به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ چند دهه فعالیت سیاسی تو عصر پهلوی و جمهوری اسلامی، به هاشمی یاد داده بود که پیروزیها و شکستها، دائمی نیستن. «سیاست» بارها هاشمی رو تا پرتگاه سقوط برد اما اون باز سرپا ایستاد. برخلاف شکستخوردگانی که از بی پدر و مادری سیاست میگفتن، هاشمی زمین بازی رو تغییر داد و نتیجه دلخواهش رو هم گرفت. اون هم خودش پیچیده بود و هم پیچیدگیهای سیاست رو تا حدودی بلد بود و بهخاطر همین سال 92 با وجود ردصلاحیتش، سرنوشت همهپرسی ریاستجمهوری رو تونست همونطور که دلش میخواست رقم بزنه.
در ادامه، خلاصه متن پادکست «نیمقرن سیاستورزی؛ کدام هاشمی؟» را میخوانید که کاری از گروه پادکستهاى «همیشه در میان» است که با همکارى روزنامه «فرهیختگان» آماده شده.
نکته مهم آنکه متن کامل پادکست، به صورت کتابچهای تدوین و منتشر شده که از صبح امروز، در کیوسکهای مطبوعات در دسترس و قابل تهیه است.
امام خمینی خطاب به هاشمی: نگذارید خناسان بین شما و آقای خامنهای فتنه کنند
اواخر اردیبهشت ماه 68، پزشکان متوجه میشن که امام به سرطان معده مبتلا شده. امام میبایست جراحی میشد درحالیکه معلوم نبود قلب رنجدیدهش توان این عمل رو داشته باشه یا نه. عمل موفقیتآمیز بوده اما وضعیت جسمی امام دیگه مساعد نمیشه. دهم خرداد هاشمی به دیدار امام میره. خودش از اون دیدار اینطور نوشته:
«سری به بیت امام زدم، دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تاکید داشت، کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم.
انگشت شست من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: در بازنگری قانون اساسی تسریع شود و سپس چشمانشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند اگر متحد باشید انقلاب پیشرفت میکند.
مکثی کردند و ادامه دادند: به خصوص شما و آقای خامنهای نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند.»
با رهبر شدن آیتالله خامنهای، هاشمی از ریاست مجلس استعفا میکنه و نامزد ریاستجمهوری میشه. اون با 15 میلیون و 550 هزار رای، تقریبا 95 درصد کل آرا رو برا خودش میکنه. هاشمی با حکم رهبر انقلاب، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم میشه.
هاشمی در دهه 80
دهه 80، دههایه که قراره توش هشتمین دور انتخابات ریاستجمهوری برگزار بشه. با وجود کنارهگیری هاشمی از مجلس ششم، برخی پیشنهاد کاندیداتوری دوباره هاشمیرفسنجانی اینبار تو انتخابات ریاستجمهوری رو میدن. اما هاشمی، فضای جدید رو درک کرده بود؛ فضایی که توش کتابی با عنوان «عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» تو نقد دولت و شخص هاشمیرفسنجانی و کشیدن چهره خودکامه ازش، تو کمتر از یه سال به چاپ بیستوهفتم و تیراژ 155 هزار جلدی میرسه. این یه معیار دستوپا شکسته تو نشون دادن نگاه افکار عمومی به رئیسجمهور سابق بود. هاشمی میدونست که نباید وارد انتخابات بشه و همین کار رو هم کرد.
هاشمی قصد داشت تو دولت دوم خاتمی، نزدیکترین فرد به خودش یعنی حسن روحانی رو بهجای حسن حبیبی که قصد کنارهگیری از دولت داشت رو به معاون اولی دولت خاتمی برسونه اما نتونست یا بهتر بگیم نذاشتن. تو دولت دوم خاتمی، هاشمی دیگه ابزار زیادی واسه نقشآفرینی جدی تو عرصه سیاسی کشور نداشت یا شایدم تو فضایی که حاکم بود قصدی واسه حضور جدی نداشت.
تو همون روزها، هاشمی به رئیس ستاد لاریجانی پیام میده که «اگر با آقای ولایتی اتفاق کنند من کنار میروم و تبلیغ هم میکنم و با لاریجانی هم اگر اتفاق کنند، حمایت میکنم ولی شاید برای ایشان تبلیغ نکنم. اما اگر کسی مثل احمدینژاد بماند، میمانم و موضعگیری میکنم.» راوی این پیام میگه: «احمدینژاد از دید آقای هاشمی در شرایط ریاستجمهوری نبود.»
باوجود انصراف احمد توکلی به نفع قالیباف، بیستم اردیبهشت 1384 هاشمی، کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری شد.
دور اول انتخابات، 27 خردادماه برگزار میشه. نتایج باورکردنی نیست. اکبر هاشمیرفسنجانی با 6 میلیون و 211 هزار و 937 رای و محمود احمدینژاد با 5 میلیون و 711 هزار و 696 رای میرن دور دوم انتخابات ریاستجمهوری. دور دوم انتخابات یه هفته بعد یعنی سوم تیر برگزار میشه .
بعد از نهایی شدن نتایج انتخابات، هاشمیرفسنجانی حاضر نشد به رقیبش تبریک بگه. او چند ساعت بعد، یه بیانیه درباره نتایج انتخابات نوشت و از اراده داورانی که نمیخوان یا نمیتونن مقابل سوءاستفادههای دهها میلیاردی کاری بکنن، گفت و ستمهای اونا رو به دادگاه عدل الهی حواله داد.
یکسال بعد از انتخابات ریاستجمهوری، قرار بود انتخابات مجلس خبرگان رهبری برگزار بشه. هاشمی بنای کاندیداتوری تو انتخابات رو نداره. این موضوع رو حسن روحانی به رهبری رسونده بود.
کمی بعد رهبری تو یکی از ملاقاتها به هاشمی میگن «شنیدم شما نمیخواهید بیایید!» هاشمی تایید میکنه. رهبری پاسخ میدن: «واجب است بیایید». هاشمی میگه: «این فتوای من نیست، فتوای شماست و برای خودتان واجب است که مقدمات را فراهم کنید. طبق نظر همه فقها مقدمه واجب، واجب است؛ پس شما باید این کار را بکنید ولی من نمیخواهم بیایم و مایل نیستم.»
به هر صورت پس از اصرارها او حضور تو انتخابات رو میپذیره اما حضورش رو مشروط میکنه. یکی از این شرایط، حضور ناظرانی از سوی هاشمی کنار صندوق رای بود. منابع غیرمعتبر گفتن با فشارهای او، شورای نگهبان مجبور شد 400 کارت نظارت برای ناظران منتخب هاشمیرفسنجانی و مرحوم سیدحسن مرعشی صادر کنه.
24آذر 85 انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزار میشه. هاشمیرفسنجانی با بیشتر از 1.5 میلیون رأی، با فاصله قابل توجهی نفر اول انتخابات تهران میشه. هشتم مرداد 1386، رئیس مجلس خبرگان رهبری فوت میکنه. برای انتخاب رئیس جدید، سه گزینه مطرح میشن: «هاشمی، جنتی و یزدی». یزدی برای بالا بردن شانس پیروزی جنتی، به نفعش کنارهگیری میکنه. این بازی سیاسی، نتیجه نمیده و هاشمی با 41 رای در برابر 34 رای، رئیس مجلس خبرگان رهبری میشه.
سال 1387 دولت وارد چهارمین سال فعالیتش میشه. هاشمیرفسنجانی که حالا کنار ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس مجلس خبرگان هم شده، بین فعالای اقتصادی خراسان رضوی جملهای میگه که دو کلمهاش مثل توپ تو ایران صدا میکنه: «پایان مدارا».
تو 20 بهمن 1387 سیدمحمد خاتمی، رسما کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری شده بود. او پیش از اعلام نامزدی، گفته بود تنها به شرطی وارد رقابتهای انتخاباتی میشه که میرحسین موسوی نامزدی رو قبول نکنه. اتفاقی که یک ماه بعد یعنی 20 اسفند میفته. انتخابات تو کشور داغ شده بود. روزنامهها از «تشکیل کمیته هماهنگی شوراهای راهبری انتخاباتی مهدی کروبی و میرحسین موسوی» با هدف «صیانت از آرا»ی مردم خبر میدن. اعلام میشه مهدی هاشمی از طرف پدرش تو یه جلسهای که درباره بررسی وضعیت نامزدها و فضای انتخاباتی بوده، شرکت کرده. اون تو این جلسه که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی هم حضور داشتن، بهعنوان نماینده تامالاختیار هاشمیرفسنجانی عضو «کمیته مشترک صیانت از آرا» میشه. بعدها هاشمیرفسنجانی حضور فرزندش تو کمیته صیانت از آرا رو تأیید کرد و گفت: «مهدی به دلیل تجربهای که در انتخابات خبرگان رهبری در سال 85 داشته، به کمیته صیانت از آرا کمک کرده است.»
22 خرداد 1388 روز موعود میرسه. از همون ساعات ابتدایی مشخصه که مشارکت تو انتخابات بیشتر از چیزیه که تصور میشه. صبح جمعه، هاشمی بعد از اینکه رای خودش رو به صندوق میندازه، بار دیگه از سلامت انتخابات میگه. بیش از گفتههای شخص هاشمی، صحبتهای کوتاه عفت مرعشی، همسر هاشمی تو کشور بازتاب پیدا میکنه. او پس از انداختن رأیش تو صندوق حسینیه شماره یک جماران، ناراحتیش از احتمال پیروزی احمدینژاد رو با این جمله میگه: «امیدوارم احمدینژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ خود را دریافت کنند.» مرعشی تو پاسخ به اینکه توصیه شما به هواداران و نامزدها بعد از روز انتخابات چیه؟ میگه: «اگر تقلب کردن، بریزید تو خیابونا.»
انتخابات تموم میشه. ساعات ابتدایی شمارش آرا، میرحسین موسوی اعلام پیروزی تو انتخابات میکنه. نتایج شمارش آرا اما یک فاصله 11 میلیونی رو نشون میده. میرحسین موسوی ۱۳٬۳۳۸٬۱۲۱ رای کسب میکنه و احمدینژاد ۲۴٬۵۹۲٬۷۹۳ رای. ظهر شنبه، میرحسین موسوی پس از صدور اولین بیانیهاش که توش نتایج انتخابات رو رد کرده و تهدیداتی هم کرده بود، میره جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام. هاشمی میگه که کروبی، موسوی، حسن خمینی و احتمالا سیدمحمد خاتمی ناهار رو تو مجمع پیشش بودن و سوالشون این بود که چه کنیم؟ هاشمی توصیه میکنه هرکاری میخواید انجام بدین اما خلاف قانون نکنین. بین صحبتها از دفتر هاشمی، کاغذی به دستش میرسونن؛ همون بیانیه اول میرحسین موسوی.
بیانیه موسوی، معترضان رو به خیابان میکشه. دوشنبه 25 خرداد، تجمعی چند میلیون نفری از میدان انقلاب تا حوالی آزادی برگزار میشه. تجمع در ابتدا آرام و بدون خشونته اما با تاریک شدن هوا، میره سمت خشونت.
مجلس برای پیگیری موضوع، یه کمیته منتخب 6 نفره تشکیل میده. این کمیته با کروبی، موسوی، رضایی و دوبار با هاشمی دیدار میکنه. یکی از اونا میگه: «هاشمی در این جلسه خواستار پیگیری اعتراضات از سوی یک شورای حکمیت غیر از شورای نگهبان شد.»
تو چنین وضعیتی بیستوششم تیرماه، هاشمیرفسنجانی خطیب موقت نمازجمعه تهران میشه. خطبههای هاشمی با این شعار هواداران موسوی که «هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی» آغاز میشه. ابتدای خطبهها نمازگزارانی که زیر سقف مصلی نمازجمعه حضور داشتن با شعارهای «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» تا چند دقیقه اجازه سخنرانی به هاشمیرفسنجانی نمیدن.
هاشمی تو خطبهها تلاش میکنه که معتدل حرف بزنه اما نه هوادارای موسوی چنین خطبهای رو تحمل میکنن و نه مخالفای موسوی. شعارهای دو طرف علیه اوست. بعد از این نمازجمعه، هاشمی ترجیح میده دیگه خطیب موقت نمازجمعه تهران نباشه. او میگه علت این تصمیمش، آلوده نشدن فضای صمیمی و روحانی نمازجمعه بهعنوان یه عمل سیاسی و عبادی به اونچه نبایده.
پایان شهریور 88، اجلاس مجلس خبرگان رهبری به ریاست هاشمیرفسنجانی برگزار میشه. تو نطقهای پیش از دستور یکی دو نفر انتقاداتی رو متوجه هاشمیرفسنجانی میکنن. هاشمی تو جلسه با برخی از خبرگان، به بعضی از این اتهامات جواب میده و در جواب اونایی که اون رو متهم به سکوت کرده بودن میگه اونا از کارهاش واسه کم کردن از تنشها خبر ندارن.
مثل همه اجلاسهای مجلس خبرگان، تو این دوره و آخر اجلاس، اعضا میخوان بیانیهای صادر کنن. متن بیانیه رو به هاشمی میدن. او برای تایید بیانیه 3 شرط میذاره: «عنوان کودتای مخملی در بیانیه نباشه؛ از احمدینژاد حمایت جدی نشود و بحث درگیریهای خیابانی و محکومیتش حذف شود.» تو بیانیه پایانی به جای کودتای مخملی «استحاله انقلاب، ایجاد فتنه و اغتشاشات اخیر» و به جای حمایت از رئیسجمهور، «انتظارات خبرگان از رئیسجمهور» اومد و درگیریهای خیابانی هم حذف شد.
آذر و دی ماه، مجمع تشخیص مصلحت نظام دو تا بیانیه داد؛ یکی برای محکومیت اسائه ادب به تصویر امامخمینی(ره) تو روز 16 آذر و یکی هم هتک حرمت روز عاشورا توسط هوادارا موسوی. تو ماجرای هتک حرمت عاشورا، بسیاری از هاشمیرفسنجانی انتظار داشتند صریح درباره این حادثه واکنش نشون بده. او 12 دی ماه درباره تجمع مردم در نهم دی گفت: «نظام اسلامی با تکیه بر مردم پیروز شد و تداوم یافت و انشاءالله ادامه خواهد داشت و امیدوارم هتاکان از این حضور معنادار مردم درس عبرت بگیرن.»
اسفند 89 با درخواست اصولگرایان، محمدرضا مهدویکنی کاندیدای میاندورهای مجلس خبرگان شد و رفت مجلس. او به اصرار برخی اعضای خبرگان، کاندیدای انتخابات ریاست خبرگان شد. البته مهدویکنی پذیرش ریاست رو مشروط به این کرده بود که هاشمیرفسنجانی قصد نامزدی واسه ریاست خبرگان نداشته باشه. هاشمی هم که با ریاست مهدویکنی مخالفتی نداشت، به آیتالله امامی کاشانی میگه که به مهدویکنی این پیام رو برسونه که «اگر بیایید، من کمک میکنم.» با رای اعضای خبرگان رهبری، مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری میشه.

هاشمی در دهه 90
واسه هاشمی دهه 90 یعنی آخرین سالهای زندگیش، شروعی تلخ و سخت؛ میانهای شیرین و پایانی بهتبرانگیز. او تو همین سالها دانشگاه آزاد که محسن هاشمی اون رو واسه پدر «مانند فرزند و حتی از فرزندش عزیزتر» داشت رو از دست داد؛ فائزه دخترش به جرم اقدام علیه نظام به حبس محکوم شد و درنهایت فرهاد دانشجو، برادر وزیرعلوم شد رئیس دانشگاه آزاد. شاید بشه روی این تلخیها، ردصلاحیتش تو انتخابات ریاستجمهوری سال 92 رو هم اضافه کرد اما رای به حسن روحانی، دست راست او تو انتخابات، همه این تلخیها برای هاشمی رو تبدیل به شیرینی کرد. بعد از 8 سال، دولتی روی کار آمد که هاشمی دوست داشت. این سرخوشی 3 سال بعد، با فوت ناگهانی هاشمی، پایانی بهتانگیز رو رقم زد. پایانی که خیلیها انتظارش رو نداشتن مرگ امد و نوزدهم دی 1395 رفت و توی سجل و شناسنامه هاشمی نشست.
پاییز یک سال قبل و وسط تلاشها واسه عقب انداختن دادگاه فائزه، اساسنامه جدید دانشگاه آزاد تو شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و عبدالله جاسبی پس از 29 سال از ریاست دانشگاه آزاد کنار گذاشته شد. اون رو هاشمی گذاشته بود رئیس دانشگاه آزاد اسلامی. هاشمی سال 1361 پیشنهاد تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی رو به امام خمینی داده بود و امام هم قبول کرده بود. هاشمیرفسنجانی رئیس شورای موقت دانشگاه میشه و تو حکمی با سربرگ مجلس، اون رو به ریاست موقت دانشگاه منصوب کرد تا نزدیک به سه دهه اختیار امور دانشگاه آزاد در اختیارش باشه.
احمدینژاد تو دولت 8 سالهاش بالاخره تونست یکی از ابزارهای قدرت هاشمیرفسنجانی یعنی دانشگاه آزاد رو از حوزه نفوذ هاشمی خارج کنه. هاشمی باتجربهتر از اون بود که نتونه خودش رو کنترل کنه. او تجربه هشت سال حملات اصلاحطلبان به خودش و خانوادش رو داشت اما با صبرش کاری کرد که همه مخالفاش تو سال 84 ناچار شدن دور اون جمع بشن؛ اتفاقی که اواخر دولت احمدینژاد بهصورت ویژهتر افتاد و هاشمی نقش لیدر مخالفای دولت احمدینژاد رو داشت. جدا از دریافت و تجربه هاشمیرفسنجانی، غرور و اشتباهات چندلایه احمدینژاد، چهره هاشمی رو که منتقد اصلی دولت بود، بازسازی کرد.
هاشمی، نه تو انتخابات سال 92 که از اوایل سال 91، تو افکار عمومی خودش رو بازیابی کرد.
تورم رو به رشد و مذاکرات بینتیجه هستهای، نگاه جامعه رو میبره سمت انتخابات ریاستجمهوری سال 92. مردم و سیاستمدارا هیچ جایگزینی به جز هاشمی واسه سرپرستی دولت و بازگشت آرامش به کشور نمیشناختن.
ساعت، 12 ظهر روز جمعه 21 اردیبهشت رو نشان میده. خبرگزاریهای رسمی از گوشهوکنار خبرهای ضدونقیضی میشنون که هاشمی قراره تو انتخابات ثبتنام کنه. تو آخرین ساعات، خبرنگارا تو چند نقطه قرار میگیرن تا اگه خودروی هاشمی رو دیدن خبرش رو اعلام کنن. حسن روحانی تو کتاب خاطراتش نوشته که ساعت ۲ بعدازظهر آخرین روز ثبتنام تلفن دفترش زنگ میخوره. پشت تلفن اکبر هاشمیرفسنجانیه. برای مشورت تماس گرفته. میگه: «یکی از مراجع تقلید زنگ زد و تاکید و تکلیف کرد که حتما من نامزد ریاستجمهوری شوم. من هم امروز استخاره کردم خوب آمد، میخواستم نظر شما را بدانم!» روحانی تعجب میکنه اما مخالفتی هم نمیکنه. او دو روز قبل از ثبتنام تو انتخابات، محمود واعظی رو میفرسته پیش هاشمیرفسنجانی تا اگه هاشمی تو انتخابات ثبت نام میکنه، روحانی کاندیدا نشه.
هاشمی تو گفتوگویی بعدها تعریف میکنه که تا بعدازظهر روز انتخابات، تلاش میکرده با رهبر انقلاب صحبت کنه، اما پاسخ میشنیده که ایشون تو جلسه «درس» یا در حال «دیدار و مراسمن». بعدازظهر خودش تماس میگیره و دفتر پاسخ میده که «ما به ایشان دسترسی نداریم و [در حال] استراحت هستند.» ساعت 5 هاشمی مجددا تماس میگیره و خبر میده که میخواد واسه انتخابات ثبتنام کنه. دفتر میگه «پس بگذارید به ایشان اطلاع بدهیم». یه ربع بعد، اصغر حجازی، از مسئولان دفتر رهبری پاسخ میده که «آقا میگویند برای این مساله که نمیتوانیم تلفنی صحبت کنیم.» هاشمی از این پاسخ چنین نتیجه میگیره که «ایشان مخالفتی ندارند، چون اگر مصلحت نمیدانستند، میگفتند.»
تو مدتی که شورای نگهبان فرصت بررسی صلاحیت کاندیداها رو داره، حدسهایی درباره ردصلاحیت هاشمی تو فضای سیاسی مطرح میشه و منتقل میشه به جامعه. تصور اینکه شورای نگهبان، صلاحیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام رو رد یا به تعبیر خود شورای نگهبان احراز نکنه، باورکردنی نیست ولی بعضی افراد با اشاره به اونچه نقش هاشمی تو فتنه سال 88 میخوندن، میخواستن که ردصلاحیت بشه.
31 اردیبهشت ماه، شورای نگهبان نتایج بررسیهای خودش رو اعلام میکنه. شورا، صلاحیت 8 کاندیدا رو احراز میکنه؛ 8 نامزدی که نام هاشمی بینشون نیست.
خبر ردصلاحیت هاشمی، بیشتر از خبر کاندیداتوریش سروصدا به پا میکنه. واسه خیلی از هوادارای هاشمی، ردصلاحیتش قابلقبول نبود و برای خیلی از مخالفاش هم دلیل ردصلاحیتش. اونا دوست داشتن هاشمی به خاطر نقشش تو انتخابات سال 88 ردصلاحیت بشه.
شورای نگهبان صلاحیت 8 نامزد انتخابات رو احراز کرده بود. از این 8 نفر، حسن روحانی کاندیدای حزب اعتدال و توسعه بود و امیدوار بود ازش فراجناحی حمایت بشه. اسفند سال 91 که روحانی واسه نامزدی تو انتخابات رفت سراغ سیدمحمد خاتمی، خاتمی بهش گفته بود من به کس دیگه قول حمایت دادم. روحانی از خاتمی میپرسه به آقای عارف قول دادید؟ خاتمی پاسخ منفی میده. روحانی دیگه سوالش رو تکرار نمیکنه اما حدس میزنه منظور خاتمی حمایت از نامزدی اسحاق جهانگیری بود که اون روزا اسمش بین اصلاحطلبا سر زبانها بود.
جهانگیری قرار بود کاندیدای اصلاحطلبا باشه اما تو آخرین دقایقِ ثبتنام انتخابات ریاستجمهوری، دور میدان فاطمی به سمت وزارت کشور وقتی متوجه حضور هاشمی میشه، دور میزنه و میره خونه.
ستادهایی که قرار بود برای هاشمی کار کنن، واسه حسن روحانی کار میکنن. روحانی با شعار «دولت تدبیر و امید» تو تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری، مناسب ظاهر میشه. او کلید حل مشکلات رو تو سیاست خارجی وعده میداد و تو گفتوگوی ویژه خبری، با نشون دادن یه کلید قدیمی، از «حل شدن همهچیز با کلید تدبیر و امید» گفت.
پیشاندیشی و طراحی همهجانبه اون پیر سیاستورزی، هاشمیرفسنجانی و نعل وارویی که به رقبای سیاسی خودش زد موثر افتاد و حسن روحانی به جایی رسید که بهصورت معمول و با تواناییهایی که داشت تا دوماه قبل اصلا برای کسی متصور نبود. حتی خودش.
دوسال بعد، هاشمی تو جمع اعضای ستاد انتخاباتی اصلاحطلبا و دولت تو حسینیه جماران، از نقش خودش تو انتخابات 92 گفت که با حمایتش از روحانی رایهای اون رو از سه درصد به بالای 50 درصد رسونده.
13 مرداد یعنی فردای مراسم تنفیذ که روحانی واسه تحلیف، میره مجلس شورای اسلامی، لیست کابینه پیشنهادیش رو میده به مجلس تا نشون بده او واسه آینده برنامه داره و نمیخواد کوچکترین فرصت رو از دست بده. تو کابینه روحانی، عمدتا نزدیکای هاشمی مسئولیت گرفتن. او، رئیس ستاد تبلیغاتی هاشمی رو معاون اول کرد. یکی دیگه از نزدیکای هاشمی، سخنگو و رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی شد. دیپلماتی که اصلاحطلبان بعد از روی کار اومدن، به دلیل نزدیکیش به هاشمی، تو دولت حتی با دادن نشان به او مخالفت کردن، وزیر امور خارجه شد. هاشمی البته میگفت که به روحانی گفته نمیخواد مردم تصور کنن که کابینه روحانی، دولت اونه. به همین دلیل به روحانی گفته که پیشنهادی روی وزارتخانهها بهش نمیده.
با انتقال پرونده هستهای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت خارجه، ایران سطح مذاکرات رو بالا میبره و به جای معاونا، وزرای خارجه هم میان پای میز مذاکره. سوم آذر 1392 و بعد از چند دور مذاکره، ایران و آمریکا تو ژنو میرسن به یه توافق موقت و اسمشم میذارن «توافق ژنو.»
تیرماه، ایران و 1+5 نمیتونن تا نهم تیرماه یعنی مهلت تعیینشده برای تدوین توافق نهایی به توافق برسن. وقتی این مهلت تموم میشه دو طرف، مذاکرات رو ادامه میدن و بعد چند دور مذاکره و انتشار اخبار ناامیدکننده، 23 تیرماه، خبر توافق «برجام» تو رسانهها منتشر میشه.
انتشار خبر توافق، موجی از شادی و جشن و سرور رو تو ایران راه میندازه. رئیسجمهور وقت در دومین سالگرد درگذشت هاشمیرفسنجانی، روایتی از اولین دیدارش با هاشمی، بعد از توافق برجام اشاره کرد. تو اون دیدار هاشمی به روحانی گفته بود که «من حالا دیگر راحت میمیرم.»
وسطای مرداد، یه مصاحبه از هاشمیرفسنجانی منتشر میشه؛ مصاحبهای که او واسه اولین بار و ماهها قبلتر، از کاندیداتوریاش تو انتخابات خبرگان خبر میده. هاشمی میگه که نامزد انتخابات خبرگان رهبری میشه و دوست داره که سیدحسن خمینی هم کاندیدای این انتخابات بشه. انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی قراره هفته اول اسفندماه برگزار بشه.
هاشمی دو سال قبل به دلیل اونچه ناتوانی تو انجام وظایف رئیسجمهور گفتن، رد صلاحیت شده بود اما مجلس خبرگان به توانمندی جسمانی خاصی نیاز نداشت. واسه سیدحسن خمینی هم همین دیدگاهها مطرح بود. او حاضر نشده بود تو آزمون اجتهاد شرکت کنه ولی کاندیدای انتخابات شده بود.
ششم بهمن ماه، شورای نگهبان نتایج بررسی صلاحیتها رو اعلام میکنه و سیدحسن خمینی میره تو لیست ردصلاحیتها.
12 بهمن ماه، هاشمی سخنران مراسم سالروز ورود امام خمینی به ایران تو ترمینال شماره یک فرودگاه مهرآباد بود. هیچ بخشی از سخنرانی هاشمی به اندازه واکنشش به ردصلاحیت سیدحسن بازتاب پیدا نکرد. او گفت «زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم، هدیه بدی به بیت امام دادید.» در کنار انتخابات خبرگان که هاشمی همه رو دعوت به حضور کرده بود، او متوجه اهمیت دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هم بود. سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق ایران هم تو یه پیام تصویری که با کلیدواژه «تَکرار میکنم» تو ذهنها ثبت شد، از مردم خواست به همه افراد هر دو لیست رای بدن.
تو تهران هر 30 کاندیدای راهیافته به مجلس از لیست امید بودن. تو خبرگان به جز یه نفر، تمامی لیست مورد حمایت هاشمی رفتن مجلس. مصباح و یزدی از مخالفای هاشمی نتونستن برن مجلس خبرگان. تنها کسی که از لیست 16 نفره اصولگراها رفت مجلس، احمد جنتی بود. که همونم با اعتراض مواجه شد که تمام لیست رای آورده ولی احمد جنتی را به زور در زمره منتخبان گنجاندهاند. اما این هیاهو به جایی نرسید.
هاشمی، اسفند 94 آقای واعظ طبسی یکی از دوستاش رو از دست داد. سوم آذر 95 هم آقای موسویاردبیلی درگذشت. تصور اینکه هاشمی نفر بعدی باشه که فوت میکنه، باورنکردنی بود. هیچکس فکرشم نمیکرد این اتفاق با سرعتی باورنکردنی اتفاق بیفته. 19 دی ماه 1395 یک خبر مبهوتکننده تو فضای مجازی دستبهدست میشد؛ هاشمیرفسنجانی فوت کرد. اونطور که یکی از نمایندههای مجلس گفته بود هاشمی بعد از پایان کار واسه شنا میره استخر مجموعه سعدآباد تو محل دفتر مجمع تشخیص. موقع شنا همه رو از استخر بیرون میکردن. هاشمی به محافظاش گفته بود نزدیک اذان بیرون میاد که واسه نماز مغرب آماده بشه. محافظا بیرون استخر منتظر میمونن تا طبق روال همیشگی بیرون بیاد. با تاخیر هاشمی، محافظا وارد استخر میشن و میبینن هاشمیرفسنجانی دچار مشکل شده. اون رو میرسونن بیمارستان اما تلاشها بینتیجه میمونه و دقایقی بعد خبرش روی سایت خبرگزاریهای داخلی و بینالمللی قرار میگیره؛ آیتالله اکبر هاشمیرفسنجانی درگذشت.

منبع: روزنامه فرهیختگان



