تاریخ انتشار: دوشنبه 1402/02/11 - 09:07
کد خبر: 468743

شهادت روی پیاده‌رو/ روایتی از نحوه شهادت حمیدرضا الداغی شهید آمر به معروف سبزوار

شهادت روی پیاده‌رو/ روایتی از نحوه شهادت حمیدرضا الداغی شهید آمر به معروف سبزوار

توصیف اولیه از غیرتمندی مردی اهل دیار سربداران؛ شهید مهندس حمیدرضا الداغی: «بر اساس شنیده ها»

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ توصیف اولیه از غیرتمندی مردی اهل دیار سربداران؛ شهید مهندس حمیدرضا الداغی: «بر اساس شنیده ها»  

شهادت روی پیاده‌رو

ساعت به نُه و نیم نزدیک می شود؛ حمید دارد می رود دنبال دخترش. آوا خانه رفیقش است. حمید رسیده به فلکه سه گوش. افتاده است توی خیابان ابوریحان. آن دور و برها ظاهرا خلوت است. پرنده یا هر چیز دیگری زیاد پر نمی زند. چراغ برق های خیابان نفس شان تازه نیست، خوب نمی دمند. کتاب فروشی و مغازه اِسنُوا و دیگر جاها تعطیل است. طبیعی ست؛ ساعت نه و نیم شب، آن هم جمعه چرا باز باشند؟!   

چشم تیز می کند. می بیند سه پسر افتاده اند به جان دو دختر. نزدیک شان شده اند. چنگ می اندازند سمت دختران. پسر دستش را چنگک می کند دور مچ دختر، می گیرد می کشدش حریصانه. حمید خیابان را رد می کند پا می گذارد توی پیاده رو. می رود که مثل همیشه مثل دفعه های پیش سد بزند جلوی آدم های نامردی که دنبال لذت طلبی اند.  

پسران می خواهند دو دختر را به زور ببرند توی ماشین. ماشین شان را آن طرف پیاده رو یا خیابان گذاشته اند. دختر خودش را می کشد عقب. نمی دانم داد می زند کمک می خواهد یا نه. پسر وحشیانه دختر را می کشد. حمید که می بیند از آن طرف خیابان می آید. داد می زند که ول کنید چه کارش دارید؟!  

خودش را می رساند. توی دل دختران لرزه افتاده است. نمی دانم حمید آن  لحظه دخترش آوا آمده بود جلوی چشمش یا نه. ولی هر چه بود رفته بود وسط معرکه که نجات دهد. پسر سیاه پوش، پیرهن می زند بالا چاقو را از کمرش می کشد بیرون. حمید با لگد می رود سمت پسر. پسر دوم می پیچد پشت حمید. حمید یک لگد دیگر می زند به پسر جلویی. پسر دوم از عقب چاقو را تند تند فرو می کند توی گُرده حمید. پسر دیگر از جلو چاقو را می زند توی سینه حمید. پسر سوم که لباس زرد پوشیده، ایستاده است نگاه می کند. دختری که ماسک زده چیزهایی می گوید. دختر دیگر که موهایش ریخته ست روی شانه اش بدون روسری چیزی نمی گوید. چاقوست که از جلو و عقب توی تن حمید می رود. حمید نمی تواند نفر عقب را بزند. فقط مشت هایش می رود به سوی جلو. نفر عقب تا جا دارد با سنگ دلی و تیرگی، تیغ تیز فرو می کند. دو مرد از آن طرف پیاده رو می آیند راه شان را کج می کنند می افتند توی سرازیری خیابان و ناپدید می شوند. نبوده اند انگار هیچ وقت.   

دو پسر حمید را ول می کنند می ایستند جلویش چیزهایی می گویند. حمید جواب می دهد دستش را می گیرد سمت شان. سه مرد از پشت حمید پیدای شان می شود. یکی از  مردها که کچل است می رود دو پسر را دور می کند.  

خون دارد از از زیر پوست حمید می آید. بالا بافت های لباسش را رد میکند میرسد روی پیراهن. پشتش خیسِ خون شده. روی سینه اش هم خون زده و درد می‌کند. از زیر ماسک سفید رنگش یک کله نفس می کشد قلبش می زند. نمیدانم دارد به چه فکر می کند. آوا را یادش هست؟ آمده بود دنبالش؟ منتظر است.

یک موتوری می رسد. حمید را که می بیند سوارش می کند. پیراهن حمید پرخون تر شده. نمی دانم موتور سوار به حمید چیزی میگوید یا نه. فقط گاز می دهد سمت چهار راه دادگستری. می رود بیمارستان. سر چهارراه یک نفر سرش را از پراید در آورده می گوید: «تلوتلو میخورد». موتورسوار تا می آید کاری کند حمید می افتد روی آسفالت. ترافیک می شود. مردم دوره می کنند. مغازه دارها سرک می کشند قاطی جمعیت می شوند. حمید دردش آمده چیزی می گوید:
- کمک

یک نفر زنگ می زند ۱۱۵. اورژانس زود می رسد. حمید را میبرند تو. تا میرسد بیمارستان رفته است توى کما.

آوا نشسته است ثانیه میشمارد پدر بیاید زود برود خانه ولی از حمید خبری نیست. آوا شماره خانه را می‌ گیرد می گوید:
بابا نیومده کجاست؟

یک ساعت بعد یعنی یازده شب از فرمانداری زنگ می زنند به همسر حمید می گویند: «آقای شما با کسی خصومت دارد؟»
همسر حمید می گوید: «نه چرا می پرسید؟ یعنی دوباره به خاطر امر به معروف کاری کرده؟»...

منبع: رجانیوز

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
1402/02/11 - 13:35

روحش شاد......
:(
1402/02/11 - 19:01

شهادتت مبارک
حسین
1402/02/12 - 09:06

سلام . رفیق عزیز شهادت مبارک

اینک که شهر شعله ور بی خیالی است

جای برادران غیورم چه خالی است

جای برادران غیوری که بعدشان

این شهر در محاصره خشک سالی است

الی
1402/02/18 - 20:39

درست هست که غیرت نشانه مردان اعظم هست ولی در این زمانه که دختر پست وبیشرف شده که خود عامل بیشرفی هست و عامل بدبختی دختران پاک بگذارید تاومنقرض شوند برای چی یک مرد باید فدا شود
الیناشهبازی
1402/02/18 - 21:29

دخترهای بد حجاب پاش که میکشه مردها رو به کشتن میدن
1402/02/20 - 22:06

واقعا خانمش اینو گفته؟
تورهای مسافرتی آفری
تاثیر افسردگی دوران بارداری بر سلامت قلب زنان
باید از الگوی سوم زنان استفاده کرد
جشن غدیر ویژه ایتام در حرم امیرالمومنین(ع) +عکس
دیدار معاون اول وزارت خارجه قزاقستان با علی باقری +عکس
رونمایی از ریال دیجیتال+ عکس
ثبت بیش از ۳۶۰۰ ایده در «اولین گفتاورد ملی نخبگان»
همایش روز جهانی المپیک +عکس
اجازه تکرار دوران غرب‌گرایی و فساد را نباید بدهیم
توصیه های چهارگانه مقام معظم رهبری در برگزاری انتخابات تبیین شود
جلیلی شبیه‌ترین گزینه به «شهید رئیسی» است
زاکانی: یارانه طلایی جایگزین یارانه فعلی نیست و زندگی روستاییان و بازنشستگان را متحول می کند
مستند تبلیغاتیِ دوم قاضی‌زاده هاشمی پخش شد
مدعیان حل چندماهه مشکلات کشور تسلطی به شرایط ندارند
همه چیز درباره اعطای یارانه طلا برای خانواده‌ها از زبان زاکانی
مهار آتش‌سوزی در بخشی از جنگل‌های پلدختر
جلیلی: ۸ سال اقتصاد را تعطیل کردند، اما امروز مدعی شده‌اند
دیوارنگاره جدید میدان ولی‌عصر(عج) در استقبال عید غدیر
راه آهن: منتظر افزایش قیمت بلیت قطار هستیم
سیدحسن نصرالله سخنران اربعین شهید رئیسی است
سخنرانی سید امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی در دانشگاه تهران +عکس
بیانیه فراکسیون روحانیت مجلس در خصوص انتخابات
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر فلسطین چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟




مشاهده نتایج
go to top