی از جدی ترین سناریوهای تکراری طی این سال ها زیر سؤال بردن سلامت انتخابات بوده است. این در حالی است که رهبر انقلاب بارها و بارها در این خصوص به صراحت سخن گفته اند و در برخی موارد کسانی را که سلامت انتخابات را زیر سؤال می برند، "همراه با دشمن" لقب داده اند.

زیر سؤال بردن صحت انتخابات در انتخابات شوراها و انتخابات ریاست جمهوری نهم نوعی پارادوکس را هم رقم می زد؛ چرا که دولت اصلاحات خود متولی انتخابات تلقی می شد و در انتخاباتی نظیر انتخابات شوراهای سوم حتی از جانب صاحب نظران همین جبهه، آزادترین انتخابات لقب گرفته بود. با این وجود در انتخابات ریاست جمهوری نهم باز هم باب برخی بهانه گیری ها باز شد. آن زمان که دولت اصلاحات بانی انتخابات بود، آن گونه بهانه گیری کردند، معلوم نیست اکنون که دولت اصولگرا مسئول برگزاری انتخابات است، چه فضایی برای فرار از شکست انتخاباتی ردیف کنند!

آن زمان کروبی همچنان در حسرت خوابی که چشمانش را ربوده بود، ماند و محسن آرمین عضو ارشد سازمان مجاهدین نیز با بیان این که در مرحله اول دوره نهم انتخابات ریاست جمهورى، رقابت خیلى فشرده، متنوع و طبعاً آرا به هم نزدیک تر بود و نظرسنجى ها نیز همین را نشان مى داد، تصریح کرد:«اما در چند روز به انتخابات مانده، با دخالت آشکار یک ساز و کار - کاملاً - غیرانتخاباتى، آن شرایط دموکراتیک، دگرگون شد. ورود نهادى با سازمانى گسترده و تشکیلاتى سراسرى، این روند را - کاملاً - مختل کرد و کسى که تا روزهاى پایانى رقابت، در تمام نظرسنجى ها، آراى پائینى داشت، ناگهان به رتبه دوم بالا کشیده شد.»

در واقع اصلاح طلبان همواره شکست خود را گردن آنچه نیروهای غیبی می نامیدند، می انداختند و البته توضیحی نمی دادند که اولا چه طور در دوم خرداد و مجلس ششم این نیروهای غیبی کاری از پیش نبرده اند و ثانیا چرا رهبر انقلاب در مقابل این اعمال نظرها و مداخله های بی حد و حصر نیروهای غیبی سکوت می کنند؟!

اصلاح طلبان می کوشیدند تا چند مصداق موردی نیز برای بهانه گیری ها فراهم کنند و آن را به سلامت کل انتخابات تعمیم دهند. شیوه و روند این چند روز اصلاح طلبان حکایت از به کار گیری دوباره همین سناریوی سوخته دارد. کسانی که رای مردم را نمی توانند بپذیرند، برای توجیه شکست خود آسمان را به ریسمان می بافند و بدون سند و مدرک قابل ارائه نیروهای غیبی را متهم می کنند!

فرار از گذشته، پناه به آینده و سخن گفتن از بزکی که اگر نمیرد، بهار از راه می رسد!

بعد از سوم تیر، اصلاح طلبان که انتظار شکست هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در این رقابت نداشتند، سعی کردند با نگاه به آینده و وعده و وعید روزهای خوش آتی، امید از دست رفته بدنه اصلاح طلب را بازستانند. به این ترتیب بود که به یک باره همه تصمیم گرفتند حزب بزنند! مهدی کروبی تشکیل حزب "آرمان" را مطرح کرد. حزبی که بعدها "اعتماد ملی" لقب گرفت. هاشمی رفسنجانی از شکل دهی "جبهه اعتدال" سخن گفت و در این میان هم مصطفی معین خواب جبهه دموکراسی خواهی را می دید!

اصلاحات به جای بازنگری در روند گذشته و تبیین علل رویگردانی مردم، همچنان چشم بسته به آینده چشم می دوخت تا از علامت سؤال بزرگ سوم تیر گریخته باشد. خوش باوری برخی چهره های شکست خورده و سخن گفتن های با ذوق و شوق از آینده تعجب خبرنگاران را هم برمی انگیخت. شرق در گزارشی با اشاره به گرد هم آمدن حامیان معین در یک همایش نوشت:«انگار نه انگار که نتیجه انتخابات معلوم شده، ببین! چه هیجانى نشان مى دهند.»

اصلاح طلبان با فرار از گذشته و پناه بردن به آینده می کوشیدند تا شکست را به فراموشی بسپارند و از سرخوردگی حامیان استانی خود نیز جلوگیری کنند. حکایت، حکایت همان ضرب المثل همیشگی بود:«بزک نمیر، بهار میاد!»

هاشمی رفسنجانی تشکیل جبهه اعتدال را یک مسئولیت تاریخى نامید و پس از شکست انتخاباتی گفت:«تشکیل جبهه اعتدال اسلامى یک ضرورت است و بهتر است چند نفر از همکاران پیشقدم شوند و اساسنامه اى مانند حزب جمهورى اسلامى تدوین کنند. در این اساسنامه شرایط عضویت باید مشخص باشد تا خود تبدیل به یک موضوع اختلافى نشود. اگر در تشکیل جبهه تاخیر بیفتد بهتر از آن است که با عجله کارى را انجام دهیم و بعد در آن مشکلى ایجاد شود.»

البته شاید جز حزب کروبی هیچ کدام از این رؤیا پردازی ها ثمری جدی نداشت. با این حساب معلوم نیست اکنون اصلاح طلبان بعد از این شکست سنگین به کدام آینده می خواهند پناه ببرند؟ آیا به نقد عملکرد خود خواهند نشست یا باز هم چشمان خود را خواهند بست تا در یک فرصت انتخاباتی دیگر حرف های تکراری خود را برای مردم تکرار کنند؟

مصادره به مطلوب نیمه خالی لیوان آرا

شکست خوردگان سوم تیر هیچ وقت نخواستند آرای احمدی نژاد را تحلیل کنند. آنها نیمه خالی لیوان را مورد توجه قرار می دادند. این هم راه گریز دیگری بود برای فرار از شکست. روزنامه شرق طی سرمقاله ای با عنوان "آن 30 میلیون نفر" نوشت:«احمدى نژاد با ۱۷ میلیون راى برنده این انتخابات شد. بنابراین از جمعیت ۴۷ میلیونى داراى حق راى، حدود ۳۰ میلیون نفر به وى راى نداده اند، بنابراین اولویت بندى برنامه هاى دولت از این جهت داراى اهمیت است که نمى توان مطالبات این جمعیت حداکثرى را نادیده گرفت والا مشکلات تازه بروز خواهند کرد.»

در واقع اصلاح طلبان شکست خورده این گونه وانمود می کردند که اقلیتی در کشور حامی دولت جدید هستند و در عوض آرای اکثریتی که ممکن است حتی رای هم نداده باشند را به نفع خود مصادره می کردند. در برخی انتخابات ها بهانه این بود که مردم پای صندوق ها نیامده اند و آرای خاموش بیدار نشده است، که اگر بیدار می شد، اصلاح طلبان پیروز میدان بودند! لذاست که نمی توان پیروزی ظاهری جبهه مقابل را خیلی جدی گرفت! با این حساب معلوم نیست اکنون که مشارکت مردم در انتخابات به نحو غیر منتظره ای افزایش پیدا کرده است، چه بهانه ای برای اینان باقی خواهد ماند؟ اصلاح طلبان به کدام آرای خاموش می خواهند برای توجیه شکست خود تکیه کنند؟!

مجبورید راه ما را پیش بگیرید

از جمله بحث هایی که برای دلداری دادن به حامیان شکست خورده جبهه اصلاحات مطرح می شد، اجتناب ناپذیر بودن راهی بود که اصلاحات در کشور آغاز کرده بود. این گونه وانمود می شد که راهی در مسیر توسعه کلید خورده است و دولت نهم نیز مجبور است در همین مسیر حرکت کند. دولت می تواند این مسیر را کُند کند، اما نمی تواند روند آن را متوقف یا معکوس کند.

سید محمد خاتمى صراحتا در این خصوص ادعا کرد: «بازگشت به پیش از دوم خرداد محال است.» خبر آخرین دیدار خاتمی با خبرنگاران را روزنامه شرق این گونه منعکس کرد: «مراسم خیرمقدم که تمام مى شود در حلقه فشرده مهمانانش که توام با فلاش هاى پشت سرهم دوربین هاست به سمت تریبونى که از قبل برایش تدارک دیده اند مى رود تا چند کلامى هم از خودش و کابینه اش بگوید. همه در اطرافش مى ایستیم و این نخستین بار است که محافظانش مهربانتر از همیشه اجازه مى دهند به رئیس جمهور نزدیک شویم! خاتمى نگاهى به چهره هاى منتظر و مضطرب ما مى اندازد و با طیب خاطر یک نکته را یادآورى مى کند:"هم مسئولان، هم دنیا، هم مردم و هم شما بدانید و مى دانید که اگر تغییراتى در روحیه حکومت ایران ایجاد شود، برگشت به قبل از دوم خرداد محال است. این ملت رشد خود را کرده است و هرچند اولین مطالبه اش معیشت است، ولى مهمترین مطالبه اش نیست."»

خاتمی همچنین در این کنفرانس مطبوعاتی گفت:«آنها(مردم) به هیچ نظامى جز نظام مردم سالارى تن نمى دهند و مدافعان مردم سالارى باید بدون افراط و تفریط این مسیر را بپیمایند. ایجاد عدالت در جامعه مهم است ولى تا زیرساخت هاى جامعه را محکم نکنیم، توسعه یافته نباشیم و نتوانیم تکنولوژى تولید کنیم، هرگز درآمد مطلوب براى توزیع نداریم.»

مفهموم این همه تاکید این بود که احمدی نژاد هم ناگزیر است همان راه ما را تداوم بخشد. شرق در سرمقاله اش با عنوان "آن 30 میلیون نفر" نوشت:«شکى نیست که جامعه ایران خود را در مسیر تحولات رو به پیشرفت جهانى و بشرى قرار داده است، پیشرفت در زمینه هاى مختلف سیاسى، اجتماعى و... و با رویکردى مبتنى بر آزادى، دموکراسى و حقوق بشر. بنابراین دولت هایى که مى آیند و گروه ها یا احزابى که قدرت را در دولت به دست مى گیرند، قادر به سد کردن این راه نیستند. اما آنها مى توانند موانعى براى دیر دست یافتن به پیشرفت بر محوریت حقوق و آزادى هاى اساسى و بشرى شوند. اما موانعى موقت و نه سدى محکم و آسیب ناپذیر. همان طور که دولت ها و احزاب مى توانند موانع را برطرف کرده و به این روند پیشرفت شتاب دهند.»

سؤالی که وجود دارد این است که اکنون داعیه داران آن روز چه خواهند گفت؟ مگر نه این است که در این انتخابات حتی اصلاح طلبان هم در جبهه گفتمانی احمدی نژاد و عدالتخواهان سخن گفتند؟ با این حساب کدام خط و کدام گفتمان با تمام سرعت به سمت قبرستان تاریخ در حال حرکت است؟ آیا هنوز هم می توانند ادعا کنند که مسیر دوم خرداد تخلف ناپذیر است؟!

کشور را یک جناح خاص نمی تواند به تنهایی اداره کند. ما هم هستیم!

وقتی نشانه های شکست پیدا شد، همه از ضرورت به کار گیری همه توان کشور برای پیشبرد امور سخن می گفتند و اینکه باید از همه ظرفیت ها استفاده کرد. البته پاسخی نمی دادند که چرا خود از همه ظرفیت ها استفاده نکرده اند! می گفتند کشور را یک جناح به تنهایی نمی تواند اداره کند، بنابراین ما هم هستیم و جای هیچ گونه نگرانی نیست. در واقع این گونه وانمود می کردند که شکست انتخاباتی به معنای کنار گذاشتن صاحب نظران و مدیران 20 سال گذشته نمی تواند باشد و نخواهد بود. شکست خوردگان انتخابات گمان می کردند میزهای مدیریتی را همچنان در دست خواهند داشت.


محمد قوچانی در شرق مدعی شد در ایران از یک توسعه نامتوازن برخورداریم و نتیجه چنین توسعه نامتوازنى جامعه اى دوقطبى است که هیچ یک از دو قطب آن توان حذف یکدیگر را ندارند و در عین حال امکان توفیق را به دیگرى نمى دهند. او در سرمقاله دوم تیرماه نوشت:«برخلاف نظر کسانى که معتقدند یکدست شدن حاکمیت به سقوط قدرت منتهى مى شود آن چه رخ خواهد داد نه سرکوب و نه رشد بلکه رکود و تداوم بحران کارآمدى است چرا که اجماع ملى براى توسعه وجود ندارد. دولتى که نامزد "الف" انتخابات فردا تشکیل مى دهد اجماع نخبگان را ندارد و دولتى که نامزد "ب" این انتخابات تشکیل خواهد داد حمایت توده هاى سازمان نیافته و مدرن نشده را ندارد. جمعه روز مهمى است. اما از آن مهمتر روز شنبه است!... مى توان گفت فردا همه چیز پایان نمى یابد، چه پیروز میدان باشیم چه بازنده آن.»

در واقع اصلاح طلبان گمان نمی کردند کسی کرسی های چند ده ساله مدیریتی را به نیروهای تازه نفس بدهد و برخی شریان ها را به روی کسانی که چندان به نفع مصالح ملی عمل نکرده اند، برای همیشه ببندد. حسن روحانی هم صراحتا اعلام کرد:«هیچ کدام از جناح ها نباید خانه نشین شوند.» او تصریح کرد:«ما به همه ملت ایران نیاز داریم و همه جناح ها باید در کشور نقش داشته باشند، هیچ جناحى نمى تواند به تنهایى کشور را اداره کند. این اشتباه بزرگى است که کسى فکر کند در کشور یک جناح مى تواند حاکم و جناح دیگر خانه نشین شود، این اشتباه بزرگ سیاسى و اشتباه بزرگ تاریخى است. همه جناح ها باید حضور داشته باشند و ما باید به دنبال آشتى ملى و نه به دنبال تفرقه باشیم.» اصلاح طلبان می گفتند باید "خط نفرت" را کنار گذاشت!

سؤالی که وجود دارد این است که آیا اینان امروز هم می توانند به کرسی های خود و تداوم روند مدیریتشان دل خوش کنند یا می بایست این همه را از این به بعد در خواب های آشفته و رؤیاهای مشوش جستجو کرد؟

قهرمان ساختن از کاندیدای بازنده

خط دیگری که اصلاح طلبان بعد از انتخابات سوم تیر دنبال کردند، قهرمان سازی از کاندیدای بازنده انتخابات بود. در این خط سیر کاندیدای شکست خورده شخصی فداکار جلوه داده می شد که خود را هزینه راه اصلاحات کرده است. غلامحسین کرباسچى در این خصوص گفت:«هاشمى رفسنجانى با پیش بینى همه مشکلات، نارسایى ها، گرفتارى هاى سیستم انتخاباتى، نحوه تبلیغات و صف بندى هاى موجود کشور و اختلاف نظر و سلیقه ها با ایثار و فداکارى به صحنه آمد تا اگر بتواند در خدمت مردم و انقلاب باشد، اما مردم به هر دلیلى وى را انتخاب نکردند.» او و بانیان این جبهه البته علاقه ای به تشریح دلایل این عدم انتخاب مردم نداشتند، بلکه تنها از فداکاری کاندیدای شکست خورده خود سخن می گفتند!

حمیدرضا جلایى پور عضو شوراى مرکزى جبهه مشارکت هم عملکرد هاشمى رفسنجانى در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى را "اقدامى جالب توجه از منظر رفتارهاى دموکراتیک" ارزیابى کرد. او گفت:«عملکرد هاشمى رفسنجانى نشان داد که او هنوز سیاستمدارى است که در مقاطع حساس مى تواند به اقدامات تاریخى دست بزند و این نکته اى است که نباید در شلوغى فضاى پس از انتخابات و نتیجه به دست آمده فراموش شود.»

آیا امروز هم می توان از میرحسین موسوی که با آمدنش بازی خاتمی را به هم ریخت، قهرمان ساخت؟ این سؤالی است که اصلاح طلبان باید به آن پاسخ دهند.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
۷ درصد از خوابگاه‌های دانشجویی باید تخریب شوند/ صدور دستور تخلیه برخی خوابگاه‌ها
آمریکا در برجام تحریم‌ها را تعلیق کرد تا مسیرهای دورزدن را شناسایی کند
انسداد هرمز باید قاطع و مستمر تا عقب‌نشینی کامل دشمن ادامه یابد
شهید رجایی میگفت «زیر بار ذلت نمی‌رویم»؛ حالا پول‌های خودمان را با منت پس میدهند تا از خودشان گندم بخریم!
از میان حداقل شش عامل آتش‌ زدن پرچم، تنها یک نفر اخراج شد
عاشورا نه برای گریستن، که برای نگریستن و عبرت گرفتن است
دبیر تحکیم وحدت: وزارت علوم قانون را در مورد اغتشاشگران اجرا کند
ابررایانه چینی از رقبای آمریکایی جلو زد
فعالیت ۱۰۰ هزار هیئت مذهبی در آیین تشییع رهبر شهید انقلاب
سوگواری مجازی کاربران و چهره‌های مشهور در فضای مجازی به مناسبت روز عاشورا
عاشورا و پیوست فرهنگی ایران؛ از سوگ شیعی تا سرمایه انسجام ملی
کل خیر فی الحسین؛ بزرگترین خسارت جدایی از حسین (ع) است
برافراشته‌شدن پرچم خونخواهی رهبر شهید در «کشوردوست»
ایران ایستاده در میان فاجعه ۵ تیم آسیایی
توهمات جدید ترامپ درباره تفاهم نامه با ایران
اختلال دسترسی به فیش حقوقی بازنشستگان رفع شد
تکلیف سه تیم صعود کننده گروه دوم مشخص شد
ترامپ ۸۸میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای هزینه‌های جنگ ایران درخواست کرد
ناتو باید برای همدستی در ارتکاب جنایت علیه ایران پاسخگو باشد
شگفتی‌سازی دیرهنگام هائیتی نتیجه نداد
بازی یکطرفه برزیل مقابل اسکاتلند
حضور وزیر علوم در همایش بین‌المللی فناوری‌های نوین آموزشی در استانبول
امروز آخرین فرصت ثبت نام در پذیرش کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵
صدور کارت نخبگان کلید خورد؛ تمرکز بر حمایت‌های تخصصی به جای خدمات رفاهی
جزییات ثبت نام ترم تابستانی دانشجویان پیام نور اعلام شد
تغییر برنامه زمانی امتحانات دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر
حمایت مرکز همکاری‌های علمی وزارت علوم از ابتکارات نوآورانه دانشگاه‌ها
آیین‌نامه جامع مدیریت دانشگاه‌ها به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال شد
کارگاه توان‌افزایی مصاحبه‌کنندگان دکتری ۱۴۰۵ با حضور مدیرکل پژوهش دانشگاه آزاد برگزار شد
شالچی: دانشگاه هنر ایران «خانه تخیل ملی» و «زبان عاطفی جامعه» است/ ضرورت خروج هنر از آتلیه‌ها و نقش‌آفرینی در حل مسائل شهری
پاسخ رئیس بنیاد ملی نخبگان به ابهامات جذب نخبگان در دستگاه‌های اجرایی
تعویق یک هفته‌ای امتحانات پایان‌ترم/ غیبت در امتحانات باعث حذف درس نمی‌شود
چالش‌های پنهان دانشجویان تحصیلات تکمیلی کشاورزی
تمدید مهلت ثبت‌نام دوره تابستانی دانشگاه علوم پزشکی هوشمند
انتشار فهرست ۶۶۹ نشریه ایرانی نمایه شده در Clarivate و Scopus در SID
تغییر برنامه امتحانات پایان نیمسال دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
کرسی‌های ۶ میلیاردی برای پروژه‌های مرزشکن/استقلال مالی ۵ ساله نخبگان
زمان شروع امتحانات دانشگاه شهیدبهشتی به تعویق افتاد
آمار پاسخگویی وزارت علوم و دانشگاه‌ها به شکایات
توافق جدید برای ورود دانش بنیان‌ها به نظام بیمه سلامت
مهلت ثبت درخواست میهمانی و انتقال دانشجویان شاهد و ایثارگر تمدید شد
ثبت‌نام ایجاد و ترمیم سابقه تحصیلی از امروز آغاز شد
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top