تاریخ انتشار: جمعه 1402/02/15 - 09:17
کد خبر: 469413

وظیفه نسل حاضر نسبت به اسلام

وظیفه نسل حاضر نسبت به اسلام

بیانات حضرت آیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله مصباح (ره) در افتتاحیه طرح بصیرت فرزندان پرسنل نیروى دریایى.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بیانات حضرت آیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله مصباح (ره) در افتتاحیه طرح بصیرت فرزندان پرسنل نیروى دریایى در تاریخ 1382/05/25
 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

الْحَمْدُللهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلاَةُ وَالسَّلامُ عَلَی سَیِّدِ الأنْبِیَاءِ وَالْمُرسَلِین حَبِیبِ إلَهِ الْعَالَمِینَ أبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی آلِهِ الطَّیِبِینَ الطَّاهِرِینَ المَعصُومِین

أللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَعَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ‌ وَلِیًا وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْنَا حَتَّی تُسْکِنَهُ أرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً

تقدیم به روح ملکوتى امام راحل و شهداى والامقام اسلام، صلواتى اهدا بفرمایید.

خداوند متعال را شکر می‌کنیم که توفیق عنایت فرمود که هم ما و هم شما عزیزان، توفیق زیارت بارگاه ملکوتى حضرت ثامن الحجج‌صلوات‌الله‌علیه‌و‌علی‌آبائه‌و‌ابنائه‌المعصومین را پیدا کردیم و فرصتى شد که درباره آنچه اهل‌بیت‌صلوات‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین براى حفظ آن تلاش کردند و جان خودشان را در همین راه فدا کردند به گفتگو بنشینیم.

هدف اصلى انبیا و ائمه اطهار‌صلوات‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین

آنچه هدف اصلى همه انبیاء عظام و ائمه اطهار‌صلوات‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین بود این بود که انسان‌ها راه حق را درست بشناسند و در مقابل وساوس شیطانى و شکوک و شبهاتى که دشمنان راه خدا القاء می‌کنند به دام شیاطین نافتند و گمراه نشوند و بتوانند راه صحیح را تشخیص دهند و بپیمایند و درنتیجه، به سعادت دنیا و آخرت نایل شوند.

حتماً این جمله که در زیارت اربعین حضرت سیدالشهدا‌علیه‌‌السلام هست را شنیده‌اید؛ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ؛ یعنى خدایا! من شهادت می‌دهم که سیدالشهدا‌علیه‌‌السلام خون دلش را، خون قلبش را در راه تو داد تا این‌که بندگان تو را از گمراهى و نادانى نجات دهد. هدف اصلى سیدالشهدا‌صلوات‌‌الله‌‌علیه ‌‌از قیامى که منجر به شهادت خودشان، فرزندان و خاندانشان و همچنین اسارت خانواده‌شان، همسران، خواهران و بچه‌هایشان شد این بود که مردم راه حق را بشناسند و بدانند راهى که بنی‌امیه پیش پاى مردم مسلمان گذاشتند راه صحیحى نیست. آن‌ها به اسم اسلام کار می‌کردند و خودشان را خلیفه پیغمبر می‌دانستند و چنین وانمود می‌کردند که امام حسین‌علیه‌‌السلام فردى است که علیه حکومت اسلامى قیام و شورش کرده است! شنیده‌اید که گفته بودند امام حسین‌علیه‌‌السلام علیه حکومت اسلامى خروج کرده است؛ خروج کرده یعنى آشوب کرده و می‌خواهد حکومت اسلامى را به هم بزند! بنی‌امیه با تبلیغاتشان وانمود می‌کردند آن کسى که صلاحیت حکومت اسلامى را دارد معاویه و بعدش هم یزید است و امام حسین‌علیه‌‌السلام علیه حکومت اسلامى قیام کرده و بنابراین باید خونش را ریخت.

پس هدف اصلى از شهادت امام حسین‌علیه‌‌السلام و همچنین سایر ائمه اطهار‌صلوات‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین این بوده که مردم راه حق را بشناسند و بفهمند حق با کیست و چه کسانى ناحق می‌گویند و به ناحق عمل می‌کنند. اگر راه دیگرى وجود داشت که سیدالشهدا‌علیه‌‌السلام بتواند مردم را راهنمایى کند و آن‌ها را از گمراهى نجات دهد همان را انتخاب می‌کرد ولى آن روز راهى جز این باقى نمانده بود که با شهادت مظلومانه خودش به دنیا نشان دهد کسانى که او را، یعنی فرزند و خاندان پیغمبر را به این صورت فجیع به شهادت می‌رسانند و دختران پیغمبر را به این صورت فجیع به اسارت می‌برند نمی‌توانند جانشین پیغمبر شوند.

آثار مخرب تبلیغات سوء دشمنان

تبلیغات بنی‌امیه آن‌قدر قوى بود که خاندان پیغمبر را منزوى کرده بودند. باز حتماً شنیده‌اید وقتى امیرالمؤمنین‌صلوات‌‌الله‌‌علیه در مسجد کوفه به شهادت رسیدند و خبر شهادت ایشان به شام رسید و گفتند على را در مسجد در حال نماز به قتل رساندند، مردم تعجب کردند و گفتند مگر على نماز می‌خواند؟! کسى که در شبانه‌روز هزار رکعت نماز مستحبى می‌خواند، تبلیغات بر علیه او آن‌چنان اثر کرده بود که مردم از شنیدن خبر شهادتش در حال نماز تعجب کردند و گفتند مگر على نماز می‌خواند؟! علی برای چه به مسجد رفته بود؟! اگر این وضع ادامه پیدا می‌کرد، با تبلیغاتى که آن‌ها داشتند و پول‌هایی که خرج می‌کردند دیگر اثرى از اسلام باقی نمی‌ماند و همه مردم را گمراه می‌کردند.

علمای اسلام، ادامه‌دهنده راه پیغمبر و ائمه اطهار

سیدالشهدا‌علیه‌‌السلام به شهادت رسید تا مردم گمراه نشوند. علماى اسلام هم به‌خصوص در زمان غیبت که مردم دسترسى به امام معصوم ندارند همان راه ائمه معصومین‌سلام‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین را انتخاب کرده‌اند و سعى کرده‌اند در هر زمانى به هر وسیله‌ای که ممکن است مردم را بیدار کنند. البته هیچ کسى نمی‌تواند دیگران را به انتخاب راه صحیح، ملزم کند. بالاخره انسان دارای اختیار است و وقتى نخواهد راه صحیح را برود نمی‌توان او را مجبور به انتخاب کرد. ولى آنچه مهم است این است که باید تلاش کرد که او راه صحیح را بشناسد و انتخاب کند و اگر هم می‌خواهد راه خطا را برود حجت بر او تمام شده باشد.

هدف انبیا، فراهم نمودن زمینه انتخاب آگاهانه

باز با این آیه شریفه قرآن آشنا هستید که می‌فرماید: لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ.[1] انبیا آمدند زحمت کشیدند و مردم را راهنمایى کردند تا اگر کسى می‌خواهد راه هلاکت را انتخاب کند آگاهانه انتخاب کند و اگر کسى می‌خواهد راه حیات و سعادت را انتخاب کند آن‌هم آگاهانه انتخاب کند؛ لِیَهْلِکَ یعنی تا هلاک شود؛ عَنْ بَیِّنَةٍ یعنى هرکس که می‌خواهد هلاک شود با آگاهی باشد. یَحْیَى از حیات است؛ یعنى حیات پیدا کند؛ عَنْ بَیِّنَةٍ یعنی هر کس که می‌خواهد زنده بماند یعنى زندگى انسانى داشته باشد، آن‌هم با آگاهى و از روى دلیل و برهان باشد و کسى کورکورانه راه خاصى را انتخاب نکند. انبیا آمدند تا راه‌ها را نشان دهند. البته انسان از جهت فطرتْ همیشه طالب سعادت خود است و اگر راه سعادت را درست شناخت از آن پیروى می‌کند، مگر این‌که این فطرت، آفت ببیند و در اثر عادت کردن به گناه، دیگر نخواسته باشد راه حق را برود. خب آن‌وقت انسان ممکن است آگاهانه راه باطل را هم انتخاب کند.

نقش علمای دین در عصر غیبت

به‌هرحال بعد از دوران ظهور ائمه اطهار‌علیهم‌‌السلام، از آن وقتى که امام زمان‌صلوات‌‌الله‌‌علیه‌‌ به امر خداوند متعال غایب شدند علما وظیفه ائمه اطهار‌علیهم‌‌السلام را البته در حد نازل‌تری به عهده گرفتند و این‌ها جانشین امام شدند. اینکه می‌گوییم نایب الامام، جانشین امام زمان‌علیه‌‌السلام ، این به خاطر منصبى است که خود ائمه اطهار‌علیهم‌‌السلام به علما داده‌اند و فرمودند: آن‌ها خلفا و جانشینان ما هستند و حکم آن‌ها حکم ماست؛ کسى که از آن‌ها اطاعت کند از ما اطاعت کرده و کسى که با آن‌ها مخالفت کند با ما مخالفت کرده است.

زحمات طاقت‌فرسای علمای شیعه در طول تاریخ

تاریخ علماى شیعه نشان‌دهنده این است که در راه هدایت مردم از هیچ زحمت و از هیچ تلاشى فروگذار نکرده‌اند. البته زمان‌ها و مکان‌ها مختلف است و شرایط ارشاد و هدایت در همه‌جا و در همه زمان‌ها یکسان نیست. گاهى حکومت‌ها در برخى از مناطق طورى بوده که می‌توانستند آن‌ها را تحمل کنند. گه گاهى هم بعضی از حکومت‌های متعلق به شیعه سر کار می‌آمدند و راه براى اینکه علماى شیعه بتوانند بیشتر فعالیت کنند باز می‌شده است. به‌عنوان‌مثال سلاطین آل‌بویه و دیلمی‌ها تمایل به تشیّع داشتند و به علماى شیعه میدان می‌دادند و در زمان آن‌ها علماى شیعه خیلى کار کردند و دیگر ماند تا زمان صفویه که قدرت به دست شیعیان افتاد و سلاطین هم همه شیعه بودند. به‌هرحال، علما در هر زمانى آنچه ممکن بود را به کار گرفتند تا راه ائمه شیعه در میان مردم روشن بماند و مردم گمراه نشوند و خط را گم نکنند.

سفرهای پژوهشی شیخ صدوق‌رضوان‌‌الله‌‌علیه

بسیارى از علما بودند که با سفرهاى زیادى، سعى کردند روایات اهل‌بیت‌علیهم‌‌السلام را جمع کنند و کتاب‌هایی بنویسند که مردم از سخنان اهل‌بیت‌علیهم‌‌السلام استفاده کنند. ما امروز صدها کتاب داریم که علما از همان دوازده، سیزده قرن پیش، با چه خون‌دلی زحمت کشیدند و این‌ها را فراهم کردند و ما خبر نداریم که این کتاب‌ها چگونه تهیه شده است!

اگر اندکى به تاریخ بزرگان علما نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که ایشان چه زحمت‌هایی کشیده‌اند تا این کتاب‌ها را فراهم کرده‌اند. یکى از این علماى بزرگ، شیخ صدوق‌رحمة‌‌الله‌‌علیه است که همه اسم ایشان را شنیده‌اید. مدفن ایشان در شهر رى است. قبرستان ابن بابویه که به ابن‌بابویه معروف است به خاطر دفن مرحوم شیخ صدوق است. مرکز اقامت ایشان در قم بوده و بعد مدتى در رى اقامت داشته‌اند.

آن زمانى که سفر با چهارپا یعنی با اسب، استر و الاغ انجام می‌گرفت ایشان برای جمع‌آوری روایات پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام از مرکز اقامت خودشان تا آسیاى مرکزى سفر کردند؛ مقصود از آسیای مرکزی کشورهایى است که تا چندى پیش جزو اتحاد جماهیر شوروى بود و حالا بعد از فروپاشى شوروى، کم‌کم مستقل شده‌اند، مثل ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان. آن روزها هواپیما نبود و مدت‌ها طول می‌کشید تا با آن حال از یک شهرى به شهر دیگر بروند. ایشان همه این کشورها را با همان مال، زیر پا گذاشت تا هر جا هر عالِمى هست که روایتی از پیغمبر اکرم‌ و اهل‌بیت‌‌صلوات‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین شنیده بیابد و روایات آن‌ها را جمع‌آوری کند. در بعضى از کتاب‌ها نوشته که من در فَرغانه این حدیث را از فلان راوى شنیدم! فرغانه شهرى در آسیاى مرکزى است.

یک عده این‌گونه زحمت کشیدند تا روایات اهل‌بیت‌علیهم‌‌السلام بعد از چهارده قرن به دست من و شما برسد و ما ببینیم که امام صادق و امام باقر‌علیهم‌‌السلام چه فرموده‌اند. آن‌ها این زحمت‌ها را با امکانات آن روزها متحمل شدند؛ آن روزها کاغذ مثل امروز تا این اندازه فراوان نبود و چاپ و این حرف‌ها هم که در کار نبود. ایشان با آن زحمت‌ها این آثار را تهیه کردند تا کلمات اهل‌بیت‌صلوات‌‌الله‌‌علیهم‌‌اجمعین امروز به دست من و شما برسد. یک عده دیگر در تفسیر و تحلیل فرمایشات ائمه اطهار‌علیهم‌‌السلام، استنباط معانى آن‌ها و توضیح و تفسیر آن‌ها زحمت کشیدند، مانند فقهایى که از روایاتْ فقه، استنباط کردند و کتاب‌های فقهى را تهیه کردند. این‌ها را که من می‌گویم به خاطر این است که این‌ها از چیزهایى است که دیگر در فرهنگ عمومى شایع است. در این زمانی که دولتِ جمهورى اسلامى است و انقلابِ اسلامى شده است جوان‌های ما حتماً باید با این چیزها آشنا باشند. این‌ها باید در کتاب‌های درسى ما بیاید. متأسفانه امروز عوامل بیگانه دارند کتاب‌های درسى ما را به سویى سوق می‌دهند که مقدمه‌ساز فرهنگ جهانى آمریکایى باشد!

دستاورد شهادت دو عالِم!

امروز یکی از کتاب‌های درسی ما طلبه‌ها که در همه حوزه‌های علمیه تدریس می‌شود و از بهترین و مقدس‌ترین کتاب‌های درسى ماست کتاب اَللُّمعَةُ الدِّمَشقیة فی فقه الامامیة معروف به لُمعة  است که متن و شرح است یعنى متن آن را یک عالم (شهید اول) نوشته و یک عالم دیگر (شهید ثانی) آن را شرح داده است. یعنی این کتاب درسی حوزوی، دستاورد شهادت دو عالم است! آن‌ها براى ترویج مذهب تشیّع، جان خودشان را فدا کردند! متن این کتاب در زندان نوشته شده است. شهید اول متن لمعه دمشقیه را در زندان نوشت و بعد او را به جرم تشیّع به شهادت رساندند. بعد از چندى، عالم دیگرى از اهل حلّه، چون متن این کتاب را متنی مُنَقَّح و بسیار  جالب یافت آن را شرح کرد و امروز به نام شرح لمعه معروف است. کتاب شرح لمعه را طلبه‌ها می‌خوانند و در همه حوزه‌ها شناخته شده است. شاید ما امروز هیچ عالِمى در عالَم تشیّع نداشته باشیم که کتاب شرح لمعه را نخوانده باشد. این کتاب درسى ما حاصل زحمات دو عالم شهید است؛ متنش را یک عالم نوشت و به شهادت رسید، عالم دیگر آن را شرح کرد و او را هم به شهادت رساندند! یعنى ما باید بدانیم که مذهب ما با شهادت توأم است، فقه ما هم با شهادت توأم است. اگر علماى ما فداکارى نکرده بودند و به شهادت نرسیده بودند ما امروز فقه هم نمی‌داشتیم! بالاخره عالمان دیگرى در راه پیاده کردن این علوم تلاش‌های بسیاری کردند. علما و بزرگان ما در مرحله نخست، حدیث‌هایی که از پیغمبر و امامان علیهم‌السلام رسیده بود را به ما رساندند؛ امثال شیخ کلینى، شیخ صدوق و شیخ طوسى که کتب اربعه را نوشتند سعى کردند خود حدیث‌ها را حفظ کنند. در مرحله بعد، عالمان دیگرى آمدند و استنباط کردند و علم فقه را به وجود آوردند. دسته سوم، کسانى بودند که سعى کردند فقه را در جامعه پیاده کنند.

ریشه مانع‌تراشی و مخالفت با اجرای احکام اسلام

این احکام فقهى را که در کتاب‌ها بیان شده براى چه بیان کرده‌اند؟! آیا براى این است که خاک بخورند؟! آیا براى این است که فقط زینت کتابخانه شوند؟! یا براى این است که مورد عمل قرار گیرند؟! در تمام دوره‌ها، ظالمان، ستمگران و قدرتمندان مانع اجرای احکام اسلام بوده‌اند. چرا؟! زیرا اجرای احکان اسلام به ضرر آن‌ها بود. حکومت آن‌ها غاصبانه بود و آن‌ها حق حکومت نداشتند. آن‌ها به‌فکر منافع شخصى خود بودند و بیت‌المال را صرف مصالح خودشان، خانواده‌شان، طرفداران‌شان و حزب‌شان می‌کردند؛ آن‌ها غاصب بودند و حکومت‌شان حکومت جور و ظلم بود. علمای شیعه به آن‌ها می‌گفتند نباید این کارها را انجام دهید! این‌ها حرام است! چنین تصرفاتی حق شما نیست! شما اموال بیت‌المال را تلف می‌کنید، صرف دار و دسته‌تان می‌کنید، صرف خویش و قوم‌هایتان می‌کنید، شما باید این‌ها را به مصرفى برسانید که اسلام دستور داده است! آن‌ها می‌دیدند که اگر بخواهند به دستور اسلام عمل کنند کلاهشان پس معرکه است و چیزى گیرشان نمی‌آید. علاوه بر این‌که اسلام به آن‌ها اجازه هوس‌بازی‌های مورد علاقه آن‌ها و تشکیل مجالس عیش و نوش را نمی‌داد. ازاین‌رو، آنها همیشه از اجرای احکام فقهى اسلام جلوگیری می‌کردند.

امام خمینى‌رضوان‌‌الله‌‌علیه و افتخار خدمت به اسلام

دسته سوم، علمایى بودند که علاوه بر این‌که سعى کردند فقه را تبیین کنند و احکام اسلام را بیان کنند، تلاش کردند تا این احکام اجرا شود. یکى از علمایی که در طول تاریخ تشیّع بزرگ‌ترین افتخار در راه خدمت به اسلام نصیبش شد امام خمینی رضوان‌الله‌علیه بود؛ امام خمینی هم در راه تحقیق در علوم اسلامی و هم در راه نشر آن‌ها در جامعه و هم تعلیم این علوم به دیگران تلاش کرد و بالاتر از همه این‌ها توانست این احکام را به مرحله اجرا درآورد و در برابر همه قدرت‌های شیطانى که علیه پیاده شدن احکام اسلامى صف‌آرایی کرده بودند قیام کند و با مردم پابرهنه، بدون سلاح و بدون اتکا به هرگونه قدرت خارجى پیروز شود. این افتخار، لااقل به این مرتبه از وسعت، موفقیت و پیروزى، در طول تاریخ اسلام کمتر نصیب کسى شده است.

وظیفه ما در قبال میراث علما

ما وارث دستاوردهاى مبارزاتى هستیم که امام و یاران و پیروانش با فداکاری‌هایشان، با بذل مال و جانشان، با زندان رفتن‌هایشان، با شکنجه دیدن‌هایشان براى ما به ارمغان آورده‌اند. حالا وظیفه ما چیست؟! به برکت این انقلاب، قرآن در جامعه ما زنده شد؛ به برکت این انقلاب، احادیث اهل‌بیت‌علیهم‌‌السلام و نهج‌البلاغه رواج پیدا کرد و الآن ما حافظان و شارحان نهج‌البلاغه داریم و مراکز مختلف علمى و پژوهشى براى تحقیق در علوم اسلامى فراهم شده است. امروز ما کلمات اهل‌بیت‌علیهم‌‌السلام را در اختیار داریم، اما چه بهره‌ای از آن‌ها می‌بریم؟! امروز کتاب‌هایی پُر از کلمات اهل‌بیت‌علیهم‌‌ السلام و شامل  ده‌ها هزار حدیث با آن زحمت‌های علما که عرض کردم جمع‌آوری شده و در اختیار ما قرار گرفته است، به‌گونه‌ای که به‌آسانی چاپ می‌شوند و دیگر لازم نیست کلمه به کلمه دست‌نویس و پیش استاد خوانده شوند و زیر و زبرشان درست گردد. شما می‌توانید به بازار بروید، پولی پرداخت کنید و این کتاب‌ها را تهیه کنید. اما آیا همین‌که این کتاب‌ها را بخریم و در کتابخانه‌مان بگذاریم کافى است؟!

الحمدلله امروز قرآن در جامعه ما رواج پیدا کرده است. ما در هر شهرى ده‌ها و گاهى صدها حافظ قرآن داریم؛ حافظانی که هنوز به سن ده سالگى نرسیده‌اند! این افتخار بسیار بزرگى براى جامعه ماست؛ اما حالا قرآن را حفظ کنیم که چه کنیم؟! آیا فقط همین حفظ کافی است؟! آیا قرآن فقط براى این نازل شده که بچه‌ها آیات آن را حفظ کنند یا قاریانى با قرائت خوب، با تجوید و با لحن خوب آن را قرائت کنند؟! همین؟! یا وظیفه ما این است که ابتدا ببینیم کلماتى که از اهل‌بیت‌علیهم‌‌السلام به ما رسیده چیست، معنایش چیست و براى چه این‌ها را فرموده‌‌اند؟ چه لزومى داشت که تا این حدّ زحمت بکشند و این سخنان را بیان کنند تا همیشه در تقیه زندگى کنند، در زندان حبس شوند، شکنجه ببینند و سرانجام به شهادت برسند؟! اگر این سخنان را نمی‌گفتند دشمنان با آن‌ها کارى نداشتند. همین احادیث و سخنان بود که باعث می‌شد که بزرگان مجبور به تقیّه شوند و کتاب‌های حاوی آن‌ها را مخفى کنند. گاهى دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام علما را به خاطر نقل همین حدیث‌ها در زندان حبس می‌کردند! با وجود چنین شرایطی چرا امامان ما علیهم‌السلام این سخنان را بیان می‌کردند؟! چرا دست از چنین کاری نمی‌کشیدند تا راحت زندگى کنند؟ اگر می‌خواستند دست از این سخنان بردارند پس اصلاً براى چه امام شده بودند؟! مگر وظیفه اصلی امام این نیست که مطالب حق را براى مردم بیان کند؟! آن‌ها باید حق را بیان کنند گرچه به قیمت جانشان تمام شود. علما هم سعى کردند آن معارف را جمع‌آوری کنند و به ما برسانند گرچه به قیمت جانشان تمام شود. فقها هم سعى کردند آن‌ها را تفسیر و احکام لازم را استنباط کنند - به قول آن آقاى بزرگوار - به‌صورت ساندویچ دربیاورند تا ما راحت بتوانیم تناول کنیم و در این راه به شهادت رسیدند. اگر این کارها را نمی‌کردند آن‌ها را نمی‌کشتند. حالا که این معارف به دست ما رسیده ما باید چه‌کار کنیم؟! آیا باید نهایت هنر ما این باشد که کتابش را بخریم و در کتابخانه بگذاریم! وظیفه ما نسبت به قرآن چیست؟! آیا تنها باید با لحن خیلى خوب آن را بخوانیم و مردم هم بنشینند و گوش کنند و بگویند الله، الله، احسنت، احسنت! آیا قرآن تنها براى همین نازل شده است؟! البته باید این کارها را انجام داد، اما وظیفه ما تنها این نیست، بلکه این امور مقدمه‌اند. باید قرآن را خوب تلاوت کرد تا مردم به شنیدن آن راغب شوند و پس از شنیدن، آن را بفهمند و پس از فهم، به آن عمل کنند، نه اینکه تنها آیات قرآن تلاوت شود و از شنیدن این تلاوت‌ها لذت برده شود.

تصویب قانون ضد اسلامی در کشور اسلامی!

نسل جدید انقلاب باید این مسئولیت خود را درست بشناسد. آنچه به دست ما رسیده براى ما ارزان تمام نشده است، بلکه برای این معارف، صدها هزار خون پاک به زمین ریخته شده تا این‌ها به دست من و شما برسد. مگر براى پیروزى همین انقلاب و پیروزى همین جنگ، ما چند هزار شهید دادیم؟ بیش از دویست هزار از بهترین جوانان ما به شهادت رسیدند تا این انقلاب سر پا بماند؛ دویست هزار شهید از برادران و پدران شما و امثال شما! اکنون وظیفه نسل جدید چیست؟! آیا باید بنشیند تماشا کند و احیاناً هم بگوید خب بی‌خود چنین کردند. خوب بود می‌رفتند راحت زندگى می‌کردند!

توجه به این نکات باعث می‌شود که ما مسئولیت خودمان را بهتر بفهمیم و بدانیم این زحمت‌ها کشیده شده براى این‌که ما راه حق را بشناسیم و گمراه نشویم و بعد از اینکه شناختیم عمل کنیم و نگذاریم قوانین ضد اسلامی در کشور به تصویب برسد. مگر این زحمت‌ها براى این کشیده نشده تا احکام اسلام اجرا شود؟! آیا بعد از این زحمت، مجلس قانون‌گذاری کشورِ اسلامىِ انقلابى باید قانون ضد اسلام تصویب کند و ما هم بنشینیم تماشا کنیم؟! آیا شایسته است که خودمان اول اسلام را درست یاد نگیریم و اهتمامى به عمل کردنش هم نداشته باشیم و بعد ببینیم دیگران دارند این معارف را از بین می‌برند و باز هم ساکت باشیم؟! آیا انسانیت همین را اقتضا می‌کند؟! آیا مسلمانى یعنى همین؟! آیا شیعه بودن یعنى همین؟! آیا پیرو سیدالشهدا علیه‌‌السلام بودن یعنى همین؟! یا اینکه ما باید جور دیگرى زندگى کنیم؟!

نگذاریم شعله انقلاب خاموش شود!

امروز نوبت شماست؛ اول باید سعى کنیم اسلام را درست بشناسیم و از خرمن معارف آیات و روایات که علما در طول چهارده قرن براى ما فراهم کرده‌اند هرکدام دست‌کم خوشه‌ای برگیریم. باید هر روز سعى کنیم مطالعات دینی‌مان را بیشتر کنیم و از دین، بهتر و بیشتر معرفت بیاموزیم و پاسخ شبهاتى را که بر علیه دین القاء می‌کنند یاد بگیریم. این تنها در بُعد شناخت است؛ اما با شناختن که کار تمام نمی‌شود. بعد از شناختن، نوبت عمل کردن و شناساندن به دیگران است. غیر از این‌که ما باید خودمان این معارف را به‌خوب یاد بگیریم، باید سعى کنیم هم خودمان عمل کنیم و هم زمینه عمل به آن‌ها را در جامعه فراهم کنیم، یعنى نهضت امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه و انقلاب اسلامى همیشه باید زنده باشد. اگر شعله این انقلاب خاموش شود، دوباره آرام‌آرام احکام اسلام تعطیل می‌شود؛ دوباره بی‌بندوباری‌ها، فسادها و فحشاها رواج پیدا می‌کند و بعد هم حاکمان جور و ظلم مسلط می‌شوند و بیت‌المال را صرف منافع خود و اقوام خود خواهند کرد و کسانى را سر کار می‌آورند که یا بستگى نَسبى با آن‌ها داشته باشند یا بستگى سَببى؛ پست‌ها را به پسر و پسرزاده‌‌ یا داماد و بستگان سببی‌شان می‌دهند صرفاً به‌خاطر اینکه اقوام‌شان هستند خواه صلاحیت داشته باشند خواه نداشته باشند. آیا ما باید بنشینیم و تماشا کنیم که احکام اسلام و ارزش‌های انقلابی یکى بعد از دیگرى در جامعه کم‌رنگ شوند و ما هم سکوت کنیم!

پیامد راضی بودن به گناه دیگران

مگر آن کسانى که امام حسین‌علیه‌‌السلام را به‌شهادت رساندند چه‌کار کردند؟ 120 هزار نفر که سر امام حسین‌علیه ‌‌السلام را نبریدند؛ یک نفر برید و بقیه سیاهی‌لشکر بودند؛ اما شما فقط یک نفر را لعن می‌کنید یا همه کسانى را که به جنگ امام حسین‌علیه‌‌السلام آمدند؟

حضرت علی‌علیه‌‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: أیُّها النّاسِ، إنَّما یَجمَعُ النّاسَ الرِّضا و السُّخطُ، و إنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رَجُلٌ واحِدٌ، فعَمَّهُمُ اللّه ُبِالعَذابِ لَمّا عَمَّوهُ بِالرِّضا. حضرت می‌فرمایند: ناقه صالح را یک نفر پِى کرد اما خداوند همه قوم ثمود را عذاب کرد زیرا همه به کار آن مرد، راضى بودند. داستانش را که می‌دانید؛ خدا حضرت صالح را برای هدایت قوم ثمود مبعوث فرمود. آن‌ها بت‌پرست بودند. حضرت صالح هرچه آن‌ها را به خداپرستى دعوت کرد گوش نکردند. تا اینکه یک روز آمدند و گفتند ما در صورتى حرف تو را قبول می‌کنیم و تو را پیغمبر می‌دانیم که از دل این کوه، یک شتر زنده بیرون بیاورى! اگر تو واقعاً از طرف خدا هستى باید این کار را انجام دهی تا ما قبول کنیم که تو پیغمبر هستى.

خداوند متعال براى اینکه حجت را بر آن‌ها تمام کند چنین معجزه‌ای را به حضرت صالح داد و یک شتر زنده را از دل یک کوه بیرون راند، منتها فرمود که من یک شرط می‌گذارم و شرطش این است که یک چشمه آب، مخصوص این شتر است و کسى نباید مانع شود که شتر از این آب استفاده کند. این آب باید در اختیار این شتر قرار گیرد تا معلوم باشد این شتر، معجزه الهى است و همه مردم آن را بشناسند. اگر کسى متعرض این شتر شود خدا بر او عذاب نازل می‌کند. روز موعود، مردم با این اطمینان که اصلاً این کار، شدنى نیست جمع شدند؛ آنها مطمئن بودند که امکان ندارد از دل یک صخره سخت یک شتر زنده بیرون آید. حضرت صالح آمد و دعا کرد و خدا این معجزه را به دست حضرت صالح انجام داد و از دل کوه، یک شتر زنده بیرون آمد. آن‌ها نتوانستند حرفی بزنند و دیگر حجتى نداشتند ولى در دل ایمان نیاوردند. نه‌تنها ایمان نیاوردند بلکه سعى کردند آن شتر را به قتل برسانند و آن را پی کنند!

آیات آخر سوره شمس مربوط به این داستان بوده، می‌فرماید فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا.[2] عَقَر به‌معنای پى کردن شتر است. فَعَقَرُوهَا یعنی قوم صالح ناقه صالح را پى کردند. خدا به‌سبب این معصت، آن‌ها را عذاب کرد. قوم صالح، صبح که از خواب برخاستند عذاب الهی بر آن‌ها نازل شد و زلزله‌ای آمد و همه به هلاکت رسیدند؛ فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا. اصلاً خدا سرزمین آن‌ها را با خاک یکسان کرد. این اصل داستان بود. امیرالمؤمنین‌صلوات‌‌الله‌‌علیه در نهج‌البلاغه می‌فرماید: شتر صالح را یک نفر پی کرد، اما چرا عذاب نازل شد و همه هلاک شدند؟! زیرا آن‌ها هم همراهى کردند. آن‌ها در برابر این معصیت سکوت کردند و اعتراضی نکردند و برای جلوگیری از این نافرمانی تلاشی نکردند.

نابودی جامعه؛ نتیجه سکوت در مقابل فساد

اگر در جامعه اسلامى، کسى علیه اسلام قیام کند و بخواهد احکام اسلام را از بین ببرد و عقاید اسلامى را تکذیب کند و دیگران هم سکوت کنند به سرنوشت قوم ثمود دچار خواهند شد. پى کننده یک نفر است اما همه هلاک خواهند شد! خداوند در قرآن کریم از این نمونه‌ها فراوان یادآور شده است که اکنون فرصت توضیح آن‌ها نیست.

اجازه بدهید یک مثال دیگر هم عرض کنم تا این یادگارى را هم از این مجلس داشته باشید. حتماً گاهى جاهای دیگر هم این مثال را شنیده‌اید، اما شایسته است که با داستان‌های قرآنى بیشتر آشنا شوید. این داستان مربوط به قومى از بنی‌اسرائیل است که در چند جای قرآن ذکر شده و تفسیرش در یک جا مفصل‌تر آمده است. اسرائیل لقب حضرت یعقوب است. ایشان 12 تا پسر داشت و هر پسرى فرزندان زیادى داشتند و یک جمعیت کثیرى از این طایفه پیدا شد که همه آن‌ها را بنی‌اسرائیل می‌گفتند. جمعیت بنی‌اسرائیل کم‌کم گسترش پیدا کرد تا به امروز رسید که همه یهودیان را بنی‌اسرائیل می‌گویند. در میان اقوام بنی‌اسرائیل صدها پیغمبر مبعوث شدند. حضرت داوود، حضرت سلیمان، حضرت یحیى، حضرت زکریا و ده‌ها پیغمبر دیگر از پیغمبران بنی‌اسرائیل بودند.

خلاف‌کاری زیرِ کلاه شرعی!

قومى از بنی‌اسرائیل در ساحل یک دریا زندگى می‌کردند. عمده معاش آن‌ها از صید ماهى بود و زندگی‌شان از این راه تأمین می‌شد؛ ...کَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْر...ِ.[3] در مذهب یهود، کار کردن، آتش روشن کردن و غذا پختن در روز شنبه ممنوع است. آن‌ها روز شنبه را فقط روز عبادت می‌دانند و معتقدند صید ماهى هم در این روز حرام است و اگر در روز شنبه ماهى صید شود خوردن آن حرام است. الآن هم یهودی‌های اُرتدکس که به احکامشان مقیّد هستند به این حکم عمل می‌کنند و روز شنبه، خودشان غذا نمی‌پزند. یا از روز جمعه غذاى فردا را آماده می‌کنند و یا از جاهاى دیگر غذاى تهیه‌شده می‌خرند. در یزد خودمان هم یک محله‌ای است که محله یهودی‌هاست و بنده با آنجا آشنا هستم. حالا نمی‌دانم شما در شهر خودتان این چیزها را دیده و شنیده‌اید یا نه؟ یادم هست که روز شنبه در محله یهودی‌های یزد، همسایه‌های مسلمان برایشان غذا می‌بردند. چون خودشان آتش روشن نمی‌کردند.

در مذهب یهود صید ماهى در روز شنبه حرام بود. اتفاقاً ماهی‌ها متوجه این قضیه شده بودند و فهمیده بودند روز شنبه کسى مزاحمشان نمی‌شود. حیوانات هم هوش‌های عجیبى دارند که ما به‌درستی آن‌ها را درک نمی‌کنیم. روز شنبه که می‌شد ماهی‌ها براى غذا و استفاده از اکسیژن هوا و نور و این حرف‌ها، کنار ساحل روی سطح آب می‌آمدند، اما در روزهاى دیگر که می‌دانستند بناست صیدشان کنند کمتر به سطح آب می‌آمدند و یا اصلاً نمی‌آمدند. مردم آن عصر با یک امتحان مواجه شدند. آنها می‌دیدند از یک‌طرف در روز شنبه صید ماهى، حرام است و از طرف دیگر روزهاى دیگر ماهى‌ها کمتر به سطح آب می‌آیند. زندگی آن‌ها هم از همین راه اداره می‌شد. مانده بودند که چه‌کار کنند! این یهودیان حیله‌ای اندیشیدند؛ آمدند کنار ساحل حوضچه‌هایی ساختند و روزهاى شنبه که ماهی‌ها کنار ساحل می‌آمدند آب را باز می‌کردند و ماهی‌ها به همراه آب به درون این حوضچه‌ها می‌آمدند. بعد جلوى راهشان را سد می‌کردند و دیگر نمی‌گذاشتند که به دریا برگردند و روز یکشنبه می‌رفتند آن‌ها را صید می‌کردند. بعد می‌گفتند صید ماهی در روز شنبه حرام است و ما که روز شنبه ماهی صید نکردیم! این حیله را اندیشیدند براى اینکه از حکم خدا سرپیچى کنند.

عقوبت ترک امر به‌ معروف و نهی از منکر

نتیجه‌اش این حیله چه شد؟! این قوم، سه دسته بودند؛ تقریباً یک ثلثشان این‌ کار را انجام می‌دادند که می‌آمدند در کنار ساحل حوضچه‌هایی را درست ‌‌می‌کردند و ماهی‌ها را در آنجا به دام می‌انداختند و روز یکشنبه می‌رفتند آن‌ها را صید می‌کردند. یک دسته، سخت با این کار مخالفت می‌کردند و می‌گفتند با حکم خدا بازى نکنید! خدا می‌خواهد روز شنبه به این حیوانات کاری نداشته باشید. این کار حیله است! این کارها را نکنید! با خدا نمی‌شود شوخى کرد! نصیحتشان می‌کردند و آن‌ها را از منکر نهی می‌کردند. دسته سوم هم ساکت بودند، نه خودشان صید می‌کردند و نه به آن‌ها چیزى می‌گفتند.

پیغمبر آن قوم آن‌ها را نصیحت کرد که این کار را نکنید! این کار درستى نیست! خدا غضب می‌کند و شما را عذاب می‌کند! آن‌ها گفتند: ما که در روز شنبه ماهی صید نمی‌کنیم! بالاخره نصیحت پیغمبر را نشنیدند. خدا دو دسته از این قوم را به‌صورت میمون مسخ کرد؛ قُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِینَ![4] این دو دسته چه کسانى بودند؟ یک دسته کسانی بودند که این حیله را انجام می‌دادند و دسته دوم کسانى بودند که سکوت می‌کردند. تنها آن دسته‌ای که نهى از منکر می‌کردند انسان باقى ماندند.

آن‌هایی که سکوت می‌کردند به آن‌هایی که نهى از منکر می‌کردند می‌گفتند چرا بی‌خود وقتتان را صرف این‌ها می‌کنید و با این‌ها سروکله می‌زنید! لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا؟![5] رهایشان کنید! خدا بالاخره این‌ها را عذاب خواهد کرد. آن‌ها حرف شما را که گوش نمی‌کنند. پس براى چه بی‌خود با آن‌ها سروکله می‌زنید؟! لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ...؛ چرا موعظه می‌کنید ... آن‌هایی که نهى از منکر می‌کردند در پاسخ گفتند مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ؛ اینکه ما نهى از منکر می‌کنیم دو دلیل دارد؛ یکى اینکه ما پیش خدا عذر داشته و بگوییم ما حکم تو را برای ایشان گفتیم و به وظیفه خود عمل کردیم و دیگری این‌که شاید یک نفر هم هدایت شد. به‌هرحال، اگر یک نفر هم گوش کند لااقل همان یک نفر از عذاب نجات پیدا می‌کند. ما به این دو دلیل موعظه‌شان می‌کنیم و نهى از منکر می‌کنیم.

تنها کسانى از عذاب نجات پیدا کردند که نهى از منکر می‌کردند، اما آن‌هایی که روز شنبه آب در حوضچه‌ها می‌انداختند، به‌صورت میمون مسخ شدند. در این آیه آمده است که همه آن‌ها به‌صورت میمون مسخ شدند. یک جای دیگر دارد که جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ؛[6] هم به‌صورت میمون مسخ شدند و هم به‌صورت خوک. ولى در این آیات آمده که همه آن دو دسته، به‌صورت میمون مسخ شدند؛ قِرد یعنى میمون، قِرَدَةً یعنى میمون‌ها. قرآن می‌فرماید ما هر دو دسته را به‌صورت میمون مسخ کردیم، هم آن‌هایی که این کار را می‌کردند و هم آن‌هایی که سکوت کردند.

با احکام خدا بازی نکنید!

امروز هم حیله‌هایی نسبت به احکام شرعى اعمال می‌شود. بعضی‌ها رقص‌های حرام را انجام می‌دهند و اسم آن را حرکات موزون می‌گذارند! آیا با اسم عوض کردن، ماهیت کار عوض می‌شود؟! بعضى از موسیقی‌های ناصواب و مبتذل را اجرا می‌کنند و می‌گویند این موسیقىِ باستانى است! آیا وقتى موسیقی سبک باستانى نواخته شد حلال می‌شود؟! آیا با عناوینی مثل رقص محلى، موسیقى باستانى، آثار ملى، فرهنگ باستانى ایرانى حکم خدا عوض شده، حرام خدا حلال می‌شود؟! برخی ربا می‌خورند و نام آن را کارمزد می‌گذارند! آیا با عوض کردن اسم، این حرام خدا حلال می‌شود؟!

خدا می‌گوید ربا خوردن جنگ با خداست، اما این‌ها می‌گویند چون اسمش را ربا می‌گویید جنگ با خداست ولی وقتى اسمش کارمزد شد صلح با خدا می‌شود! مگر ماهیت چیزى با اسم عوض کردن تغییر می‌کند؟! این‌ها بازى با احکام خداست! همان بازی‌ای که بنی‌اسرائیل در صید ماهى کردند و به این مسخ مبتلا شدند. منتها خداوند متعال فرموده این عذاب‌ها شامل حال امت آخرالزمان نمی‌شود و عذاب ‌‌آن‌ها به روز قیامت می‌افتد وگرنه استحقاق این‌ها براى مسخ شدن به‌صورت خوک، صدبار بیشتر از آن‌هاست!

امر به معروف و نهی از منکر، هدف قیام امام حسین‌علیه‌السلام

ما باید اول، اسلام را خوب یاد بگیریم؛ دوم، خوب به آن عمل کنیم؛ سوم، سعى کنیم دیگران را به عمل کردن به معارف آن، وادار کنیم. اصل نهضت حضرت امام‌رضوان‌‌الله‌‌علیه به‌عنوان نهى از منکر بود. قیام حضرت سیدالشهدا‌علیه‌‌السلام براى نهى از منکر بود. حضرت فرمودند:... أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ؛ من براى امر به معروف و نهى از منکر قیام کردم.

شما از همین دوران نوجوانى و جوانى باید خودتان را آماده کنید براى این‌که در راه اجراى احکام الهى قاطع باشید. هم خودتان خوب عمل کنید و هم برای جلوى‌گیری از فساد آماده باشد وگرنه میراث انبیا از بین خواهد رفت، خون‌های شهدا پایمال خواهد شد و خود ما هم مستحق عذاب خواهیم شد. العیاذ بالله! خدا چنین روزى را نیاورد؛ اما نیامدن چنین روزی در گرو رفتار من و شماست. دیگر از ما که گذشته و الآن دوران شماست.

فاصله گرفتن از اسلام، ریشه بسیاری از آسیب‌ها

اگر متعهد به احکام اسلام بودید، اگر به اسلام عشق ورزیدید، اگر اسلام را خوب یاد گرفتید، و خوب عمل کردید و خوب ترویج کردید تا دیگران عمل کنند، روزبه‌روز بر عزت و سرافرازی‌تان افزوده می‌شود، نعمت‌های دنیایتان بیشتر می‌شود، صلح و آرامش برای شما بیشتر می‌شود، برکات خدا بر شما بیشتر نازل می‌شود و سعادت ابدى هم براى شما ثابت خواهد بود، اما اگر خدایى ناکرده کوتاهى کنید این‌ها روزبه‌روز و آرام‌آرام کم می‌شوند؛ برکت‌ها کم می‌شوند، گرانی‌ها به بهانه‌ای زیاد می‌شوند، آرامش‌ها و امنیت‌ها از بین می‌روند، ناامنی‌ها فراوان می‌شوند، فحشاءها زیاد می‌شوند، خانواده‌ها متلاشى می‌شوند، بین زن و شوهرها اختلاف می‌افتد، بچه‌ها از خانه‌ها فرار می‌کنند! مگر فساد چیست؟! مگر عذاب چیست؟! همه فسادها و عذاب‌ها به خاطر این است که ما از اسلام فاصله می‌گیریم.

پروردگارا! تو را به عزت و جلالت قسم می‌دهیم به همه ما توفیق بده که اسلام را بهتر بشناسیم!

به ما توفیق بده که بهتر به آن عمل کنیم!

به ما توفیق بده که اسلام را به دیگران بهتر بشناسانیم و سعى کنیم که احکام اسلام در جامعه خودمان و بعد در سایر جوامع اجرا شود!

بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ

[1]. انفال، 42.

[2]. شمس، 14.

[3]. اعراف، 163.

[4]. اعراف، 166.

[5]. اعراف، 164.

[6]. مائده، 60.

 

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
هر اقدامی که موجب سرخوردگی مردم شود، کمک به دشمن است
اقتصادهایی که کوچک می‌شود؛ از رژیم صهیونیستی تا اروپا
مرغ و روغن،در صدر گرانی‌ها
آغاز آیین سی‌وهفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)
انتشار تصویر ویژه از رهبر انقلاب در کنار امام شهید
سخنگوی سپاه: خطای پاتریوت‌های آمریکا عامل تخریب ترمینال مسافربری فرودگاه کویت است
نیروی دریایی ارتش یک ناوشکن آمریکایی را هدف قرار داد
توصیه گوترش به آمریکا و ایران به ادامه روند دیپلماسی
حمله توپخانه‌ای رژیم صهیونیستی به خاک سوریه
امیر قطر و ترامپ تلفنی گفت‌وگو کردند
طارمی در گفت‌وگو با الجزیره: میزبان جام جهانی باید قوانین را رعایت کند
ادعای ترامپ: مذاکرات خیلی خوب پیش می‌رود!
تقابل تیم ملی با حریف ۱۰۰ هزار دلاری
ادامه توافقات بدون ضمانت و بی اثر در لبنان
ترامپ نتانیاهو را تهدید به زندان کرد
آمریکا از توافق اسرائیل و لبنان برای برقراری آتش‌بس خبر داد
اینفوگرافیک: آداب، اعمال و توصیه‌های مهم برای عید غدیر
چاوشی، تختی، چمران و دیگران روی دیوارنگاره میدان ولیعصر
ادعای رسانه‌های معاند علیه خضریان کذب محض است / دانشجویی که مطلب دروغ منتشر کرده اخراج آموزشی شده است
تجدید میثاق ملت با رهبر انقلاب
در تشخیص اولویت‌های مردم و انقلاب، در پی خشنودی نائب امام زمان(عج) هستیم
تاریخ امتحانات دانشگاه تهران تغییر کرد
تفاوت پذیرش مشروط و پذیرش قطعی دانشگاه ها چیست؟
افزایش حقوق اعضای هیأت علمی یک ضرورت ملی است
برنامه ریزی دانشگاه امیرکبیر برای اسکان دانشجویان در خوابگاه‌ها
تکمیل فرایند اسکان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۸۰ درصد تولید علم کشور در اختیار ۲۰ دانشگاه/ اختصاص ۱۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار پژوهشی
آغاز ثبت‌نام آزمون دستیاری دندانپزشکی از ۱۸ خرداد +جزئیات
ضرورت توجه شورای عالی انقلاب فرهنگی به الزامات جدید حوزه آموزش عالی
در پی حادثه تیراندازی در دانشکده دندانپزشکی قزوین دو دانشجو کشته شدند!
مهلت ثبت‌نام کارشناسی ارشد بدون آزمون فرهنگیان تا ۱۵ خرداد
تقویم آموزشی و زمان‌بندی امتحانات دانشگاه شهید بهشتی اعلام شد
مهلت ثبت‌نام کارشناسی ارشد پردیس بین‌المللی کیش دانشگاه صنعتی امیرکبیر تمدید شد
امتحانات دانشگاه الزهرا (س) حضوری برگزار می‌شود
اعلام نتایج اولیه دعوت به مصاحبه بدون آزمون دکترای تخصصی دانشگاه آزاد
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top