خبرنامه دانشجویان ایران: رئيس هيئت مديره انجمن علمي روانشناسي باليني ايران گفت: یک روانشناس بالینی باید در طول دوران تحصیل خود با بیماران و کسانی که مشکلات روانی دارند، مواجه شود و سروکار داشته باشند که این مهم در دانشگاههای وزارت علوم اتفاق نمی افتد و اقدام وزارت علوم در ارائه روانشناسي باليني در مقاطع كارشناسی ارشد و دکتری خلاف قانون است.
دكتر محمد كاظم عاطف وحيد در گفتوگو با خبرنگار صنفی-آموزشی «خبرنامه دانشجویان ایران» در مورد مسئول تربيت روانشناسان باليني گفت: چون وزارت بهداشت مسئولیت تربیت روانشناسان بالینی را برعهده دارد و کار روانشناسان بالینی در حوزه درمان و سلامت جامعه است و این حوزه در اختیار وزارت بهداشت است پس وزارت علوم در این مورد از حيطه وظايف خود تخلف میکند.
وي در تعريف و حیطه وظایف روانشناسان بالینی گفت: روانشناسی بالینی یک رشته تخصصی از روانشناسی است که کار ارزیابی، تشخیص، پیشگیری و درمان اختلالات و بیماریهای روانی را بر عهده دارد که بر اساس آن دورههای مختلف آموزشي که یک روانشناس بالینی در دوران تحصيل باید بگذراند مشخص میشود.
مديرگروه روانشناسي انستيتو روانپزشکي تهران افزود: بحثی که مطرح میشود این است که بر اساس این تعریف روانشناسي باليني، افرادی که مدرک روانشناسی بالینی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از دانشگاههای تحت نظر وزارت علوم دارند صلاحیت و مهارت لازم در ارزیابی، تشخیص، پیشگیری و درمان اختلالات و بیماریهای روانی را در دوران تحصیل خود پیدا نمیکنند.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه گفت: در حوزه ارزیابی هدف بدست آوردن نقاط مختلف شخصی، هوشی و استعدادي است، پس یک روانشناس بالینی بايد با ابزارهايي اعم از تستهاي مختلف، کاربرد و محدودیت آنها آشنا باشد که این مهارتها در موقعیتهای بالینی و بیمارستانی شکل میگیرد و در حوزه تشخیص هم آموزش باید به صورت عملی باشد و فرد با مصاحبه با مراجعین واقعی به نوع اختلال پی ببرد. در حوزه روان درمانی و پیشگیری هم به همين ترتيب است و يك روانشناس باليني توانايي هاي اصلي را در موقعيت هاي باليني بدست مي آورد.
وي افزود: اگر اینطور نباشد و فقط آموزش ها به صورت تئوری باشد، توانایی های لازم را به دست نیاورده است که می تواند برای مراجعه کنندگان خود مشکلاتی را ایجاد کند و در حال حاضر کسانی فقط با خواندن چند جلد کتاب برای دریافت مجوز کار مراجعه می کنند كه واقعا تاسف بار است.
عضو انجمن روانشناسي باليني ايران گفت: دانشجویان کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی حتما باید در انتهای دوره تحصیل، 6 ماه کارآموزی در بیمارستان را طی کنند. علی رغم این که در تمام واحدهای درسی بالینی اعم از ارزیابی، مصاحبه و روان درمانی بخش عملی هم دارند که این بخش عملی به صورت بالینی در بیمارستان ها و کلینیک ها باید گذرانده شود. دانشجویان صرف گذراندن چند واحد تئوری اینچنین تواناییهایی را پیدا نمیکنند پس با توجه به اینکه در مقطع کارشناسی ارشد هم دانشگاههای وزارت علوم به موقعیتهای بالینی دسترسی ندارند. مانند یک پزشک که پس از آموزشهای تئوری باید یک دوره عملی در بيمارستان بگذراند و يا يك جراح كه پس از گذراندن يكسري واحدهاي تئوري و بدون اينكه تحت نظر استاد خود به جراحي بپردازد، چاقو به دست بگيرد.
وي افزود: در دانشگاه آزاد که وضعیت بدتر و نگران کنندهتر است که تعداد بیشتری روانشناس بالینی (در حدود 50 تا 60 دانشجو) را در کارشناسی ارشد به صورت نظری آموزش می دهند که اگر این دوره هاي آموزشي به صورت درست باشد در سال بیشتر از 12 تا 15 نفر را نمی توان آموزش داد.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: در دوره دکتری وضعیت اسفناکتر است. به صورت استاندارد در دوره دکتری روانشناسی بالینی، پس از گذراندن واحدهای تئوری که همراه با بخش عملی و کارآموزی است، دانشجو باید پس از پایان واحدها باید یک سال کامل و تمام وقت یک دوره دستیاری را بگذرانند که این دوره به صورت اختصاصی به انجام مداخلات روان شناختی، روان درمانی، ارزیابی و تشخیص تحت نظر اساتید روانشناسی بالینی در بیمارستانها و کلینیکهای رسمی میگذرد، که در باقی گرایشها مانند عصب شناختی و روانشناسی سلامت این دوره های دستیاری را ندارند و این مسئله باعث میشود که بیشتر آموزشها در حوزه نظری باقی بماند و کار عملی آنها در مراکز مشاوره میگذرد.
عضو شوراي مركز تحقيقات بهداشت روان گفت: در مقطع كارشناسي اصولا بايد روانشناسی به صورت روانشناسی عمومی ارائه مي شود و اين شيوه كه روانشناسی بالینی از همان مقطع كارشناسي ارائه مي شود كاملا غلط است. در كشور ما برخلاف اکثر کشورهاي جهان از همان مقطع کارشناسیٰ، روانشناسی بالینی ارائه میشود که برای سلامت جامعه و مردم مشکلاتی را ایجاد می کند چون کسانی که در دوره های کارشناسی روانشناسی بالینی می خوانند فقط چند واحد روانشناسی بالینی گذرانده اند و به صورت تخصصی وارد نشده اند و حتی نمی توانند یکسری از کارهای مقدماتی را انجام دهند و این مدرک انتظار کاذبی را در فارغ التحصیلان کارشناسی این رشته پدید میآورد که قصد دارند وارد بازار کار شوند ولی توانایی آن را ندارند و آسیب آن به مردم می رسد. انجمن روانشناسی بالینی هم بارها به مسئولین تاکید کرده است که تربیت روانشناسان بالینی در مقطع کارشناسی آسیب زا است و کارشناسی روانشناسی بالینی که قابل قبول نیست.
وي در پايان با انتقاد از سريال طنزي كه پيش از ماه مبارك رمضان از رسانه ملي پخش ميشد گفت: یکی از مسئولیتهای رسانهها آشنا کردن مردم با حوزه های تخصصی است اما در صداوسيما بدون اينكه به شناساندن كامل حوزههاي روانشناسي بپردازیم با آن شوخی میکنیم و مورد تمسخر قرار مي دهيم كه اصلا جالب نيست و باعث بي توجهي مردم به اختلالات و بيماريهاي رواني خودشان ميشود.
دكتر محمد كاظم عاطف وحيد در گفتوگو با خبرنگار صنفی-آموزشی «خبرنامه دانشجویان ایران» در مورد مسئول تربيت روانشناسان باليني گفت: چون وزارت بهداشت مسئولیت تربیت روانشناسان بالینی را برعهده دارد و کار روانشناسان بالینی در حوزه درمان و سلامت جامعه است و این حوزه در اختیار وزارت بهداشت است پس وزارت علوم در این مورد از حيطه وظايف خود تخلف میکند.
وي در تعريف و حیطه وظایف روانشناسان بالینی گفت: روانشناسی بالینی یک رشته تخصصی از روانشناسی است که کار ارزیابی، تشخیص، پیشگیری و درمان اختلالات و بیماریهای روانی را بر عهده دارد که بر اساس آن دورههای مختلف آموزشي که یک روانشناس بالینی در دوران تحصيل باید بگذراند مشخص میشود.
مديرگروه روانشناسي انستيتو روانپزشکي تهران افزود: بحثی که مطرح میشود این است که بر اساس این تعریف روانشناسي باليني، افرادی که مدرک روانشناسی بالینی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از دانشگاههای تحت نظر وزارت علوم دارند صلاحیت و مهارت لازم در ارزیابی، تشخیص، پیشگیری و درمان اختلالات و بیماریهای روانی را در دوران تحصیل خود پیدا نمیکنند.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه گفت: در حوزه ارزیابی هدف بدست آوردن نقاط مختلف شخصی، هوشی و استعدادي است، پس یک روانشناس بالینی بايد با ابزارهايي اعم از تستهاي مختلف، کاربرد و محدودیت آنها آشنا باشد که این مهارتها در موقعیتهای بالینی و بیمارستانی شکل میگیرد و در حوزه تشخیص هم آموزش باید به صورت عملی باشد و فرد با مصاحبه با مراجعین واقعی به نوع اختلال پی ببرد. در حوزه روان درمانی و پیشگیری هم به همين ترتيب است و يك روانشناس باليني توانايي هاي اصلي را در موقعيت هاي باليني بدست مي آورد.
وي افزود: اگر اینطور نباشد و فقط آموزش ها به صورت تئوری باشد، توانایی های لازم را به دست نیاورده است که می تواند برای مراجعه کنندگان خود مشکلاتی را ایجاد کند و در حال حاضر کسانی فقط با خواندن چند جلد کتاب برای دریافت مجوز کار مراجعه می کنند كه واقعا تاسف بار است.
عضو انجمن روانشناسي باليني ايران گفت: دانشجویان کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی حتما باید در انتهای دوره تحصیل، 6 ماه کارآموزی در بیمارستان را طی کنند. علی رغم این که در تمام واحدهای درسی بالینی اعم از ارزیابی، مصاحبه و روان درمانی بخش عملی هم دارند که این بخش عملی به صورت بالینی در بیمارستان ها و کلینیک ها باید گذرانده شود. دانشجویان صرف گذراندن چند واحد تئوری اینچنین تواناییهایی را پیدا نمیکنند پس با توجه به اینکه در مقطع کارشناسی ارشد هم دانشگاههای وزارت علوم به موقعیتهای بالینی دسترسی ندارند. مانند یک پزشک که پس از آموزشهای تئوری باید یک دوره عملی در بيمارستان بگذراند و يا يك جراح كه پس از گذراندن يكسري واحدهاي تئوري و بدون اينكه تحت نظر استاد خود به جراحي بپردازد، چاقو به دست بگيرد.
وي افزود: در دانشگاه آزاد که وضعیت بدتر و نگران کنندهتر است که تعداد بیشتری روانشناس بالینی (در حدود 50 تا 60 دانشجو) را در کارشناسی ارشد به صورت نظری آموزش می دهند که اگر این دوره هاي آموزشي به صورت درست باشد در سال بیشتر از 12 تا 15 نفر را نمی توان آموزش داد.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: در دوره دکتری وضعیت اسفناکتر است. به صورت استاندارد در دوره دکتری روانشناسی بالینی، پس از گذراندن واحدهای تئوری که همراه با بخش عملی و کارآموزی است، دانشجو باید پس از پایان واحدها باید یک سال کامل و تمام وقت یک دوره دستیاری را بگذرانند که این دوره به صورت اختصاصی به انجام مداخلات روان شناختی، روان درمانی، ارزیابی و تشخیص تحت نظر اساتید روانشناسی بالینی در بیمارستانها و کلینیکهای رسمی میگذرد، که در باقی گرایشها مانند عصب شناختی و روانشناسی سلامت این دوره های دستیاری را ندارند و این مسئله باعث میشود که بیشتر آموزشها در حوزه نظری باقی بماند و کار عملی آنها در مراکز مشاوره میگذرد.
عضو شوراي مركز تحقيقات بهداشت روان گفت: در مقطع كارشناسي اصولا بايد روانشناسی به صورت روانشناسی عمومی ارائه مي شود و اين شيوه كه روانشناسی بالینی از همان مقطع كارشناسي ارائه مي شود كاملا غلط است. در كشور ما برخلاف اکثر کشورهاي جهان از همان مقطع کارشناسیٰ، روانشناسی بالینی ارائه میشود که برای سلامت جامعه و مردم مشکلاتی را ایجاد می کند چون کسانی که در دوره های کارشناسی روانشناسی بالینی می خوانند فقط چند واحد روانشناسی بالینی گذرانده اند و به صورت تخصصی وارد نشده اند و حتی نمی توانند یکسری از کارهای مقدماتی را انجام دهند و این مدرک انتظار کاذبی را در فارغ التحصیلان کارشناسی این رشته پدید میآورد که قصد دارند وارد بازار کار شوند ولی توانایی آن را ندارند و آسیب آن به مردم می رسد. انجمن روانشناسی بالینی هم بارها به مسئولین تاکید کرده است که تربیت روانشناسان بالینی در مقطع کارشناسی آسیب زا است و کارشناسی روانشناسی بالینی که قابل قبول نیست.
وي در پايان با انتقاد از سريال طنزي كه پيش از ماه مبارك رمضان از رسانه ملي پخش ميشد گفت: یکی از مسئولیتهای رسانهها آشنا کردن مردم با حوزه های تخصصی است اما در صداوسيما بدون اينكه به شناساندن كامل حوزههاي روانشناسي بپردازیم با آن شوخی میکنیم و مورد تمسخر قرار مي دهيم كه اصلا جالب نيست و باعث بي توجهي مردم به اختلالات و بيماريهاي رواني خودشان ميشود.



