تاریخ انتشار: یکشنبه 1403/10/23 - 13:49
کد خبر: 527444

کتاب «خیلی محرمانه» خواندنی شد

 کتاب «خیلی محرمانه» خواندنی شد

شهر جای ماندن نبود و هر روز اوضاع خراب‌تر از قبل می‌شد. من همۀ این اتفاقات را مشاهده می‌کردم و خبرهای لازم را به ستاد فرماندهی گزارش می‌دادم. درست یادم نمی‌آید چه تاریخی بود؛ اما یک روز بعد از نماز صبح، صدای یک هواپیمای جنگنده را شنیدم.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کتاب «خیلی محرمانه» (خاطرات شفاهی حسن تابان‌منش از دوران کودکی تا پایان مأموریت در مصر) است که فاطمه ملکی آن را نوشته و به تازگی توسط «انتشارات ۲۷ بعثت» در ۳۷۵ صفحه به چاپ رسیده است.

حسن تابان‌منش از مسئولان امنیتی در نهادهای مهمی چون وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران بود که بیش از ۳۰ سال از عمر خود را در راه مبارزه با سازمان منافقین و حزب توده و گروه‌های چپ گذراند؛ همچنین در سال‌های جنگ و بعد از آن، در مأموریت‌های خارج از کشور حضوری فعال داشته است.

فعالیت‌های او از اتحادیۀ انجمن اسلامی دبیرستان‌ها و هنرستان‌های شیراز آغاز شد و ورود او به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. او پس از ورود به سپاه و گذراندن دوره‌های آموزشی و تخصصی، به مبارزه علیه سازمان منافقین و حزب توده پرداخت.

با شدت گرفتن فعالیت‌های ضدانقلاب کومله و دموکرات در کردستان، راهی کردستان شد و پس از دو سال خدمت صادقانه و شجاعانه برای مأموریتی به‌مراتب سخت‌تر، راهی کشور لبنان شد. لبنان در آن برهه، آبستن حوادث بسیاری بود و حضور او در سِمت‌های گوناگون، تأثیر به‌سزایی در روند فعالیت‌های جبهۀ مقاومت گذاشت.

نویسنده در مقدمۀ کتاب آورده است: «این کتاب نتیجۀ ۲۳ جلسه (بیش از ۴۰ ساعت) مصاحبۀ اولیه و ۲۶ جلسه (بیش از ۴۵ ساعت) مصاحبۀ تکمیلی و چهره‌به‌چهره‌ام با آقای تابان‌منش است. در متن حاضر تلاش کرده‌ام از خیال‌پردازی و تصویرسازی‌های غیرواقع به‌منظور جذابیت بیشتر خاطرات پرهیز کنم؛ بنابراین در خط‌ به‌خط متن حاضر پایبند به کلام راوی بوده‌ام و برای کشف جزئیات بیشتر، گفت‌وگوهای جزئی‌تری با ایشان انجام داده‌ام.

این کتاب مانند بسیاری از کتاب‌های امنیتی با چالش‌های زیادی روبه‌رو بوده است. در بخش‌هایی از کتاب به‌لحاظ امنیتی از نام جهادی یا فقط از اسم کوچک برخی شخصیت‌ها استفاده کرده‌ام. همچنین به‌دلیل جاری ‌بودن بعضی از مسائلِ امنیتی، از شرح جزئیات بعضی از عملیات‌ها خودداری کرده‌ام.»

در برشی از کتاب «خیلی محرمانه» می‌خوانیم:

درگیری میشل‌ عون با سوریه تمامی نداشت. نیروهای سوریه با تانک و نفربر و تجهیزات به‌سمت بیروت حرکت کردند و به نزدیکی جبل رسیدند. از جبل تا بیروت فاصلۀ زیادی نبود. خبر رسید نیروهای سوری می‌خواهند از جنوب بیروت به کاخ بعبدا برسند.این کاخ مقر میشل ‌عون بود.

هم‌زمان فرانسه ناو کلمانسو را به سواحل لبنان فرستاد و تهدید کرد: «اگر نیروهای سوریه پایشان را به بیروت بگذارند، ما شدیداً پاسخ می‌دهیم.» با اعلام جنگ فرانسه، سوری‌ها عقب‌نشینی کردند و در بقاع غربی مستقر شدند. آتش جنگ فروکش نکرد.

جاهای مختلف را بمباران می‌کردند. میشل ‌عون هر روز مردم را جمع می‌کرد و علیه سوریه و نفوذشان در لبنان سخنرانی می‌کرد. از طرف دیگر هم نیروهای حزب‌الله و حرکت اَمل اعتراض می‌کردند که میشل ‌عون اسرائیل را رها کرده و با آن‌ها نمی‌جنگد. عملاً کشور رها شده بود و هر کسی کار خودش را می‌کرد. برق و آب همچنان قطع بود و یک ‌سالی می‌شد که شهرداری دست به نظافت خیابان و کوچه‌ها نزده بود. زباله‌ها در خیابان‌ها تلنبار شده بود و بوی نامطبوعی در هوا پخش می‌شد.

شهر جای ماندن نبود و هر روز اوضاع خراب‌تر از قبل می‌شد. من همۀ این اتفاقات را مشاهده می‌کردم و خبرهای لازم را به ستاد فرماندهی گزارش می‌دادم. درست یادم نمی‌آید چه تاریخی بود؛ اما یک روز بعد از نماز صبح، صدای یک هواپیمای جنگنده را شنیدم.

من به‌تازگی خانواده و مادرم را با خودم به بیروت آورده بودم و موقتاً در خانۀ یکی از دوستان ساکن شده بودیم. از محبوبه و مادرم خواستم آرامش خودشان را حفظ کند. آن‌ها را در خانۀ دوستم و یک جای امنی گذاشتم و تصمیم گرفتم به‌سمت محل کارم بروم. گفتم: «من می‌رم پرس‌وجو کنم و ببینم چه خبر شده.» محبوبه و مادرم ترسیده بودند. گفتند: «نرو… خطرناکه!» گفتم: «چیزی نمی‌شه، باید برم.» از خانه بیرون زدم. بوی باروت همه‌جا را گرفته بود و مردم به زیرزمین‌ خانه‌شان رفته بودند. در فضا گلوله بود که ردوبدل می‌شد.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
تضعیف رسانه خودی، خالی کردن میدان برای روایت دشمن / امروز میدان اصلی، میدان خدمت است نه میدان امتیازگیری جناحی
 نماینده چین: از شورای امنیت برای تسویه‌حساب سیاسی علیه ایران سوءاستفاده نکنید
فیلم | ۳ مخزن بزرگ نفتی در جازان عربستان سوخت
رویترز: ۸ جنگنده و یک هواپیما در حملات شب گذشته ایران به پایگاه آمریکا در اردن آسیب دیدند
فیلم | روایتی از آنچه در اسفندماه در دانشگاه شریف گذشت / «سازمان‌یافته‌ و هماهنگ؛ با یک نماد و در یک روز»
قیمت نفت برنت به ۱۰۵ دلار در هر بشکه رسید!
تسلط انصارالله بر دریای سرخ در حال افزایش است
دستگیری ۳ نفر از عوامل درگیری خوابگاه دانشگاه سمنان
ضربه کاری به دشمن با توان موشکی نوین و اشراف اطلاعاتی 
نتیجه قطعنامه ضدایرانی شورای حکام تسریع توسعه فناوری هسته‌ای خواهد بود
محل جانبازی رهبر معظم انقلاب، امروز میزبان مصحف‌های مقاومت شد
۱۰ هزار دانشجو راهی حج عمره می‌شوند
خونخواهی یک مکتب و سبک برخورد با طاغوتی‌ست که می‌خواهد شیعه را از میان بردارد
ایران، روسیه و چین: قطعنامه غرب فاقد مبنای حقوقی است
سهم ایران از خزر به زیر ۴ درصد کاهش می‌یابد؟
راهنمای جامع خرید و بهینه‌سازی استیرر آزمایشگاهی؛ از مکانیسم‌های مغناطیسی تا حل چالش‌های حرارتی آزمایشگاه
بهترین کفپوش برای بخش‌های مختلف خانه؛ پارکت لمینت یا SPC؟
صفر تا صد واردات کالا؛ راهنمای کامل واردات از خرید تا ترخیص
پودر شب‌تاب در رزین؛ آموزش ترکیب و اجرای صحیح
راهنمای آشنایی با فارکس برای دانشجویان و معامله‌گران تازه‌کار
آیا فرش مواد حساسیت زا را در خود نگه می دارد؟
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top